ماجراهای خواستگاری

ماجراهای خواستگاری

این وبلاگ در مورد خاطرات خواستگاریای من هست
و امیدوارم به درد کسانی که میخوان ازدواج کنن بخوره
و تجربه ایی براشون باشه
سعی میکنم وبلاگایی رو لینک کنم که مطالبش مفید ،پر محتوا ، آموزنده و مرتبط با موضوع وبلاگ باشه.پس لطفا اگه وبلاگتون شامل این خصوصیات نیست ازم درخواست لینک نکنید.قبلا از این بابت عذرخواهی میکنم

فعلا به دلیل نداشتن مورد خواستگاری هفته ای یک بار فالبداهه نویسی میکنم

فقط نظراتی رو تایید میکنم که احساس کنم نیاز به تایید شدن دارند

همچنین به دلیل رک و شوخ طبع بودن بنده،اگه جنبه شوخی ندارید لطفا وارد نشوید

اگه هم مطالب این وبلاگ به مذاقتون سازگار نبود ممنون میشم از ضربدر سمت راست استفاده کنید و بیش از این خودتون و من رو مورد عنایت قرار ندید

متشکرم که با صبوری منو همراهی کردید

پیوندها

یادی از دوستان

پنجشنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۵، ۰۵:۲۶ ب.ظ


میخوام یادی از دوستای خیلی قدیمی بکنم که نمیدونم چرا دیگه پیداشون نیست.آیا هنوز میان اینجا؟آیا نمیان؟به هر حال اگه میان و میخونن یه اعلام حضوری بکنن بد نیست نمیخوام مجبور به کامنت گذاریه دائمی بشن.چون شاید بعضیا بعد یه مدت از این کامنت گذاشتنا خسته بشن و فراری.


alias (الیاس)

مرضیه

یزدان

آویژه

نسترن

مریم(دلتنگ)

دختر مهر

سپیده 21

مهدیس

کتی

ریحانه

spotlight) Fateme)

به روشنی یک لبخند :)
احسان
مونالیزا

امیراحسان

shila

مانا

ساحل

ساتین

ماهی سیاه کوچولو

jijmaleman




و اما بد نیست از دوستای همیشگی و پایه ثابت کامنتا هم یادی کنیم :



اعظم46

زری

سها

دریا

مهسا

ندا

مهرا

سانیا

ویدا

ی دوست

Mina

MAH

مهربانو

ساناز

دلقک

Fateme

نازی

طلوع ماه

Amir

میترا

و ...



اگه کسی از قلم افتاد ببخشید







۹۵/۰۵/۱۴
✿✿ یاشل ✿✿

نظرات  (۱۵)

دوست جدید نمیخوای؟!الان داشتم واسه مامانم تعریف میکردم ک همچین جایی با شما آشنا شدم و میگفتم خیلی جالبه ک انقدر احساس نزدیکی بین آدمایی ک ندیدی و نمیشناسی بوجود میاد،ب قول دوستان:کارا خداس،ههههههه
پاسخ:
چرا نخوام؟فقط ظاهرا تو تو خود شهر اصفهان نیستی
من تا الان با کسی از طریق این وب بیرون آشنا نشدم.میترسم با کسی اینطوری آشنا شم .فقط دو تا دوست مشهدی رو زیارت کردم
آره والا.منم این دوستانو با اینکه ندیدم ولی حسشون میکنم .تو زندگیم حضور دارن
سلام 
ممنون که اسم منم اوردی
خوشحالم که دوستی مثه تو دارم
امیدوارم دوستای قدیمیت هم یکی یکی بیان و روشن شن.
پاسخ:
سلام عزیزم
خواهش
هرچند از دوستای اخیری ولی دیدم نسبتا فعالی 
منم خوشحالم.چون دوستای ثابت همیشه به آدم روحیه میدن
دوس داشتم اونا هم اقلا هر از گاهی بیان ولی خب شاید دیگه از من خوششون نمیاد
کامنتای بعدیتونم خوندم.خیلی خوشوقتم.چقدر خوبه که همه چی آرومه.فقط من اون شهرتونو نفهمیدم.آخه نمیدونستم به این اصطلاح کدوم شهره.که تو گوگل زدم دیدم.ولی این شهر با ما زیادم همسایه نیستا یکم فاصله داره.حالا نمیدونم درست فهمیدم؟!
۱۵ مرداد ۹۵ ، ۱۶:۲۷ ماهی سیاه کوچولو
یاشل جونم، سر می زدم این مدت بهت عزییییییییزممم
پاسخ:
آره ولی خب فکر کردم نیستی
تازه شماها دو تا بودین اون یکیتون دیگه اصلا پیداش نیست
۱۵ مرداد ۹۵ ، ۱۸:۰۲ ستاره باران
من قبلنا تو بلاگفا دوست وبلاگی خیلی داشتم ولی الان تقریبا از همشون بی خبرم :(
پاسخ:
بلاگفا که نابود شد ولی تقریبا همه همدیگه رو پیدا کردن
شاید هر جایی نیاز به زمان داره تا جا بیفتی
بیانم خیلی گروهای دوستی داره من میبینم بعضیا خوب همو پیدا میکنن اینو از اون دنبال کننده گانشون میشه فهمید
سلام یاشل جان :)
خوووبی ؟؟؟
اسممو بین دوستای همیشگی دیدم کلی خوش حال شدم :)))
هر چند الان منم یه خرده از فضای وبلاگ نویسی دور شدم و چند وقته اصلا وقت نوشتن ندارم حسابی درگیر پروژم شدم ولی همیشه سعی میکنم وبلاگ دوستامو بخونم ...
مرسی که منو جزو دوستات می دونی :*
پاسخ:
سلام عزیزم
تو هم یه مدت همیشه بودی ولی خب این اواخر کم پیدا شدی گذاشتم به حساب مشغله دیگه
به پروژه ت برس دختر.اینجا فقط واسه تفریحه
خواهش عزیزم.تو هم ببخش که من زیاد سر نمیزنم

علیک سلام یاشل جان
پاسخ:
سلام سلام بانو
خخخ منظورم استان کرمان بود.مگه نشنیدی که میگن:
هرچند که از روی کریمان خجلیم
غم نیست که پرورده ی این آب و گلیم
در روی زمین نیست چو کرمان جایی
کرمان دل عالم است و ما اهل دلیم!
خوب استان ما رو نقشه با استان,شما همسایه,است دیگه
خیلیم اروم نیست همه چی.خودم حس میکنم افتادم تو ورطه ی,تکرار و روزمرگی.
احساس خستگی و بی حوصلگی میکنم یاشل.
در ضمن من هروقت بتونم بهت سر میزنم هروقت نبودم بدون گرفتارم خخخخخ
پاسخ:
آهان خب من نشنیده بودم دیگه حالا شنیدم
به به به این شعر زیبا
راستش رو نقشه رو که دیدم استان یزد بین استان ما و شماست و واسه همین میگم همسایه مرزی نیستیم .ولی تقریبا نزدیکیم
به نظرم زندگی همش همینه.تکرار و روزمرگی.خودمون باید تغییر ایجاد کنیم.من دوس داشتم هر چند سالی به یه شهری واسه زندگی سفر میکردم تا تنوع تو زندگیم ایجاد شه.یا حتی به خونه عوض کردن هر چند سال خیلی علاقه دارم.باید خودت تنوع ایجاد کنی.اما همینکه زندگیت روتینه و عقب نیستی خودش ارزش داره.ببین من بزرگتر از توام هنوز نه ازدواج کردم نه هیچی.
ممنون عزیزم لطف داری به من
اسم من بود ممنون عزیزم
پاسخ:
خواهش عزیزم
بیا بیوگرافی هم بده من چیزی ازت نمیدونم
سلام یاشل جون دوست خوبم.
پاسخ:
سلام عزیزم 
عه پس همسایه نیستیم من اشتباه کردم
منم انقد دلم مسافرت میخواد ولی شرایطش جور نیست
مشکلات مالی هم که غوز بالا غوز .اصن کی میگه پول, خوشبختی نمیاره خیلیم میاره خخخ ولی جدا ازشوخی  پول هم لازمه برای داشتن ارامش البته در حد معمول نه زیادیش.من به این نتیجه رسیدم.
بعضی وقتا فک میکنم با وجود بچه ها از همه چی افتادم نه کلاسی میتونم برم نه مهارتی نه هنری نه سرگرمی... بعد فک میکنم اگه خدا به ما بچه نمیداد زمین و زمانو بهم میریختم برای یه بچه.ولی الان که دارم شکر گزار نیستم.کلا ما همش به فکر نداشته هامون هستیم هیچوقت خدارو برای داشته هامون شکر نمیکنیم.
تو هم انشاالله با یه ازدواج خوب  و برنامه ریزی به همه ی اهدافت میرسی.از هیچیم عقب نیستی. این  حرفا رو نزن دختر خوب.
دعا کن منم از این روزا بگذرم و حالم بهتر بشه...
پاسخ:
به نظرم اگه کسی بخواد یه شغل خوب داشته باشه تا بچه ها نیومدن و دست و بالشو نبستن باید اونو پی ریزی کنه وگرنه بعدش سخت میشه.اگه شمام قبلش یه شغل هرچند ساده داشتی شاید الان هم به اون پول میرسیدی و هم بلاخره با بچه ها یه جوری کنار میومدی.ولی واقعا داشتن دو تا بچه کوچیک تو سن کم(منظورم سن خودته)خیلی سخته.من بعضی وقتا از این آزادی که دارم خوشحال میشم.حتی اینقدر آزادم که بعضی وقتا که تنبل میشم مجبور نیستم به فکر ناهار خونه باشم و مامانم هست.یعنی از هفت دولت آزاده آدم تو مجردی
سفر که هم روحیه میده هم پولاتو میگیره.واقعا کاش سفر برابر با کسر پول نبود اونوقت خوب بود.
امیدوارم یه روز خوب بیاد ما رو از زندگی راضی کنه خخخخ
چرا منو ننوشتی خو؟؟؟؟؟؟؟؟:((
پاسخ:
آخه تو که هر از گاهی سر میزنی.کاملا که ناپدید نشدی
واسه همین ننوشتم.این دوستان که میبینی کلا دیگه نیومدن 
۱۶ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۵۰ ماهی سیاه کوچولو. مائده
آره دوتا بودیم فکر کنم. کجاس یعنی؟؟خخخ
پاسخ:
نمیدونم.وبشو ندارم خبری ازش ندارم خیلی وقته
۱۶ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۲۶ به روشنی یک لبخند
سلاااااااااااااااام عزیزمممم . وای بعد مدت ها اومدممممممممممممم
چه قدر خوشحال شدم و ذوق کردم به یادم بودییییییییییییییی
مرسی از قلب مهربونت
باور کن منم همش به یادتم وقتی نمیام واقعا وقت نمیکنم
یه بارم با گوشی اومدم نشد نظر بزارم سخت بود.
همیشه شاد و خندون باشی گلممممممممممممممم
پاسخ:
سلام عزیزم
خب تو هم کم کم غیب شدی خخخخ
ممنون میدونم بلاخره گرفتاری حتما
تو هم همینطور بووووس 
سلام عزیزم ممنون که به یادم بودی
مدام میخونمت ولی نمیرسم کامنت بزارم ایکون خجالت
درگیر کار و پایان نامه ارشد شدم مرسی از همه مهربونیت
پاسخ:
سلام خانومی
معلومه خیلی سرت شلوغه چون تو وب خودتم نمینویسی
به سلامتی ایشالا ارشدتم بگیری .فعلا درس مهمتره
سلام بعد از مدتها - فک کنم یک سال میشه اومدم یه سر به وبلاگت بزنم ببینم عروس شدی یا نه
چیکار می کنی
از اینکه منو به عنوان یک دوست نام بردی خیلی خوشحال شدم
ایشالا دفعه بعد که میام حتمن عروس شده باشی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">