ماجراهای خواستگاری

ماجراهای خواستگاری

این وبلاگ در مورد خاطرات خواستگاریای من هست
و امیدوارم به درد کسانی که میخوان ازدواج کنن بخوره
و تجربه ایی براشون باشه
سعی میکنم وبلاگایی رو لینک کنم که مطالبش مفید ،پر محتوا ، آموزنده و مرتبط با موضوع وبلاگ باشه.پس لطفا اگه وبلاگتون شامل این خصوصیات نیست ازم درخواست لینک نکنید.قبلا از این بابت عذرخواهی میکنم

فعلا به دلیل نداشتن مورد خواستگاری هفته ای یک بار فالبداهه نویسی میکنم

فقط نظراتی رو تایید میکنم که احساس کنم نیاز به تایید شدن دارند

همچنین به دلیل رک و شوخ طبع بودن بنده،اگه جنبه شوخی ندارید لطفا وارد نشوید

اگه هم مطالب این وبلاگ به مذاقتون سازگار نبود ممنون میشم از ضربدر سمت راست استفاده کنید و بیش از این خودتون و من رو مورد عنایت قرار ندید

متشکرم که با صبوری منو همراهی کردید

پیوندها

نمیشه یه بار عنوان ندم؟

جمعه, ۲۵ تیر ۱۳۹۵، ۰۷:۵۰ ب.ظ

بعضی وقتا هست دلم میخواد خیلی چیزا بنویسم.از خیلی اتفاقا و آدمای اطرافم ولی این محافظه کاریه اجازه نمیده.چقدر بده نتونی راحت حرفای دلتو بزنی و همیشه ترس از شناخته شدن داشته باشی.کاش میشد راحت بود .کاش

این پستم از همون درهم و قر و قاطیاس.تمرکز ندارم که راجع به یه موضوع خاص بنویسم.

تو خونه ی ما هر دفعه تب یه چیزی میگیره.قبل از عید یهو بابام که پای ثابت تلویزیونه، یکی از این شبکه های مسابقه های فضایی که میلیونی جایزه میدادن رو پیدا کرد.بعد جوگیر شد که بیاین زنگ بزنین من جوابشو میدونم.من از خیلی قبلتر این مسابقه ها رو دیده بودم ولی هیچوقت حوصله نگاه کردنشونو نداشتم و سریع کانالو عوض میکردم.چون کلا به هیچ مسابقه ای اعتماد ندارم و تا حالا جز یکی دو جا تو هیچ مسابقه ای شرکت نکردم(البته تو یکی از اونا که شرکت کردم برنده شدم).

خب چون من حسم این بود اصلا برنامشو نمیدیدم.ولی وقتی بابام گفت یه نگاه گذرا به مسابقه ش کردم و گفتم اینا سرکاریه.اصلا از جایی هم خبر نداشتم که مثلا دونسته بگم.بعد داداشم چندباری شمارشو گرفته و گفته بود اشغاله.چند روزی اینا درگیر این مسابقه بودن و خواهرمم گفته بود ما هم میگیریم اشغاله.دیگه بابام اکثرا شبا مینشست و این مسابقه ها رو تماشا میکرد.نمیدونم چرا اینقدر به این مسابقه ها علاقه پیدا کرده بود .احتمالا چون فضای شادی داشت و یه دختر / پسرباحال هم اجراش میکرد و جواب سوالا هم آسون و ... خلاصه تو عید پسر داییم اومد خونمون و من ازش سوال کردم و اون گفت اینا کلک مخابراته و بوسیله همون تماسای اشغالی پول میفته واسه مخابرات.بعد از اونم خودم همراه با پدر گرامی تو یکی از این اخبارا دیدیم که همینو گفت، و اینکه مخابرات هم با اینکه میدونه این شبکه ها کلاهبرداریه ولی جلوشو نمیگیره و یه بچه قبض تلفن خونشون بخاطر این تماسا 82 میلیون ! (الله اعلم) شده بوده که پدرش بعد از پیگیری میفهمه داشته مدام به این شبکه ها و مسابقه های کذایی زنگ میزده.

خب حالا از این موضوع که بگذریم تب مسابقه ها بعد از یکی دو ماه از خونه ما رخت بر بست ولی الان جدیدا بواسطه خواهر بزرگه و داماد گرامی ، تب دکتر علی اکبری در خونه ی ما حاکمه که اومدن زدن کانالا رو هم ترکوندن و ما الان به جز این شبکه و چندتایی خارجی شبکه های قبلی ایرانی رو نداریم،و بدتر از همه مامانم که مخالف سرسخت ماهواره بود حالا چون این شبکه دعا و مناجات میخونه عاشق این شبکه شده و مدام داره میبینه و میشنوه.خب راستش من زیاد از این دکتر علی اکبری چیزی نمیدونم و با سرچ یه چیزایی مختصر فهمیدم ولی در صورتیکه واقعا ایشون انرژی داشته باشه و کارش درست باشه بازم دلیل نمیشه ما 24 ساعت علی اکبری ببینیم و گوش بدیم که ! خدا تب بعدی رو بخیر کنه


حالا یکم برگردیم به حال و هوای ماه رمضون و سریالاش .منو که میشناسین دیر دوزاریم میفته (کنایه از دیرتر از وقوع داستان تعریف کردن).البته همون زمانا میخواستم بگم حسش نبود.اگه این سریال برادر رو کامل قسمتاشو دیده باشید با وضعیت بازیگر ناصر تو این سریال آشنا هستید.من وقتی یه فیلم و سریالی میبینم اگه شخصیتای اصلی به من و زندگیم شبیه باشن باهاشون همذات پنداری میکنم.تو این سریال من بعضی جاها با ناصر و بعضی جاها با مسعود همذات پنداری میکردم(منحرف نشیدا خخخخ)

خب شاید عجیب باشه که اونا پسرن ولی شخصیت آدما پسر و دختر نداره.اون جاهایی که ناصر تو یه خانواده ی ساده و سنتی و خیلی معمولی گیر افتاده بود و خودش از نظر ظاهر و شخصیت با خانواده ش فرق داشت مثل من بود .خیلی وقتا از اینکه با بقیه اعضای خانوادم از خیلی جهات فرق دارم و این تفاوت خیلی زیاده و قابل تشخیص که حتی از دیگران هم میشنوم میفهمم چقدر ازدواج کردن افرادی مثل من سخته.چون نمیدونن با کسی شبیه خانواده و مطابق میله اونا باید ازدواج کرد یا با کسی شبیه و مطابق میل خود ؟معمولا اینجور افراد میرن سمت شخصی شبیه خود و از اینجا باید با دو خانواده بجنگن تا شاید بتونن پیروز میدون بشن.

خب همذات پنداریه من با آقا مسعود قصه فقط اونجایی بود که دو برادر روبروی هم قرار گرفتن و دعواشون شد.دقیقا چنین صحنه ای رو البته منهای شخص سوم که تو این فیلم نازی بود من داشتم.زمانی که خواهر کوچیکترم که بسیار از لحاظ عاطفی بهم نزدیک بودیم و همه جا با هم بودیم رو یه فرد سومی که الان شوهرشه از من جدا کرد و حتی کاری کرد که خواهر من تو روی من که بزرگتر و راهنمای زندگیش بودم بایسته و باهام بخاطر اون تندی کنه.از اونجا دقیقا میتونستم حس غرور خرد شده ی مسعود رو در برابر شخص سوم درک کنم، و از اونجا خواهرمو برای همیشه گذاشتم از زندگیم کنار.چون متاسفانه دلم راحت با کسی صاف نمیشه.شاید بعدها اون خیلی احساس پشیمونی کرد و با پیام خواست از دلم در بیاره ولی بخاطر مصلحت زندگیش تصمیم گرفتم ازش فاصله بگیرم تا زندگیشو بکنه.چرا که منم مثل مسعود، دلسوزیای خاص خودمو داشتم که با منش فرد سوم جور در نمیومد و مدام باعث کنتاکت میشد.


اوه اوه چه تراژدی شد بریم یکمم بخندیم 


یکم از این روزا بگم که از بیکاری مغزم پیشنهادای خنده دار میده.مثلا تصمیم دارم هر شغلی که یکم بشه بهش فکر کرد رو امتحان کنم .من تجربه امتحان کردن شغلای مختلفو داشتم.اگه بخوام بگم شاید بهم بخندین ولی بعضی شغلا رو حتی شده یه روز هم امتحان کردم تا دنیا رو بهتر بشناسم.این بخش از زندگیم شاید از اون حس شیطنت و کنجکاویه من بر میاد که شاید خوب باشه و شایدم بد ولی من دوسش دارم.


الان اینا رو بگم بهم نمیخندین که ؟؟ هان ؟


مشاغلی که تا بحال افتخار تجربشو داشتم خخخ : قالیبافی 2 ماه در زمان نوجوانی-وردست خیاط زنونه در زمان دیپلم-وردست و چرخکار تولیدی زنونه به مدت 3 ماه بعد از دیپلم-اپراتور اداره پست مرکزی به مدت سه ماه-ویزیتور تلفنی به مدت یه هفته-کار در آشپزخانه رستوران برای کاراموزی به مدت 5 روز-فروشنده مانتوفروشی اقوام به مدت یک هفته-یه هفته کار طراحی در عکاسی-یه هفته کارآموز میکس فیلم عروسی در شرکت عکس و فیلم -یه هفته کارآموزی در آژانس هواپیمایی-چند سال منشی تو اصناف مختلف  و این آخری که دارم تجربه ش میکنم بازاریاب حضوری هست.کاری که همیشه ازش متنفر بودم و فرار میکردم.کلا سعی دارم کارایی که ازشون فرار میکنمم تجربه کنم تا تنفرم برطرف شه خخخ (مثل کار تو کارخونه که بعدها برام راحت شد)تازه یکی دو تا شغل دیگه م هست که تو فکر تجربشم.بعضی از این مشاغلو برحسب موقعیت و شرایط زمان تجربه کردم وگرنه هدفم موندگاری درش نبوده.این آخری رو هم بخاطر شرایط الانم که کار پیدا نمیکنم برگزیدم اقلا از هیچی بهتره.تازه کلیم فانه.شاید بعدها از تجربیاتش واستون گفتم

 الان یاد ندا تو منو تو در برنامه ی چرا که نه افتادم.یه جورایی مثل اون دوس دارم هر شغلیو واسه یه مدت کوتاه تجربه کنم 

میدونم اینهمه از این شاخه به اون شاخه پریدن خوب نیست ولی من چون مشاور خوبی نداشتم و در مورد مشاغل هم بی تجربه بودم مجبور بودم امتحانشون کنم و اگه مناسبم نبود رهاشون میکردم.اون یه هفته ایا از همون نامناسبا بودن که وقتی میرفتم میفهمیدم با شرایط و روحیات من سازگار نیست و بیشترین شغلی که توش دووم اوردم همون منشی یا کارمند دفتری بود.اگه زمان تحصیل بازیگوش نبودم و یه رشته خوب میخوندم و ادامه میدادم حتما الان یه شغل دندونگیر و با پرستیژی داشتم ولی افسوس و صد افسوس دیگه دیره دیگه دیره 

از جمله مشاغلی که الان دوس داشتم داشته باشم وکیل-پزشک-حسابدار-بازیگر-مهندس یه رشته ی لطیف خخخ هست که تقریبا شغلای رده بالایی هست و تلاش زیادی رو میطلبه.

با احترام به این مشاغل، از شغلایی مثل فروشندگی -صندوقداری-بازاریابی هم بخاطر جو جامعه اصلا خوشم نمیاد ولی همه رو به مدت کوتاه انجامش دادم.البته به جز صندوقداری









۹۵/۰۴/۲۵
✿✿ یاشل ✿✿

نظرات  (۴۱)

سلام.
چقدر جالب من اصلا نمی دونستم اینجوری از مردم کلاه برداری می کنن،خوب شد گفتی اطلاعاتمون بالا رفت مخصوصا از مخابراتمون که پول میندازه واسه بوق اشغال حتی!
چه جالب منم اتفاقا دوست دارم شغل های مختلفو امتحان کنم. منم اشتباه محض کردم نرفتم یه رشته درست درمون.:(
بازاریابی را اصلا از نزدیک تجربه نکردم امیدوارم موفق باشی:)
پاسخ:
سلام
آره بدون.شاید خیلیا ندونن
رشته تو که بد نبود.به نظر من یه شغل خوبو از اول رفتن بهتر از امتحان صد تا شغل بیخوده.من اصلا کار خودمو تایید نمیکنم
منم تا یه هفته پیش تجربه نکرده بودم ولی الان کردم خخخخ
۲۵ تیر ۹۵ ، ۲۱:۳۷ دریا _ گاه نوشته های من
میگم به تجربه شورای شهر و نماینده مجلس و ریاست جمهوری هم فکر کن :)
پاسخ:
نه دیگه اینا راسته کار ما نیست 
اینقدرام بالا بالا نمیپریم که با مغز بیایم پایین خخخ
واااای ما یه زمان فقط فارسی وان بود بعد شد من و تو .... بعدتر بی بی سی.... الان فعلا تب مب نداریم ولی چند وخ یه بار بابامو جو شبکه قران میگیره...
چقدر خوبه که انقدر با تجربه ایی ... من کلا خیلی پیگیر کار نبودم....ولی خب الان نمیتونم بدون کار زندگی کنم .....      
پاسخ:
خدا رو شکر که تب مب نداری.من دارم دیوونه میشم خخخخ
من با تجربه ام ولی در جایگاه مناسبی نیستم
جالبه من فکر میکردم تو خیلی کار کرده باشی.چون یه زمانی میگفتی پس انداز زیاد داری خخخخ
راستی یاشل رشته ات چیه؟ من مثلا از رشته های تاپ جامعه خوندم .... زیاد دغدغه درس درست خوندن و نداشته باش .
پاسخ:
رشته م یکی از شغلایی هست که تو سوابق کاریم موجوده ولی حدس زدنش سخته خخخخ
میام خصوصی بهت میگم
رشته به نظرم غیر از تاپ بودن باید بازار کارشم خوب باشه.بعضی شغلا واقعا هست بعضیا نه
واقعا خسته نباشیییییییی
پاسخ:
مرسییییییییییی
خیلی باحال نوشت یاول اینکه بگم تفاوت تو تفاوت نسل هاست یعن یتو راهنت را و اشتباه نمیری الان همه همین طورند
راجع به بحث دوبرادر یا دوخواه رکه گفت یهمیشه همینه پای عروس یا داماد میاد وسط روابط تیره میشه ...منم تجربش رو داشتم ...
در مورد شغل هم اتفاقا به نظرم خوب بوده با تجربه خیلی چیزها رو فهمیدی ولی کاش یک کاری کنی یک مهارتی که دوست داری رو بدست بیاری شاید زمان ببره و براش هزینه هم کنی ولی اون انتخاب اخرت میشه اینجوری بهتره برای پزشک و مهندس و حسابدار شدن هنوز تو خیلی جوون یراه داری میتونی هرکدوم خواستی انتخا بکنی
ای ن نظر من هسا البته
پاسخ:
شاید همینطوره
درسته ولی خب معمولا وقتی دو نفر خیلی با هم صمیمی باشن این جداییه شدیدتره و لطماتشم بیشتر
میدونی من مشکلم همیشه این بود به شغل برای مدت طولانی فکر نمیکردم چون هیچوقت دوس نداشتم شاغل باشم و از سر نیاز میرفتم سر کار.واسه همین هدف درست حسابی نداشتم که یه شغل خوبو ادامه بدم
وای نگو سانیا اصلا حوصله درس خوندنو ندارم به نظرم دیره واسه درس.واقعا از اینکه به تو اینو بگم خجالت میکشم چون تو شرایطی که تو هستی هم کار هم درس هم بچه داری واقعا من خیلی تنبلم ولی چه کنم حسش نیس
حالا دارم خوب بررسی میکنم ایشالا یه شغل خوب پیدا کنم
به چند دلیل بهت پیشنهاد میکنم حتما حقوق بخون. من همون سال پیش دانشگاهی کنکور دانشگاه روزانه قبول شدم و بعد از لیسانس ؛ بعد از ده سال دوباره کنکور دادم برای پیام نور رشته ی حقوق. همون موقع با بارداری ام قبول شدم و از اونجاییکه یه ترم عمومی ها را معادل سازی کردم و با یه ترم واحد تابستونی که عموما درسهای اصلی بود که بعدا پیش نیاز بقیه میشدند، تونستم شش ترمه لیسانس حقوق را بگیرم. حالا دخترم دوسال و نیمه بود. برای امتحان کانون وکلا که فوق العاده آزمون سختیه و خیلی رسمه ملت بیشتر از سه سال هم پشتش بمونن، فقط با این انگیزه خوندم که حداقل با رتبه ی خیلی بدی رد نشم و بخشی از مطالب را خونده باشم که برای سال بعدی کارم راحتتر باشه. اما خدا را شکر همون سال اول با تقریبا چهار ماه خوندن ، امتحان کانون وکلا را قبول شدم و شدم خانم وکیل. اون موقعی که شروع کردم به آزمون سراسری دادن برای لیسانس حقوق، اصلا نمیدونستم برام چی پیش میاد حتی فکر میکردم برا آزمون سردفتری و واقعا اصلا به وکالت فکر هم نمیکردم اما زد و از اون سال آزمون سردفتری دیگه نگرفتن و من هم وکالت رو قبول شدم. میخوام بهت بگم وقتی یه چیزی را دوست داری یا خودت را از شرایط موجود بالاتر میدونی انرژی های پراکنده ات را جمع و جور کن روی همون موضوع و متمرکز بشو مطمئن باش جواب میگیری. آهان راستی بعد از قبولی در ازمون وکالت، یه ماه بعدش آزمون ارشد سراسری بود که گفتم بشینم بخونم شاید قبول شدم و اونجا هم روزانه ارشد شهید بهشتی قبول شدم. اون رو هم هیچ کس باورش نمیشد:)
بعدا دیدم بین بچه هایی که آزمون وکالت قبول میشن، مثل من دو رشته ای  خیلی زیاده و اکثرا هم لیسانس حقوق را در پیام نور میگیرن. درس خوندن در پیام نور خیلی راحته و گول ملت منفی باف را نخور. الان یه ماما و یه مهندس برق و یه مدیریت بازرگانی و یه لیسانس فیزیک و خودم رو میشناسم که با یه مدرک دیگه از پیام نور لیسانس گرفتن و الان دارن وکالت میکنن. راستی بین وبلاگها هم یه وبلاگی هست که استاد دانشگاه در شاخه جامعه شناسی با داشتن مدرک دکترا و از پارسال داره پیام نور حقوق میخونه برای اینکه با دادن آزمون وکالت، استاد دانشگاهی را رها کنه و بره آزمون وکالت بده، اتفاقا وبلاگ ایشون هم خیلی وقتها سوالات این موردی ازم پرسیدند و من هم تجربه ی خودم را گفتم.
امسال که دیگه نمیتونی کنکور سراسری بدی اما اصلا تردید نکن، برو شرایط دوره ی فراگیر پیام نور را بپرس و ثبت نام کن. بین فراگیر و رسمی ظاهرا فرقی نیست بجز بحث شهریه که اون هم خیلی نمیشه. چون کلا پیام نور شهریه هاش خیلی کمه. مخصوصا که دو مدل کلاس داره، یه نمونه خودخوان و یه نمونه با چند جلسه کلاس. من چون باردار بودم و بعدش دخترم دنیا اومده بود، همه رو خودخوان برمیداشتم که فقط برای امتحان برم و البته ارزونتر هم بود از اون یکی مدل.موفق باشی که لیاقتش را داری.
پاسخ:
کاش این پیشنهادو 10 سال پیش میکردی.میدونم تو هم همسن من بودی که شروع کردی به درس و واقعا با بچه خیلی سخت بوده ولی من متاسفانه یه قلم جنسو ندارم.اونم پشتکاره.حتی اگه 5 سال پیشم به نتیجه الان میرسیدم شاید به جای یه رشته ی دیگه همین وکالتو میخوندم که تازگیا بهش علاقه مند شدم.ولی راستش زری جون من تو زمینه ی وکالت یه ضعف بزرگ دارم اونم اینه که نمیتونم از حق دفاع کنم.وقتی ناعدالتی ببینم گریه امونم نمیده.وقتی پست بیمه بیکاریو بنویسم متوجه میشی .من خیلی روحیه حساسی دارم و اصلا به درد شغلی مثل وکالت که به نظرم دل سنگ و شیر میخواد نمیخورم.
یه مشکل دیگه هم اینه که من مجردم و الان بخوام درس بخونم همه صداشون در میاد که دیگه وقت ازدواجته ولی تو توی شرایطی بودی که مراحل مهم زندگیتو گذرونده بودی.بعد من اصلا آدم درسخونی نیستم خیلی کم حوصله م.اصلا از خود درس بدم میاد.فکر کنم این پیشنهاد مناسب من نباشه. ولی دارم به چند تا شغل دیگه فکر میکنم که بشه از طریق کلاس و اینا بهش رسید
خیلی ممنون واسه راهنمایی و توضیحاتت 

ماشالله با این همه تجربه در زمینه شغلهای مختلف میتونی به کسانی که دنبال کار میگردند مشاوره بدی.خخخخ
پاسخ:
دقیقا همینطوره در زمینه هایی که نوشتم در حد جزئی اطلاعات و تجربه دارم
معایب و محاسنشو میدونم تقریبا
به خاطر خواهر کوچیکت ناراحت شدم همیشه دلم میخواست خواهر داشتم ولی خواهر و بردارت شبیه خواهر و برادر شوهرمن و مام تصمیم گرفتیم بعد عروسی همه رو از جمله پدر مادرشم کنار بذاریم
پاسخ:
من اصلا دلم نمیخواست اینطور بشه ولی وقتی کنارشون گذاشتم اعصابم آرومتره
مهم خودمونیم و آرامشمون
من خیلی دوست دارم شغل دست فروشی رو تجربه کنم 
پاسخ:
وای من عمرا دوس ندارم.جالبه ها.تهران میشه امتحان کرد سر میدونا زیاده
به نظرم از بین همه کارهایی که رفتی قالی بافی وسوسه کننده ترینه. من این طوری دوس دارم. می تونی تنها بشینی ببافی همراه با موسیقی. رئیس هم نداری. قالی دستبافم که گرونه. خلاقیت هم می شه به کار برد توی کار. کار تولیدی خیلی خوشم میاد.
پاسخ:
وای من اصلا این شغلو نمیپسندم.شاید رده آخرترین باشه واسم
نمیدونم چرا ولی شغلش به درد زنای خونه دار میخوره و درآمدیم نداره.تو چون تجربه شو نداری شاید اینو میگی
من برعکس میدونم از کار تولیدی چیزی در نمیاد.کار زیاده با حقوق کم
وای چقدر جالب بود یاشیل جون.ببین این فکر عادیه منم که تو رشته به قول خودت تاپ و پر شغلی درس خوندم و از همون اولم کار مرتبط با رشته شروع کردم الان بعضی وقتا از شغلم بدم میاد حوصله ام سر میره . راستی اون دکتر علی اکبری وقتی ایران بود پدرم چند بار دعوتش کرد خونمون از نظر انرژی به نظرم شاید راست باشه چون دستش مثل کوره داغه و کسانی بودن که شفا گرفته باشن البته ویزیتش هم ارزون نبود نمیشه خیلی فهمید بیزینسی کار میکنه یا نه ولی صداش واقعا وقتی میخونه زیباست و حس خوبی میده موفق باشی عزیزم . بووووووووس
پاسخ:
باریکلا که تو اقلا تو همه مراحل زندگیت موفق بودی.خیلی خوبه
منم فیلماشو تو همین شبکه میبینم به نظر میاد یه چیزی باشه که اینقدر همه تایید میکنن.ولی راست میگی وقتی نرخاشو مینویسه یکم گرونه.ولی اگه کسی دنبال درمان باشه و نتیجه بده  بازم میارزه
آره صداش خوبه ولی همش مداحی میخونه 
مرسی که تو هر دفعه یه بوس به من میدی کلی شارژ میشم همینجوری خخخخخ
بوووووووس
سلام
به نظرم اگه ادم رشته تحصیلیش  برای کار خوب نباشه همون مشاغل دفتری و منشی گری برای خانمها بهتره
همه حسرت گذشته رو میخورن منم همش فکر میکنم اگه فلان کارو میکردم الان اینطوری بود و اونطوری میشد که اصلا درست نیست ولی به هر حال فکره دیگه
هنوزم سنی نداری هم  برای کار و هم ازدواج وقت هست 
راستی حسابداری رو جدی بگیر
پاسخ:
سلام
درسته واسه همین منم سراغ اینطور کارا رفتم ولی خب اینجور کارا پیشرفت زیادی درش نیست.نهایتش حقوق اداره کار دیگه
نمیدونم چرا سنم داره برام مهم میشه و فکر نمیکنم کم باشه.الکی الکی داره میاد روش
دارم جدی میگیرم ببینم چی میشه
ممنون
سلام
خوبی؟
هیچکدوم از این کارایی که تاحالا انجام دادی کارای بدی نبودن
ولی خوب هرکی برای یه کاری مناسبه دیگه شاید به قول خودت مناسب تو و در شان تو نبودن
در عوض الان کلی تجربه داری و میدونی چه کاری خوبه چی بده وسنجیده تر عمل میکنی.من خیلی دوست داشتم برم سرکار و درامدی داشته باشم ولی از اونجایی که من در دنیای واقعی آدم اجتماعی و زبر وزرنگی نیستم و کم حرف وخجالتی ام بی خیال شدم و دنبالش نرفتم الانم دیگه با دوتا بچه سخته.ولی شاغل بودن برای خانما خیلی خوبه.همین که دستت تو جیب خودت باشه عالیه...
پاسخ:
سلام
مرسی
تجربه که بله فت و فراوون
آدم یا باید خودش شاغل باشه یا ازدواج کنه و یه شوهر لارج گیرش بیاد که لنگ پول نمونه.شما حتما دومیو داری دیگه به اولی نیازی نیست
آره واقعا پول خود آدم خیلی خوبه ولی بابتش باید کلی سختی کشید
انشالله یاشل زود بیکاریت تموم بشه ،یه کار صد برابر بهتر از کار قبلیت پیدا کنی انشالله خدا همسرای خوب بزاره سر زاهمون که انقدر حسرت نخوریم ... انقدر دغدغه الکی نداشته باشیم ...
پاسخ:
انشاالله
یه کار خوب داشتن تو شرایط ما خیلی بهتر از بیکاریه چون واقعا افسرده میشیم
از جهات دیگه که شانس نیووردیم اقلا از کار بیاریم والا
خیلیا اصلا دغدغه های ما رو ندارن بیخیالن ما خودمون از خودمون انتظار زیاد داریم.خدا به خیر کنه
میگم یاشل دیدم ماه نوشته که دکتر علی اکبری دستاش داغه انرژی داره ، منم دستام به شدددددت داغه انقدر که یه وقتا درد میگیره از داغی ،اصلا بیشتر سر دردامم از داغی بدنمه به نظرت منم الان انرژی مخصوص دارم؟ یعنی برم خودمو کشف کنم؟ دیر نیس؟😬
پاسخ:
نه دیر نیست فقط یه دستی به سر یه مریض بکش ببین شفا پیدا میکنه؟ خخخخ
اگه کرد حتما یه انرژی چیزی داری
من دستام داغ نیست فقط عرق میکنه خیلی.نمیدونم منم میتونم خودمو کشف کنم یا نه ؟ خخخخخ
چه پست پروپیمونی
ما بی عنوانتم میدوستیم
تو بنویس هرچه دلت تنگه میگه بنویس...
من اصلا تی وی نمیبینم چه اینور چه اونور... مثلا خندوانه رو بعد از ی عالمه تعریف شنیدن از اینو اون هراز گاهی میبینم اونم نه کامل .. قبلا زیاد تی وی میدیدم اما الان خونه ام باشم حسش نیس انگار خخ

علی اکبریو دیدم یکم از برنامه هاشو ولی حس من بهش زیاد مثبت نیس نمیدونم حس میکنم از باور اعتقادی مردم داره استفاده میکنه و اینکه مردم بهش بزنگن چهارتا بیت مداحیو شعر بخونه یکم زیادی مسخرس و مردمم دیگه دردشون دوا شه!! منکر انرژی درمانی نیستم بهرحال نیروهای ناشناخته ای وجود دارن ولی دیگه اینطوریام نیس...

عزیزم چقد شغل داشتی. من از بازاریابی بدم میاد چون زبون گرمو نرمو پررویی میخواد که من ندارم.
حسابداریو دارم تجربه میکنم. دقتم تاحدی خوبه ولی کلا ذات استرس زایی درونیم برا اینکار خوب نیس. کلا من خودمو دست کم میگیرم و چون خیلی اعتماد ندارم به صحت انجام کار و گفتارم باعث ضعف کارم میشه و این اصلا خوب نیس...
بعضیا رو میبینی هیچی نیستن ولی با زبونشون و رفتارشون چیزیو نشون میدن که نیستن و تو انگشت به دهان میمونی ...

یاشل تجربه داشتنت خیلی خوبه ولی الان از زور بیکاری سمت هرکاری نرو. اگه واقعا احتیاج به زمان و حتی هزینه داری بنظرم استفاده کن براش. وضعیت منو تو امثال ما معلوم نیس چطوری باشه پس اگه مثل من بعنوان سرگرمی به کار نگاه کردی الان جدی ترباش. اگه هم که جدی بودی که چه بهتر ...
جای خالی ی همسرو همسفرو زندگی مشترکو هیچی جز خودش نمیتونه پرکنه ولی چه بهتر قبل از اومدن اون فلک زده خودمون به ی جایی رسیده باشیم حداقل نگن تو مجردی ام هیچی نشدی ... منکه همش فکرم اینه حالا مجردم به چی رسیدم! شاید اون نفر نتونست منو به آرزوهام برسونه پس تا نیومده یکم خودم دست بجنبونم...
خخ چه حرفی زدما نصفه شبی ...
پاسخ:
ممنون دوست خوبم
این موقع شب بیداری؟مگه سر کار نمیری بچه جون؟
منم زیاد این علی اکبریو از شنیده ها باور نداشتم ولی خب وقتی فیلمای شفا یافته هاشو نشون میده نمیشه باور نکرد.شاید واقعا یه چیزی باشه.دیگه روش دیگه ای بهتر از این زنگ زدنا پیدا نکرده.ولی منم قبول دارم روشش مسخره س
تو بازم زود به فکر افتادی و دوره هاتو گذروندی خوب کاری کردی.امیدوارم موفق باشی و اقلا به قول خودت یه چیزی بشی خخخ
اون یه نفرم دیر یا زود حتما میاد و حتما با خوشبختی میاد
اتفاقا شوهر پولدارو ندارم اگه داشتم که خوب بود خخخخ
ولی دوست داشتم یه کار مناسب و نیمه وقت داشتم  اینجوری ادم احساس مفید بودن میکنه و سرگرم میشه و دستشم تو جیب خودشه.تو خونه موندن واقعا آدمو افسرده میکنه.
ولی  تو فک کنم برعکس منی خیلی اجتماعی و اکتیو و فعالی بزنم به تخته
پاسخ:
حیف شد
اگه بچه نداشتی میشد بری سر کار ولی فکر کنم با دو تا بچه سختت باشه
حالا بازم تو اطرافیانت بگرد 
من اتفاقا ظاهر آرومی دارم ولی دوس دارم فعال باشم و وقتمو بیهوده هدر ندم.الان واقعا وقتم آزاده و حیفه بیخودی تلف بشه
مخصوصا چون عادت به بیرون رفتن داشتم یه روز که تو خونه میشینم افسرده میشم

علی اکبری با جن گیری و اینکاراموقتی میتونه خوب کنه مس طاهری که یه دختر رو فلج مطلق کرد تو اصفهان سدچ کن کمپین حمایت از  بیچاره پوکوندشاصلا نباید حتی نگاه کرد به این اشغالا 
پاسخ:
نمیدونم والا
من بهش حس بدی ندارم.فکر میکنم تو این دنیا هیچ چیزی غیر ممکن نیست
وقتی خبر از چیزی ندارم بیخودی نظر نمیدم و قضاوتش نمیکنم
سلام یه پیشنهاد بهت بدم روش فکر کن 
هیچهایک کن
یه سبک سفره
برو تو سایت sizadahom.com 
اونم یه هیچهایکره
تو مجردی برو کسب تجربه کن
سفر کن
پاسخ:
عزیزم ممنون بابت این پیشنهادت.
هرچند نمیتونم برم چون من اصلا چنین سفری رو نمیتونم بخاطر شرایطم تجربه کنم
ولی اقلا با اسمش آشنا شدم خیلی خوبه
یاشل جان با اینکه خیلی از عقایدت رو میپسندم اما لازم دونستم چند مورد رو بهت بگم. من فکر میکنم اینکه تو پشتکار درس خوندن را نداری برای اینه که ته ذهنت اینه که هر وقت ازدواج کنی کار را میذاری کنار و بخاطر همین میگی نمیارزه خودم رو بندازم تو دردسر درس و اصلا دلیلش این نیست که تو پشتکار نداری. والله الان درس خوندن تو پیام نور یعنی برای یه لیسانس کلا  نهایتا سالی دو ماه درس خوندن. یاشل جان زندگی متاهلی را تجربه نکرده ای و بخاطر همین فکر میکنی با تاهل کار را میذاری کنار  و راحت میشی در حالیکه عزیزم از قدیم هم گفته اند هیچ کس نون مفت به دیگری نمیده، نمیخوام به زن های خانه دار توهین کنم اما واقعیتش اینه استقلال و هویتی که یه زن دارای منبع درآمد داره، به هر حال زنی که از شوهرش پول میگیره نداره. والله اونی که پدر و مادر ما هستن و پاره ی تنشون هستیم حتی اگر اونها منتی ندارن اما وقتی مستقل میشویم و دارای منبع درآمد دیگه نمیخواهیم ازشون پول بگیریم. اون که دیگه شوهره. رو کار و اشتغال درست و حسابی خوب فکر کن و براش وقت بذار و یه رشته ی  پردرآمد بخون . انشاالله ازدواج هم کردی قرار نیست پولت را بیاری تقدیم شوهرت کنی که. در مورد رشته وکالت، اصلا این جوری که تو فکر میکنی نیست اصلا فضای دادگاهها اون طور نیست که فکر میکنی. خیلی خیلی سطحی تر و معمولی تر از این حرفهاست. اون مال فیلمهاست که بار دفاع رو دوش وکیله و .... اتفاقا من فکر میکنم آدمهای با سن بالاتر و با تجربه ی کاری قبلی خیلی بهتر میتونن تو این رشته موفق باشند تا این بچه جیغیله ها که یه ضرب اومدن تو رشته ی حقوق.
راستی اگر میخوای کلاس حسابداری بری، اصلا و ابدا از این کلاسها و آموزشگاههای بیرون و علمی کاربردی نرو . عمر و وقت حروم کردنه. برادر من حرفه ای و خوب از حسابداری درآمد داره. لیسانس حسابداری داره. تو با شش ترم میتونی یه لیسانس جدید بگیری و شرایط خودت را تبدیل به احسن کنی. حیف از تو هست که در کارهای سطح پایین باشی. قدر خودت را بدون و توانمندی ات را حروم نکن.
پاسخ:
ممنون واسه راهنماییای خوبت
باید بگم خودمم با اینکه بخاطر زندگی بی دغدغه ی زنای خونه دار اطرافم همیشه تو ذهنم هست بعد از ازدواج یه زن خانه دار بشم ولی گاهی اوقات به اون روی سکه هم فکر میکنم.اینکه نشه اون چیزی که من میخوام و بعدها بازم مجبور باشم کار کنم حالا به هر دلیلی
واسه همین الان دارم تلاشمو میکنم یه شغل مناسبتر پیدا کنم.ولی خب راستش من واقعا همت تو رو در زمینه ی درس خوندن ندارم.شاید حاضر باشم الان یه دوره ای بگذرونم تا یه کار بهتر پیدا کنم ولی درس واقعا نیاز به یه روحیه ی قوی و یه حامی و تکیه گاه خوب داره
تا حالا چند بار تو جاهای مختلف خواستم از خودم دفاع کنم و سریع گریه م گرفته واسه همین نمیدونم تو شرایط دیگه وقتی با گرگای جامعه روبرو میشم طاقت میارم یا همین رویه تکرار میشه.میترسم پایه خنده قاضیا بشم خخخ بگن اون وکیل گریه عووه هههه
حالا وکالت یکم واسم رویایی و سخته هرچند چون پیشنهاد دادی بهش فکر میکنم گاهی ولی فعلا دارم رو زمینه های دیگه مانور میدم
واقعا پیام نور خوندن اینقدر آسونه؟همه میگن سخته که.وقتی دانشجوی دانشگاهای دیگه باشی جزوه میدن کتابو خلاصه میکنن.ولی اونجوری باید کل کتابو بخونی.من دوستام میگفتن سختتره و امتحاناش سراسریه و امکان ارفاق و اینا نیست.بعد من واقعا از درس بدم میاد.اون استرس امتحاناشو دیگه دوس ندارم تکرار بشه
ببین من وقتی لیسانسمو گرفتم حس کردم هیچ چیز مفیدی تو دانشگاه یاد نگرفتم.الانم هرچی بلدم از محیطای کاری هست.تو دانشگاه فقط تئوری یاد میدن .من اگه بخوام حسابداری یاد بگیرمم میرم این دوره های سه ماهه با یه مبلغ ناچیز در حد 500 تومن اصولی یاد میگیرم.ولی فعلا دارم به یه مورد دیگه هم فکر میکنم.اینکه کار در زمینه ی رشته خودم پیدا کنم.رشته دانشگاهیم بد نیست ولی خب چون یکم سخت بود دنبالش نرفتم
کلا الان دوران بلاتکلیفیه منه
یکمم افسرده شدم
ولی بازم دارم تلاشمو میکنم .خیلی خسته م دیگه.دوماه دنبال کار گشتم و هیچی به هیچی
دارم به پوچی میرسم
در مورد امتحانات پیام نور، باید بگم که اولا امتحانات تستیه و جالب قضیه اینه خیلی از سوالات از تیترهاست. دوم اینکه تو سایتها سؤالات ترمهای پیش هست و با خوندن اونها نوع سوالات دستت میاد و تقریبا نصف سوالات تکراریه. بخاطر همین میگم خیلی آسونتره از اون چیزی که فکر میکنی. عزیزم شما پای حرفهای این بچه جیغیله ها نشین که دانشگاه میرن تا وقتشون را پر کنن و حالا آخرش یه لیسانس هم بگیرن. عزیزم اینها باید الافی خودشون را یه جوری توجیه کنن بخاطر همین میگن درسها و امتحانات سخته. بچه های پیام نور دو دسته اند یا جایی  دیگه شاغلند و هدفمند میخواند لیسانس بگیرن که اینها زود و راحت درسشون تموم میشه یا اینکه کم سن و سال هستن و اومدن سرگرمی که خب حسابی هم طولش میدن. والله من هم لیسانس رو گرفتم با توجه به اینکه بارداری و اشتغال داشتم وقتی لیسانس را گرفتم بقول تو هیچی بلد نبودم بخاطر همین از خودم ناراضی بودم که خب یه لیسانس دیگه هم اینجوری گرفتم و همین شد که اون چند ماه با انگیزه نشسته ام به خوندن که ببینم کلا این درسها چیه که خوشبختانه منجر شد به قبولی در آزمون وکالت.
یاشل جان درس خوندن در پیام نور هیچ منافاتی با کار کردن نداره. دانشگاه آزاد اینطور نیست چون هم باید سر کلاس بری و هم اینکه بخاطر شهریه ها واحد را کم ارایه میدهند و خیلی طول میکشه در حالیکه پیام نور همیشه واحد هست برای برداشتن بشرط اینکه مشروط نشی.
اون موضوع گریه هم بی خیالش، اصلا تو اون موقعیت ها قرار نمیگیری. تازه یکسال و نیم که کارآموزی میتونی با وکیل سرپرست پرونده برداری و درآمد داشته باشی.

پاسخ:
وای جدی میگی زری جون؟خداییش اینقدر راحته؟
من اصلا از پیام نور میترسیدم همیشه میگفتم چطور آدم خودخوان نمره بیاره!
خیلی دلم میسوزه دیر اینا رو فهمیدم.5 سال پیش که میخواستم برم دانشگاه چقدر خوب بود یکی اینا رو بهم میگفت.اون موقع فقط هدفم لیسانس بود واسه همین یه رشته گلابی خوندم.خخخخ 
رشته م تو کارآموزیایی که نوشتم هست.
نمیدونم چی بگم.یکم وسوسه شدم ولی نمیدونم درسته یا نه.باید بیشتر تحقیق و فکر کنم تا تصمیم بگیرم.راستش میگم اون رشته رو خوندم چی شد که دوباره یه رشته دیگه بخونم.اگه بخوام بخونم اقلا ارشد میخونم که یه ارتقایی تو سطح مدارکم ایجاد شه.
چقدر خوبه که صادقانه همه چیزو واسم نوشتی.بازم ممنون.روش فکر میکنم حتما
هرچند با اون قسمت از تبلیغای نگارنده زری مخالفم که تشویق می کنه افراد بیشتری بیان توی کار وکالت خخخخ, ولی راست میگه دقیقا وکالت روحیه موحیه خاصی نمیخواد بابا ولمون کن. من خودم خیلی آدم ملکوتی! و عرفانی و اهل شعر و موسیقی سنتی و خلسه اینام. بعد حواس درستی هم واسه کار اداری ندارم کلا توی عالم خودمم. قبل این داستان های حقوقی هم لیسانس فلسفه داشتم!! با همکارا هم نمی چرخم خیلییی آدمای چیپی هستن نود و نه درصدشون. ولی پول درمیارم همچنان. روزی سه ساعت و هفته ای مثلا 5 روز یا 4 روز دادگاه می چرخم ولی حداقلِ درآمد ماهانه, از کارمندای دادگاه بیشتره. ولی نکنید
پاسخ:
اینهمه از خوبیاش گفتی آخرش بازم میگی نکنید؟یعنی چی آخه ؟خخخخ
یادمه نوشته بودی دو رشته ای بودی.خیلی باهوشی تو
واقعا اینهمه درآمدش خوبه واسه این ساعات کار کم؟کاش از اول میگفتی خب من تو این رشته میخوندم والا
نمیدونم چی درسته ولی میترسم این مثل که میگن مرغ همسایه غازه باشه.آخه رشته خودمم زیاد بد نیست ولی درآمدش زیاد نیست.
من تصورم از وکالت مثل تو فیلماس که وکیلا تو دادگاه باید کلی حرف بزنن و از طرف دفاع کنن.والا غیر از این تصوری ندارم خخخخ
همکاراتو که نمیدونم بلاخره همه جور آدمی تو همه صنفی هست.ولی فکر کنم بیشتر مغز متفکرا میرن سراغ اینجور رشته ها
راستی نصفه وبتو خوندم.از قلمت خوشم میاد یه سختیه خاصی درشه خخخخ ،که البته الان فکر کنم بخاطر اون فلسفه س که خوندی

عزیزم اگر میخوای رو وکالت فکر کنی رو ارشد حقوق فکر نکن، چون شما برا دادن امتحان وکالت بابد حتما دانشنامه یا لیسانس حقوق داشته باشی و با فوق نمی تونی. یادمه اون روزها که من میخواستم دوباره کنکور لیسانس بدم، یکی از دوستان گفت حداقل فوق بخون که پایه ی مدرکی ات بره بالا. اون روز به دوستم گفتم من مطمئنم الان پیام نور حقوق قبول میشم، رتبه ام در منطقه یک 3400 شد، اما فوق دولتی حتما قبول نمیشم و آزاد هم نمیخوام و ضمن اینکه با فوق حقوق دست و بالم بسته است و باهاش کاری نمیشه کردو از نظر زمانی هم همونقدر باید براش وقت بذارم. به نظر من آدم یا نباید درس بخونه یا باید یه رشته ای بخونه که بدونه میشه باهاش یه کاری کرد. یاشل جان از قدیم گفته اند تا بیاد عاقل فکرهاش رو بکنه، دیوانه زده به آب و تموم شده!!! خیلی فکر نکن، قدر خودت رو بدون و برای آینده ات برنامه ریزی پر و پیمون بکن. موفق باشی
یاشل جان نمیخوام حتما به زور بیارمت تو رشته ی حقوق؛ میدونی در جوابم یه چیزی میگی که فکر میکنم دیدگاهت از واقعیت دوره و این توضیحات فقط برای روشن شدن ذهنت هست.
با دوستون ندا هم در مورد میزان کار و میزان درآمد کاملا کاملا موافقم. بهت گفتم که من کسایی را میشناسم که لیسانس برق یا مامایی (تازه طرحش رو هم گذرونده بود) دارند و اومدن حقوق خوندن و الان دارند وکالت میکنند.
پاسخ:
منظورت اینه مثلا بخوام ارشدمو حقوق بزنم الان؟.
نمیدونم میشه اصلا واسه ارشد هر رشته ای بخوایم بزنیم؟فکر کنم جز پزشکی همه رشته ها رو بشه
ولی واقعا وقتی رشته به این سختیو از پایه نخونده باشی تو ارشد نمیتونی خودتو بالا بکشی
من منظورم ارشد تو رشته خودم مثلا بود
درسته من واقعا تصوری از این رشته نداشتم و خیلی حرفات به روشن شدن ذهن من کمک کرد.ممنون
میدونی راستش پا گذاشتن تو این راه یکم سخته و نیاز به فکر کردن زیاد و سبک سنگین کردن شرایط و مسائل پیش رو داره
الان من 4 گزینه برای کار دارم که خیلی گیجم کرده.2 تا از اونا دیرتر دست یافتنیه و دوتاش زودتر.شاید به همون زودترا اکتفا کنم.چون یه ذره کم حوصله م
تا ببینیم چی میشه

راستی اگر میخواهی بری از این دوره ها را بگذرونی که بعدش یه منشی با آپشن بیشتر بشی، بنظرم حیف از توئه و اینکار رو نکن. هر چی هم مهارت رو ببری بالا باز هم به هر حال یه منشی هستی. این برای کسی خوبه که بهتر نتونه باشه اما تو توانش رو داری پس تنبلی و بهونه را بذار کنار. مثلا اگر حسابدار میشی قشنگ حسابدار بشو نه منشی حسابدار، این خیلی مهمه که به دونه ریزها راضی نشی. یه جمله ای خوندم نمیدونم از سقراط بود یا ارسطو، میگفت آدمهایی که در کاری پایینتر از توانایی اشان اشتغال دارند را بیکار حساب کنید.
پاسخ:
یه منشی با آپشن بیشتر رو خوب اومدی.اگه بخوام تو رشته خودم مشغول به کار بشم میشه از همینا.اگه دوره حسابداری برم میشم حسابدار و بلاخره یه ورژن بهتر از منشی بودنه
راستش من چون خواستم تو کاری پایین تر از توانایی و شانم نباشم الان بیکارم.نمیدونم چی درسته ولی خب اوضاع کار خوب نیست و ما باید خیلی با احتیاط بریم جلو 
کار پیدا کردن منم معضلی شده ها خدا بخیر کنه
اینقدر واسه این بنده خدا چاخان نکنید وکالت برای زنها اصلا درامد زا نیست گلابتون بانو هم وکیل پایه یک هست رسما گفت نشستم تو خونه و درامد زا نیست همش زر زر مفت میکنن و پز میدن یه عده پاشیل از گبلابتون بانو بپرس دوتا بچه داره وکیل پایه یک ام است
پاسخ:
جهت اطلاعت پستی از وبلاگ گلابتون بانو رو پیدا کردم و گذاشتم که بدونی علت خونه نشینیه ایشون چی بوده
http://golabatoonbanoo.blogfa.com/post-8.aspx
http://golabatoonbanoo.blogfa.com/post-9.aspx
اما ممنون که با وبلاگش منو آشنا کردی 
میشه یه چیزو فهمید اینکه این کار علارغم همه درآمد خوبش سختیای خاص خودشو داره که از نوشته هاش میتونم اینو بفهمم.و دیگه اینکه هر کسی میتونه تو هر شغلی زرنگ باشه یا تنبل.این دیگه به روحیه ی خود اون شخص بستگی داره.ولی وقتی وب ایشونو میخونم میبینم تقریبا منم شبیهش هستم و زندگیه متاهلی با یه کار سبک و خونه داریو به کارای طاقت فرسا ترجیح میدم.
اینم پست دیگه ای از ایشون که برام جالب بود 
http://golabatoonbanoo.blogsky.com/1394/01/16/post-364/%D8%AA%D8%B1%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D8%AE%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DB%8C#comments
منم هیمن جوررم دوست دارم کارای مختلف رو تجربه کنم و متاسفانه ذهنم روی هیچ کاری متمرکز نمیشه مدام ازین شاخه به اون شاخه می پره! 
پاسخ:
این اصلا خوب نیست.اگه سنت کم باشه بد نیست ولی یه جایی باید ثابت بشی تو یه کار 
آره من که همون ساعت ده صبح هم خوابالو می رم تا یک ظهر مگه این که جلسه 9 صبح بذارن. فقط بعد از ظهر هم باید دفتر باشیم دیگه که اگه همیشه باشیم مشتری نمی پره.
جلسه دفاع فقط اولین بار سخت بود خخخخ. الآن برام در حد بحثای معمولی توی جمع ها هستش. بعد خیلی دفاع ها کتبیه و باید قلم خوبی داشت. یه سری اصولی فقط لازمه مث اعتماد به نفس یعنی هر چقدر هم ضایع بشی باید سوت بزنی خخخخخ. ژست و اندام و چهره زیبا هم کمک می کنه!! آدم به مرور یاد می گیره به بقیه هر چی دوس داره تلقین کنه!
نه اتفاقا اصلا مغز متفکر نیستن خیلی هم ظاهربین و سطحی و نادون و بی تربیتن اه اه اه می دونی آخه من اصن واسه این کارا ساخته نشدم فقط چون پول و موقعیتش خوبه موندم
چه خوب که خوشت اومده از وب :) چرا نصفه خوندی یعنی کجاهاش سانسور شد؟
پاسخ:
این صبحا خوابیدنش از همه بهتره
بعدازظهر بتر از صبحه.من حاظرم صبح بخوابم بعدازظهرا تا دیر وقت بیرون باشم خخخ
تو هم که قلمت خوب.من فقط محاوره ای مینویسم خخخخ
فکر کنم این اعتماد به نفس در حین کار بوجود میاد
حالا اینقدر ازشون بد نگو میان اینجا ترورت میکننا
یه بار یه وکیل دیگه هم میگفت این کار سختیاش زیاده فقط چون پول خوبی توشه ما میریم وگرنه اعصابمون بهم میریزه
نه خب وقت خوندنشم باید باشه.از اول دارم میرم عقب.پست به پست میخونم یعنی.آره خب یکم حرف واسه گفتن داری تو پستات که خوشم میاد بخونم
به ناظر: حسودی نکن حتما آقا هستی خخخ. ولی جدی بستگی داره کجا کار کنی خب! تهران خیلییییی از دوستای من بیکارن و وکیلن هزینه تمدید پروانشونم خانواده میده
پاسخ:
نمیدونم والا آقا باشه یا خانم.ولی من حدسم اینه خانمه چون از یه وبلاگ خانومی اسم اورد
یعنی جا تا جا فرق داره؟
شاید شهرای بزرگ دست تو کارش زیاده 
تو فکر کنم شمالی شاید منطقه خودتون وکیل کمه

۳۱ تیر ۹۵ ، ۰۲:۱۴ وکیل راستگو
زری و ندا خانم که مطمئنم یه نفر هستید اینقدر چاخان نکنید بسه دیگه کم برای این بنده خدا خالی ببندید.شورش دراومد دیگه 
پاسخ:
این دو نفر از دوستای قدیمیه من هستن و چنین تهمتی بهشون روا نیست
ولی شما هم که ظاهرا خودتون یه نفر در قالب دو اسم هستید ناظر خان ، اگه میخواستید واقعا راست بگید استدلال منطقی میووردید نه به این روش بچه گانه 

یاابوالفضل این آقاهه یا خانومه چرا اینقدر عصبانیه؟؟؟ حالا اصلا فکر کن من دارم چاخان مبکنم، تو بیا نظر مخالفت رو بذار و یاشل را قانع کن که به این دلایل فلانی داره خالی میبنده. حداقل یاشل بهتر بتونه با واقعیت آشنا بشه. من نمیدونم کجای حرفهای من بنظرت دروغ اومده چون شما همینجوری راست شکمت اومدی هوچی گری کردی. بعدش هم اگر اندکی درایت داشتی میفهمیدی اصلا قلم و بیان من و ندا فرق داره. اگر حرفهای شما درسته پس چرا کلی از کارمندان دادگستری استعفا میدن و یا بعد از بازنشستگی میرن آزمون وکالت میدن؟ تازه کاری با افراد دورشته ای مثل خودم و یا همین ندا ندارم که تغییر رشته دادیم و رفتیم رشته ی حقوق. بله من تو کامنتهام هم گفتم قبولی در آزمون کانون وکلا خیلی سخته ولی واقعا  با اینشرایط کاری موجود جز کارهای پردرآمد محسوب میشه و علی رغم سخت بودنش این حسن را داره که زود به اشتغال میرسه. خدا یی من موندم تو اینهمه نیروی تخریبگرایانه ی شما:-) 
پاسخ:
والا هنوز جنسیتش معلوم نیست خخخخ
ولی یه خوبی که داشت من با وب این خانم گلابتون بانو آشنا شدم و چون خاطراتشو ملموس مینویسه میتونم یه چیزایی سر در بیارم.
من فکر میکنم هر شغلی به روحیه ی آدما هم بستگی داره.یعنی ممکنه یه نفر تو یه شغل خیلی موفق باشه و یه نفر دیگه نه.الان شما و ندا هر دو از شغلتون راضی هستید چون آدمایی هستید که این شغلو با همه ی سختیاش دوس دارید و تونستید توش موفق باشید.ولی این خانم گلابتون که من همه پستای مربوط به شغلشو خوندم اصلا از شغلش راضی نیست علتشم میشه از لابلای حرفاش به وضوح فهمید.وقتی کسی بچه داره شغل براش سخت میشه.وقتی کسی پشت سر هم بچه دار میشه و مطمئنا این بچه ها هم نیاز به مراقبت دارن از کار باز میشه.وقتی کسی داره برای کسی که بی انصافه کار میکنه و تو کارش مستقل نیست از کارش زده میشه.ایشون کلی دوندگی کرده بدون اجر و مزد حسابی.و مطمئنا دلسرد شده.حالا به خاطر شرایط متاهلی و بچه داریش و انتخابای نادرست و زندگی در تهران و کساد شدن موقتیه کار و هزار و یه دلیل دیگه داره از کارش میناله.من اگه بخوام برم تو راهی دیگه سعی یمکنم اول خوب جوانبو بسنجم و بعد عمل کنم.چون واقعا تو سنی نیستم که زمان برای جبران داشته باشم.
با همه اینا فکر میکنم اون روحیه ی وکالت در من نیست.دلایل دیگه ای مثل مشکل جسمیه پا هم دارم که از قبول شغلای دوندگی دار باید صرف نظر کنم.مطمئنا این کار اونقدرا هم راحت نیست که تو دفتر پاتو رو پات بندازی و حقوق خوب بیاد تو حسابت
تازه چیزی که از حرفای ندا فهمیدم اینه که ظاهرا این شغل تو بعضی شهرا بازارش خوبه بعضی شهرا نه
خب من راستش روحیه م خیلی به این خانم گلابتون شبیهه.یعنی حدس میزنم تو این شغلم برم موفقیت زیادی عایدم نمیشه.
اولش باید یه سال بخونم تا کنکور بدم.بعدش باید 3 سال درس بخونم تا لیسانس بگیرم.بعدش باید بخونم تا تو آزمون وکالت قبول شم و پروانه بگیرم.بعدش اون اول کار باید اینقدر سرمایه داشته باشم که دفتر بزنم وقتی ندارم باید برای یکی کار کنم و در واقع میشه همون بیگاریه خودمون.تا بعد شاید 5 سال من به اون درآمد برسم.اون موقع هم حتما میخواد بچه بیاد و نمیتونم به کارم ادامه بدم.بعد من فکر میکنم زنا دو دسته ان یا روحیه ضعیف و شکننده دارن و خانه داریو به شاغل بودن ترجیح میدن و یا روحیه سخت و مردونه دارن و کار بیرونو به خونه داری ترجیح میدن.و طی شناختی که از خودم دارم روحیه ی من به اون اولی شبیه تره.
حالا شاید همه ی اینا از نظر تو بهونه و توجیه باشه.نمیدونم.اما به هر حال نظرمو راجع به صحبتاتون گفتم
در ضمن زری جون تو فکر کنم قبلا گفتی ایران نیستی.الان از وضعیت کار تو ایران اطلاع داری؟
باید یه پست بزارم از دوستان بیوگرافی بگیرم خخخخ
ما سیزده چهارده نفر خانومیم حدود چهل و خورده ای هم اقا. شهر کوچیک خب زود شناخته میشی. تهران و شهرای بزرگ ادم گم میشه و در کنار مشاغل عالی تر و تخصصی و همین وکلای سابقه دار، یه وکیل جوون عددی نیست. توی شهرستان اما میشی جزو پیشگامان و دیده میشی. شهر بزرگ یه وکیل جوون هیییچ راهی نداره جز این که با کسی کار کنه یا توی موسسات حقوقی کار کنه و استثمار بشه کاملا و درصد قابل توجه حق الوکاله رو بده به موسسه تازه اگه اصلا موسسه قبولش کنه یا اصلا وکیل سابقه دار بهش پرونده و مشتری معرفی کنه و بهش انواع پیشنهادای ممکنو ندن. اجاره دفتر شهر بزرگ بالاست و اکثر جوونا توانشو ندارن. یه نکته دیگه این هست که خانوما معمولا به وکیل خانون اعتماد ندارن چون در جریان تغییرات اجتماع نیستن یا احساس میکنم اعتماد به همجنسشون ندارن یا حسادت و ناباوری دارن و میرن به وکیل مذکر و با سن میانسال به بالا پرونده میدن اما اقایون مخصوصا اقایون بازاری و شغل ازاد خووب می چرخن و میدونن به کدوم وکیل اعتماد کنن. حتی متوجه شدم که واسه امتحان و اگاهی پرونده میدن به جدیدترها ناخوداگاه بازارو میسنجن. بعد هر وکیلی یه دوره اوج داره. بعد مدتی ممکنه موکلا از دورش پراکنده بشن یه سری ویژگی های منحصر به فردی هم به جز اطلاعات و سواد لازمه ادم نشون بده توی هر کاری. حتی کاری که بازارش خوب نباشه و دست توش زیاد باشه رو میشه اینطور توش موفق بود که روی نقطه ضعف هم صنف ها دست بذاری. هر روز یه تجربه ی جدیده واسه من. ببخشید پرحرفم 
پاسخ:
پس همون دست کم بودن تو شغلت و تو شهرت باعث میشه به پیشرفتی که میخوای برسی
خیلی خوبه که تونستی درست و به موقع مسیرتو انتخاب کنی 
این اعتماد نداشتن از همون تفکرات مرد سالارانه ی جامعه نشات میگیره ولی آقایون بیشتر بهشون اعتماد میکنن
اون ویژگیهای منحصر به فرد فکر کنم منظورت همون جذابیت و یا هنر جذب کردن آدماست که ممکنه هر کسی به طریقی بلد باشه  
نه خیلیم خوبه تجربه هاتو انتقال میدی
منم استفاده میکنم 
یاشل باز جنجال نشه وبت
مواظب باش ...
پاسخ:
نه خوبه داریم بررسی میکنیم مشاغل رو خخخخ
فعلا وبلاگ از موضوع خواستگاری تبدیل شده به کاری خخخخخ
یاشل چرا پست نمیزاری؟!!

نوشته هاتو دوس دارم

به نظرم درس خوندن دل بخواه نیس تو جامعه ما,به زورم که شده باید بخونیم خوبم بخونیم.
مثال آدماییم که بعد از کلی وقفه درس و کنکور شروع کردن و موفق شدن زیاده
من خودم به یه جایی رسیدم که میدونم بدون رشته خوب نمیتونم کارای دل خواهم و انجام بدم
باز خوبه تو تجربه های زیادی داری
اما یک بار جدی به درسم فک کن گزینه بدی نیس
حتی حقوق رو الان دانشگاه آزاد با رتبه های بالا خیلی بالا هاااا قبول میکنه
کساییم که آزمون میدن همون هم سن و سالای شمان اکثرا
البته بازم صلاح مملکت خویش خسروان دانند

پاسخ:
چون مخاطبا کامنت نمیزارن خخخخخ
لطف داری.ولی فقط دوس داری همین 
فکر کردم و نتیجه ش این شد که مناسب من نیست فعلا
بله ازاد که هیچی پیام نورم قبول میکنه.تحقیقاتمو کامل کردم و نتیجه منفی شد 
ممنون از لطفت
یاشل جان من ساکن تهرانم.
پاسخ:
پس قبلا گفته بودی خارج از کشوری که 
نمیدونم شایدم اشتباه گرفتم 
یا شایدم قبلا بودی الان ایرانی

یاشل بانو در چه حالی؟ شاغل شدی یا درس میخونی؟ منو که هر چی از مزایای وکالت بگن نمیتونم حتی به خوندنش فکر کنم ، سخته شوخی نیس .... من همیشه با درسهای حفظی مشکل داشتم....اصلا مغزم طراحی شده برای اینکه دو ساعت درس بخونم دویست ساعت بهره بده .....
پاسخ:
هیچکدام
الکی دور خودمون میچرخیم
اتفاقا من حفظیاتو بیشتر از حل کردنیا دوس دارم 
ولی وکالت کار ما نیست 
سلام از دست تو دختر. انشالا تو شغلی که هم دوستش داشته باشی و هم موفق باشی و هم حقوق خوبی داشته باشی مشغول بشی.
در مورد همزاد پنداری منم عین شم هستم. خصوصا توو سریال شهرزاد. که اساسا دچار بحران هویت شده بودم مدتی :))))))
پاسخ:
سلام
چرا آخه خخخخ
ممنون عزیزم
فکر کنم همه همینطورن 
بعضی وقتا همین باعث جذب آدم به یه فیلم یا سریال میشه
سلام یاشل جووووونم خوبی 
من که عاشق شغلای پر هیجانم 
دوستدار تو مهیسا
پاسخ:
سلام عزیزم مرسی
پس برو وکیل شو خیلی هیجان داره 
میدوسمت
" شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را ، به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر می توانی شکرگزار باشی ."

" گابریل گارسیا  مارکز "

پاسخ:
بله یقیقنا همینطوره
ممنون
من عاشق حقوق بودم اما چون روزانه دولتی مشهد قبول نشدم نرفتم
واقعا جواب میده؟ الان 23 سالمه برم بخونم؟ به هر کی میگم میگه نرو که 1 ریال ازش در نمیاد چون عین چی دانشجوی حقوق و وکیل ریخته توی شهر،بعدم کسی به خانوم و تازه کارا اعتماد نداره و در بهترین حالت بتونی بری توی این دفترا کمک کنی و اینا
اگه این 2 تا دوستمون ادرس وبلاگی دارن بگید من برم یه مقدار اطلاعات کسب کنم یا خودشون لطفا اینجا راهنماییم کنن
پاسخ:
نیازی به وبلاگ نیست.شما یه سرچی تو گوگل در مورد همین حقوق و وکالت بزن خیلی جاها مطلب گیر میاری.البته نه از این متنای مقاله ای.از نظرات مردم که نوشتن
بخاطر اینکه همه مزیتای این شغلو فهمیدن هجوم اوردن به سمتش و از طرفی قبولی و درس خوندن تو این رشته راحتتر شده واسه همین در حال اشباع شدنه.به نظر من باید از نزدیک تو شهر محل سکونتت بگردی تو دفاتر و تحقیق درست حسابی کنی.شاید شهر شما زیاد وکیل نداشته باشه.
اما اقلا این شغل بعد از 4 سال دیگه که ما بخوایم وارد بازار کار بشیم خیلی اشباع شده و اون اول کارم هفت خوان رستمو داره که بخوای جا بیفتی.اولش سختیای خاص خودشو داره
جز برنامه هام هست که برای دانشگاه پذیرش بگیرم و زورم رو بزنم برای اقامت، هرچند یادم نیست در موردش برات نوشته باشم. اما حرفت را به فال نیک میگیرم، انشاالله همینطور بشه که تو فکر میکردی:))
پاسخ:
ماشالا به اینهمه همتت
امیدوارم بتونی و بری اونجاییکه دوس داری
پس من حافظه خوبی ندارم ظاهرا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">