ماجراهای خواستگاری

ماجراهای خواستگاری

این وبلاگ در مورد خاطرات خواستگاریای من هست
و امیدوارم به درد کسانی که میخوان ازدواج کنن بخوره
و تجربه ایی براشون باشه
سعی میکنم وبلاگایی رو لینک کنم که مطالبش مفید ،پر محتوا ، آموزنده و مرتبط با موضوع وبلاگ باشه.پس لطفا اگه وبلاگتون شامل این خصوصیات نیست ازم درخواست لینک نکنید.قبلا از این بابت عذرخواهی میکنم

فعلا به دلیل نداشتن مورد خواستگاری هفته ای یک بار فالبداهه نویسی میکنم

فقط نظراتی رو تایید میکنم که احساس کنم نیاز به تایید شدن دارند

همچنین به دلیل رک و شوخ طبع بودن بنده،اگه جنبه شوخی ندارید لطفا وارد نشوید

اگه هم مطالب این وبلاگ به مذاقتون سازگار نبود ممنون میشم از ضربدر سمت راست استفاده کنید و بیش از این خودتون و من رو مورد عنایت قرار ندید

متشکرم که با صبوری منو همراهی کردید

پیوندها

از احوالات اینجانب می نویسم

جمعه, ۷ خرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۴۵ ب.ظ

با عرض پوزش از دوستان عزیزم به دلیل اینکه فعلا هنوز با شرکت قبلی واسه یه مسئله ای کار دارم صلاح ندونستم ادامه داستان رو بنویسم ولی به محض اینکه خطر رفع بشه و خیالم راحت بشه واستون مینویسم

فعلا به شدت دنبال کار هستم و به خاطر اینکه نخواستم خانواده بفهمن از صبح میرم بیرون تا عصر خودمو مشغول میکنم و بر میگردم که شک نکنن تا ماه رمضون.اگه کار پیدا نکردم به خانواده گفتم ماه رمضون نمیرم سر کار به خاطر اینکه نمیتونم و سخته و این حرفا

دیروز گفتم حالا که وقتم آزاده یه سری به مترو بزنم.این مدت به خاطر اینکه سر کار بودم نمیشد ازش استفاده کنم چون از 8 تا 3 بعدازظهر کار میکنه.خلاصه رفتم و بسی شادمان شدم از اینهمه خلوتی و نویی و تمیزی و .... آی شهرای دیگه دلتون بسوزه متروی ما الان نو و تمیزه.اصلا با اعتراف کامل ما مترو ندیده هستیم.همشهریان عزیز بد نیست واسه تنوع و تجربه تا هنوز شلوغ پولوغ نشده یه سری بهش بزنید.


اینم چند تا عکس که بازم مثل این ندید بدیدا گرفتم ازش خخخخ 








بعد از اونم رفتم لب رودخونه که حسابی صفا داشت و یه جای خیلی دنج که در عکس زیر میبینید پیدا کردم و نشستم به صدای پای آب گوش کردم و چقدر آرامش گرفتم. واسه این روزام خیلی عالی بود.




حالا هر کی تونست نکته ی توی این دو تا عکس بالا رو بگیره خیلی زرنگه .خوب دقت کنید و جواب بدین .منکه میدونم همتون باهوشید ببینم چیکار میکنیدا



روحیه بنده در حال حاضر نرماله و از اون حالت ناامیدی خارج شدم دیگه زیاد به خودم فشار نمیارم کار پیدا شد شد نشدم که نشده دیگه نمیتونم که خودمو بکشم خخخ

تازه یه سورپرایز داغم واستون دارم ولی تا یه چند روز دیگه رو میکنم که بدونید واسه چی خیلی ناامید نیستم.شوور موور نیستا بیخودی خوشحال نشید خخخخخخ



من از روزی که با مامانم دعوام شد دیگه اصلا به این خواستگارا اهمیت نمیدادم اونام جدی نمیشدن خدا رو شکر .دو هفته پیش یه خواستگار محترم 44 ساله زنگ زده،خواهرش گفته سنش به قیافه ش نمیخوره و ... مامانم شرایطشو گفت، گفتم بیخیال، گفت به خواهرش گفتم دخترم  خسته شده و میگه اول خودشون همو ببینن،اونم حرفی نداشته و گفته اشکالی نداره.من هیچی نگفتم.بعد فرداش مامانم دید شمارمو واسش ننوشتم و رغبتی ندارم ،به خواهره شماره دختر عمه مو داده که سنش بهش میخورده اونام دیگه زنگ نزدن.بعد من تو این هفته که بیکار شدم گفتم بزار برم ببینمش ضرر نداره  به مامانم گفتم زنگ بزن بگو اگه میخوان قرار بزارن.اونم زنگ زد که خواهر گرامی فرمودن امروز داریم میریم بیرون و فردا هم داداشم نیست و بعد زنگ میزنیم و دیگه زنگ نزدن.

البته به درک که نزدن.والا حالا برا من ناز میکنن.تا من باشم به کسی فرصت ندم.

خداییش سنش زیاد نبود واسه من؟13 سال اختلاف سنی




اگه نمینویسم واسه اینه هنوز به معنای واقعیه کلمه بیکار نشدم و روزا خونه نیستم شبام که خسته و کوفتم.نمیدونم چی پیش میاد ولی کاش خوبه خوبه خوب پیش بیاد


کاش میشد یه دوربینی بود هر کی وارد وبم میشد ببینمش یعنی یه روزی اینقدر وبلاگا پیشرفته میشه آیا؟اونوقت دیگه نمیتونستین قسر در برین.خخخخ




۹۵/۰۳/۰۷
✿✿ یاشل ✿✿

نظرات  (۳۲)

به به چه متروی تمیزی ادم دلش میخواد بره توش خاله بازی کنه :دی 

نکته عکس که احتمالا همین خانوم و اقان که عشقولانه در اغوش هم (قسمت همه مجرد ها +چشمک) در حال قدم زدن میباشند !درسته؟ عشق میکنیا رودخونه دم دستته هرموقع دلت خواست میری :)خوشبحالت :) این دفعه رفتی بجای من یه خویش انداز از خودت بنداز بعد بگو آی لاویو 33 پل (چشمک)
13 سااااااااااال زیاده !!!
ارزو میکنم حالت و حال دلت از اینی که هست روز به روز بهتر و بهتر تر بشه:)
پاسخ:
خخخخخ امان از دست تو.به چه چیزایی فکر میکنی
دقیقا نکته ش همین بود.جالبه اینا یه ربع تو بغل هم بودن و فارغ از دید ملت که نگاشون میکنن بعدم اومدن از جلو من رد شدن راحت.فکر کنم اینجا رو اروپا فرض کرده بودن خخخ
آره حیفه این رودخونه س که ما وقت نمیکنیم سر بزنیم.الان بیشتر میرم واسه روحیه خوبه
چشم سلفیم میندازیم خخخ
زیاده ولی اگه مرد خوبی باشه حله.حالا که فعلا پرید خخخ
ممنون منم واسه تو بهترین حالو آرزو میکنم
امیدوارم خوبه خوبه خوب پیش بیاد
پاسخ:
مرسیییییییییییی
۰۷ خرداد ۹۵ ، ۲۳:۴۹ خاتون بانو
سلام
وای با جمله آخرت موافقم. :)
 فکر کن مثل دوربین های سرچهارراه ها که از ماشینایی که چراغ قرمز را رد می کنن عکس می گیرن. یه دوربینی هم بود از این تماشاچی های بی نظر عکس مینداخت :)
فدای سرت بنظرم یه چند تا شرکت سر بزن و رزومه ات را به چند تا شرکت ایمیل کن و بگو حاضری همکاری کنی و یکم هم کلاس بزار واسشون . نمی دونم ولی بعضی وقتا سایتایی هستن که برای استخدامی شرکت ها آگهی هاشونو می نویسن.
این مترو ها هم کیف میده بری توشون بشینی :) وای چه شود .
فدا سرت هیچ وقت غصه گذشته را نخور ولی دفعه بعد دیگه بیخیال نگذر از هر مورد. چون شاید طرف سنش زیاد باشه ولی شاید روحیه و قیافه اش کمتر از سنش باشه. ان شاءالله مورد خوب و بهتری از راه برسه و یاشل جان ما را شیفته ی خودش کنه و متقابلا و ... مبارکا بشه :)
نکته عکست هم اون جفت کفتر عاشقن که در کنار هم هستن؟ :)
پاسخ:
سلام
آره دیگه ملت اینجا بدون هیچ نگرانی میان و میرن خخخخ باید یکم ما هم اذیتشون کنیم 
دارم میگردم.ایشالا پیدا میشه
اصلا اینقدر تر و تمیز بود دلم نمیومد پیاده شم خخخ
ممنون از اینهمه محبتت خاتون بانو جان
بله اینا در کنار هم نیستن تو بغل هم هستن متاسفانه مسافت زیاد بوده واضح نیست خخخخ

اون دختر پسره تو دوتا عکس داشتن چی کار می کردن؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پاسخ:
داشتن همو در آغوش میگرفتن خخخخخخ
سلام عزیزم
کاش برای خانواده زودتر تعریف کنی حداقل اینطوری از بلاتکلیفی در میای با خیال راحت دنبال کار میگردی یا ی مشورتی میدن در مورد کار قبلیت شاید بتونی برگردی همونجا فوقش ی کم غر میزنن دگ :)))
پاسخ:
سلام خانومیی
حالا فعلا گفتم تا ماه رمضون.تا اون موقع هم خدا بزرگه.میگم بهشون ولی به وقتش
برگشتی در کار نیست.نیروی جدید جایگزین شد دیگه بیخیالش.خدا بزرگه
چرا عکس ملت رو ورداشتی گذاشتی وب دو دقیقه خواستن راحت باشنا؟:))
پاسخ:
ملت که قیافشون معلو.م نیست تو عکس مثل مورچه ن خخخ
ولی خداییش زیادی راحت بودن اینا.یادشون رفته بود اینجا ایرانه 
وای اون پسره چکار داره میکنه ؟؟؟!!!! :)))))))
پاسخ:
هیچی فقط دوست دخترشو یا زنشو یا هرچی، بغل کرده  :)))
همه ارزوشونه تهران قبول شن دانشگاه ، منم در ارزوی اصفهان :(
عکس ک میذاری انگیزه درس خوندم بیشتر میشه خخخ خداکنه قبول شم!
_____________
نکته ی عکس ها یه دخترو پسرن ؟ ک پسره شلوارش کرمیه؟ خخخ
_____________
ایشالله یه کار خوب پیدا کنی :))
پاسخ:
عجب !!!
خب هر کی یه آرزویی داره.تهران خوبه ولی همه هم دوس ندارن
بیای شهر ما باید بعضی مسائلو نادیده بگیریا.بلاخره هر شهری خوبو بد داره
ایشالا به آرزوت برسی
درسته یه دختر و پسر عاشق میباشن
ممنون عزیزمم

سلام عزیزم
محیطای کاری بد شدن دووم اوردن سخته ایشالا خیری توش بوده
به نظرم باید میدیدیش اگه موقعیتش خوب بود و خودشو سرحال و جوون نگه داشته بود میشد فاکتور گرفت سنش رو 
ولی خوب بازم مهم نیست من میدونم یه روز قسمتت خودشو نشون میده بهت
پاسخ:
سلام جیگر
آره دیگه انگار بعد یه مدت آدم ازشون خسته میشه.چون همش داره تحمل میکنه دیگه این تحمله یه جا سرریز میشه
دیگه من اهمیت ندادم و رد شد.شاید همون قسمت نبود وگرنه میومد یه نظر میدید.
منم به قسمت معتقدم .حتما یه روزی میاد 
سلام عزیز امیدوارم همه چی خوب بشه .دوستت دارم .همیشه خاموش خوندمت الان گفتی کاش دوربین داشتم یهو خواستم بگم منم هستم.
پاسخ:
سلام گلم ببخش نمیخواستم زوری شما رو روشن کنما ولی خب بعضی وقتا شما خاموشا محبتتونو نشون میدین و همین واسه من کافیه
خوب همین که هنوز امید داری خودش خوبه . فاز غم نگیر مطمئنم که همه چیز خوب پیش میره و خوب درست میشه نگران نباش خدا بزرگه
پاسخ:
چاره جز امید نیست.امید دوای همه ی درداست سانیا
سعی میکنم انرژی مثبت به خودم تزریق کنم تا اوضاع درست شه
ایشالله که خوبه خوبه خوب برات پیش بیاد عزیزم وای من امتحانام شروع شده خیلی فشار و استرس دارم همه شم رو هم افتاده درسام کلاسامم نرفتم بیس واحدم دارم خلاصه بیچاره شدم حسابیییییییییییییییییی راستی منکه نکته ای تو عکسا نمیبینم البته الانم که دارم نگاه میکنم خیلی مغزم هنگه و از صبه دارم یه بند درس میخونم گناه دارم اینقد معما نذااااااااااااااار
پاسخ:
ایشالله
میدونی مهرا جون شاید باورت نشه ولی درس و امتحان همش میگذره و خاطراتش میمونه اصلا واسش نگران نباش اما همه تلاشتو بکن
برو به درست برس نمیخواد اینجا فسفراتو بسوزونی خخخخخ
بقیه جوابو گفتن دیگه.ایندفعه حذف نکردم بقیه اذیت نشن
وای چه خلوته مترو جدا
یاشل جون ایشالا که زودتر یه کار توپ و خوب پیدا کنی :)
نکته عکسم اون دوتا کبوتر عاشقن خخخخ اگه اشتبا نکنم البته:D
پاسخ:
اینجا واقعا نایابه تو خلوتی
درسته همه باهوشن ماشالا ماشالا :)
سلام عزیزم :)
منتظر سوپرایزت هستم :))) زیادی منتظرمون نزار ...
با آرزوی موفقیت ...
پاسخ:
سلام دلقک جون
چشم سورپرایز باشه واسه جمعه.ایشالا 
ممنوننننننننننننن 
بابا متروی مام تمیزه یاشل ....
فقط خیلییی شلوغه ، دست فروشا روانیمون میکنن ...
میگم من نمیدونستم بیکار شدی ... ولی امیدوارم همه چیز برات خوب پیش بیاد ....
برای ما دیگه ۱۳ سال تفاوت سنی چیزی نیس که خواهر الکی ناز نکن ...
پاسخ:
مینا جونم تمیز هست ولی نو که نیست متروتون خخخخخ
ماله ما نو بودنش خیلی دلچسبه هرچند هنوز نمیشه به اون صورت ازش استفاده کرد
کاش اینجا دستفروشی راه نیفته. بده 
خب بیکاری هم با همه ناراحتیاش انگار مرحله ای از زندگیه که به تجربه هات اضافه میکنه
ممنون
درست میگی باید دیگه همه جوانبو سنجید.هرچه خیر و صلاحه همون میشه
سلام . میخوام از شما که تجربه دارید به عنوان یک آقا یه سوال بپرسم
چند وقت پیش همسان گزینی تبیان اصفهان ثبت نام کردم که باهام تماس گرفتند و گفتند بیا ولی به دلیل مشغله ی کاری نتونستم برم . میخوام بدونم که اگر رفتنش بی فایده است نرم . چه جوریه ؟ اونجا میری چکار میکنن . همون موقع کسی را معرفی میکنند یا الافی است ؟

پاسخ:
سلام
من ثبت نام کردم و مصاحبه هم رفتم ولی از اون روز یه زنگم بهم نزدن
نمیدونم استقبال نشد یا دلیلش چی بود.شاید اقایون زیاد شرکت نکردن 
به هر حال منکه خیری ندیدم شما اگه دوس داشتید برید
سلام عزیزدلم وای ببین متروی شهر ما بیای از هرچی مترو بیزار میشی واقعا باورم نمیشه .................خیلی خلوته به نظر منم بگی به بقیه بهتره چون میتونی واسه کاربه اونام بسپریاگرتهران بودی یاشیل جون همین الان دونفر واسه کار بهم سپردن یعنی همین فردا سرکار بودی .کااااااااااااااااااااااااااش.راستی یادته قبلنا جبهه میگرفتی در مقابل اینکه پسر میگفت کارمند باشی باورت میشه الان یه روزم نمیتونی بیکار باشی . الان جدیدا همه شکست عشقی میخورن از اول هفته ناراحت دوستمم که نامزدش دنبال بهووونه بود یهو ول کرد رفت اصلا باورم نمیشد از همه بدتر این بود که خیلی خیلی دئوسش داشت این موقع ها همش این دوست داشتنه حال ادمو بدترررر میکنه به امید یه کار خوب دوست جونی
پاسخ:
سلام عزیزم 
من قبلش فقط یه بار سوار متروی تهران شده بودم که اینقدر شلوغ بود داشتم خفه میشدم خخخخ
شهر ما شاید یکی دو سال دیگه شلوغ بشه ولی حالا هنوز درست حسابی راه نیفتاده.بعدنم بازم جمعیت شهر ما اونقدرا زیاد نیست که به اون شلوغی برسه
درسته تهران کار خیلی زیاده همینجا هم هست ولی خب کاری که من میخوام باید پیدا بشه
الانم نظرم همونه ولی خب چون مجردم بیکاری واسم بی معنیه چون وقتم خیلی آزاده.به نظرم دخترا وقتی ازدواج میکنن تا یکی دو سال اول میتونن کار کنن ولی وقتی بچه میاد دیگه زن اگه بخواد هم کار بیرون کنه هم خونه بهش فشار میاد و زودتر پیر میشه
به نظرم این شکستای عشقی تو زندگیه همه پیش میاد و جزئ جدا نشدنیه زندگیه آدماست فقط باید صبور بود و ازش درس عبرت گرفت
مرسی دوست خوبم

سلام خدا کنه کار مناسب گیرت بیاد هرچند فعلا کار کردن حالت بیگاری داره از صبح تا 5و6 غروب کار کنی برا 800تومان(آیکون غمگین)
پاسخ:
سلام
مرسی اعظم جون
باور کن همین کارم اگه باشه بعض هیچیه
دیگه وقتی بازار کار خوب نیست مجبوریم با همین بسازیم.تازه اینجا این حقوق خوبه شه.یعنی بعضیا همینو میگن 450-500 آدم خنده ش میگیره 
سلام 
شاید قسمت ِ که جای بهتری بری سر کار !
نکته عکس هم که لیلی و مجنون :))خخخ مردم چه ریلکشن وسط روخونه !
+ تا حالا تو شهرمون سوار مترو نشدم ! یعنی اینقدر ذوق مسیرای بی ار تی دارم تا حالا پیش نیومده به مترو سری بزنم ببینم چه جوریه مسیرش کدوم وره ؟ چقدر تر وتمیزِ:)



پاسخ:
سلام
بله منم به این قضیه خوشبینم
دقیقا شما خوب اشاره کردی.منم تعجب کردم
شهر شما شهر منه یا جای دیگس آیا؟
بی آرتی هم خوبه.الان که اینجا خوب جواب داده
از شهدا باید سوار شی
خیلی عالی بود
سلام
به به چه متروی تمیزی!
کاش همیشه همینجور نو و تمیز بمونه.
خوب واسه خودت خلوت میکنی لب آب 
و البته سوژه هم پیدا میکنی و مچ میگیری(٠_٠)
اصفهان رو خیلی دوست دارم.شهر قشنگیه...
پاسخ:
سلام
کاش
ولی بعد یه سال نمیشه نگاش کرد احتمالا
بله دیگه اونجا معدن انرژیه
سوژه ها خودشون پیدا میشن واقعا
ممنون.قشنگی از خودتونه خخخخ
چقدم تمیز و مرتب
نکته ش هم همون دختر و پسره ست دیگه لابد!
پاسخ:
بله درسته همونه
سلام
مترو کدوم قسمت راه افتاده یاشل جون ؟؟؟
پاسخ:
سلام
از سر فلکه شهدا تا شهرک قدس از طرف امام خمینی
من از شهدا سوار شدم تا آخر خط رفتم و برگشتم
ایستگاهاشو نوشته ولی فعلا یه خطش راه افتاده واسه همین اینقدر خلوته
یاشیل یه چی باحال بت بگم،،یکی از دوستام همین هفته پیش عقد کرد گفت با شوهرش توی سایت دو همدم اشنا شدن،گفت خیلی سریع هم کارشون به ازدواج کشیده شد،البت تهرانی بودن هردو،کمتر از دو ماه نامزد شدن بغدشم عقدو عروسی،جون من برو یه سر بزن اونجا
پاسخ:
شیلا جونم شانسیه.من یه سال تموم اونجا عضو بودم والا کسی پایه نبود خیلی خسته شدم از سایتش
دیگه پیگیر نشدم.
الانم طرز فکرم تغییر کرده قبولش ندارم.یکم هضمش برام سنگین شده این کار 
ممنون که به فکرمی

یاشل؟؟ اگه دلت پیش کسی گیر بود و خیلی دوسش داشتی و باهاش دوست بودی، طرفتم بهت میگفت که دوستت داره اما تکلیفت رو معلوم نمیکرد، یعنی همش میگفت فرصت بده و این حرفا... اما تو عمل کاری انجام نمیداد و دلت رو به خودش قرص نمیکرد.... بعد یه خواستگار خییییلی خوب همون موقع برات پیدا میشد چیکار میکردی؟؟ بیخیال عشق میشدی؟ به عشقت چی میگفتی؟ اصلا کلا اگه تو این موقعیت بودی عکس العملت چی بود.... با توجه به اینکه من 26 سالمه و فکر میکنم وقت ازدواجم باشه ، امااااا بدجور گیر کردم بین عقل و دل... دوسال هم از دوستیمون گذشته 
پاسخ:
من به جرات بهت میگم اگه خواستگارم بهتر از دوست پسرم بود ازدواج میکردم.عشق فراموش میشه کم کم 
ولی ممکنه دیگه اون موقعیت مناسب ازدواج پیش نیاد
مطمئن باش پسری که تو رو بخواد بعد از یه مدت شناخت میاد خواستگاری وگرنه قصدش ازدواج نیست.گول بهانه هاشو نخور و نسیه رو به نقد ترجیح نده

۱۳ خرداد ۹۵ ، ۰۱:۰۱ خاتون بانو
سلام یاشل جان خوبی؟
دلم تنگ شده. گفتم بیام بهت سری بزنم.
چه خبرا؟ حال و احوال خوبه؟:)
پاسخ:
سلام دختر گل که دلت واسه من تنگ شده
ای بد نیستم به لطف خدا بهترم.تو چطوری؟
فردا میام مینویسم 
وای پ جان گول دوس پسرتو نخوری ها برو دنبال زندگیت با هرکس مشورت کنی همینو میگه بهت الان درک میکنم تو چه موقعیتی هستی ولی اینده ی خودتو به خطر میندازی اینو تجربه ثابت کرده هرچند من خودم با عشق ازدواج کردم ولی بنده خدا بعد چند ماه اومد خواستگاری هرچند بعد یه سال عقد کردیم و 7 ماه از خواستگاری اولیه تا عقد گذشت تازه نه درسش تموم شده نه سر کار رفته پس وقتی دو ساله بهونه میاره یعنی ریگی به کفششه  بدون داره بهونه میاره
پاسخ:
حرف شما کاملا درسته
راستش من نمیدونم تو دقیقا همونی هستی که میگفتی نامزدت قراره بیاد خواستگاری یا یه نفر دیگه بود.چند تا دوست جدید این اواخر با اسمای مهرا و ماه و اینا پیدا کردم قاطیشون میکنم.
اگه همونی یعنی الان عقد کردی؟
اگه آره خیلی تبریک میگم پس نیومدی بگی بهت تبریک بگیم و ذوق کنیم
خلاصه اگه هم اون نیستی که ببخش اطلاعاتت یادم رفته
وای چقد متروتون باحالهههه آیکون تعجب
تو شهر ما که خودتون میدونید کجاست:-D
گاهی دو تا قطار میاد میره ما جا نمیشیم وا میسیم با قطار بعدی میریم 
در این حد شلوغ 
ولی من جای تو بودم از مترو به این خلوتی میترسیدم
آخه هیچ کی نیست آدم می ترسه
پاسخ:
نه عزیزم من زمانی که همه پیاده شدن عکس گرفتم اینقدرام خلوت نبود مثلا تو هر قطار 10 نفر بودن 5 تا زن 5 تا مرد.اما مامور و امنیت داره هرکی هرکی که نیست
اگه کاربریش (قطاراش) زیاد بشه خوبه الان واسه من که حتی تو اون مسیر بودم فایده نداشت
تهران بیشتر آدم از شلوغیش اذیت میشه ولی دیگه مردم مجبورن استفاده کنن. بخاطر بزرگیه تهران صرف میکنه
سلام.همراه همیشه خاموش هستم!
منم امیدوارم خوب خوب خوب پیش بیاد و خییییلی زووووود
پاسخ:
سلام همراه خاموش.همراه خاموش به چه درد میخوره؟واسه قشنگیش خریدی؟ خخخخخخ
حالا یه بارم این همراهتو روشن کردیا خخخخخ
مرسییییییی خیلی خیلی
۱۶ خرداد ۹۵ ، ۱۶:۱۱ میرزا قلمدون
خیلی روی اختلاف سنی حساس نباشید. واقعیت اینه که این روزها هیچکس توی سن خودش نیست. مشترکات دیگری هستند که اختلاف سنی رو خیلی کمرنگ می کنند یا کلا از بین می برند. 

پاسخ:
ممنون از راهنماییتون 
منم طبق نظر شما عمل کردم ولی خب نتیجه چیز دیگری بود
اره همونم!!! عقد کردبم با هزار جور بدبختی!!!!!!!!!!!!.قربونت اجی ایشالله قسمتت بشه بوس ماچ
پاسخ:
مبارکه
اره همونم!!! عقد کردبم با هزار جور بدبختی!!!!!!!!!!!!.قربونت اجی ایشالله قسمتت بشه بوس ماچ البته یه شوهر خوببا خوشبختیه فراوان نه مثل ما با دردسر های فراوان
پاسخ:
خیلی خوشحال شدم عزیزم
ایشالا خوشبخت بشی 
واسه تو هم خوشبختی هست حتما.یکم صبور باش بهش میرسی
نکته عکسها ،
یکی وسط پل سنگی وایساده !!


پاسخ:
یکی نیست دو نفرن که البته با دقت زیاد میشه فهمید
اما بازم اشاره نزدیک بود

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">