ماجراهای خواستگاری

ماجراهای خواستگاری

این وبلاگ در مورد خاطرات خواستگاریای من هست
و امیدوارم به درد کسانی که میخوان ازدواج کنن بخوره
و تجربه ایی براشون باشه
سعی میکنم وبلاگایی رو لینک کنم که مطالبش مفید ،پر محتوا ، آموزنده و مرتبط با موضوع وبلاگ باشه.پس لطفا اگه وبلاگتون شامل این خصوصیات نیست ازم درخواست لینک نکنید.قبلا از این بابت عذرخواهی میکنم

فعلا به دلیل نداشتن مورد خواستگاری هفته ای یک بار فالبداهه نویسی میکنم

فقط نظراتی رو تایید میکنم که احساس کنم نیاز به تایید شدن دارند

همچنین به دلیل رک و شوخ طبع بودن بنده،اگه جنبه شوخی ندارید لطفا وارد نشوید

اگه هم مطالب این وبلاگ به مذاقتون سازگار نبود ممنون میشم از ضربدر سمت راست استفاده کنید و بیش از این خودتون و من رو مورد عنایت قرار ندید

متشکرم که با صبوری منو همراهی کردید

پیوندها

زمونه آی زمونه آی زمونه

شنبه, ۱ خرداد ۱۳۹۵، ۰۵:۵۲ ب.ظ

سلام دوستای خوبم

اگه دیروز ننوشتم نه بخاطر مشغله زیاد که به خاطر حوصله کم بود.دو هفته آخر اردیبهشت تو محیط کار من مشکلی پیش اومد که منو رو دور تند انداخت و حسابی سرم شلوغ شد و وقت آزادم به شدت کم .به همین خاطر حسابی استرس کشیدم و الان روز اول خرداد من از هر گونه استرسی رها شدم.من بیکار شدم.به همین راحتی

گفتنش شاید واسه کسی تو موقعیت من که یه دختر مجردم زیاد سخت نباشه ولی وقتی همه پازل اتفاقاتو کنار هم میچینم یکم سخت میشه.اینکه الان باید یا دنبال کار بگردم که تو این دو هفته هم گشتم و هم نمیدونم چطور به خانوادم بگم که اونا انتظاری ازم ندارن ولی غرورم نمیزاره و هم آینده ای نامبهم در انتظارمه و هم اینکه زندگیم از نظم همیشگی در میاد و مجبور به بیکاری و حتما بعدش بیعاری میشم خوب نیست.

ماجراهای محل کارم و دلیل بیکار شدنم مفصله.تصمیم دارم  سر فرصت همه چیزو تعریف کنم ولی الان در شرایطش نیستم.

از کلمه امیدوارم هم به شدت خستم چون وقتی ازش استفاده میکنم متاسفانه نتیجه عکس میده.با یه دنیا ناامیدی و بی حوصلگی فعلا دست به گریبانم تا شاید گره ای از مشکلم باز بشه.



۹۵/۰۳/۰۱
✿✿ یاشل ✿✿

نظرات  (۱۸)

چه بد.... بیکاری که بد هس اما واسه کسی که قبلش شاغل بوده و حالا بیکار شده سخت تره :(
پاسخ:
دقیقا مهسا جون.الان واقعا حس میکنم وقتم داره تلف میشه
سلام عزیزم
ان شاءالله یه کار بهتر پیدا می کنی :)
منتظر پستت هستم ...
پاسخ:
سلام عزیزم
مرسی
پس باید بیام یه چیزایی بنویسم
فکر کنم خودمم سبکتر شم
مدتیه خاموش میخونمت. امیدوارم بهترین ها برات اتفاق بیافته. محل کار جدید و بهتر، آدم های بهتر. انشاالله.
پاسخ:
ممنون دوست خاموشم
واقعا ممنونم کاش همین بشه
انشالله یه کار دیگه پیدا می کنی. دنبال راه حل باش
پاسخ:
اتفاقا دارم به همین فکر میکنم
راه حل
۰۱ خرداد ۹۵ ، ۲۰:۲۷ دریا _ گاه نوشته های من
توکل به خدا
امیدوارم خیر برات رقم بزنه
پاسخ:
مرسی 

۰۱ خرداد ۹۵ ، ۲۳:۱۹ ❤❤ پسر خوب ❤❤
ناامید نباشید حالا
خدا یار و یاورتون
پاسخ:
باشه
ممنون 
کاش یکی دوماه وقت بذاری فقط واسه خودت.. بری کلاس ورزشی،شنا،فقط و فقط به خودت برسی و خوش بگذرونی.... بعدش بیفتی باز دنبال کار،خداروشکر چون سابقه داری مطمئنا میتونی یه کار باب میلت پیدا کنی،اما به نظرم یه مدت ریلکس کن،فوقش دوماه،این نظر من بود
پاسخ:
متاسفانه وقتی وارد بازار کار بشی یه روزم واست یه روز هست و انگار دلت نمیخواد عقب بیفتی
الان دقیقا همین حسو دارم
وقتی شاغل باشم بازم به کاراییکه گفتی میرسم شاید یکم کمتر
کاش زودتر به چیزی که تو ذهنمه برسم :)
یاشلی جونم چرا بیکار شی!
بیا تعریف کن نگرانت شدم!!

همیشه ی در بسته یا ی اتفاق بد ناراحت کنندس اما خیرو نتیجشو به مرور زمان میشه فهمید.
منم چند ماهه بیکارم در جریان که هستی. ولی با ی پیشنهاد ساده ی دوست گذری، کلا روال زندگیم تغییر کرد. چیزی رو دارم تجربه میکنم که همیشه ته ذهنم بود ولی جز اولویتام نبود.
منم باید برات تعریف کنم که این دو ماهه چی شده .

چرا از امیدواری بدت بیاد! امیدواری فقط ی حس خوبه و تو از اون حس انرژی میگیری. الان تو فاز ناراحتی هستی درسته. یکم زمان بده به خودت. استراحت کن و تواما فکر کن برای پیدا کردن ی کار بهتر.
با فکر و استراحت به ذهن و جسمت وقتت تلف نمیشه دختر خوب. همیشه ام عجله خوب نیست.
تو تجربه کار شهامت و جسارتشو داری. این کارو هم مثل بقیه کارا ببین هر چیزی ی ته داره...

خلاصه خواهری دلم نمیخاد ناراحت باشی. ی تایمی ناراحت باش یکم ولی بعدش بزارش کنار و توجه نکن . اوکی؟

یاشل من تو تلگرام پیامت دادم نمیدونم حذفش کردی رسید نرسید! خطتو عوض نکردی!!! خلاصه به من پیام بده خودت. هم دلم تنگته هم برات تعریف دارم راهنمایی میخام ازت.
مرسی بوس بوس.
پاسخ:
ای دوست دوسی جون
پیاماتو خوندم ولی دیگه نت ندارم جواب ندادم ببخش
ااا پس تعریف کن برام.برم نتمو وصل کنم خخخخ
آخه هر چی گفتم امیدوارم فلان شه بهمان شه بر عکس شد دیگه نمیگم میترسم بگم
اوکی چشم حتما
دارم سعی میکنم خودم روحیه مو خوب کنم.اینجا هم خیلی خوبه کمکم میکنه
منم مرسی بوس بوس

سلام همیشه تغییرات بد نیست  خداوند جای بهتر تو یه موقعیت مناسب تر برات در نظر داره  ان شاءالله
پاسخ:
خودمم همین فکرو میکنم
هرچی میگردم کار پیدا نمیشه فکر کنم خدا میخواد بزنه پس کلم بگه بسته برو شوور پیدا کن خخخ
سلام دوست عزیز
ناراحت شدم از ناراحتیت
برات بهترین ها رو از خدا میخوام
موفق باشی
پاسخ:
سلام عزیزم 
ممنون واسه دعای خوبت
۰۲ خرداد ۹۵ ، ۱۲:۵۰ گمـــــــشده :)
درکت می کنم. درد بدیه
پاسخ:
مگه تو هم بیکار شدی؟
فقط کسیکه این اتفاق براش افتاده باشه میتونه درک کنه 
ایشالا برا هیشکیم نیفته

وای چی شد زیرابت رو زدن؟ بیا بنویس لاقل دلت رو خالی کن....:(

پاسخ:
نه زیرآب زدنی نبود
رو آب زدن خخخ
چشم مینویسم حتما
ناراحت شدم یاشلی منم از دیروزه یه اتفاق بد برام افتاده خیلی ناراحت و غمگینم 
پاسخ:
کاش زندگی همیشه خوب بود.آخه یعنی چی هی بد بیاری 
۰۲ خرداد ۹۵ ، ۲۱:۳۱ خاتون بانو
سلام 
فدای سرت تنت سلامت :)
ان شاءالله زود زود بری سر کار
پاسخ:
سلام عزیزم
مرسی 
راست میگی هیچی سلامتی نمیشه
ان شا الله
یادته روزی که یهو به اون شرکت گفتم دیگه نمیام وقتی از اتاق اومدم بیرون به غلط کردن افتاده بودم ولی خیلی زود جور شد حداقلش اینه الان شخصیت اجتماع یکه دارم تو محل کارم خوبه و برام ارزش قائل میشند ..
پاسخ:
جدی میگی؟
منم اولش از بیکار شدن ترسیدم ولی الان همینکه تو اون محیط نیستم جای شکر داره
کاش واسه منم زود جور بشه.هر چی خدا صلاح بدونه
اره باور کن همون موقع هم نوشتم دقیقا مونده بودم چه غلطی بکنم ولی خوب از اونجایی خدا هست خودش کمک کرد به تو هم مطمئنم کمک میکنه . در ضمن اینها نشونه هست بریاش روع تو یک مسیر درست باادمها ی درست شاید افرادی باشند ک بتونند سرنوشتت رو عوض کنند
وقت یمجرد بودم تو شهر دیگه زندگی میکردم با یک دخت رخانم همخونه بودم محل کارش بد بود بد نه افتضاح ولی اصرار داشت بمونه اونجا اینقد رگفتم بهش اومد بیرون بعد اتفاقی تو ورزنامه یک اگه یدیدم بهش گفتم رفت حالا تو محیط کارگاهی و...ببین چه شانسی این رو قبول کردند اتفاقا از همکارش خوشش اومدوما اینقدر راهنماییش کردیم تا اینکه بله الان خوشبخته یک بچه هم داره .......
اگ رکارش رو عوض نم یکرد هرگز با همسر الانش ازدواج نکرده بو.د
پاسخ:
وای سانیا جون تو چقدر به من امیدواری میدی خیلی ممنون
اگه خدا بخواد همه چیز درست میشه حتما یه حکمتی تو این کار بود.هنوز حکمتشو نفهمیدم
سلام یاشیل جون ببین این اتفاقا واسه همه هست اصلا خودتو نباز کاش مشکلات اینجوری باشن من نمیدونم چرا ولی دلم خواست دردودل کنم منم حدود یکماه پیش پدرمو از دست دادم خیلی خیلی داغونم انقدر به هم ریختم که با همسرم که اصولا زیاد دعوا نمیکنیم همش تو جنگ بودم چه جنگی . یعنی میخوام بگم مشکلاتی هست که در کنارش بیکار شدن اصلا اصلا به چشم نمیاد . خیلیییییییییییی داغونماااا حالا هیچکی ام درک نمیکنه هرکی میاد میگه اروم باش مرگ حقه یعنی این حرفا بد رو مخمه.دلم میخواد بگم ایشالا واسه شمام بشه من بیام بگم حقه اصلا فکر مبکنم دیوونه شدممممممممممم.حالا ناراحت نباش ایشالا این روزای بدمون میگذره.
پاسخ:
سلام عزیزم
خیلی ناراحت شدم
ایشالا این رواز رو با همه سختیاش بگذرونی .میفهمم چی میگی .الان نیاز به مرهم داری ولی بقیه نمیتونن بفهمن
میدونم واقعا این مشکل نیست که من دارم ولی خب یکم دغدغه فکریمو زیادتر کرده که امیدوارم برطرف بشه
تو باید اصلا تو خونه نمونی.منم این چند روزه همش بیرون بودم که فکر و خیال نکنم وگرنه دیوونه میشدم.سعی کن خودتو بیرون از خونه مشغول کنی کم کم حالت بهتر میشه
وای چقد بده من از فکر کردن بهش هم ترس برم میداره
پاسخ:
پس بچسب به کارت که مثل من نشی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">