ماجراهای خواستگاری

ماجراهای خواستگاری

این وبلاگ در مورد خاطرات خواستگاریای من هست
و امیدوارم به درد کسانی که میخوان ازدواج کنن بخوره
و تجربه ایی براشون باشه
سعی میکنم وبلاگایی رو لینک کنم که مطالبش مفید ،پر محتوا ، آموزنده و مرتبط با موضوع وبلاگ باشه.پس لطفا اگه وبلاگتون شامل این خصوصیات نیست ازم درخواست لینک نکنید.قبلا از این بابت عذرخواهی میکنم

فعلا به دلیل نداشتن مورد خواستگاری هفته ای یک بار فالبداهه نویسی میکنم

فقط نظراتی رو تایید میکنم که احساس کنم نیاز به تایید شدن دارند

همچنین به دلیل رک و شوخ طبع بودن بنده،اگه جنبه شوخی ندارید لطفا وارد نشوید

اگه هم مطالب این وبلاگ به مذاقتون سازگار نبود ممنون میشم از ضربدر سمت راست استفاده کنید و بیش از این خودتون و من رو مورد عنایت قرار ندید

متشکرم که با صبوری منو همراهی کردید

پیوندها

عشق اول (2)

سه شنبه, ۷ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۷:۵۸ ب.ظ




میدونید با وجود خستگی یکم آدم مغزش تو نوشتن یاری نمیکنه اینه که من وسط هفته ها نمینوشتم ولی الان بخاطر اینهمه مشتاق برای ادامه ی این داستان گفتم اینهفته بنویسم تا شاید کمتر تو خماری بمونید.

دوران خوش عاشقی برای من شروع شده بود البته قبل از اون عشقهای آبکی دیگه ای داشتم که به جدیت این یکی نبود.

اون زمان من موبایل نداشتم چون هنوز موبایل فراگیر نشده بود ولی اون داشت خب منم یه سال بعد تقریبا خریدم.

قرار شد ظهرا که من تو محل کار تنهام زنگ بزنه با هم صحبت کنیم تا بیشتر آشنا بشیم.اولین باری که قرار شد زنگ بزنه ساعت 2 یا 2 و نیم بعدازظهر بود و من منتظر بودم دیدم از جلوی دفترمون رد شد و وقتی مطمئن شد تنهام زنگ زد.منم واسه کلاس گذاشتن بعد از چند تا بوق برداشتم که نگه هوله خخخخ

زیاد مکالمه اون روزش یادم نیست ولی هرچی بود من باب آشنایی بیشتر در مورد خودمون و خانواده ها بود.متوجه شدم از نظر خانوادگی و فرهنگی تقریبا به من شبیهه و از نظر تیپ و ظاهر هم بهم میومدیم بلاخره یه تشابهاتی بود که جذب هم شدیم.اما اون زمان اون به چشم من زیباتر از خودم بود.هنوزم فکر میکنم همینطوره.خب یکم این مسئله باعث کم شدن اعتماد به نفس من میشد.دوس نداشتم شوهرم از خودم سر باشه ولی کاری بود که شده بود و ما از هم خوشمون اومده بود.

باید بگم چهرش خیلی خیلی شبیه یکی از بازیگرای مرد سوپراستار که بسیار سر و سنگینه و اغلب نقشای جدی بازی میکنه و خیلیا دوسش دارن بود.اینم معمای این هفته تون .اگه گفتین شبیهه کی بود؟ خخخ

اون موقع ازش خواستم تا عید که یه ماهی بیشتر نمونده بود دست نگه داره و به کسی چیزی نگه تا بیشتر همو بشناسیم و وقتی مطمئن شدیم که همو میخوایم بقیه رو در جریان بزاریم .گفت باشه.بعدم نهایتا واسه اینکه پول تلفنش زیاد نشه بعد از 10 دقیقه قطع کرد.یعنی اون زمان نگران چه چیزای مزخرفی بودیم ما.

بعد از اون شاید یکی دو بار دیگه در حد همون 10 دقیقه صحبت کردیم و بقیه آشناییه ما محدود به همون دیدارهای گاهگاهی محیط کار میشد.وقتی میرفتم دفترشون یه جور دیگه همو نگاه میکردیم و چقدرم که خجالتی بودیم .من هی سرمو پایین مینداختم و اون با لبخند احوالپرسی میکرد.نزدیک عید بود و اون حسای خوبه شب عید برای ما با عشق دو چندان شده بود.اون زمان بخاطر اینکه زیاد ازم یه جورایی پادویی کشیدن زانو درد گرفتم و تو ایام عید تصمیمم بر این شد که یه استراحت حسابی بکنم.عید شد و ما در بیخبری از هم خداحافظی کردیم.بهش گفتم بهت زنگ میزنم  ولی بخاطر اینکه نگه دختره فلانی بود و یکمم مغرور جلوه کنم و به توصیه دوست صمیمیم که بهم گفت رابطه رو از حالت خودمونی خارج کن و باهاش به هیچ عنوان تماس نگیر و رابطه برقرار نکن و بزار رسمی پیش بره(البته خودش کاملا بر عکس این عمل کرده بود)،تمام عید تو بیخبری گذاشتمش و زنگ نزدم.الان از کار خودم پشیمونم چون این عشق نیاز به توجه بیشتر داشت مثل یه بوته کوچیک که نیاز به آبیاری داره ولی من بلد نبودم .

تو ایام عید رفتم خونه دوستم و ماجرا رو واسش تعریف کردم.ایشونم یکم راهنماییم کرد.اون اونموقع تو دوران عقد بود و خودشم با شوهرش تو محل کار آشنا شده بود و ازدواج کرده بود اما نمیدونم چرا منو اونطور که باید درست راهنمایی نکرد.(البته سزای کسی که افسارشو میده دست بقیه تا براش تصمیم بگیرن همینه )من خیلی ساده و دهن بین بودم.اون میگفت خوبه قبول میکردم میگفت بده هم همینطور.یادمه تو عید رفتم لباس واسه خواستگاری خریدم.چه دل خجسته ای داشتم.اصلنم به خواهر بزرگترم فکر نمیکردم.مسلما دلش میشکست و قبل از اون اصلا بهم اجازه چنین کاریو نمیداد.در وصف اخلاقش قبلا نطق کردم.

در هر صورت دوستم بهم گفت ببین اونجا که کار میکنه سمتش دقیقا چیه و حقوقش چقدره؟من تا اون لحظه ذره ای به این مسائل فکر نمیکردم.فقط چشمام آلبالو گیلاس میچید و همین که دوستش داشتم کافی بود اصلا دارایی و درامدش برام مهم نبود ولی خب دوستم مثلا باتجربه تر از من بود  و منو به فکر انداخت.اون زمان جایی که من کار میکردم بخاطر لارج بودن کارفرمام حقوقم از بقیه دخترا تو اون بازار بیشتر بود.ولی خب این دلیل نمیشد که حقوق پسری مثل حامد(اسم مستعار) زیادتر از عرف باشه.اون حقوقش طبق عرف بازار بود ولی متاسفانه با اینکه بازاریا درآمدای کلانی دارن مزد کارمند رو خیلی ناچیز میدن و الان که فکرشو میکنم حتی حقوق منم با همه زیادتر بودنش از حداقل اداره کار کمتر بود دیگه حساب کنید چه استثمارگری بودن اینا.

از بحث اصلی خارج نشیم.بعد از عید بخاطر همون درد زانوم (که از اون زمان برام تا الان یادگاری مونده)یه هفته ای مرخصی گرفتم و بازم آفتابی نشدم.چند روزی که از هفته اول کاری گذشته بود به وسیله موبایل خواهرم که اون زمان بخاطر تحصیل در شهر دیگه بابام براش خریده بود رفتیم با هم رو پشت بوم و بهش زنگ زدم.میخواستم مامانم از جریان خبردار نشه واسه همین پشت بومو انتخاب کردم.الان میتونید راحت به این انتخاب مکانم بخندید خخخخ

بعد از حال و احوال عید و سال جدید و کمی لرزش صدا و بند اومدن نفسم ازم پرسید چرا نیومدی سرکار؟گفتم زانوم درد میکنه گفت چرا؟ گفتم از پله زیاد بالا پایین رفتم. گفت حالا کی میای؟گفتم شنبه و زود قطع کردم.الان که فکرشو میکنم میبینم همونطور که من در قید و بند پول و مادیات نبودم اونم براش زانو درد من مهم نبود چرا که علاقه قویتر از این حرفاس.نه مثل این خواستگارای سنتی که وقتی میشنون مثلا یه بیماری داری یا یه جات درد میکنه دوتا پا دارن دو تا دیگم قرض میکنن و فرار

شنبه که رفتم اومد و دیدار تازه شد.جالب بود که وقتی دیده بود نمیام سراغمو از همکارم که گفتم خانمه گرفته بود اونم با تعجب و کنجکاوی گفت این پسره سراغتو گرفت!نشونیاشو که گرفتم فهمیدم خودش بوده.گفتم خب گرفت که گرفت چیکارش کنم ؟ خخخخ

نکته دیگه این بود که اون اواخر قبل عید یه پسر دیگه هم به جمع اینا اضافه شده بود که تو رده سنی همین حامد بود و اونم از من خوشش اومده بود ولی بعد عید که تقریبا رابطه ما برملا شد اون بیچاره خورد تو ذوقش و کاسه کوزه شو جمع کرد و دیگه از اون نگاههای مفهوم دار نکرد.یادمه خیلی برام جالب بود که یه دل و دو دلبر داشتم خخخخ

یه روزی از همون روزا با حامد حرف زدم و ازش راجع به حقوقش پرسیدم و وقتی گفت باورم نشد!خیلی کم بود .فقط یکم از من بیشتر .خب مشکل همون حقوق زیادتر من از بقیه هم رده هام بود ولی من در موردش بیشتر از اینا فکر میکردم.تصورم این بود بخاطر کارمند ارشد بودن تو اون محیط بیشتر بگیره.حقیقت ولی همین بود.

خب اون روز چیزی نگفتم و ازش خواستم طبق گفته ی دوستم رابطه رو زود از حالت دوستی و اینا درش بیاریم و رسمیش کنیم.اونجا تقریبا بزرگتر ما کارفرماهامون بودن ولی خب اونا که پدر و مادرمون نبودن شاید بهتر بود قبل از اون با خانواده در میون بزاریم ولی من بخاطر اینکه نسبت به کارفرمام حس بزرگتر بودن و احترام و این حرفا داشتم گفتم اول به اونا بگیم و هر دو گفتیم. هرچند این به نظرم اشتباه بزرگی بود،چون هنوز تصمیم ما قطعی نبود و هر دومون سر زبون میفتادیم.

اصلا عکس العمل کارفرمام یادم نیست فقط قرار شد دو تا کارفرما با هم یه صحبتی راجع به ما داشته باشن.این شد که فردا نزدیک ظهر مدیر اون با اون شکم گنده ش که وقتی وارد جایی میشد اول شیکمش میومد تو وارد دفتر ما شد و سر میز روبروی مدیر من نشست.منم که از خجالت داشتم آب میشدم و سرمو تو روزنامه کرده بودم و با خیال راحت جدول حل میکردم انگار نه انگار موضوع راجع به منه خخخخ

طی صحبتاشون شنیدم که گفت حقوقش همون قدره که قبلا خود حامد گفته بود و گفت اگر ازدواج کنه 20 هزار تومن به حقوقش اضافه میکنم.خیلی زحمت کشید بیچاره منو شرمنده اینهمه لطفش کرد.در حالیکه داشت به کارمند همه کارش با 5-6 سال سابقه حقوقی بسیار ناچیز که گفتم اختلاف کمی با حقوق من داشت میداد.شما اسکروچ رو تصور بفرمایید.من هنوز زیاد حقوقش برام جدی نبود هرچند حس میکردم خیلی کمه.

بعدم پا شد و رفت.مدیر من زیاد چیزی نگفت یا اگر گفت اصلا یادم نیست اما من سریع رفتم ماجرا رو با دوستم در میون گذاشتم چون گفته بودم خبرشو بهت میدم و قرار بود مثلا راهنماییم کنه تا درست تصمیم بگیرم ولی خب با این کار کلا گند زدم به تصمیمم.

وقتی به دوستم قضیه رو گفتم دقیقا عین این جمله رو گفت که نه به درد نمیخوره،حقوقش خیلی کمه.حقوق شوهر من دو برابر اینه.راستم میگفت حقوق شوهرش بخاطر اینکه تو کارخونه کار میکرد بیشتر بود  چون معمولا کارخونه ها حقوق بهتری به کارمنداشون میدن( اینو با تجربه عرض میکنم خدمتتون)ولی خب نباید ملاک انتخاب منو فقط همین یه مسئله قرار میداد.اون با وجودیکه خودش با علاقه ازدواج کرده بود علاقه شدید منو نادیده گرفت و برام نسخه پیچید که ردش کن و من انگار که مسخ شده باشم حرفشو قبول کردم که این به درد نمیخوره.یه جورایی از آینده مبهم و بی پولی و بدبختی ترسیدم. 



ادامه داره ها

منتظر باشید



۹۵/۰۲/۰۷
✿✿ یاشل ✿✿

نظرات  (۴۱)

بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
سلام عزیرم :)
شبیه **** ***** بود ؟؟؟؟
پاسخ:
سلام 
آفرین اول شدیا
کاملا درسته خخخ
خخخخخ یاشل کلییییی خندیدم .... ببخشید البته ولی چقدر حرکاتت بچه گانه بوده با اون راهنمایی های دوستت
پاسخ:
خب عزیزم بچه بودم دیگه.من خیلی دیر همه چیو تجربه کردم واسه همین تو سنی که بودم بچه تر از سنم رفتار میکردم
و همینطور همیشه تو اولیا آدم گند میزنه
۰۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۰۵ دریا _ گاه نوشته های من
کاش اون زمان میرفتی پیش یه مشاور با تجربه!
من که نفهمیدم شبیه کی بود :)
پاسخ:
اون زمان زیاد فرهنگ مشاور و اینا جا نیفتاده بود متاسفانه
ااا خیلی تابلو بود که حالا یه حدسی میزدی 
یاشیل جان الان اذیت نمی شی به اون موضوع فکر میکنی؟
این پستت علاوه بر اینکه به خواننده ها یاد میده خیلی دهن بین نباشن ، از اونطرف یاد هم میده که در مشورت دادنشون مسوول هستن و با دقت بیشتری دوستانشون رو مشاوره بدهن
پاسخ:
چرا اتفاقا وقتی میخوام بنویسم خیلی باید به مغزم فشار بیارم یادم بیاد بلاخره خاطرات تلخ و شیرین زیادی داشتم ولی چون میدونم دیگه گذشته زیاد خودمو درگیرش نمیکنم.برام مثل یه بازیه زودگذره
دقیقا.خودمم همین درسو ازش گرفتم که اول از همه خود آدم میتونه برای آدم تصمیم بگیره
حتی من بعدها از دوستمم شاکی شدم که منو راهنماییه غلط کرد و هیچوقت اینکارش یادم نمیره هرچند خودم خواستم راهنماییم کنه
چقدر بده که بعضیا چیزایی رو ک برای خودشون میپسندن برای بقیه نمیپسندن و برعکس...
من گاهی با اینجور دوستا خیلی لجبازی میکنم و از اون طرف گند میزنم😆
پاسخ:
دقیقا .نمیدونم چرا واسه خودش رابطه با طرفش بد نبود ولی واسه من بود.مثلا میخواست من راه درستو برم ولی زیادم درست نبود
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
**** ***** :))))))
دهن بینی خیلی بده،منم دچارش بودم و ضربه خوردم ازش.. اما الان عاقل شدم
پاسخ:
بله درسته
منم الان عاقلتر شدم اقلا خوب فکر میکنم و اکثرا حرف خودمو به کرسی میشونم
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
**** *****؟ خخخ
پاسخ:
بله 
انگار همه فهمیدن خخخخ
وای چقدر دلم سوخت. یه جورایی اشکم در اومد
پاسخ:
ببخش اگه ناراحت شدی
فکر نمیکردم اینقدر سوزناک باشه
هنوز جاهای سوزناکش مونده
باورم نمیشه درست گفتم :)))
اونم اولین نفر :)
پاسخ:
فکر کنم زیاد تابلو آمار دادم 
همه درست گفتن تا حالا
ولی اولیو خوب اومدی
۰۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۱:۳۵ یه خواننده خاموش*
شبیه حامد بهداد بود؟

پاسخ:
نه عزیزم آخه حامد بهداد که 9 سال پیش بازیگر نبود یا اگرم بود معروف نبود
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
اخییییی دقیقا در مورد مشورت با آدمهای اشتباهی درکت می کنم :(
جالبه برای عشق مخصوصا عشق اول همه چیز رو آسون میگیریم و اونا هم همینطور در مورد ما. به خاطر همین ازدواج با عشق رو ترجیح میدم که البته فکر کنم دیگه از سن ما گذشته :(
اون قسمت اضافه حقوق بعد از ازدواج (20 هزار تومن!!!) جالبترین قسمت این پستت بود :D
و البته لرزش صدات و بند اومدن نفست پشت تلفن بالای پشت بوووم هم تصورش بامزه بووود :D

حدس من: **** ******
پاسخ:
حدس تو کاملا درسته
خب چون بی تجربه ایم طبیعیه که از این اشتباها بکنیم
آخه این 20 تومن اون زمان چیزی حدود 100 تومنه حالاست.انگار مثلا 100 تومن چه کمکی میتونه به یه حقوق چندرغاز بکنه.تو فرض کن با درامدای حالا حقوقش مثلا بود 600 که ایشون میخواست بکنه 700
واسه خودمم بامزه س دنیایی داشتیم با این عقش و عاشقیا

وای دختر به حرف دوستت گوش کردی؟ اخه ادم از اینده خبر نداره میتونست کارش عوض کنه خودش شغل دیگه ای راه بندازه . البته نم یگم ایده ال بود ولی نحوه اشناییتون خوب بود خوب...
البته این که زانو دردت برا شمهم نبود یکم بده واقعا مردی مهربون نباشه به درد نم یخوره
پاسخ:
تا اون زمان خیلی رو دوستم حساب میکردم خب
من دیگه عقلم به ایناش قد نمیداد که موقعیت اون موقشو میدیدم
مهم بود براش اما نه اینکه بخواد بزاره بره به این خاطر.منظورم این بود نترسید
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
یاشیل خانوووووم حالا مثلا اگه بگی شبیه **** ***** بود یا بهرام رادان یا فلانی،لو میره که طرف کی بوده؟خخخ،خب بگو دیگه خودت،یا حداقل حذف نکن نظرارو
پاسخ:
شیلا خانوم اولا دلم میخواد یکم به مغزشون فشار بیارن خب.همش من ب مغزم فشار بیارم؟ خخخخ
بعدشم میترسم آقاجون میترسم یکی بشناسه خب
بعدنشم همون که تو کامنتت حذف کردم درست بود حالا تو هم که فهمیدی خخخخ
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
من عمرا اگه بفهمم شبیه کیه ؟ چون یه **** ***** رو میشناسم یه بهرام رادان خخخخ اون زمانا فک کنم پور عربم بود نه؟
پاسخ:
همون که حذف کردم بود.اقلا حدسشو زدی خخخخ
خخخخخ اونو که یه دوره همه دخترا عاشقش بودن ....
بیچاره زنش ....
پاسخ:
چرا؟
مرد خوبی گیرش اومده دیگه چی میخواد؟همینکه ظاهرا اهل زندگیه براش کافیه
شبیه بازیگر???منکه مغزم هنگه بابا !!!!! من همیشه راهنماییای دوست صمیمیمو میذاشتم پای حسادت حرفشو گوش نمیدادم خخخخ ولی بعضی وقتام شاید راس میگفت من گوش ندادم ضرر کردم  الان میفهمم به جورایی راست میگفت تو بعضی موارد
پاسخ:
اشکال نداره
من فکر میکردم دوست صمیمیمه خوبمو میخواد ولی شاید یهخ درصدی هم حسادتش بود وسط
واااای از دست دوستت. چقدر از دستش عصبانیم. ملت خودشونو می کشن دو تا را با هم جور کنن . این بنده خدا فکر یه قرون دوزار هست! :| 
آخه آدم دیگه چقدر پولکی؟ اینقده از این آدمایی که خودشون همه چی دارن ولی برای بقیه نسخه ی نصیحت و پند و موعظه و زرنگی می پیچن  بدم ...... اوووف.
پارساپیروز فر نبود؟ 
اینفده از دست دوستت عصبانیم اصن حوصله نظر گذاشتم نمی کشه :| 
عکس بده جنازه تحویل بگیر :|
پاسخ:
نخیر اشتباه گفتی
حالا خون خودتو کثیف نکن حتما قسمتم نبوده که اینطور شد .اینا بازیه زمونه س
دوست مثلا میخواست در حقم خوبی کنه به فکر آیندم بود ولی درک درستی نداشت که همه جوانب امرو در نظر بگیره بعد نظر بده

اولش کنجکاو نبودم که کیه ولی دیدم همه گفتن و حذف شده شدیدا کنجکاوم. کنجکاو؟؟!!!
اگه قسمت بود به هم میرسیدین حالا هرچی گذشته ها گذشته مهم اینه که امیدت روبه زندگی از دست ندی و از کجا میدونی اگه با اون ازدواج میکردی خوشبخت بودی هیچی تو این دنیا بی دلیل نیست یاشل عزیز
آرزوی سعادت و خوشبختی دوست عزیزم رو از خدای مهربون میخوام
پاسخ:
خب یه حدسی بزن تا تو هم به جرگه باهوشا بپیوندی خخخخخ
درسته قسمت نبود
اتفاقا فکر نمیکنم باهاش خوشبخت میشدم باید بقیه داستانم گوش کنی 
ممنون به همچنین دختر خوب

بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
اها راستی شبیه **** ***** نبود؟
پاسخ:
بود بود خودشه 
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
سلام به به قسمت جدید اومد
عزیزمممم دوستت چه مثل مامان باباها اول جیبشو سنجیده! الهیییی چه مثل دوتا کفتر عاشق بق بقوو میکردین... کوووو اون عشقای پاک و ساده!!

بازیگر سوپر استار که جدی بازی کنه! من زیاد اسماشونو بلد نیستم **** ***** نیس؟

ولی یاشل چه عشق صد سال قبل چه صد سال بعد اگه عشق واقعی باشه عاشق تمام تلاششو برای رسیدن به یار میکنه ....

منم ی خواستگار داشتم ادعای عاشقی نداشت بنده خدا ولی بینهایت اصرار داشت به نتیجه مثبت من ... جواب رد داده شده بهرحال اونم با ناراحتی رفت ولی دوماه نشده فهمیدم ازدواج کرده ...
 خب عشق واقعی خیلی فرق داره و خیلی کمیابه امیدوارم سمت مام بیاد
پاسخ:
خوبه بلدم نبودیو درست گفتی
اصلا قبول نیست همه فهمیدن خخخخ خوبه جایزه نزاشتم وگرنه ورشکست میشدم
آره دوستم خیلی حساب کتابی بود
بق بقو خخخخخ
درسته هم عشق بود هم بچه بازی بود هم خودخواهی.کلا عشق واقعی تو قصه هاست دیگه
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
شبیه **** ***** بود؟من خیلی وقته وبلاگتونو میخونم اولین باره نظر میدوم.موفق باشی
پاسخ:
بله درسته
ای بدجنس حتما باید معما بزارم تا روشن شی؟ خخخخ
از این دوست خاموشا زیاده البته اشکالی نداره شمام موفق باشی 
۰۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۵:۲۷ یه خواننده خاموش*
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
فک کنم **** ***** باشه
ودرموردحامدبهداد: از9سالگی تئاترمیکرده منتهی ازسال 79شروع فعالیت سینماییش بودوالبته همون سال توی تلویزیون هم کارکرده(منظورم فیلم وسریال تلویزیونیه)رزومش اینجاهست اگه دوست داشتی یه سربزن : http://www.akairan.com/biography/actor1/29873.html
تاجایی که من یادمه 9ساله پیش هم معروف شده بودهمون موقع هم بعضیابهش لقب سوپراستارداده بودن،
میدونی یاشل دقیقااین قسمت حرفات رودرک میکنم که میگی عقل مون رومیدادیم دست بقیه،فک کنم این ویژگی اغلب دهه شصتیاباشه ودقیقا همیشه هم شکستای بزرگ زندگی مون وناکامی هامون نتیجه همین حرف دیگران روگوش دادن بوده حداقل درموردخودم ویکی دونفردیگه این مسئله عینیت داره،به خاطرهمین من الان دیگه سعی میکنم قیدمشورت بادیگران روبزنم وطبق اون چیزی که عقل خودم بهم میگه پیش برم وباورکن موفقیتم بیشتربوده حداقل اگه شکست هم بخورم دیگه روزی هزاربارخودم روسرزنش نمی کنم که باطناب دیگران رفتم توچاه چون همون دیگرانی که مثلا به ماراه نشون میدن نوبت خودشون که میشه بی سروصداکاراشون روانجام میدن واصلا ماروهیچ چی خودشون هم حساب نمی کنن چه برسه که بخوان ازمون نظرخواهی کنن،من اگه هم بخوام مشورت بگیرم دیگه سراغ خانواده ودوست واینانمیرم بلکه کسی که دراون زمینه واقعاخبره وآگاه والبته دلسوزباشه که خب پیداکردنش واقعاسخته،برات آرزومیکنم درزندگی ازاین به بعدت موفقیت هات خیلی خیلی بیشتروزیادترازشکست هات باشه
پاسخ:
فکرت درسته 
اما در مورد حامد بهداد اون زمان یعنی 9 سال پیش حامد بهداد چندان معروف نبود.دیگه ما زمانشو طی کردیم میدونیم الانم بری لیست فیلمایی که بازی کرده ببینی زیاد فیلم معروفی بازی نکرده ولی خب تا دلت بخواد فیلم بازی کرده.به نظر من الان شاید سوپراستار باشه ولی 9 سال پیش نه.اینو بدون هیچ قصد و غرضی میگم.هیچ علاقه یا نفرتیم پشتش نیست.اتفاقا رزومشم دیدم و گفتم.درسته از خیلی سال قبل بازی میکرده ولی این اواخر معروف شد
من الان بازم مشورت میکنم چون بدون مشورت نمیتونم درست تصمیم بگیرم ولی در نهایت چیزی که دل خودم میگه رو بهش عمل میکنم 
امان از ما دهه شصتیا .هممون ضعف داشتیم تو انتخابامون
منم برای تو ارزوهای خوب میکنم امیدوارم به همه رویاهات برسی
خب پول مهمه دیگه! پول پووول
پاسخ:
تنها کسیکه اینو گفت تو بودیا
به نظر منم مهمه ولی طرز برخورد من در مورد این قضیه درست نبود

چقد قشنگ توصیف کردی تمام حس و حالتونو رو((:
ب جاش برات تجربه خیییییلی بزرگی شد(:
پاسخ:
خودم که فکر میکنم دقیق نمیگم
 آخه کم حوصله م خیلیاشو رد کردم زدم جلو خخخخ
بله تجربیاتی که به قیمتهای گزافی به دست اوردم
بازیگری که میگی محمدرضا فروتن هست فکر میکنم ولی نفهمیدم چرا تو نظرات سانسور کردی .
همه در گذشته یه تصمیم هایی گرفتیم که غلط بوده . من خودم همیشه سعی میکنم با خود گذشتم مهربون باشم و فکر کنم اگه الان هم اطلاعاتم مثل اون موقع بود حتما همین کارو میکردم.
اما جدای از این موارد کلی ، یه چیزی بگم حالا شاید دخترا ناراحت بشن. ولی با توجه به تجارب شخصی من! ، در این گونه موارد ازدواجی و مشابهش بدترین توصیه ها و ...برای دختر از طرف دوستان دختر مجرد و یا تازه ازدواج کرده هست. یه مشاور ، بزرگ تر و یا حتی کمی بزرگتر که مثلا 5 تا 10 سال باشه ازدواج کرده باشه خیلی بهتره.
پاسخ:
نخیر درست نیست.البته اون بازیگرم ماله همون زمانا بود که شما گفتی ولی خب فکر کنم یکم دوره اش قبلتره
حالا زیاد حساس نشو فقط یه بازی بود واسه تشخیص هوش مخاطبان محترم خخخخ
خب من دلم میخواست اشتباه نمیکردم ولی واقعا نمیشه ذات انسان خطاکاره.حالا از اشتباهم درس گرفتم و خوشحالم که اقلا دیگه به اون صورت خاص تکرارش نکردم
نه چرا ناراحت بشن؟کاملا درست میگی من و شاید بیشتر دخترا و حتی پسرا، اول از همه به کسی که خیلی باهاش صمیمی هستیم این جریاناتو میگیم و به طبع من دوستمو صمیمی میدونستم.مشاورم بعدش وارد جریان شد در ادامه میخونید.ولی یکم دیر بود
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
**** ***** ؟یا محمدرضاگلزار؟
پاسخ:
اولی درسته
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
چرا کامنتا فیلتر شده؟ اصن حالم گرفته شد.
ایرج نوذری؟منوچهر نوذری؟**** *****؟مهران غفوریان؟علی صادقی؟مهران مدیری؟شقایق دهقان؟ جمشید هاشم پور؟ گلزار؟نبود ؟ دیگه من همینها رو میشناسم.ایرج طهماسب و مرضیه برومتد رو هم میشناسم!:دی

عشقای اول به سرانجام نمی رسن ولی میتونم بپرسم که الان اون پسره مزدوج شد یا نه ؟
پاسخ:
یکم دیگه فکر میکردی ببینی بازیگر دیگه ای جا نمونده باشه خخخخ
آخه شقایق دهقان؟خخخخخ 
زحمت کشیدی 
گفتم سوپراستار 
حالا چون بین اینهمه جواب درست بود برات فیلتر میکنم شاید بفهمی کی بود.البته اگه یادت مونده باشه کیو فیلتر کردم
بله اصلا معمولا عشقا نافرجامن
بله شنیدم ازدواج کرده ولی مطمئن نیستم
الان تو دلم بلبشو شد . انگار دارن رخت میشورن تو دلم .
پاسخ:
واااا واسه چی ؟
فکر کنم با پسر داستان همذات پنداری کردی

محمد رضا گلزار نیست??ولی یاشلی پول مهم هست ها ولی جوری که زیر منت کسی نبودنه بیشتر چون بی پولی زیادم علاقه رو کم میکنه حالا نه اونقدر بگم که باید طرف پول داره پول دار باشه ها ولی به حدی که بشه زندگی رو چرخوند
پاسخ:
نه 
کاملا باهات موافقم بعدها خودمم به همین نتیجه میرسم 

یا نه مهدی سلوکی
پاسخ:
نه
مهدی سلوکی سوپراستار نیست

من بازیگری که 9 سال پیشی که مد نظرت  بوده رو که نمیشناسم
و کلا برای من اسم بازیگرا مهم نیست فقط به فیلما نیگا میکنم
پاسخ:
از جوونای نسل حالا بعیده
اونا که همه عشق فیلم و بازیگرن
حالا شاید بعدها تو هم اسم بازیگرا یادت بمونه
پس کیهههههههههههههههههههههههههه????????????????????
پاسخ:
آخه سوپراستارای اون زمان که خیلی نبودن.نهایت 4 -5 نفر بودن
نمیدونم چند سالته ولی اگه سنت به من نزدیک باشه باید بشناسی.البته این بازیگر الانم سوپراستاره و از دور خارج نشده
تو گوگل سرچ کن بعد به من یکی یکی بگو تا بگم کیه خخخخ دیگه خیلی راهنماییت کردما
من نمیگم خوبم یا بدم ولی شبیه هم سن و سالام نیستم همه میگن که از نظر اخلاقی بزرگتر از سنمم و از نظر قیافه کوچیک تر سنمم خخخخ 
حالا هرچی مهم اینه که خودم راضیم خخخخ
پاسخ:
جالبه
خوبه که از خودت راضی  ای از خود راضی
بده؟؟؟؟!!!!  [متفکر]
پاسخ:
نه خیلیم خوبه
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
**** *****؟؟؟؟؟؟؟؟


پاسخ:
بعلهههههه
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
حالا چرا اسم بازیگر رو علنی نمیگید خب این که یه ادم شبیه یه بازیگر باشه باعث شناخته شدنش نمیشه که
**** ***** منظورتونه؟
پاسخ:
بزار به حساب یه ترس نهفته ای که در درونمه و نمیزاره مستقیم بگم
اگه جای من بودی درک میکردی دوست عزیز
بله همونه
۲۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۷:۵۴ میرزا قلمدون
روان بودن قلمت برام جالب تر از محتوای نوشته هات هست. نه اینکه محتوا مشکلی داشته باشه. جذابیت این موضوعات برای جوان تر ها مسلما بیشتره.
خوشحال می شم به نوشته هام سر می زنی. متشکرم

پاسخ:
خواهش میکنم میرزا
شما به بنده لطف دارید
من خودمم همینجوری
یاشل جان اشکال نداره بااینکه خیلی دیره منم حدس بزنم اسم اون بازیگرو؟دیگه کنجکاویه دیگه خخخخخخ
پاسخ:
نه بزن
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
خب به نظرمن سوپر استار گذشته وحال **** ****** ...درست گفتم؟
پاسخ:
خیلی باهوشیا
آفرین

بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
**** *****؟چون تااونجایی که میدونم فقط ایشونه هم چندسال پیش هم الان سوپراستاره..درست گفتم؟
پاسخ:
بله درسته
ولی به نظرم هستن کسای دیگه که از اون موقع تا الان هنوزم سوپراستارن
حالا اسم نمیارم دعوا نشه
پس درست گفتم خداروشکر :-) دوبار کامنت گذاشتم فکرکردم دفعه ی اول ارسال نشد دوباره نوشته م:-P:-)
پاسخ:
عزیزم
بله دیدم نرسیده بودم تایید کنم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">