ماجراهای خواستگاری

ماجراهای خواستگاری

این وبلاگ در مورد خاطرات خواستگاریای من هست
و امیدوارم به درد کسانی که میخوان ازدواج کنن بخوره
و تجربه ایی براشون باشه
سعی میکنم وبلاگایی رو لینک کنم که مطالبش مفید ،پر محتوا ، آموزنده و مرتبط با موضوع وبلاگ باشه.پس لطفا اگه وبلاگتون شامل این خصوصیات نیست ازم درخواست لینک نکنید.قبلا از این بابت عذرخواهی میکنم

فعلا به دلیل نداشتن مورد خواستگاری هفته ای یک بار فالبداهه نویسی میکنم

فقط نظراتی رو تایید میکنم که احساس کنم نیاز به تایید شدن دارند

همچنین به دلیل رک و شوخ طبع بودن بنده،اگه جنبه شوخی ندارید لطفا وارد نشوید

اگه هم مطالب این وبلاگ به مذاقتون سازگار نبود ممنون میشم از ضربدر سمت راست استفاده کنید و بیش از این خودتون و من رو مورد عنایت قرار ندید

متشکرم که با صبوری منو همراهی کردید

پیوندها

جنجالیه جنجالی

جمعه, ۲۰ فروردين ۱۳۹۵، ۰۸:۲۰ ب.ظ

امشب میخواستم از خاطره یه عشق قدیمی واستون با جزییات کامل تعریف کنم ولی بر حسب اتفاق به وب یکی از دوستان که نه، آشنایان سر زدم و مطالبی خوندم که حس کردم بهتره امشبو بازم پیرامون مسائل حاشیه ای حرف بزنم و هفته آینده ایشالا برم سر اصل مطلب

خب از کجا بگم براتون ؟ وبی که بهش سر زدم و مطالبشو خوندم این وب بود که از مدتها قبل مسابقه ای برای خودش ترتیب داده بود با این مضمون که دلنشین ترین وب کدام است؟ نمیدونم کدوم پدر آمرزیده ایم منو معرفی کرده بود و وب منم رفته بود در لیست ایشون.اون اوایل نفر چهارم یا پنجم بودم بعد کم کم امتیازم کم شد و در نهایت وقتی ایشون شروع به نقد وب بنده نمودند من شدم نفر هشتم و امروز که ایشون نفرات و لیست امتیازات مسابقه رو در وبشون قرار دادند من از آخر اول شدم.بازم جای شکرش باقیه که حذف نشدم والا خیلی آدم منصفی بودند به خدا

نقد ایشون در مورد وبلاگ منو میتونید اینجا بخونید .یه عمر مردمو نقد کردیم یکیم پیدا شد ما رو نقد کنه.اصلنم ناراحت نیستیم و خیلیم از نقدشون متشکریم.بعضی از مواردی که در مورد وب من و نوشته های من نوشتند کاملا درست بود و من واقعا قبولش دارم.من مشکلات نوشتاری زیادی دارم از جمله اینکه حرفی که تو ذهنم میگذره رو راحت به زبون میارم و ممکنه در مورد خیلی از افراد خوب حرف نزنم.اما من فقط با یه مسئله در مورد نقد ایشون مشکل دارم.اونم اینه چرا وب من که اصلا از نظر محتوا و موضوع و نوع نوشتار با همه یا اکثر قریب به اتفاق وباییکه تو این لیست قرار دارن کاملا متفاوته و من عامیانه و محاوره ای مینویسم و بقیه اکثرا ادبی و نوشتاری هستن رو با هم مقایسه کردید؟چرا قیاس مع الفارق کردید؟مگه میشه دو نوع از نوشته رو با هم مقایسه کرد و برچسب خوب و بد بهشون زد؟به نظر شخص من ،شما و اکثریت دوستان یه عده افراد علاقه مند به ادبیات هستید که دور هم جمع شدند و محفل شیرین و دلنشین خودشونو دارن.بعد من این وسط کاملا بیگانه و غریب افتادم اونوقت انتظار نوشته ی ادبی و زیبا و پر مایه هم ازم دارند! 

حالا که شما نظرتونو در مورد وب من بیان کردید منم نظرمو در مورد مسابقه شما بیان میکنم .مسابقه شما و امثال شما شبیه همون باند بازیه استیج میمونه که کاملا سلیقه ای و بر حسب علایق و سلایق خود داوران نتیجه گیری میشه و خیلیم از کار خودتون راضی و خشنودید.ما که از این مسابقه نه خبر داشتیم نه سر پیاز بودیم نه ته پیاز ،اصلنم نتیجه ی اینطور مسابقات برام پشیزی ارزش نداره.اما حس اون لحظه ی سولماز در برنامه استیجو دارم که روی صحنه رفت و با خشم به داوران نگاه کرد و نخوند و با نخوندنش اعتراض خودشو به خیلی چیزا (باندبازی)بیان کرد.

در ضمن به نظر من مهمترین ویژگی برای شناخت دلنشین بودن یه وبلاگ ، آمار تعداد بازدید کنندگان ( و نه تعداد نمایش ها)  اون وبلاگ هست.چرا که هرچه وبلاگ دلنشین تر باشه پر بازدیدتره.اما اینکه به حول و قوه الهی من چند نفری بازدیدکننده دارم فقط و فقط دلیلش نوشتن عامیانه و نگارش ساده و بدور از پیچیدگیه اینجا هست وگرنه مگه چند درصد مردم ما عاشق ادبیات و گل و بلبلن؟مگه دغدغه ی مردم ما با چند بیت شعر و متن ادبی حل میشه؟

خواستم نظرمو تو پست خودشون بزارم ولی وبلاگ دلنشین ایشون نظراتو بسته بودن و امکانش وجود نداشت.اما از کلوچه ی عزیز بخاطر پشتیبانی در نبود من تشکر میکنم.


دیروزم که وبلاگای برتر بیان رو دیدم و بازم حس کردم کاملا شبیه همین مسابقه رفتار شده.البته بیان با جمله ای در بند 4  پستش دلگرمم کرد که اگه وبای قدیمی از دور خارج شدند به جهت تشویق و احیانا تبلیغ وبای جدید این رویه اعمال شده چون بعضی از وبا بیشتر از اینکه به وب برتر شبیه باشن، به وب نیاز به تشویق برای برتر شدن شبیهن.خب بازم به نظر من همه مسابقات طوری نتیجه گیری میشن که کاملا با مذاق و سلیقه صاحب مسابقه جور باشن.


یه نقد کوچولو هم در مورد وبلاگای دیگه دارم که تا یادم نرفته میگم.این موردو چندین بار تو بعضی از وبلاگا دیدم و خب خیلی واسم جالبه . وبلاگایی هستن که صاحب وبلاگ بسیار یا تا حدود زیادی مذهبی هست طوریکه از نوشته های شخص میشه به این قضیه پی برد اما برای پستاش از تصاویر زنان و دختران با لباسهای باز و بدون حجاب و گاها خیلی جلف استفاده میکنه.من موقع دیدن اینطور عکسا فوری این به ذهنم میرسه که اگه این فرد مذهبی و مقید سفت و سخت به حجابه چرا تو وبش داره عکسی به این طریق که با عقایدش در تضاده میزاره؟آیا اون فرد از روی اجبار محجبه هست و تو دلش دوس داره مثل این زنان آزاد و بی حجاب باشه؟آیا عکس با حجاب تر تو اینترنت پیدا نکرده؟آیا ایشون فکر نمیکنه با همین عکس بخشی از افکار درونشو به نمایش میزاره؟یا شاید اگه خیلی به حجابش عقیده داره با این کارش ترویج بی حجابی میشه؟علتشم میدونم همون تناقضی هست که تو ما انسانها وجود داره.به هر حال برام بسی عجیب هست .یادمه یه دختری بود اون اوایل میومد وبم خیلیم مذهبی بود و همیشه از عکسای دخترای با حجاب تو وبش استفاده میکرد.به نظرم این کارش خیلی خوب بود چرا که عقایدش با عملش هم سو بود.البته نمیگم عکسای چادری یا مثلا ... انتخاب کنید ولی اقلا عکسی که میزارید زیاد با افکارتون متضاد نباشه که ما ندونیم قسم حضرت عباسو باور کنیم یا دم خروسو.

میدونم الان ممکنه بعضیاتون این حرف منو به خودتون بگیرید.فقط خواهشم اینه منصفانه قضاوت کنید و بی جهت ناراحت نشید.اگرم دلیل قانع کننده اید دارید خوشحال میشم بیان کنید.


خب حالا واسه اینکه از این حال و هوا خارج شیم یه خاطره هم از ایام عید واستون میگم و رفع زحمت میکنم

روز 11 عید بود که عازم رفتن به خونه دختر خاله گرامی شدم.معمولا تا وقتی مجبور نباشم به دلیل اقتصادی بودن و این حرفا تاکسی سوار نمیشم و از  اتوبوس استفاده میکنم.تو ایستگاه اتوبوس نشسته بودم و منتظر اتوبوس.میدونستم اتوبوس محله مون تو این ایام یکم دیرتر میاد ولی چون عجله ای نداشتم نشستم.خب یکی دو تا مزاحم از اینا که بفرما بالا و این حرفام داشتم که با یه من اخم دمشونو گذاشتن رو کولشونو رفتن .ناگهان یه ماشین سمند جلوم ایستاد و گفت خانم ببخشید سه را ه ... کجاست؟ راننده یه مرد میانسال مثلا 40 ساله بود اومدم جواب بدم و آدرسو بگم که وسط حرفم گفت میشه اگه خودتونم مسیرتون همونجاست بیاید سوار شید به منم بگید نمیدونم چرا بدون فکر سریع گفتم باشه و سوار شدم ماشینش نشونه تاکسی نداشت و خب فکر کردم شخصی هست و حالا تا یه مسیری هم میریم.خیلی وقت بود از این ریسکا نکرده بودم.

وقتی راه افتاد و منم مثلا آدرس میدادم شروع کرد طبق معمول اکثر راننده ها سوالای شخصی پرسیدن.منم با بی میلی کمی تا قسمتی جواب میدادم و منتظر بودم برسم و پیاده شم که وقتی به محل مذکور رسیدیم گفت مسیر بعدیتون کجاست بگید میرسونمتون.منم هی تعارف کردم که نه و خودم میرم و از بس اصرار کرد گفتم. دیگه از مسیر بعدیم به مسیر بعدیو،دیدم دیگه به نزدیک خونه دختر خاله جان رسیدیم.وسطای صحبتاش گفت من تاکسیم و حالا شغلمه و ما راننده ها اگه سوال نپرسیم کار دیگه ای ازمون نمیاد و خبرا از طریق ما دست به دست میشه و .... خخخخ.وقتی گفت من تاکسیم دوزاریه کجم افتاد که ایشون قصد گرفتن کرایه داره.گفتم من میخواستم با اتوبوس برم ولی خب شما هی اصرار کردید و خودتون خواستید منو برسونید.دیگه در نهایت یه دفعه گفت که اگه میدونید زود رسیدید بریم تا یکم بالاتر من یه کاری دارم انجام بدم و بیام.گفتم نه دیگه ممنون همینجا پیاده میشم.پرو پرو گازشم گرفته بود بره.

یه مسیری اضافه رفت.وقتی دید من مصرانه میخوام پیاده شم دور زد و برگشت، گفت بگو کدوم کوچه ست برسونمت دیگه با اصرار الکی گفتم همین کوچه و رفت داخل کوچه نگه داشت بی شرف.دیدم دیگه هی میگه تاکسیم و این حرفا یه ده هزاری گرفتم جلوش هی گفت نمیگیرم گفتم بردار ولی من میخواستم با اتوبوس بیام منصفانه حساب کن.گفت بگو چقدر همونقدر کم کنم هی نگفتم.آخرش گفتم من با اتوبوس کرایه م 1000 میشد اونم نامردی نکرد و یه 2 هزاری کم کرد و داد.بازم به انصافش بیشتر پیادم نکرد.

از دست دادن هزار تومن اصلا و ابدا ناراحتم نکرد چون واقعا ناچیز بود و ارزش ناراحتی نداشت ولی به نظرم اینکه کسی بخواد با زرنگی سرت کلاه بزاره حس خیلی بدی به آدم میده.تا باشد که ما طمع تاکسی مرسی نگیریم و اینطوری پیاده نشویم خخخخ

خلاصه خواستم با شگرد راننده های نامرد تاکسی های این روزا آشنا بشید.دیگه اگه کسی گفت بیا مسیرو به من نشون بده اصلا و ابدا سوار ماشینش نمیشم .البته گزینه ی دزدیدن و خطرات بعدی منتفی بود چون راننده تنها اونم تو روز خیلی کاری ازش بر نمیاد.پیشاپیش بابت کامنتای وای تو چه دختری هستی و سوار ماشین غریبه میشیو از این دست تشکر میکنم چون حتما بازم باید این نکته رو بهم گوشزد کنید.خب من یه دختر معمولیم دیگه کاملا معمولی و  ریسک پذیر









۹۵/۰۱/۲۰
✿✿ یاشل ✿✿

نظرات  (۲۳)

ممکنه نواقصی داشته باشه این مسابقه ولی خوب خواننده ها نمره دادن بیشتر تا خوده راه انداز مسابقه:)
ولی استیج فقطو فقط رها اعتمادی تعیین میکرد!!! فقط به اسم آرای مردم و داورا بود

+کلا تنوع جالبی بود
پاسخ:
از کجا مطمئنی خواننده ها نمره دادن؟از کجا ؟
اینا همش بازیه
اینجا هم فقط و فقط یه نفر تعیین کننده س

سلام
منم اغلب موارد توی مسابقه ها شانس خاصی نمیارم :) ولی موافقم با حرفت که بعضی جاها باندبازی هست. این مسابقه رو از دور دیدم ولی واقعا نه حوصله شرکت داشتم و نه وقتشو و نه استعدادشو :)

آره راس می گی. منم بعضی وقتا می خوام عکس بزارم وبم. این نکته میاد تو ذهنم یا مثلا وب یکی از دوستام رفتم و وقتی عکسای وبشو می بینم شاخ درمیارم !!! بنظر من آدما لایه های پنهان زیادی دارن. که می تونه خیلی متضاد باشه با نقابی که ما ازشون می بینیم یا این که نه در یه طیف باشن. بنظرمن بهتره آدم سعی کنه خودشو در یه طیف نگه داره. شاید نشه 100 درصد در یک خط سیری رفت ولی خب حدود 70 80 درصد را در یک محدوده نگه داریم بهتره. 


خاطرتم خیلی جالب و پند آموز بود. 
منم یه بار می خواستم برم دانشگاه به راننده هم گفتم دانشگاه بعد از من یه نفر دیگه سوار کرد یههو وسط راه نگه داشت گفت من دانشگاه نمی رم!!! من بیچاره هم حیرون شدم و پیاده منتظر تاکسی یا اتوبوسی که منو ببره دانشگاه! هرچی هم فکر می کنم یادم نمیاد بهش چیز دیگه ایی غیر از دانشگاه آدرس داده باشم که منو وسط راه گذاشت و رفت!
پاسخ:
سلام عزیزم
منم حوصله شو نداشتم و ندارم
دقیقا منم تعجب میکنم خیلی
ممنون عزیزم
واقعا گیجن انگار .باید پولش نمیدادی وسط راه پیادت کرده
۲۰ فروردين ۹۵ ، ۲۱:۱۹ دریا _ گاه نوشته های من
 سلام
من با یک هفته تاخیر رفتم به وبت امتیاز بدم دیدم مدیر قسمت نظرات را بسته، کامنت نوشتم: من می خوام امتیاز بدم گفت: فقط یک هفته مهلت داشته دیگه نشد، اگه تو وبت تبلیغ می کردی امتیاز بالای کسب می کردی

پاسخ:
اصلا یه درصدم برام امتیاز مهم نبود باور کن اصلا پیگیر مسابقه ش نبودم ولی خب یهو دیروز دیدم و اتفاقی همون روزم نتیجه شو گذاشت و خیلی خندم گرفت که از اون اولا پاسم داده بود آخر 
سلام عزیزم
راستش منم با نظرت موافقم و وبایی رو می پسندم که کاملا راحت و عامیانه می نویسن و بسیار با وبایی مواجه شدم که اونقدر یک مساله رو با کلمات قلمبه سلمبه ی ادبی پیجوندن که در نهایت منی که رشته ی تحصیلیم ریاضی هست و هیچ سر رشته ای در زمینه ی ادبیات ندارم هیچی از اون مطلب سر در نیاوردم ...
پاسخ:
سلام عزیزکم
مطمئنا آدمای هم فکر و هم جهت دور هم جمع میشن و شما و بقیه کساییکه میان اینجا از این سبک نوشته خوششون میاد
ادبیات در جای خودش خوبه ولی نه واسه همیشه و همه کس

سلام ، نظرتون رو در مورد مسابقه خوندم سپاس گزارم اما اصلا به جهت ادبی یا نگارش ، من اشکالی جدی رو وبلاگ شما نداشتم و تمام حرفم محتوای کلام شما بود ، خیلی برچسب های غیر معمولی رو مسابقه گذاشتین که البته تعجب نکردم سبک شماست،به هر حال شما در بخش زیباترین وبلاگ کاندید هستید ، در مورد اینکه چرا از مسابقه خبر نداشتین هم برام سواله چون در یکی از مراحل مسابقه خود شما به وبلاگ خودتون نمره ای دادین :)

من بعد از اینکه نقد نوشتم برای شما خبر دادم که بیاین احتمالا نظرم اینجا تایید یا ثبت نشده ، به هر حال جهت شفاف سازی به شما بگم که من هیچ رفاقت گرمابه گلستانی با وبلاگ های موجود نداشتم حتی مطمئنم که شما مراحل مسابقه رو نخوندین که باند بازی و این حرفا رو میارین وسط :) 

به هر حال نظر شما محترم هست و در مورد امار تعداد بازدید رو با شما موافقم !

قیاسی که انجام شد ، برای پیدا کردن ادیب ترین ادم نبود ، می خواستیم وبلاگی که بیشتر به دل می نشینه رو پیدا کنیم همونجوری که وبلاگ شما به دل من نمیشینه به دل خیلی های دیگه شاید بشینه ! و اساسا معرفی شما از طرف دوستان بود !

خلاصه یاشیل عزیز ، همانطور که گفتم شما کاندید هستین و 25 ام رای گیری هست ، هیچ باند بازی هم نیست بخدا :) اتفاقا خوشحال شدم که وبلاگ متفاوت شما در این جمع هست ، فرصتی است برای اینکه ببینیم دوستان چقدر سبک شما رو دوس دارن :)

حالا خوبه رای بیاری جفت پا بیای تو صورت من :)))

سرت سلامت اصلا از من ناراحت نباش هیچ بحث شخصی نبود و نیست.

قلمت شیرین تر بشه انشالله 

پاسخ:
سلام
من اولش از مسابقه تون خبر نداشتم بعد از اینکه از طریق یکی از دوستان بهم اطلاع رسانی شد فهمیدم و رای هم بله دادم یادمه به خودمم نمره کامل دادم ولی یکی دو بار بعدم سر زدم که دیدم تو لینکا وبم ششمی ظاهرا بود اما اینکه هر روز واسه نتیجه ی این مسابقه سر بزنم خیر اصلا برام مهم نبود و مثل یه بازی بود
بعد از نقدتون هیچ کامنتی از شما نیومد 
روند مسابقه بیشتر از هر چیزی تحت تاثیر نظر شماست.منم بعید میدونم کسی که اون اوایل سطر بوده یهو بپره آخر لیست .خیلی خیلی عجیب به نظر میاد 
خواهشا منو از لیست مسابقات بعدیتون حذف کنید چون مسلما من تو جمع ادبی شما رای نمیارم.انگار خیلی از کنف کردن من خوشتون اومده
بزرگواری فرمودین منو شرمنده خودتون کردید
ولی بسیار برام جالبه کسانی که از وب من خوششون نمیاد به وبم سر میزنن.فقط شما نیستیدا بازم مورد دیدم
راننده تاکسی خیلی نامرد بوده !:((
والا من که از ریسک پذیرت تعجب نکردم چون خودمم بعضی موقعا از این حرکات میزنم !بعد چند وقت فکر میکنم میگم عه وا این من بودم^-^
پاسخ:
آخه اینجا بچه پاستوریزه خیلی میاد خخخخ
زیاد شنیدم میگن نکن اینکارارو ولی به نظرم خیلی از دخترا براشون پیش میاد
سلام یاشل جون 
میخواستم بگم یه بار من و دوستم سوار شخصی شدیم کرایه مون چهار تومن میشد من پنجی میدم 
اصلنم به روی مبارکش نیاورد بقیه شو پس بده 
منم وقتی داشتم پیاده میشدم رک بهش گفتم هزار تومن باید بهم میدادین و پولو گرفتم
هزار تومن برای منم ارزشی نداره ولی این که کسی بخواد حق خوری کنه بهم خیلی بر میخوره 
کلا من آدم رکی هستم و نمیذارم کسی حقم رو بخوره
البته بی ادبی نمیکنما فقط از حقم دفاع میکنم
و یه چیزی من در هیچ صورت تنهایی سوار ماشین غریبه نمیشم

پاسخ:
سلام دوست جدید با اسم بامزه ت
خوب کردی 
منم باشم میگم که حتی اگه نداد بفهمه هالو نیستیم .من از سر پول خرده هاش گاهی که ندارن میگذرم 
خب من تقریبا همیشه تنهام پس مجبورم تنهایی از این ریسکا بکنم خخخ
وای چه مسابقه ای هم گذاشته والا من بودم ناراحت میشدم از حرفاش تو مخاطبای خودتو داری هر کس یه علایقی داره والا دیگه جونم برات بگه من بودم میترسیدم سوار شم خخخخ دیگه اینکه من هر کسی در مورد هر چیزیم نظر منفی بده باهاش قهر میکنم خخخخ
پاسخ:
دقیقا هر کسی مخاطب خاص خودشو داره اینکه با یه سری پارامتر سعی کنه بگه وب کی دلنشینه غلطه 
منم راستش بعدش که فکر میکنم میگم با چه عقلی سوار شدم ولی در اون لحظه مغزم هنگ میکنه بی فکر عمل میکنم خخخخ
تو چقد لوسی خخخخخ
ولی من بودم احتمالا بهش کرایه نمیدادم:) حقش بود بهش میگفتی تو چه راننده تاکسی ای هستی که مسیرها را نمیدونی؟ اصولا تاکسی ها همه جا را مثل کف دست میشناسن. به نظرم طرف راننده تاکسی نبوده گفته حالا یه دور میزنیم یا کرایه گیرمون میاد یا ببینیم میشه چیزی تور کرد:( بعضی مردها دیگه خیلی آویزون و بیخودند
پاسخ:
خب من پرو نیستم وگرنه هر کی جای من بود همینکارو میکرد 
مثلا گفت این مسیرو نیومده بودم الکی میدونستم دروغ میگه
و اینکه از لهجه ش پیدا بود همشهری ما نبود حالا کجایی بود الله اعلم ولی بین همشهریای ما از این گرگا کم پیدا میشه.اصلا تعصب ندارما مردم شهر خودمون ساده تر از این حرفان
نمیدونم والا شاید
خخخخخ . خیلی با حال بود یعنی نامرد پولم گرفت ازت ؟ بااب این دیگه کی بود ..زیادی حالش بد بود چه تاکسی یا غیر تاکسی خودش خواسته برسونتت .
 یکبار با سنجد میومدیم یک ماشین مدل بالا نگه داشت و اصرار که خانم با بچه سختتون (خیلی وقت پیش) منم سوار شدم عقب هم نشستم وایستاد با سنجد حرف زدن بنده خدا مارو رسوند ولی محل .. به من نگذاشت تمام مدت با پسرم صحبت کرد و کلی با هم دوست شدند منم مثل بز نگاهشون کردم ..
البته احتیاط لازمه منم معتقدم ولی پیش میاد دیگه ....
ولی جات بودم پول نمی دادم تا ادب بشه

پاسخ:
آره بی شرف
دیگه گفتم مدیونش نشم گاز و بنزین سوزونده خخخ
چه راننده خوبی میخواستی بگی هر روز بیاد دنبالتون خخخخ
دور از جون .بز چیه خخخخ
آدمو تو رودرواسی میندازن نمیشد یه کاره پیاده شم .حیف من هفت خط نیستم وگرنه یه دختر دیگه بود حالشو جا میوورد
۲۱ فروردين ۹۵ ، ۱۴:۱۵ میرزا قلمدون
در مورد موضوع حجاب با حرفتون کاملا موافقم. متاسفانه بعضی ها سوزن شون فقط گیر کرده به حجاب ظاهری و چادر در حالیکه حجاب مفهومی فراتر وعمیقتر ازاین حرفا داره. حجاب و حیا ، عمده ی نمود و اثرگذاریش در نوشته و کلام و نگاه و برخورد با دیگران هست. 
پاسخ:
بله درسته حجاب در همه زمینه ها خوبه که رعایت بشه
و خوبه که نه افراط باشه نه تفریط
لحن نوشته‌ت درمورد مسابقه‌هه کاملا نشون میده ناراحت یا عصبانی هستی ازش. برای چیزی که برات مهم نیست ناراحت یا عصبانی نشو. توصیه دوستانه بود.

و میخواستم بگم که من اینجا رو به دلیل «نوشتن عامیانه و نگارش ساده و بدور از پیچیدگیش» نمیخونم. اتفاقا من همون نوشتار درستتر رو ترجیح میدم. و اینکه «دغدغه مردم» تضادی با «ادبیات و گل و بلبل» و «چند بیت شعر و متن ادبی» نداره. دلایل نزد نگارنده محفوظ است!
پاسخ:
بله ناراحتم.اما علتشم واضح بیان کردم امیدوارم متوجه شده باشی
اگه ترجیح میدی پس چرا اینجا میای؟تو هم یه نمونه ی متناقض نمای دیگه ای
بله کاملا درست میگی
یاشل تو مگه بی خبر نبودی از مسابقه؟ این چطوری نوشته در صورت عدم رضایت صاحب وب میتونه انصراف بده؟ بعدم وسط اینا تو وصله ناجوری!!! وب تو اگه با وب من و وب چند نفر مثل خودمون مقایسه بشه قابل نمره دادنه چون هممون موضوع مشترک داریم و محاوره ایی مینویسیم ...
در مورد تاکسیم واقعا متاسفم برای اینکه مردم همه جوره کلک میزنن:'( 
پاسخ:
خب من نقدشو نخوندم یعنی اصلا از زمانی که شروع به نقد کرده به وبش سر نزده بودم که الان متوجه شدم.چون پیگیرش نبودم
آره دیگه وب منو با وبای سراسر ادبی مقایسه کرده و اونا رو به به و چهچه وب منو اه اه و اخ اخ خخخخخ
این نوع کلک دیگه واسم خیلی جدید بود خخخخ
:-) 

خوب دیدیم دیگه نمره هم دادیم
ولی تو برنامه ی اونا آرای مردمی که معلوم نبود
مثلا وبلاگ حس هفتم خیلیییی بیست گرفت همه فکر کنم بیست دادن بهش دوم یا سوم شد با اینکه از نظر نمره ی قبل ششم اینقدرا بود

پاسخ:
به هر حال نقد ایشون در مورد وبا و ایضا وب بنده بر نظرات بقیه تاثیرگذار بود وگرنه من از اول لیست به آخر لیست چپه نمیشدم .جای تعجب داره وبی که اون اول کلی رای اورده یهو بره آخر .تو بودی تعجب نمیکردی؟
بحث منم نتیجه گیری نیست نوع مقایسه وبا با همه که از ریشه مشکل داره
اینطور که فهمیدم، شما ناراحتی چون معیار مقایسه اونها عادلانه نبوده. به نظر من هم این کار درستی نیست. اما حرف من اینه که خب عادلانه نباشه! اهمیتش چیه؟ اینکه یکی یه مسابقه ای بذاره و بدون اطلاع شما، وبلاگتو با معیارهای خودش بررسی کنه چه اهمیتی داره؟ مگه همون اول برای شما مهم بوده که تو اون مسابقه از وبلاگ شما تعریف بشه؟ اول بشی یا آخر بشی فرقی نداره، چون همچین مقایسه ای از همون اول بی اعتباره.

درک میکنم که ناراحتی. قبلا توی پست دیگه ای گفته بودم چرا اینجا رو میخونم. چون از خوندن تجربیات دیگران لذت میبرم. چون تفاوت نگاه رو دوست دارم. توی این پست هم «ترجیح»م رو گفتم، یعنی در شرایط مساوی، انتخابم نوشتار دیگه ای هست. اما واضحه که شرایط مساوی هیچوقت امکان نداره، چون تجربیات شما رو شخص دیگه ای نداره.

و بازهم قبلاتر گفته بودم که قضاوت کردن دیگران تقریبا اجتناب ناپذیره اما با برچسب زدن فرق داره. ما همیشه دیگران رو قضاوت میکنیم اما میتونیم بهشون برچسب «متناقض‌نما» نزنیم و اینکه رفتارشون رو تحلیل کنیم بجای شخصیتشون.

اینکه هی میگم «قبلا...قبلا...» انتظار ندارم یادت باشه. فقط میگم که بدونی حرف بیخود نمیزنم.
پاسخ:
خب شما چرا از این کلمه ی متناقض نما ناراحت شدی؟هان؟ شما هم میتونست واست مهم نباشه ولی مهم شد.پس امیدوارم درک کنی که چرا اون مسابقه واسه من مهم شد چون هر آدمی وقتی از چیزی ناراحت بشه بروز میده دقیقا مثل خود تو.ولی ما فقط میایم نظر میدیم واسه دیگران که چرا ناراحت شدی .ناراحت نشو.بیخیال باش .مهم نیست و از این حرفا.خوبه که کمی هم بتونیم طرف مقابلو درک کنیم
به هر حال خوبیه وبلاگ اینه که واسه اومدن و رفتن اجازه لازم نیست و هر کسی علی رغم میل باطنیش میتونه به وبلاگی رفت و آمد کنه و شما هم از این قاعده مستثنی نیستی
۲۲ فروردين ۹۵ ، ۱۴:۲۴ نازلی ( طعم گس زنانگی )
منم مسابقه این دو.ست وبلاگی دیدم
واقعیت اینه که همه وبللاگها با هر سبک و سیاق نوشتن عیب و ایرادهایی دارن .گاهی این عیبها نگارشی و املایی هست و گاهی موارد دیگه
اما نوع بیان و نوشته نمیشه نقد کرد . چون این یک سبک نوشتن هست که نویسنده باهاش راحته و مینویسه
و هر سبک طرفدارهای خودش داره
تشبیه کردی به برنامه استیج
حالا تو همون امین برنامه استیجی خخخ
یک رپ خون میون سبکهای دیگه
بهرحال اینم یه مسابقه هست سخت نگیر
پاسخ:
نظرت خیلی به دل نشست کاملا بی طرفانه و منطقی
راست میگیا همش میگفتم این امین چه وصله ی ناجوریه میون اینا ولی واقعیت اینه که جامعه به هر سبکی نیاز داره چون آدما متفاوتن و ممکنه خیلیا هم سبک رپو دوس داشته باشن
خب به نظرم باید میگفتم که ایشون متوجه بشه این مسابقه ها رو به نحوه درست اقلا برگزار کنه
سلام یاشل جون. نقد جالبی نبوده به قول خودت محتوای وبها همخون نبود.
پاسخ:
سلام عزیزم 
خود نقدی که ازم کرد مهم نیست چون قبول دارم ضعفامو ولی ایراد همون بود که گفتی
یاشل قابلتو نداشت دوستم😘سلایق متفاوته دیگه...بنده خودم اصولا با وبلاگایی ک محاوره مینویسن بیشتر حال میکنم و تقریبا میشه گفت همه وبلاگایی ک میخونم تو این سبکن...مخصوصا اگه نویسنده بی شیله پیله و خودمونی بنویسه...اخه بعضی بلاگرا خیلی ماورایی مینویسن انگار ک از مریخ اومدن مثلا...
ولی خب از حق نگذریم آقای امیر هم حرکت قشنگی کردن و من خوشم اومد از مسابقه ش...البته قبلش اومد بهم گفت منم ب دوستام گفتم ک برن رای بدن...در واقع تو همه مراحلش خبر داد..ولی حالا چرا تو بی خبر موندی نمیدونم...قطعا اگه مخاطبای وبلاگت میدونستن و میرفتن رای میدادن تو ب بالای جدول صعود میکردی و کاپ طلا توو مشتت بود..چون وبلاگت کم مخاطب و خاطر خواه نداره...و اینجاست که شاعر (ع)میفرماید:گاهی یک بیخبری وبلاگ را از عرش به فرش میکشاند😁
خلاصه کلوم وبلاگت درس زندگیه...با همی فرمون برو جلو خودم ترکتم رفیق👌🌹
پاسخ:
قربون تو دختر ماه و خوب بشم
بیشتر از همه از حرف بر حق زدنت خوشم اومد.کاملا درست میگی 
وبای لینک شده ی منم ببینی همش محاوره ایه تا ادبی
کاشکی اقلا به قول تو یه کاپی مدالی چیزی بهمون میدادن ارزش داشت تو سر خودمون بزنیم
ولی خداییش من اصلا حوصله ی این رای جمع کردنا و بچه بازیا رو ندارم 
هزار و یک گرفتاری دارم وقت اینکارار رو ندارم
چشم سفت منو بگیر نیفتی خخخخ 
اوه باشل!چه جار و  جنجالی!
پاسخ:
چه عجب شما پیدات شد
اصلا معلوم هست کجایی تو برادر دلاور؟
اره رفتم وبشون دیدم چی واسه خودشون میبرن و میدوزن
خود بیان که انتخاب میکنه وبلاگای برترو
دختر جان یکم احتیاط کن
حوادث روزنامه ها رو بیشتر بخون
پاسخ:
اتفاقا اصلا روزنامه نمیخونم
حوادث روزنامه افسردگی میاره خخخخ
تعطیلات بودم دیگه
مگه شما نبودی؟

تازه وبم هم به روزه!بعله پس چی!
پاسخ:
از دی تا حالا ننوشتی تعطیلات بودی؟
چشم فردا سر میزنم

نه اصلا اینطور نبوده که من از ناراحتی شما خوشحال بشم ، یا قصد کنف کردن شما رو داشته باشم . خواستم شوخی کنم که بدونید جدی نیست این بازیا و اصل و هدف چیز دیگری بوده.

در مورد اینکه میگین رتبه ی شما در حین مسابقه تغیر کرد ، هم جهت رفع سو تفاهم عرض کنم فقط می دونم مهم نیست واستون ، لیستی تهیه شده بود و هر روز وبلاگ ها مورد ارزیابی قرار می گرفتن و بنا به امتیازشون رتبه ها جا به جا می شد .

در مورد سبک و سیاق نوشتاری شما ، این رو بگم که نه اینجور نبوده که شما خاص باشی یا مثلا کسی مثل شما نباشه در جمع ١١٥ وبلاگ که نهایتا شد ٤٨ تا ، از اون بین هم تعداد زیادی شبیه شما عامیانه نویسی داشتن .

کلا با دید منفی نگاه کردین به این روند و تنها چیزی که قصد مسابقه نبود! به هر حال گفتین که من سر می زنم اینجا ، بعله من قلم شما رو دوس دارم اما محتوای نوشته ی شما رو دوست داشتنی نمی دونم ، فکر می کنم قضاوتی زودهنگام در اکثر نوشته ها وجود داره . 

امیدوارم موفق باشید 
پاسخ:
من متوجه شدم چرا رفتم آخر لیست چون کسی از دوستام نبود بهم رای بده و سرم بی کلاه موند.خب اینم یه نقطه ضعف واسه مسابقه هست که هرکی پارتیش کلفته بیشتر رای میاره خخخ
من حدود 10 تایی از این وبا رو باز کردم چنین چیزی ندیدم دیگه بقیشو نمیدونم ولی خب اون اولیا همه سبک نوشتن شبیه هم داشتن تقریبا
وقتی شما اون نقدا رو مینویسین میخواین دیدم مثبت بشه ؟
حالا هدفتون از این مسابقه ها هر چی باشه جالب نیست
عجیبه که کسی قلم یکیو دوست داشته باشه ولی محتوای نوشته هاشو نه.یکم هضمش برام مشکله 
امان از دست این کلمه ی قضاوت که از همه جا سر در میاره 
شما هم موفق باشید
سلام خوبی؟
جریان راننده برام جالب بود دیگه این سبکیشو ندیده بودم
پاسخ:
سلام سها جون
مرسی
نیستی انگار
اینم ورژن جدیدشه خیلی ابتکار به خرج داده خخخ

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">