ماجراهای خواستگاری

ماجراهای خواستگاری

این وبلاگ در مورد خاطرات خواستگاریای من هست
و امیدوارم به درد کسانی که میخوان ازدواج کنن بخوره
و تجربه ایی براشون باشه
سعی میکنم وبلاگایی رو لینک کنم که مطالبش مفید ،پر محتوا ، آموزنده و مرتبط با موضوع وبلاگ باشه.پس لطفا اگه وبلاگتون شامل این خصوصیات نیست ازم درخواست لینک نکنید.قبلا از این بابت عذرخواهی میکنم

فعلا به دلیل نداشتن مورد خواستگاری هفته ای یک بار فالبداهه نویسی میکنم

فقط نظراتی رو تایید میکنم که احساس کنم نیاز به تایید شدن دارند

همچنین به دلیل رک و شوخ طبع بودن بنده،اگه جنبه شوخی ندارید لطفا وارد نشوید

اگه هم مطالب این وبلاگ به مذاقتون سازگار نبود ممنون میشم از ضربدر سمت راست استفاده کنید و بیش از این خودتون و من رو مورد عنایت قرار ندید

متشکرم که با صبوری منو همراهی کردید

پیوندها

بازنویسی خاطره خواستگار سیگاری

پنجشنبه, ۱۲ فروردين ۱۳۹۵، ۱۱:۳۲ ب.ظ

به علت اینکه شاید فردا شب وقت نکنم بنویسم به جاش امشب مینویسم که خوش قول بمونم.از شنبه هم که کار و بار شروع میشه و ما هم باید بریم سر زمین ااا  ببخشید سر میز و دفترمون خخخخ


این شعرم تقدیم به شما که با روحیه عالی شنبه برید سرکار


بیا رسید وقت درو       مال منی از پیشم نرو      

 بیا سر کارمون بریم    درو کنیم گندما رو               بیا بیا  نازنین مریم


با اجرای سولماز استیج


راستی من وقتی استیج تموم شد تازه رفتم بعضی از ویدئوهاشو دانلود کردم و دیدم.خب اصلا حوصله نشستن پای برنامه شو نداشتم .اینطوری راحتتره.گفتم نگین این تازه داره از استیج میگه خخخخ

ولی به لطف کانالای تلگرامی در جریانه اخبارش تقریبا بودم.  


 

تصمیم گرفتم چندتایی از خاطرات قبلیه خواستگاری و عشق و عاشقیمو که زیاد راجع بهش توضیح ندادم بازنویسی کنم که از موضوع این وبلاگم دور نشیم. واسه همین امشب براتون این خاطره رو از نو و با جزییات بیشتر تعریف میکنم.البته فکر نکنم زیاد خاطره اینطوری داشته باشم شاید دو سه تا باشه

هرچند به نظرم الان که فکرشو میکنم نوشتن از خاطرات گذشته خیلی سخت تر از فالبداهه نویسیه چون یادآوریه خاطرات تقریبا سخته ولی سعی میکنم به خودم فشار بیارم و بنویسم.


خب شروع میکنیم یک دو سه ضبط میشه

وقتی رفتیم اونجا طبق عادت همیشه زود رسیدیم و نشستیم منتظر تا بیان.این هتل خیلی کافی شاپش خلوته و اون شب از همیشه هم خلوتتر بود.اولش که فقط ما بودیم و بعدشم شاید یکی دو نفر بیشتر نیومدن.میدونید که اینقدر استرس تو اون موقع بالاست که شما اگه با یه تریای خلوت و خالی مواجه بشید چقدر خوبه.حس میکنید اونجا اختصاصی واسه شماست.چون من معمولا استرس اینکه میزای کناری حرفامونو گوش بدن هم دارم.

خلاصه نشستیم و من از تیپ خودم حسابی راضی بودم و فکر میکردم همه چی آرومه من چقدر خوشحالم.بلاخره بعد از یه ربع تاخیر پیداشون شد و اومدن و نشستیم.مادرش از اون زنای درشت هیکل بود ولی از نظر ظاهر و تیپ بسیار با مادر من تناسب داشت.خودشم از لحاظ قد و اندام مناسب من بود.یعنی میشد گفت از معدود خواستگارایی بود که از لحاظ تیپ فرهنگی و خانوادگی متناسب بودیم.

صحبتای معمول که زده شد آقا پسر به من گفت فامیلیتون چیه؟ و منم بهش گفتم. بعد گفت شغل پدرتون چیه؟ بازم گفتم، البته میدونستم میدونه قطعا مادرش پرسیده بود و بهش گفته بود ولی خب میخواست به این نکته برسه که پدرامون قبلا یه زمانی با هم تو یه صنف کاری بودن و همو میشناختن.نمیدونم این پوئن مثبتی به حساب میاد یا منفی،ولی خب اون لحظه به نظر جالب اومد.

بعد گفتن برید میزای اون طرف با هم صحبت کنید.من ازش بدم نیومده بود یکم حرف از هم کشیدیم و ازم پرسید اهل این نرم افزارای اجتماعی هم هستی؟اون زمان وایبر و لاین بود که گفتم آره ولی زیاد بهشون وابسته نیستم اونم گفت منم همین طور.بعد بحثو رسوند به عقاید و گفت با اینکه خواهرم اینا خیلی مذهبی و حتی چادری هستن ولی من زیاد مذهبی نیستم و نمازم بعضی وقتا میخونم بعضی وقتا نه.گفتم خب منم شاید از نظر خانواده زیاد مذهبی نباشم ولی فقط بعضی از عقایدو رعایت میکنم مثل نماز یا روزه.

بعد یهو گفت من به دور از چشم خانواده سیگارم میکشم.خیلی خورد تو ذوقم به نظرم خیلی وجه مشترک داشتیم ولی این یه مورد کارو خراب کرد.تا قبل از اون هر دو احساس میکردیم مناسب هم هستیم.

وقتی اینو گفت سریع نگاهم به روی لبا و دندوناش رفت.شنیده بودم کساییکه سیگاری یا دودی هستن هم دندوناشون زرده هم لباشون سیاه.ایشون هم از این قاعده مستثنی نبود و لبای تیره و دندونای زردی داشت البته در نگاه اول مشخص نبود و باید دقت میکردی.خب بهش گفتم چند وقته میکشی ؟گفت حدود 10 سال.گفتم مگه میشه آدم سیگاری باشه و خانواده ش نفهمن؟(برام واقعا عجیب بود!)گفت خب وقتی بیرونم میکشم چون از بابام شاید بشه گفت میترسم و نمیخوام بفهمه.

بعد گفتم خب نمیشه دیگه نکشی؟چون من اصلا نمیتونم آدم سیگاریو تحمل کنم.گفت من به کسی این قولو نمیدم چون ممکنه بعدا نتونم کنار بزارم.فهمیدم خیلی مایل به ترکم نیست.واقعنم سخته براشون و خیلیا از پسش بر نمیان.بعد گفت چرا از این موضوع بدت میاد و مشکلت دقیقا با سیگار چیه؟گفتم هم نمیتونم بوشو تحمل کنم،هم میدونم ضرر زیادی داره و از همه مهمتر اینکه خودم آدم وابسته ای نیستم و از اینکه طرف مقابلم بخواد به چیزی وابسته باشه خوشم نمیاد.سیگار این حس وابستگیش از همه چیز بدتره.داشتم اینا رو براش توضیح میدادم که به نظرم تو ذهنش یه جمع بندی کرد و فهمید به درد هم نمیخوریم و نظرش منفی شد و گفت خب دیگه دیر وقته و بریم.درست میگفت یکم دیر وقت بود ولی به نظرم نباید حرف منو قطع میکرد .منم گفتم باشه بریم و پاشدیم و دو دقیقه هم در کنار مادران گرامی نشستیم و بعدم پا شدیم و از هم خداحافظی کردیم و ما آژانس گرفتیم و برگشتیم.

تو راه مامانم گفت پسر بدی نبود انگار.فهمیدم اونم مثل اول کار من خوشش اومده ولی نزاشتم الکی زیاد خوشحال باشه و زود زدم تو ذوقش بیچاره رو و گفتم یه عیبی داشت.گفت چه عیبی ؟! گفتم سیگاری بود.وقتی رفتیم حرف بزنیم بهم گفت.مامانم انگار خوشی تو دلش جمع شد و پر کشید، رفت تو فکر و دیگه حرفی نزدیم.البته قرار بود بین خودمون بمونه ولی من باید ایرادشو به خانوادم میگفتم.همینطوری که نمیشد ردش کرد.

رفتم خونه به بابام نشونیه باباشو دادم،شناخت و یکم از پدرش گفت.البته شغل پسره تو شاخه ی بهتره شغل پدرامون بود و خب بابام هم مثل اغلب مردا شغل براش خیلی مهمه و حتی بعد از اینکه گفتم سیگاریه و نمازم زیاد مقید نیست بیشتر به شغلش توجه کرد و گفت شغلش که خوبه حالا سیگارو خب خیلیا میکشن ولی نمازو اگه نخونه به درد نمیخوره.اینم نظر پدر گرامی.نمیدونم چرا مردا سیگار و اینا رو خلاف نمیدونن.ولی خب من بر عکس رو سیگارش بیشتر از نمازش زوم کردم.

علی ایحال هر دو ایراد جای تامل داشت و در نهایت خودشم عاقلتر از این بود که نتونسته باشه جوابه منو بفهمه و زنگ نزد.


اون شب از بس استرس داشتم و یه خورده هم میترسیدم که جزئیاتشو بگم خیلی کوتاه نوشتم.شاید زیاد جریانش خاص نباشه ولی دوست داشتم کامل بنویسم.






۹۵/۰۱/۱۲
✿✿ یاشل ✿✿

نظرات  (۳۷)

درون شانسمان!         ....

پاسخ:
دیگه اینم از شانسه ماست
سیگار :( سیگاری .... خیلی بده 
همسایمون سیگاریه  تو هفته چندبار سر سیگار با خانومش بحث داره وقتایی هم که تو حیاطشون سیگار میکشه بوش تو خونه ما هم میاد منم روحشو  مورد لطف خودم قرار میدم:| 
پاسخ:
اگه ازش خوشت نیاد باعث عذابه.خب منم باهاش مشکل دارم.
امان از همسایه بد
فک کن من رییسم و یکی از همکارا عملا دودکش تشریف دارن، فک کن رییس گفت میز کنار میز همکار بشین ، گفتم نههههههه گفت دچرا؟ گفتم آخه فضای روبرو بستس دلم میگیره! همکارو دقیقاا بیشتر از دو متر نمیشه نزدیکش شد ، باز رییس یه کوچولو بهتره ، بعد واحد پولی براشون بکس سیگاره، فک کنم مثلا بکسی پنجاه میخرن بعد هر چی میخان بخرن میگن پول یه بکس سیگاره! 
پاسخ:
وای من اگه محیط کارمم سیگاری باشه نمیتونم اونجا کار کنم.یکی از معیارای انتخاب کارم همین بود
اونا سیگارشو میکشن ما باید دودشو تحمل کنیم و مریض بشیم
خیلی بده که تو محیط کار رعایت حال بقیه رو نکنن.یه جا هم کار میکردم طرف سیگاری بود ولی سیگارشو بیرون میکشید
بکس سیگار نمیدونستم چیه سرچ کردم فهمیدم خخخخ
ترکیبی از نظر خودتون و پدرتون به نظر مناسب تر میاد
پسر هم معتقد باشه هم سیگاری نباشه
یا علی مدد
پاسخ:
اونکه بله.کی بدش میاد.ولی اکثرا یه عیبی دارن
هعی خیلی بده ادم یهو امیدوار بشه بعد بخوره تو ذوقش.
پاسخ:
دقیقا بدترین حالته
اگه اونقدرا شدید نباشه ک بخاد سیگارو با سیگار روشن کنه، عب نداره ک خخخ۱
پاسخ:
خب واسه کسی که خوشش نمیاد چه یه نخ چه صد نخ کلا رو اعصابه
من تازه وبتو دیدم و کل آرشیوتو خوندم. خیلی نوشته هاتو دوست داشتم. همسن هم هستیم . منم یجورایی انواع آشناییها رو امتحان کردم و به نتایجی که تو رسیدی هم رسیدم. اوایل رو نماز و روزه خیلی تاکید داشتم ولی الان برام ملاک رد و قبولی نیست. بیشتر دیگه برام مهمه که آدم با اخلاقی باشه. خیلی وقتا به این فکر می کنم که چرا هیچکدوم جور نشد و به این نتیجه رسیدم که سر یک سری جزیئات که واقعن در کل اهمیت زیادی نداشته دل چرکین شدم و جواب رد دادم...البته سر نماز واقعن نمیدونم که اگه طرف نماز خون نباشه چه بدی می تونه بعدا تو زندگی ایجاد کنه...چون تو دوست و آشنا دیدم که همسرشون گاهی می خونه و گاهی نمیخونه ولی این روی روابطشون اثری نداشته... ممنون عزیزم
پاسخ:
خیلی خوش اومدی به اینجا
پس خوب میتونی منو درک کنی چون تو شرایط یکسانی بودیم
منم اوایل خیلی به این مورد نماز اهمیت میدادم الان ملاکم چیزای مهمتر که همون اخلاق و ایمان واقعیه شده
خواهش میکنم خانمی
اگر خودت خیلی مذهبی نباشی نماز نخوندنش خیلی مهم نیست
نماز نخوندن با بی دین بودن فرق داره ها آدم بی دین رو باید درجا جواب رد داد
ولی سیگااااااار اصلا قابل تحمل نیست هیچ وقت هیچ وقت

پاسخ:
من اتفاقا روز به روز مذهب درم کمرنگتر میشه واسه همین برای انتخابمم کمتر بهش اهمیت میدم.به نظرم ذات و منش خوب مهمتره.مذهب اگه واقعی باشه خوبه نه مثل الان که اکثرا ظاهریه
در مورد سیگار باهات کاملا موافقم.چون باهاش مشکل داریم نباید قبول کنیم
دیشب اتفاقی تیتر این پست رو در وبلاگ های بروز شده بیان دیدم ، برام جذاب بود ، چند تاش رو خوندم
امروز نشستم از قدیمی ترین مطلب شروع به خوندن کردم تا به پست" خواستگار ریلکس رسیدم" تقریبا همه نظرات رو هم خوندم، قلم روان و جذابی دارید
دیدگاهم از بعضی لحاظ به شما نزدیک و بعضی موارد دور هست
اولش که چند تا پست رو خوندم یک چیزهایی به ذهنم رسید که بهتون بگم ولی بعد گفتم اول همه مطالب رو بخونم بعد نظر بدم( راستش شاید توی ذوقتون میخورد، گفتم شاید بگید داره نصیحت میکنه و...)
ولی الان فقط یک راه حل قطعی سراغ دارم که خدمتتون میگم
راه حل هم از بنده نیست، از حضرت زهرا سلام الله علیهاست
خانم می فرمایید:کسی که عبادات #خالصانه اش را به سوی خدا بفرستد خداوند #بهترین #مصلحتش را به سوی او فرو خواهد فرستاد
حول حالنا الی احسن الحال
در سال نو زندگیتان منور به انوار فاطمه زهرا سلام الله علیها
یا علی مدد

پاسخ:
پس حوصله خوبی دارید که تا همینجاشم خوندید.امیدوارم متوجه روحیات منم شده باشید
با این وجود ممنون از راهنماییتون
انشالا خدا خودش گره کور از مشکلات همه باز کنه
فراموش کردم بگم! با خوندم مطالب شما یاد این حدیث از امام رضا علیه السلام افتادم!!!!
هنگامی که مردی از شما خواستگاری کرد که از دین و اخلاق او راضی بودید به ازدواج با او رضایت دهید. و مبادا فقر او ترا از این رضایت‏باز دارد و… ﴿میزان الحکمة، ج ۴، ص ۲۸۰﴾
پاسخ:
چشم 
ممنون
این پستت از دستم در رفته بود و نخونده بودمش
چه خوب دوباره بازنویسی کردی
وابستگی خیلی بده نسبت به هر چیزی
پاسخ:
خب دیدم انگار یه پستام کامل نیست.گفتم بنویسمش 
دقیقا درسته
بله درست متوجه شدید، حوصله خوبی دارم، بله تا حدودی متوجه شدم
خواهش می کنم
ان شاء الله، از توسل هم غافل نشید، مخصوصا توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها
چشمتون بی بلا
امروز به لینکی از سایت شهید آوینی رسیدم احادیث جالبی داشت بعضیش خیلی به کارتون میاد
http://www.aviny.com/hadis-mozooee/ejtemai/ezdevaj.aspx
موفق و موید باشید
یا علی مدد
پاسخ:
ای بابا آقا میثم
اگه متوجه شدی باید متوجه شده باشی زیاد مذهبی نیستم البته یه زمانی بودم و خیلی از این احادیثو بلدم.ولی خب الان تقریبا بهشون اعتقاد و علاقه ی زیادی ندارم.
خب من به این سایتی که لینک کردی سر نمیزنم چون نمیخوام به این روشه نصیحتی اونم از نوعه مذهبیش ادامه بدین.ممنون میشم برای عقاید هر کسی احترام قائل بشید 
به همچنین
خب برگشتیم به اصل موضوع وبلاگ..خخخ
بعضی از پست هات ادم حرص میخوره ، میگه چه خواستگارپرون سرعتی ماهری هستی. این از اون موارد بود یادمه. خب در مورد نماز و روزه که باتوجه به کامنت ها میبینم نظرت تعدیل شده و دیگه من حرفی ندارم.
اما در مورد سیگار یه کم بیشتر تحقیق میکردی خوب بود.سیگار کشیدن تفننی که خانواده نفهمه ، منجر به زردی دندون و اینا نمیشه. مثلا میگفتی مامانت غیر مسقیم بپرسه از مادرش و...یا مثلا میگفتی چه قدر میکشی؟ و این که میگفتی جلوی من هیچ وقت دوست ندارم کسی سیگار بکشه و... مخصوصا در دوران دانشجویی یا زندگی تنها ، این سیگار کشیدن به حالت خانواده نفهمه! ، در خیلی از پسرا دیده میشه. اگه واقعا بعد از تحقیق سیگاری آشکار بود ، من هم بودم نمیتونستم باهاش زندگی کنم.
{ همه نظرم را با حالت طنز و خنده و چشمک بخون ، با توجه به نبود شکلک}
پاسخ:
بله دیگه دیدم داریم خیلی ازش دور میشیم
خب چیکار میکردم؟میگفتم چه خوب که سیگار میکشی؟منم دوس دارم.اصلا بیا باهم بکشیم؟
من با صداقت میرم جلو و فکر میکنم کارم درسته چون حوصله دردسرای بعدشو ندارم
اتفاقا یادم رفت اینو تو پست بگم که بهش گفتم مگه میشه بعد 10 سال پدر و مادرت نفهمن؟گفت مگه پدر و مادر شما از همه ی کارای شما خبر دارن؟دیدم بی راه نمیگه بلاخره هر آدمی تو زندگیش رازهایی داره.و اینکه بگیم تفننی باشه به نظرم 10 سال سیگار کشیدن نمیتونه تفنن به حساب بیاد و این دیگه معتاد به سیگاره.مخصوصا وقتی میگه نمیتونم ترک کنم.اینکه بگیم جلوی من نکشه و همون بیرون بکشه هم دو تا مسئله داره یکی اینکه تا اون موقع از ترس باباش تو خونه نمیکشیده وقتی ازدواج کنه میگه خونه خودمه چرا نکشم و حتما میکشه.دوم اینکه من کلا با آدمه سیگاری مشکل دارم.با شخصی که به سمت یه عملی رفته که از نظر من و اکثر افراد ناپسنده.خب دیگه ایشالا قانع شده باشید
اتفاقا لحن آدما بدون شکلکم میتونه گویایه شوخ بودن یا تلخ بودنش باشه.از همون اولش با خنده خوندم نگران نباش

سیگارو بی دلیل که نمیکشن...
ینی بی دلیل هم میشه سیگار کشید
ولی شاید این آقا بی دلیل نبوده باشه علتش رو هم کاش میپرسیدین
ضمنا سیگاری داریم تا سیگااااااری

پاسخ:
علتش هر چی باشه برام مهم نیست.چون اکثر اوقات بهونه س. 
این آدم که من دیدم به نظرم سیگاریه قهاری بود.ولی حتی اگه اهل یه نخ دو نخم باشه خوب نیست.من پاستوریزه پاستوریزه میخوام خخخ
اگه ده سال قبل بهم میگفتن میگفتم نه سیگار عیبه نه نماز نخوندن اما اگه امروز بگن میگم جفتشون عیبه اونی که اعتقاداتش محکم نباشه واقعا ادم رو ازار میده و حرفهایی میزنه که بعدش خودت هم نمی تونی جمع و جورش کنی و سیگار خوب اونی که وابستگی به چیزی داره یکم بیخیال به اطرافیانش میشه و این حالت بده . کار خوبی قبول نکردی . خیل یاز زندگیها به خاطر اعتقادات ضعیف و گاها نداشته از هم میپاشه
پاسخ:
خوشحالم که تو با وجود بهای سنگینی که دادی ولی این تجربه رو به دست اوردی و در اختیار بقیه میزاری.منم همین نظرو دارم که اینجور افراد یه بی قیدیه خاصی دارن که بعدها اثراتش تو زندگی نمود پیدا میکنه
انسان هرچی پایبندتر بهتر 
۱۴ فروردين ۹۵ ، ۱۸:۵۶ دریا _ گاه نوشته های من
من که به سیگار حساسیت دارم
راستی من وقتی به گذشته فکر می کنم یادآوری خاطرات برام راحته، شاید اینم تاثیر رشته تحصیلیم باشه

پاسخ:
منم
نمیدونم چرا واسه من سخته.باید خیلی به ذهنم فشار بیارم بعدم تازه خیلیاش یادم رفته بنیوسم خخخ
درسته حتما حافظه ت خوبه
بله متوجه شده بودم(البته همچنان رگه هایی از اعتقادات مذهبی رو در دیدگاه های پست هاتون حس می کنم، و به این خاطر خدمتتون گفتم)، جسارتا می تونم بپرسم مذهبی که بودید چه عیبی داشت از نظر شما که دیگه دوست ندارید باشید؟
احساس می کنم از اون فضای مذهبی به دلایلی خسته شدید
چشم ، فقط یک پیشنهاد بود ، اونم راهی که خیلی ها رفتند و نتیجه گرفتند، اصراری نبود
تشکر، پایدار باشید
یا علی مدد
پاسخ:
علتهاش خیلی زیاده و از حوصله من خارج
فقط و فقط یکی از دلایلش همون که خیلیا رفتن و ما هم رفتیم و نتیجه نگرفتیم
موفق باشید
نتیجه نگرفتید!پس صبرتون تموم شد
ان شاء الله که هر چی خیره براتون محقق بشه
سلامت باشید
پاسخ:
ممنون
ان شاالله
میثم خان متاسفانه خیلی از دخترایی که دیگه یه کوچولو سنشون بالا رفته تا اسم دین میاد هفت تیراشونو رو میکنن یکیش خودم:-D 
آخی یاشل دلم مبخاس بگم خسته شدم از بس دعا کردم و نشد .... پس چرا برا بقیه بدون دعا میشه؟
پاسخ:
آره دیگه ما واقعا با این رویه و بخت و اقبال عقایدمون ضعیفم میشه.
اگه هر کی جای ما بود میتونست درکمون کنه
ولی خب حرف زدن راحته 
ولش کن بیخیال باش.نمیشه که نشه.بیخیالی دوای همه ی درداس
یعنی چی یاشل!
باز تو خواستگار واسه چیزای معمولی دودر کردی؟!
بعد میگی چرا من مجردم هنوز؟!
خوب سیگار بکشه چی میشه؟ بوش به این خوبی!!
عزیزم آدم همون اول با یه چی مخالفه که سریع نمیگه.بذار حالا چند جلسه بگذره شاید انقد به نظرت خوب میومد که میتونستی ازون قضیه کنار بیای!!
پاسخ:
خخخخخخخ دیگه این مدلیشو ندیده بودم
سیگار به این خوبی؟
خب بعضیام دوس دارن
تو تهرانم به نظرم دختراش خیلی میکشن
ولی ما پاستوریزه ایم دیگه.دست خودم نیست
سیاست ندارم دیگه مشکل همینه
ولی به نظرم بهتره از اول وقتی از چیی خوشمون نیاد کشش ندیم چون آخرشم به نتیجه ی اولش میرسیم باور کن
سلام خوبی الان کشور های مختلف برا ازدواج دختران بالای 35 سال امتیازاتی در نظر گرفتن حتی ازدواج با یک خارجی ودادن تابعیت به مرد مهاجر
پاسخ:
سلام
ممنون
جدی اعظم خانم؟
چه چیزا
نشنیده بودم 
بازم خوبه اون کشورا به فکر ازدواج دختراشونن
۱۷ فروردين ۹۵ ، ۱۲:۳۷ ❤❤ پسر خوب ❤❤
سلام
ببخشید دیر اومدم
سال نو هم مبارکتون باشه
امیدوارم همیشه موفق و سلامت باشید
پاسخ:
سلام
چه عجب آشتی کردی
دیگه نبینم از این حرکتا بکنیا
مثل مرد باش 
آفرین
سال نوی شمام مبارک
به همچنین
سلام . سال نو مبارک:) والله ما تا آخر اردیبهشت میتونیم سال نو مبارکی بگیم:)))
به نظر من هم زود طرف رو رد کردی. من هم از نفس آدم سیگاری حالم بد میشه و الحمدلله اصلا سیگاری نداریم ولی فکر میکنم شاید میتونستی باهاش سر کنی . به نظر من هم سیگاری داریم تا سیگاااااری
پاسخ:
سلام
سال نوی شمام مبارک.منتظرتون بودم
شما خیلی باحالی که تا اردیبهشت میگی 
الحمدالله 
نمیدونم.شاید خودشم مایل نبود.یعنی نظرش مثبت نبود وگرنه یه حرکتی میکرد

به نظرم پسره خودش نخواسته سیگارو ترک کنه عموی من 7-8 سال سیگار میکشید ولی الان نمیکشه خیلی راحتم ترک کرد سیگارو  درسته هبچ کس دوس نداره شوهرش سیگار بکشه اگه نمیتونی باهاش کنار بیای کار درستی کردی رد کردی
پاسخ:
اینکه آره نمیخواست 
به نظرم جنگ اول به از صلح آخر
سلام 
من تازه با وبلاگتون آشنا شدم 
یه سوال داشتم شاید مسخره باشه 
محل خواستگاریتون واقعا کافی شاپ بود؟؟!!! 
:-/
پاسخ:
سلام
کافی شاپ که نه تریای هتل 
واسه خواستگاری چون رسمی تره میرن تریای هتلا 
۱۷ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۰۵ ❤❤ پسر خوب ❤❤
مگه قهر بودم؟؟؟!!
من معذرت میخوام
قهرای من چرت و پرته!! عذر
پاسخ:
قهر که نه ناراحت چرا
خواهش میکنم
خدا رو شکر که کینه ای نیستی
من تا به حال این طوریشو نشنیده بودم 
اگه فضولی نباشه میشه بدونم کدوم شهر زندگی میکنید؟؟
من تا به حال اینجور خواستگاری تو شمال نشنیدم
:-)
پاسخ:
اصفهان دیگه 
شاید اینطور خواستگاری هنوز تو بعضی شهرا رسم نشده ولی خب اینطور نیست که شهرای دیگه باخبر نباشن.نمیدونم چند سالته ولی از اطرافیانت بپرس حتما اونا شنیدن
سیگار
من از سیگار متنفرم
یکی از دایی هام سیگاریه هر وقت میخواد سیگار بکشه بدون رو در بایستی بهش میگم دایی جون میری بیرون بکشی یا خودم از اونجا میرم بیرون
بعدشم طرف رک میگه سخته براش ترک کردن یعنی یه آدمیه که تغییر موقعیت دادن براش سخته
و این میتونه یه مشکل تو زندگی باشه 
همون بهتر که ردش کردی عزیز
پاسخ:
منم 
اگه اینقدر بدم نمیومد که خب اینو رد نمیکردم
من بهشون حق میدم نتونن ترک کنن چون یا باید نرن سراغش یا دیگه به سختی میتونن دورشو خط بکشن
چیزیکه این دوره زمونه کمه اراده س
یاشل جان من هم با اون دوستمون که گفته بود وقتی از چیزی خوشت نیومد زود نگو شاید بعدا محسناتش بچربه، موافقم. یه مثال بزنم. یه نفر از یکی از دوستان در مورد دختری پرسیده بود . با اینکه خانم مطلقه بود البته در دوران عقد، این دوست من سوالها را جواب داده بود ولی اشاره ای به این ضعف و ایراد نکرده بود و با خودش گفته بود حالا هم رو ببینن، خود دختر این موضوع را میگه. و جالبه اینها با هم ازدواج کردن و آقاهه گفته بود شما چه کار عاقلانه ای کردی ایراد یا نکته ی منفی را نگفتی چون به احتمال زیاد امکانش بوده همون اول به دلیل همین موضوع رد میشد ولی بعدا در روند آشنایی هر دو از هم خوششون اومد. به نظر من هم به دلیل ایرادی که آدم اول میبینه نباید رد کنه بهتره چند جلسه ای با هم مراوده داشته باشند از کجا معلوم که پسره اینقدر از تو خوشش نمی اومد که انگیزه ای بشه برا تغییر؟؟؟
پاسخ:
زری جون حرف شما کاملا درست ولی در این مورد و مواردی از این قبیل به نظر من نمیشه خوشبین به تغییر بود.به نظر خودم کارم عاقلانه بود چون از چیزی که خوشم نمیومد و اونم میگفت تغییر نخواهد کرد خودمو نجات دادم.به نظر من میشه موارد ازدواج ناموفق یا مواردی مثل اینو یه جورایی نادیده گرفت ولی اینطور موارد مثل فرد سیگاری یا چیزی که احتمال تغییرش خیلی کمه رو نه
اینقدر دورو برم آدماییکه قول ترک دادن و ترک نکردن دیدم که باورش برام خیلی خیلی سخته و این ریسکو نمیکنم

من بدبختو بگو چون جذب شخصیتای منفی میشم و بدمن ها برام جذابن متاسفانه بدمنه اگه سیگاری باشه بیشترم جذب میشم تازه عاشق زشت های جذابم میشم هی هی
پاسخ:
اتفاقا سیگار جذابیت داره و تو حق داری.اما من قید این جذابیتو میزنم 
جالبه حتی بگم من از بوی بعضی سیگارا هم خوشم میاد ولی خب ترجیح میدم طرفم سالم باشه تا دودی
تو دیگه خیلی خاصی.عاشق زشتا میشی ؟خخخخ
سلام واقعا اولین بار بود 
من 18 سالمه 
اکثر ازدواجا تو شمال یا فامیلیه یا قبلا دوست بودن 
ولی اینکه واس خواستگاری برن تریای هتل نداشتیم
بالاخره هر جا یه رسم و رسومایی داره ولی من دوست دارم واسه دانشگاه بیام اصفهان 
یه چیز دیگه دیدگاه ازدواج واسه دیگران متفاوته 
مثلا خیلی به بی اراده بودن طرف اهمیت نمیدن
خیلی هام مثه من دوست ندارن 
ولی باید اینو بدونی خودت و دلت چی میگین
کمی عاقلانه و بدون در نظر گرفتن نکات مثبت طرف بنشینی و فکر کنی که آیا نکات منفی اون برای تو قابل تحمله
راستی مشورت کنی هم بد نیست 
اگه واسه انتخابت دلیل محکم داری بدون انتخابت اشتباه نیست عزیز
پاسخ:
نازی کوچولو 
خب پس انگار این رسم بیشتر از همه تو شهر خودمونه
ایشالا قبول شی و بیای
آره دیگه هر کسی نسبت به دیدگاهش معیار داره و ازدواج میکنه.ممکنه چیزی که واسه من مهمه واسه یکی دیگه مهم که هیچ خنده دارم باشه
مشورتم میکنم ولی بعد از اینکه تو نظر اول تایید شد.نه همون اول کار
ممنون.در مورد این به نظر خودم اشتباه نکردم
سلام عزیزم نمیدونم هرکی یه ملاک هایی داره ولی به نظر من اصلا سیگار و قلیون و مشروب مهم نیست یعنی اگر بقیه مسایل اوکی باشه مهم نیست من خودم مرتب نماز میخونم ولی پارتی ام میرم مشروبم بعضی وقتا میخورم البته به محیط هم بستگی داره الان تو تهران 90 درصد جوونا همینن من خودم بدم میاد شوهرم زیاد مشروب بخوره ولی مثلا شب عید یا مراسمی که باهم میریم مهمونی میخوریم  حالا قبلا فکر میکردم وای اصلا شوهرم اهل این چیزا نباشه ولی الان انقدر مشکلات و روزمرگی  و  کار و زندگی هست که ادم حوصله نداره گیر بده به نظر من شمام زیاد این مسایل رو زیر ذره بین نبر اخه اخلاقش و خانواده اش خوب باشن تو زندگی اصلا اینا یه چشم نمیاد .
پاسخ:
سلام دختر ماه
ببین من به دودیه مثلا هر از گاهی یه قلیون و اینطور مسائل مشابه اهمیت زیاد نمیدم ولی کسیکه دائم اهل یه چیزی باشه به نظرم جای فکر داره.اگه یکی بگه من هر از گاهی اهل این برنامه ها هستم زیاد گیر نمیدم 
گفتی تهران درست میگی از جو و محیط تهران خبر دارم میدونم سیگار حتی بین دختراشونم زیاده ولی خب من تهران نیستم و تو شهر خودم پسرا اکثرا مثبتن حالا یه درصدی همیشه همه جا هست ولی محیط شهر ما هنوز این مسئله درش عادی نشده به نظرم 
حالا باید دید در آینده چی پیش میاد
به هر حال ممنون واسه نظراتت
ترانه نازنین مریم هیچ ربطی به سولماز استیج ندارد. این کار اثر ماندگار از استاد محمد نوری می باشد که خب در برنامه استیج هم یک بار در غالب رقابت اجرا شده است.لطفا دقت کنید. 
پاسخ:
یعنی شما فکر میکنید نمیدونستم که همه اجراهای برنامه استیج ترانه های تکراری و کپی میباشند؟
میخواستم با اجرای سولماز اونو گوش کنن
به نظرم اجراش قشنگ بود
در ضمن شما بهتره بیشتر دقت کنید 
بحث اجرای قشنگ بودن و قشنگ نبودن نیست. مساله صاحب اثر هست. شما اگر ویدئوی اجرای استیج رو گذاشته بودید می توانستید بنویسید اجرای سولماز استیج. اما اکنون که تنها ترانه اثر را نوشته اید یا باید نام ترانه سرا را بنویسید یا نام خواننده اصلی اثر که استاد محمد نوری می باشد.
پاسخ:
شما هم خیلی ریزبینی و مو رو از ماست بیرون میکشی
اینجا همه میفهمن منظورم چی بود

۲۰ فروردين ۹۵ ، ۱۳:۳۴ ❤❤ پسر خوب ❤❤
کینه ای که نیستم
اما سریع دلخور میشم
و البته سریع فراموش میکنم
پاسخ:
خوبه
آفرین
منم با این که سن یکم کمه ولی تا حالا سیگار نکشیدم، با این حال خیلی دوست دارم سیگاری بشم :|

فقط تنها مشکلم با سیگار اینه که دندونا رو زرد میکنه چون دندونای من اورجینال یکمه زرده، دیگه خیلی اوضاع وخیم میشه!

یه سری سیگارا مثه سناتور هم قطران خیلی پایینی دارن، یعنی خیلی برای بدن مضر نیستن، هم خیلی خوشبو هستن خیلی هم گرون نیستن (نخی هزار تومن)، یا سیگار برگ رو خیلی دوست دارم تجربه کنم!

به نظر خودم سیگار خیلی مشکل بزرگی نیست، ولی تو خونواده ی ما سیگار رو خیلی عیب میدونن، و منم به همین خاطر نرفتم سراغش!
پاسخ:
دوس داری سیگاری بشی؟! 
اونوقت واسه چی؟
چون فکر میکنی کلاس داره مثلا؟
به نظر من جز اون علایقی هست که ضررش بیشتر از نفعشه
امیدوارم هیچوقتم نری سراغش
مینا خانم ، اشکال از دینداری ماست نه دین(جسارت نباشه، اول به خودم)
به قول شاعر، آنقدر در می زنم این خانه را تا ببینم روی صاحب خانه را، دعا...

درسته که بعضی ها خواستگار های خوبی ندارند ولی خیلی اوقات توقعات زیاد بوده و این ما بودیم که خودمون مانع بودیم برای یک ازدواج موفق
اکثر ما آدم ها یا فاقد هدف هستیم یا راه رسیدن به اون هدف رو اشتباه طی می کنیم ولی انتظار رسیدن به نقطه مطلوب رو داریم
استجابت دعا هم شرایط خاص خودش رو داره، بحثش مفصله
ان شاء الله همه جوان ها به زوج مناسب خودشون برسند و خوشبخت بشن

پاسخ:
حالا که فعلا ما در خم یه کوچه ایم
شمام حوصله بحث داریا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">