ماجراهای خواستگاری

ماجراهای خواستگاری

این وبلاگ در مورد خاطرات خواستگاریای من هست
و امیدوارم به درد کسانی که میخوان ازدواج کنن بخوره
و تجربه ایی براشون باشه
سعی میکنم وبلاگایی رو لینک کنم که مطالبش مفید ،پر محتوا ، آموزنده و مرتبط با موضوع وبلاگ باشه.پس لطفا اگه وبلاگتون شامل این خصوصیات نیست ازم درخواست لینک نکنید.قبلا از این بابت عذرخواهی میکنم

فعلا به دلیل نداشتن مورد خواستگاری هفته ای یک بار فالبداهه نویسی میکنم

فقط نظراتی رو تایید میکنم که احساس کنم نیاز به تایید شدن دارند

همچنین به دلیل رک و شوخ طبع بودن بنده،اگه جنبه شوخی ندارید لطفا وارد نشوید

اگه هم مطالب این وبلاگ به مذاقتون سازگار نبود ممنون میشم از ضربدر سمت راست استفاده کنید و بیش از این خودتون و من رو مورد عنایت قرار ندید

متشکرم که با صبوری منو همراهی کردید

پیوندها

نقد وبلاگ ها (1)

جمعه, ۳۰ بهمن ۱۳۹۴، ۰۹:۰۵ ب.ظ



عصرای جمعه که میشه میرم حموم و زیر دوش به این فکر میکنم که چی از خودم اینجا در وکنم. بعد از کمی تفکر سلولای خاکستریه مغزم به تکاپو میفتن و یه ایده به ذهنم میرسه و حرفا و کلمات پشت سر هم میان منم سریع جمعش میکنم میام بیرون تا حرفا از ذهنم نپریده بنویسمشون.به نظرم بهترین موقع واسه نوشتن بعد از حمومه حسابی مغز آروم میشه و روحیه شادابه و نطقت باز میشه واسه نوشتن

خب بریم سراغ بحث امشب که به ذهنم رسید بشینم رو صندلیو یه میز گردم جلوم باشه و دستامم تو هم گره کنم و عینکمم بزارم بالاتر و مثل ایناییکه فیلم نقد میکنن چندی از این وبلاگا رو نقد کنم.امیدوارم فرق بین نقد رو با توهین و مسخره کردن بدونید و از حرفام ناراحت نشید.البته سعی میکنم وبایی رو نقد کنم که اینجا رو نشناسن و اقلا از دوستام نباشن چون احتمالا کسی تحمل انتقادو نداره و ناراحت میشن.

حالا منکه میدونم وباییم که منو نشناسن با اینکار احیانا به لطف فضولا وبمو خواهند شناخت منکه میدونم نمیتونید فضولی نکنید خخخ

این وبلاگ رو به تازگی پیدا کردم و واقعا از اینهمه حجم نوشته تو هر پست در کمال تعجبم ! نمیدونم این بشر چطوری میتونه اینهمه بنویسه اونم زود به زود .خب حتما انرژیش زیاده و وقتش آزاده.خیلی دوس دارم بدونم این تو دنیای واقعی هم اینهمه حرف میزنه؟اگه آره خدا به داد اطرافیانش برسه حتما یه سر به تیمارستان میزنن.اما نکته بعدی که در موردش واسم جالب بود اینه که وقتی رفتم اول آرشیوش دیدم با یه پسر 4 ساله دوسته و هر روز به گردشو اینا خیلیم امیدواره که باهاش ازدواج کنه هرچی جلوتر رفتم امیدوار بودم صدای دالام دیمبو بیاد و بگه باهاش ازدواجیده ولی خیر خبری نبود تا اینکه دیدم هنوزم تا همین لحظه ازدواج نکرده و باهاشه.خدایا یکم از این صبرا به منم عطا کن.واقعا ایناییکه 7-8 سال با یکی دوست میمونن چطوری میتونن طاقت بیارن؟اصلا زندگی واسشون تکراری نمیشه؟ همش مثل هم نه تنوعی نه تحولی.من نهایت مدتی که تونستم تو یه رابطه دووم بیارم 2 ماه بود چونکه اصلا صبر ندارم طرف منو خوب دنبال خودش بکشونه تا شاید یه روزبخواد تصمیم کبری بگیره بیاد خواستگاریم.نمیدونم اینم یه مدلشه دیگه.شاید اینا میتونن و من نمیتونم.امیدوارم به زودی خبر ازدواجشو همراه با خوشبختی بنویسه

در مورد بعضی از وبلاگا مثل این و این و این و این  که آخر پیوندای من هست میتونم بگم نوشته شون با اینکه روزمره نویسیه ولی قلمشون و داستان زندگیشون قشنگه و منو جذب کرد اما متاسفانه هر 4 تا بعد یه مدت به هر دلیلی اعم از خرابیه بلاگفا و مشغله خودشون وبلاگشون رها شده و باید به سبک فیلمای پایان باز خودتون پایان ماجراشونو حدس بزنید.در غیر اینصورت کاری ازتون بر نمیاد.بازم من در تعجبم چرا یه عده بعد یه مدت یه دفعه وبشونو بدون خداحافظی و اطلاع رها میکنن.مگه یه روزی این وب واسشون مهم نبوده که توش مینوشتن؟یعنی مخاطباشونو به هیچ جاشون حساب نکردن.اونوقت به نظرتون باید برای اینجور افراد غصه خورد؟ما هم باید از کنارشون مثل یه رمان ساده رد بشیم و بیخیال ادامه ماجراشون بشیم.


اما امان از بعضیا که وبشونو رها هم نمیکنن بلکه یه شبه دستشونو رو دکمه دیلیت میبرن و وبو میترکونن.اصلنم به اون چهارتا بیچاره ای که وبشونو میخوندن و یه روزی سنگ صبور حرفاشون بودن فکر نمیکنن.من به نظرم این رفتار میتونه از بی ادبانه ترین رفتارهای وبلاگی باشه.

این وبلاگم تازه کشف کردم که خب مناسبه خانمای خونه داره و نویسنده دو تا مرغ عشق جوونن که خیلی زیبا لحظات عاشقیشون ادامه پیدا کرده و واقعا جز زوجای تحسین برانگیز هستن.بیشتر از همه از ذوق صاحب وبلاگ برای شیر کردن اینهمه عکس تو هر پستش خوشم اومد و احساس کردم چقدر لذت بخشه وقتی وبیو میخونی همزمان باهاش عکسای اون موضوعم باشه تا بهتر درکش کنی.اینم یه سبک خیلی زیبا در نوشتنه

خب بریم سر یه انتقاد کوچولوی دیگه و اون اینه که بعضی از افراد هستن روزی دو تا پست رو اقلا میزارن بعد انتظارم دارن واسه هر پستشون نظر بدی. بعد مثلا منی که هفته ای یه بار پست میزارم حتما اینقدر وقتم پر هست که نرسم واسه وب خودم پست بزارم اینا نمیتونن درک کنن که نباید واسه 10 تا پستشون تو هفته از آدم انتظار کامنت داشته باشن و اگه واسشون کامنت نزاشتی مقابله به مثل نکنن

بعضیا هم هستن تو وب خودشون بسیار بسیار مینویسن اینقدر که شاید شما خسته هم بشی بخونی ولی وقتی میرن واسه دوستشون کامنت بزارن به زور یه خط مینویسن فقط واسه اینکه نوشته باشن.نمیدونم واقعا چیزی به ذهنشون نمیرسه راجبه اینهمه مطلبی که خوندن؟!خب مسلما اینطور کامنتا که از سر اجباره اصلا به مذاق من خوش نمیاد و من سعی میکنم ارتباطمو با اینطور افراد محدود کنم.حتما الان میگن به درک خخخخ

این وبلاگ با وجود پستای یک یا نهایتا دو خطیش بسیار آموزنده س و یه زندگیه کاملا شاد و عاشقانه رو به تصویر میکشه که به نظرم یه دور خوندش خالی از لطف نیست

وبلاگ یا سایت بعدی به نظرم اولش خوب عمل کرده و خواسته برای جوونا گره گشا باشه ولی وقتی وارد سایتش میشید چیزی که بیشتر از همه به نظر میاد استفاده ابزاری از ازدواج به جهت پولدار شدنه خودشه.این موضوع اصلا و ابدا بد نیست و ایشون تلاشی که میکنه قابل تقدیره ولی من فقط از قیمتای بالای محصولاتش در عجبم !یعنی کسی هم پیدا میشه اینا رو بخره؟یه کتاب 60-70 صفحه ای مثلا 35 تومن،یه سمینار ازدواج 100 تومن.خب شاید این پولا واسه بعضیا پولی نباشه ولی به نظرم اکثر مردم واسشون اینا خیلی پوله و یکم بی انصافیه.منکه بیشتر به عنوان سرگرمی به سایتش سر میزنم و از این فراتر نمیرم


بعضیام هستن آروم و قرار ندارن هی از این وب میرن به اون وب(منظور آدرس عوض کردنه).خب بچه یه جا بشین دیگه.اخه یعنی چی هزار تا ادا اصول واسه نوشتنتون در میارید.بخدا اگه نوشته هاتونو دوس نداشتم حذفتون میکردم کاری که واسه بعضیاتون کردم خخخخ

یه دختریم بود نمیدونم هنوز اینجا رو میخونه یا نه هر از چند گاهی مثلا هفته ای یه بار آرشیوشو حذف میکرد .خب آخه اگه میترسی کسی بخونه اصلا چرا مینویسی؟اگه اینقدر میترسی تو ورد بنویس واسه خودت راحت و خوب.من اون اوایل که مینوشتم یه ترسی داشتم که کسی نشناستم کم کم این ترس مقدارش کم شد و روز به روز بیشتر از خودم تو وبم لو دادم و الان با وجودیکه خیلی رعایت میکنم همه چیزو نگم ولی خب مجبور میشم یه چیزایی بگم بلاخره شتر سواری که دولا دولا نمیشه.بعدم میگم حالا یکیم پیدا شد و شناخت وقتی واسم نظر بقیه ارزش نداشته باشه بیخودی نباید بترسم.در دهن مردمو که نمیشه بست.

بعد من اصلا سر از کار اوناییکه پستای قبلیو رمزی میکنن و پست آخر و باز میزارن در نمیارم.مثلا اگه کسی قراره نخونه و نفهمه خب آخریو بخونه که یه چیزایی میفهمه.اینکه پستا بعد از چند روز رمزی میشن علتش چیه؟خدا عالمه


این وبلاگم مخصوص در موردش مینویسم که نوشته هاش یه بی پردگیه خاصی داره اصلا انگار نگران چیزی یا جایی نیست به نظرم خوبه آدم بتونه بدون نقاب و راحت راحت بنویسه ولی اکثر ما وبامون سانسوریه و خودمون نیستیم و یه نقاب داریم که تعیین میکنه هر حرفیو نزنیم و راحت نباشیم.در ضمن در عجبم که این شهرایی که زن سالاریه زناشون چه عشقی میکنن تو زندگی .این نمونه یه زندگیه زن سالاری بود از نظر من .اقلا تو شهر ما از اینجور زندگیا کمه

دیگه فعلا همینا به ذهنم رسید اگه بازم موردی بود شماره دوی این پستو مینویسم.

از همه شما بابت اینکه به نقد من احترام میزارید و درک میکنید ممنونم.امیدوارم نقدها سازنده باشند.


 و من الله توفیق

 یاشل

 خخخخ






۹۴/۱۱/۳۰
✿✿ یاشل ✿✿

نظرات  (۳۷)

۳۰ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۲۵ لی لی (لیلی نامه)
من اون زمان که توی بلاگفا می نوشتم، با مواردی که نوشتی زیاد برخورد داشتم... این که یهو بیای ببینی طرف حذف کرده رفته... یا یهو آدرسشو عوض کرده... یا پستای قبلیشو رمزی کرده...
راستش من به خیلیاشون حق می دادم... 
بعضیا از سر تنوع طلبی این کارو میکنن ولی خیلیا به خاطر یه سری اتفاقا این کارو می کنن...
من وبلاگ بلاگفام رو به خاطر وجود یه مزاحم که به شدت رو مغزم رفته بود مدت ها رمزی کرده بودم...
الانم همین سه چهار تا پستی که دلایلی که می دونی رمزی کردم،‌باعث شده کلی از بعضی دوستان فحش و نفرین بخورم... ولی الان صبورتر از قبل شدم...

در مورد اون دوستی که نوشته بودی چهار ساله با طرف دوسته هم می خواستم بگم، حتما می دونی که درکش می کنم... هر چند اشتباه ولی به نظرم ممکنه که آدم ده سال هم پای یه نفر بمونه... عشقه دیگه... کاریش نمی شه کرد... تکراری هم نمیشه... باور کن به حدی عجیب و غریبه حال و روز آدم اون موقع که اصلا تکرار براش تعریف نمیشه... بودن طرف براش خود تنوعه... هر چند اشتباه...

وبلاگایی که معرفی کردی رو نخونده بودم تا الان... همین الان یه سر کوتاه به هر کدومشون زدم... که با یه سر زدن کوتاه نمی تونم نظر قطعی بدم... فقط خواستم بگم خیلی خوبه که در مورد مطالبت و اینکه چی می خوای برای مخاطبات بنویسی وقت می ذاری و فکر می کنی...

چقدرر حرف زدم:)‌شرمنده...
پاسخ:
رمزی کردن که مساله ای نیست هرچند خوشایند نیست ولی به خودش مربوطه اما اینکه یه پستو باز یمزارن بقیه رو رمزی میکنن جای تعجبه
قبول دارم کم کم صبورتر میشیم خخخ
ببین اینکه تو عاشق کسی باشی و هر از گاهی ببینیش با اینکه فقط دوست باشید و هر روز یا خیلی زود به زود همو ببینید و به تفریح و گردش باشید فرق داره.به نظرم نوع دوستیه شما با این فرد متفاوته و دوستیه اینا حوصله سر بره.شایدم عاشق باشن و واسه هم تکراری نشن ولی خب من حرفم اینه کسیکه عاشقه زود دلش میخواد به وصال برسه ولی اینا مخصوصا پسره وقتی واسه ازدواج جلو نمیاد خب یکم موضوع عجیب میشه دیگه.سنشونم کم نیست که بگیم میخوان صبر کنن بزرگتر شن
ممنون.آخه باید بلاخره یه سوژه واسه نوشتن داشته باشم
اشکالی نداره نظرتو گفتی و قابل احترامه.ممنون
۳۰ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۴۷ دریا _ گاه نوشته های من
من نشستم سر جایم دیگه آدرس عوض نمی کنم پست رمزی هم نمی نویسم. البته اگه جزء اونهای باشم که که وبم خوشایندباشه:))
پاسخ:
منظورم به تو نبودا منظورم به ایناس که هی برمیگردن وبای قبلیشون مثلا هی از بلاگفا میرن به بلاگ اسکای بعد میرن به بلاگ بعد میگن نه ما میریم به بلاگفا ما هم هی باید بریم دنبالشون خب خخخخ
تو جز پایه ثابتایی اینجا واسه همین مطمئنا خوشایندی خخخخ هههه
۳۰ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۵۳ دریا _ گاه نوشته های من
این وبلاگهای که گفتی بیشترشون به روز نیستند
پاسخ:
درسته بروز نیستن ولی میتونی مثل یه رمان بهشون نگاه کنی و  از اول ارشیوشون بخونیشون زیاد نیست شاید یه روز طول بکشه ولی من چون واسم جذاب بودن خوندمشون
۳۰ بهمن ۹۴ ، ۲۲:۴۳ ❤❤ پسر خوب ❤❤
...
پاسخ:
...
خیلی ممنون خخخ
زیر پست دعوا نشه ، صلوات .....
ولی کلا جالب بود...حالا اسمم نمیوردی تک تک شاید بهتر بود به خصوص انتقادی ها...
من خودم از وبلاگ هایی که حتی تعدادی از پست هاش هم رمزی هست، خیلی بدم میاد و هیچ وقت نمیخونم. ولی به نظرم این کار را عمدتا انجام میدن که یه وقت موتورجست و جویی یا همون ادم های فضول شانسی پیداشون نکنن. اونایی هم که فقط پست اخرشون بازه و بعد رمزی میکنن در واقع مدیریت ریسک! دارن انجام میدن. یه عده ای هم البته دارن کلاس میذارن فقط ! در مورد اون که میگی شتر سواری دولا دولا نمیشه ، خیلی خوشم اومد دقیقا همینه. فکر میکنم الان تو به عنوان یه وبلاگ نویس کاملا میدونی چه پستی جنجالی میشه و... به نظرم اونایی که این قدر روحیشون حساسه ، نذارن این جور مطالبو.
روابط طولانی مدت بدون ازدواج یا به امید ازدواج خیلی زیاد پیش میاد و اصلا عجیب نیست. حالا نمیدونم خوبه یا بد و توضیحاتش خودش یه قصه طولانی میشه.
به نظرم زن سالاری هیچ عشقی برای زن نیست ، همون طور که مرد سالاری هیچ عشقی برای مرد نیست. ( بر خلاف اون چه فمنیست ها تبلیغ میکنن) من با خانواده های هردو نوع فرهنگ تماس داشتم و این جور برداشتی دارم. به علتی که هر سالار! بودنی با کلی مسئولیت های دیگه همراه خواهد بود. من یه عنوان یه پسر هیچ مشکلی با یه زن سالار ندارم به شرطی که مسئولیت هاش را هم بپذیره.

من هم چند تا اضافه کنم:
وبلاگ هایی هستند که کامنت ها را کلا میبندن. هرچند بعضا نویسنده های توانایی هم هستن ، ولی خب این کار خیلی تو ذوق میزنه . خب حالا هرکی نظر چرت یا حتی مخالفی داد ، تایید نکنین خب.
یه وبلاگ هایی هم هستن که جوری مینویسن ادم فکر میکنه نویسنده وبلاگ الان باید خوشبخت ترین و خوشحال ترین ،....فرد روی زمین باشه.


پاسخ:
نه بابا دعوا واسه چی اینا همه وبای غریبه بودن.اگه کسی خبرچینی نکنه دعوا هم نمیشه تازه من فقط بدی نگفتم خوبی هم گفتم
اسم نمیوردم نمیشد حیفم اومد معرفی نکنم
منم دیگه وب رمزی ببینم اشنا نباشه درخواست رمز نمیکنم اصلا به نظرم هرچیم اون تو نوشته باشه ارزش خوندن نداره خخخ
خب میدونی که من روحیم حساسه و همینطورم دست به نقدم خوبه پس کلا سرم درد میکنه که هر از گاهی واسه خودم دردسر درست کنم.نمیدونم چرا ولی دوس دارم حرفمو بزنم.حالا باید دید ملت چقدر جنبه دارن و دنبال شر هستن یا نه.
آخه روابط طولانی اونم 7 سال و بالاتر زیاد نیست؟خداییش زیاده خسته کننده س
درسته نظرت در مورد سالار بودن کلا زندگیشون یه طرفه خوشیه و یه طرف همیشه ناراضی ولی خب تعادل بهتره
کامنت بستن رو من اگه طرف نوشته هاش خوب باشه بدم نمیاد چون برام زیاد فرقی نداره فکر میکنم طرف یه نویسنده س و اصلا حق نظر هم نبوده از اول پس میخونم و سود میبرم
اما نظر چرت رو کاملا به حرف شما عمل میکنم و احساس کنم طرف در جهت تخریب من و مغرضانه نظر گذاشته حذفش میکنم بیخودیم اعصاب خودمو خرد نمیکنم.
اون وبلاگا هم خالی بندیه آدم سریع میفهمه
شما هم بد نقد نمیکنیا.
در ضمن ایندفعه با آی پی شهرتون بودی فهمیدم کجایی هستی خخخ
سلاااااااااام :)
من درمورد گیس گلابتون شدیدا موااافقم ! اصن نمیدونم ملت تو اون سایت چی دیدن؟! همه چیش پولیه لامصب :| تازه مطبش تقریبا به ما نزدیکه یبار میخواستم برم ببینمش چجور شخصیتیه خخخخ
پاسخ:
اینهمه تبلیغات و پول اصلا خوشایند نیست ولی خب شاید بشه لابلاش مطالب بدون جنبه تجاری هم پیدا کرد و بهره برد
برو ببینش خب .بهش بگو ارزون حساب کنه مشتری شیم خخخ
راستش خیلی منتظر بودم در مورد وبلاگ من هم حرفی بزنی...خوشحال میشم تو قسمت دوم بخش نقد وبلاگها باشم...دوست دارم بدونم میخوای راجع من چی بنویسی...
پاسخ:
خیلی دلم میخواست راجع به دوستانم که میشناسم هم نظرمو بنویسم ولی ترسیدم ناراحت بشن.اگه کسی دوس داشت میتونه اینجا بخواد تا نظرمو بدون غرض و منطقی تو پست بعدی بنویسم.البته نظر من اگه مهم باشه خخخ
سلام...حالتون خوبه؟چه جنجالی بشه این پست شما. از تبیان چه خبر؟ راضی هستید؟ به نظرتون مفیده؟باگیس گلابتون کاملا موافقم باهاتون من حضوری وایمیلی هم باهاشون صحبت کردم اما قانع نشدم. 
پاسخ:
سلام
ممنون.شما چطوری؟
نه ایشالا کلی نطق در وکردم که بهشون بر نخوره جنجال به پا نکنن
تبیان بعد مصاحبه رفت که رفت اصلا نپرسیدن خرت به چند من.به نظرم خیلی بیخود بود چند بارم به ذهنم رسید زنگ بزنم بگک حذفم کنن .منکه امیدی بهشون ندارم نامردا فقط اطلاعات ازمون کشیدن
اون به جیب خودش فکر میکنه واسه همین رویه ش رو تغییر نمیده.منم به نظرم باید دورشو یه خط قرمز کشید همین
۰۱ اسفند ۹۴ ، ۰۲:۰۸ معرفی وبلاگای خش
اهم...اهم


یه بوغی هم هست اون بالا اونم هراز گاهی یادش بیفته سه ماهی یه وب معرفی میکنه


پاسخ:
اتفاقا از وبای تو چند تاشو پیدا کردم کل وبتو خوندم و همه وبایی که معرفی کردی سر زدم ولی خب از بینشون 2-3 تا به درد بخور یافتم.چکیده وبای تو شدن اینا خخخ
۰۱ اسفند ۹۴ ، ۰۲:۰۸ معرفی وبلاگای خش
چرا اسم وب منو اونی که گذاشتم نذاشتی!!!!

قشنگ چیه؟؟؟!!!!


پاسخ:
خش چیه؟؟؟!!!
نه تو بگو آخه خش چیه؟
همه که نمیدونن خش چیه 
ولی چون تو گفتی باشه میرم عوضش میکنم خخخ
عزیزم وبلاگ خوندن برای ماها که واقعا میخونیم و با حس درکنارشون هستیم سخته یک هو بیخبر منم یکی دو مورد بود میخوندم بعد الان اصلا اثری ازشون نیست ... خورده تو ذوقم به  خودم قول دادم حتما اگه خواستم برم بیام بگم و بعد برم. تمام وبلاگ هایی که معرفی کرده بودی خوندم .نمی دونم چرا..... با اینکه فهمیدم یکیشون دیگه نمی نویسه باز هم ارشیوش کامل خوندم
پاسخ:
درسته ما خیلی باهاشون حس میگیریم و اینکارشون بده 
یعنی الان خوندی یا قبلا خونده بودی؟
اگه الان خوندی ماشالا به این پشتکار
منم با وجودیکه دیدم نمینوشتن اول وبشونو که خوندم خوشم اومد و ادامه دادم.به نظرم ارزش خوندن داشتن
وااااااای چقدر بعضیاشون طولانی مینویسن! اینهمه حرف از کجاشون درمیاد؟ من اگه طرفم برام مهم یا جذاب نباشه پستای طولانی رو تیکه تیکه میخونم .... اعصاب ندارم والا.
فقط وب یه شوهر دارم ودیدم دوس داشتم کاش یه شوهر این تیپیم گیر ما بیاد :-). انشالله خوشبخت باشه ، گیس گلابتون ( اسمشو حذف کن)وبلاگش عالی بود اما سایتش شده تجارت خونه( ایشون مشاور نیست اما داره کار مشاوره میکنه) نمیتونم بهش اعتماد کنم هر روزم ایمیل میفرسته حداقل پنج بار گفتم از لیست ایمیلات حذفم کن اصلا انگار نه انگار.... منم معمولا کامنتام یه خطیه ها...یه چند باریم اسباب کشی کردم .فک کنم سه بار ، اون دختری رو هم که گفتی میشناسم اول دختر ترشیده بود بعد پشه الانم مدتهاس وبش آپ نشده:'(  دختر خوبی بود...فعلا همین
پاسخ:
واسه تو که کوتاه مینویسی باید بیشتر عجیب باشه ولی خب واقعا هر چیزی حدی داره اونا هم شورشو در میارن.منکه یه پستشم درست حسابی نخوندم از بس طولانی بود
ایشالا گیرت میاد :-)
درسته وبش عالی بود ولی زود به فکر تجارت افتاد حیف بود
پس خوبه من تو سایتش ثبت نام نکردم وگرنه از دست ایمیلاش عاصی میشدم.من فقط میخوندم بعد یه مدتم از بس دیدم همه چیش پولیه جذابیتشو واسم از دست داد متاسفانه
تو اتفاقا کامنتات همیشه 4-5 خطیه تا یادمه.البته من خطاش برام مهم نیست بار معناییه جملش واسم مهمه ممکنه یه خطی باشه ولی مفید باشه و نه از سر اجبار
موقع اسباب کشیت منکه نبودم خخخ از وقتی باهات اشنا شدم همین وبو داشتی
اون دختر اونی نیست که تو فکر میکنی .اونم میشناسم البته ولی اونکه من منظورم بود یکی بود ماله اوایل وبم هیشکی فکر نکنم بشناستش.اسم وبش اسپات لایت بود که الان حذف کرده
۰۱ اسفند ۹۴ ، ۲۰:۵۳ بنت الهدی .م
این وبلاگا هم خیلی جالبن:
http://www.hamsarimito.blogfa.com/
با این:
http://hamnafasetalabe.blog.ir/
اینم مثل اونایی که شما مثال زدین رفته ولی حداقل خداحافظی کرده
یه شوهر داریم خیلی جالب بود یه جورایی متفاوت بود
اون زن سالاره برای منم جالب بود چه جوری اینهمه آزاده و چه جوری به کاراش میرسه!
پاسخ:
بله ممنون
ولی وباییکه معرفی کردین جسارتا یکم تبلیغاتی نبودن؟منظورمو که میفهمین حتما

۰۱ اسفند ۹۴ ، ۲۱:۳۱ معرفی وبلاگای خش

دوس داشتم خش باشه خوب

سلیقمو دوس داشته باش:)عه...عه...عه


پاسخ:
چشم دوس داشتم خب
من هم از وبهایی که بدون خداحافظی میذارند و میروند خیلی عصبی میشم. حداقل اینکه میبینند با اینکه چیزی ننوشته اند روزانه بازدید دارند باید برای مخاطبشون ارزش قایل بشوند و یه پست کامل در مورد خداحافظی شون بنویسند. یا حداقل جواب کامنتهای پست آخر را بدهند. اینکه ملتی که چند سال باهاشون بودند را به هیچی حساب نمی کنند آدم بهش بر میخوره:((
من هم از اینهایی که دیگه زیادی روزانه نویسی دارند و یه سره تعریف میکنند رفتیم خوردیم، گشتیم رفتیم آرایشگاه و .... خوشم نمیاد و سریع میام بیرون ولی وبهایی که برنامه دارند و میشه از وبلاگشون یه چیزی یاد گرفت یا به آدم انگیزه و جوّ فعالیت میدهند را دوست دارم. کلا وبلاگ خونی به من خیلی ایده ی فعالیت و انگیزه برای برنامه داشتن و پشتکار داشتن داده.
پاسخ:
اینا فکر میکنن کسیکه اون ور مانیتور نشسته رباطه و عقل و احساس نداره.فقط موقع نیازشون انتظار همدردی دارن بعدش حاجی حاجی مکه .دیگه نباید زیاد بهشون دل بست که وقتی رفتن هم ناراحت نشیم.باید قبول کنیم اینجا مجازیه.من اینا رو مینویسم شاید یکم فرهنگسازی بشه تکرارش نکنن.وگرنه دنبال شر و دعوا نیستم
آره منم روزانه نویسی اگه نویسنده ش زیاد قلمش خوب هم نباشه دیگه اصلا جذبم نمیکنه.بعضیا فکر میکنن باید تو وبلاگ هر کاری میکنن در روز بنویسن.که چی بشه؟مثلا من بدونم شما در روز چی خوردی و چیکار کردی چه فایده ای داره خخخ.انگار گزارش روزانه میدن.ولی خب اینم یه سبک نوشتنه که من نمیپسندم شاید یکی دیگه بپسنده
من و شما و بقیه اکثرا به وبلاگ ها عادت کردیم و واسه همین باهاش انرژی میگیریم
تقریبا با همه مواردی که گفتی موافقم گرچه که وبلاگ یک چیز شخصیه و هر کی میتونه هرجور میخواد وبلاگش رو اداره کنه. ولی اینکه گفتی بعضیها وبلاگ رو به حال خودش رها میکنن و دیگه نمینویسن، من هم با این افراد مشکل دارم. خوب مشخصه که کسایی که وبلاگ دارن واسه خونده شدن مینوسن وگرنه میرفتن توی دفترچه خاطرات مینوشتن، یک ذره به خوانندشون احترام نمیگذارن که خداحافظی کنن یا بگن تا چند وقت نمینویسن. اونهایی هم که رمزی مینویسند بدونند که این رمزها به راحتی حک میشه.
پاسخ:
 خدا رو شکر که شما موافقی فکر کنم از اون جمله آخر من (بلا نسبت خر بودن) در امان موندیا خخخخ
دقیقا واسه خونده شدن مینویسن
رمزا که هک میشه درسته ولی به نظرم همه هم بلد یا بیکار نیستن که کسیو هک کنن اما خب به دنیای مجازی کلا اعتباری نیست.اگه کسی بخواد مطالبش سکرت بمونه همون بهتر که ننویسه
من بعد اینکه گفتی رفتم خوندم اخه کار خاصی تو شرکت نداشتم . ترجیح دادم وب بخونم .
به قول نسخه پیچ منم بدم نمیاد تو وبت از منم انتقاد کنی ...
بد بگی میکشمت ...خخخخخ شوخی کردم . انتقاد از دید شخص دیگه به نظر من خیلی سازنده هست حقیقتش من خیلی وقتها مینویسم که ببینم بقیه چی میگندو به نتیجه برسم از نظرات ... چون شخص سوم ها گاهی خوب به چالش میندازند ادم رو
پاسخ:
آهان.خب بازم تند خوندی چون من هر کدومو یه روز وقت گذاشتم خخخ
من اگه بخوام نقد کنم اولا کسیکه ازم خواسته باشه رو نقد میکنم دوما یک یا دو جمله بیشتر نمیگم چون نمیخوام کل وب طرفو توصیف کنم فقط ایراد یا مزیتی که تو وبش میبینمو بیان میکنم انشالا تو پست بعدی اینکارو خواهم کرد.ممنون که منو لایق میدونی نظرمو بگم.
نترس بد نمیگم پارتی بازی میکنم واسه تو خخخخخ
منم نظر افرادو دوس دارم خیلی خوبه که اگه مغرضانه نباشه بتونی دیدگاهای مختلفو راجع به اون موضوع  بفهمی 
اس ال ام!تمام شد رفت یعنی!

به خدا من سختمه کامنتو بدون شکلک بذارم.ببین خودت شکلکها رو تصور کن دیگه !همون که نیشخنده تو بلاگفا.ببین چیه

من مدتیه نمی نویسم اما این به این معنی نیست که نمی نویسم.بلکه بر عکس!طبق قانون پیوستگی انرژی که از حالتی به حالت دیگه تغیر حالت میده منم همون شدم! همچنان در حوزه و همون وب نویسی منتها اینبار تو یه وب سایت دیگه و تحت یه عنوان دیگه فعالم.

همچنان هم به شبکه های اجتماعی علاقهمند نیستم چون رو هواست اگه گروه حذف بشه و قابلیت سرچ هم وجود نداره.

یاشل من یه رمان نوشته بودم تو وبلاگ قبلیم خیلی دوست داشتم با سیمز ، اونو انیمیشن هم بکنم. آتش بس 1 رو دیدی ؟ سیمز استوریش چی؟ یعنی کل فیلم رو با بازی سیمز درآورده بودن اینم کوتاه بود و میشد ولی خب فرصتش نشد.

اما این وبلاگا هم باحالن.پیچ مهره خیلی لوسن یا شایدم زیادی فانتزی . من که از عشق چیزی حالیم نیست صحبتی ازشون نمیکنم ولی اونموقع که گوشی لمسی داشتم قلمرو خوندن وبلاگهام خیلی زیاد بود با قابلیت rss  ولی الان نه. ترجیح میدم همون دوستانی که ازم ممونده رو خواننده باشم

شایدم چون برای من اون لذت وبنویسی پر شده یا چون جای دیگههستم معادل همون شده که احتتمالا" دومی ولی بهم حق بده اونایی که با هم هم دوره که بودیم و جمع کردن رفتن تو شبکه های اجتماعی منم دیگه اون شور و شوق اولیه رو ندارم.

باز مثن وبایی مثل تو هست که انتخاب اول منه . خوشم میاد از سنگری که حفظ کردی.
پاسخ:
دیگه باید بدون شکلک بسازی
اهان پس داری زیر ابی میری امیر اقا
خب تو وبتم بنویس.قضیه اون ماشین ناتمام موندا یادت باشه
ایناییکه توضیح دادی زیاد ازشون سر در نیووردم.کلا تو همیشه نامفهوم مینویسی امان از تو
ممنون که من انتخاب اولتم خخخخ البته وبمو گفتما
خب کجا بودم؟!ام خب

2 تا وبلاگ بود که اصن مبنای نوشتن اون رمانم ، همین وبلاگه بود که بعدش یکی از دوستان در واقع وبلاگ نویسا گفت فلانی مرده یعنی اون وب نویسه بعد پیجش هم باز بود چه کامنتایی براش گذاشته بودن یعنیا

یعنی اون دوست صمیمه نوشته بود که کاش من جای تو بودم و اصن یه چیزایی که مو رو به تن آدم سیخ میکرد.الانم دارم فکر میکنم اصن یه جوری میشم. فک کنم اون طرف متاهل هم بود آره متاهل بود.

بعد این بنده خدا از یه جایی به بعد گندش در میاد که اصن نمرده! یه اتفاق دیگه افتاده بود بعد فضا احساسی شد بعد همونایی که دیدن که سر کار رفتن اومدن پیج این کامنت گذاشتنا1یعنی آبدار!

به جرئت میتونم بگم تا دقیقه 90 تو اون وب سایته بودم و شاهد کامنتها بودم تا زمانی که اصن اون وب سایت بسته شد. بعدش من از اینور اونور و دوستانش کلی پیگری کردم ببینم واقعا" چرا اینطوری شد که یعنی اون دختره فک میکنم پدر شوهرش یه چیزیش شده بود بعد اونم حالش ناخوش دوستش زنگ میزنه به این دختره و اونم گوشیشو جواب نمیده و میده یه نفر دیگه و این وسط نفر دوم فک میکنه دوستش مرده و پست یمزنه و همه میرن وب اون دختره و اصن یه شلم شوربایی ها!

محیط وب اینجور چیزا هم داره یا اون وب خاطرات من سپیده.احتماالا" نشناسی ولی دوستانت بشناسن. این یه جور مینوشت اصن جذب میشدی همش مادر شوهر و خانواده همسر و این از شوهرش طلاق میگیره بعد دوباره شوهرش براش خونه میگیره مه بعدا" بتونه جبران گذشته هاشو کنه ولی

چیزی که برای من و خیلی های دیگه خیلی خیلی خیلی عجیب بود این پست که میذاشت 2 خط نبود که!حداقل 2 صفحه با فونت 11 بعد تازه میگفت من خونه اینترنت ندارم میرم خونه فلانی که از شوهر اون فلان قد میلیون طلبکارم وضعشونم خوبه ، زورشون میاد پولمو بهم پس بدن 

داستانی بود یاشل اما حقیقا" من یه وبلاگی هست که تازمانی که هستم هیچوقت فراموشش نخواهم کرد و اون این وبلاگه که هنوز گه گاهی بهش سر میزنم 

http://www.2ashegh.blogfa.com/
پاسخ:
از این وبلاگا اصلا نباید انتظار داشت.به نظرم خبر مرگ و مرده کشی تو وبلاگا دروغه محضه تا وقتی بهت ثابت نشه.والا 
این وبی که معرفی کردی باید سر فرصت بخونم ببینم چی داشته که تو رو عاشق خودش کرده

یه وب نویس دیگه هم بود که به تیپ و حرف زدنش نمیخورده اولا" پولدار و دوما" دختر باشه بعد خنده یعنی ها! چه سوتی ها که نداد ولی فوق العاده مطالب خنده دار درقالب زندیگ روزمره ولی خیلی واقعی.

یعنی همونطور که خودت هستی و متن مینویسی از روزمرگی هات اونم همینطور ولی خودش نبود.حالا بهش چاشنی پولدار و دختر بودن هم اضافه کن ببین چی میشه!
پاسخ:
تو وبلاگا بعد یه مدت میشه فهمید طرف راست میگه یا دروغ ولی نمیشه کلا توهم اینو داشته باشیم که همه وباشون دروغه.بعضی وقتا چیزایی اتفاق میفته که باورش سخته ولی هست.وقتی بعضیا به منم میگفتن چیزاییکه نوشتیو باور نمیکنیم درک کردم این موضوعو

خوشحالم روحیه ات بهتره
پاسخ:
ممنون دوست خوب و مهربون
۰۲ اسفند ۹۴ ، ۱۶:۲۵ مردی بنام شقایق ...
سلام

اون آخریه رو خوندم. یه جورایی زندگیش رو هوا بود یا شاید بنظر یکی مثه من رو هوا بود!

بعضیا بخاطر فرار از مشکلاتشون بجای پیدا کردن راه حل میرن دونبال خوشی و خوشگذرونی زود بازده!

غافل ازینکه آخه مسکن تا یه جایی درد رو آروم میکنه ولی درمون نمیکنه!

نه؟
پاسخ:
سلام
بله اون آخری شاید زندگیش از نظر خیلیا تایید نشه منم نمیگم خیلی عالیه ولی خب سبک نوشتن بی پرده شو دوس داشتم و چند باری از پستاش قهقهه سر دادم.
وگرنه خودمم اینطور زندگی کردنو نمیپسندم.خب این نمونه یه خانم رفیقباز و خوشگذرونه که حتما نمیتونه اونطور که باید برای زندگی خصوصیش وقت بزاره

۰۲ اسفند ۹۴ ، ۲۰:۲۸ لبخنــــツ ـــد
سلااام
یاشل ؟؟منم دلم میخواد نقد بشم
ناراحت هم نمیشم هرچه میخواهد دل تنگت بگو
میخوام اینم تو برنامه خودسازیم بذارم و هم خودمو هم نوشته هامو اصلاح کنم :))

البته میدونم خیلی غر زدم تو وبلاگ

راستی میخواستم یه چیزی بگم که ربطی به پستت نداره ولی میگم
برا یکی از درسام یه استادی میاد دو جلسه دیدمش هربار میبینمش یاد تو میفتم
فکر میکنم خیلی شبیه تو هستش
اصلا سرکلاسش نمیدونم چرا فکر میکنم تو هستی :))
پاسخ:
سلام
دختر نمردیم و استادم شدیم خخخ
نه بابا استاد کجا بود 
شایدم همزاد منه.منم همزاد آدما رو زیاد اینور اونور میبینم
حالا از نظر قیافه شبیه منه یا رفتار؟
باشه هر کی اینجا ازم خواست یه پست اختصاصی واسش میزارم و نقدش میکنم ولی بعد هر چی دیدین حق اعتراض ندارینا خودتون خواستین خخخخ
این نکته بینیت،اینکه تو هر چیزی دنبال دلیل و نکته اش می‌گردی برام خیلی جالبه(:
پاسخ:
در واقع ریزبینی دیگه
اگه از جهت مثبت به این ویژگی نگاه بشه خوبه
درمورد اونایی ک وبشونو حذف میکنن..بعضی خواننده ها زیادی پی گیر هستن و سعی میکنن از چیزایی ک بهشون ربط نداره سردربیارن.یه جوری ک فکر کنم تصورشم نمیکنی.درحدی ک حتی برن عکس و شمارتو پیدا کنن :-\ واسه همین ادم اول تصمیم میگیره وبشو عوض کنه ولی احتمالا بعد یکی دو بار عوض کردن و همچنان دیدن کنجکاوی بعضیا واسه همیشه بیخیال وب میشه.من ب دلیل مشکلاتی ک پیش اومده زیادی وب حذف کردم و اخرش هم بیخیال شدم.ولی خدایی خدافظی کردم و دلیلشو توضیح دادم.دوستامو هم البته نگه داشتم از راه های دیگه.
ولی اونایی ک رمز میذارن..یه سری هاشون واقعا چیز خاصی هم نمینویسن.ولی خب مرموز بازی دوس دارن دیگه ;-) فکر کنم واسه اینه ک خواننده ی خاموش نداشته باشن.جالبیش اینه ک انتظار دارن چندبار کامنت بذاری تا تایید هویت بشی!!!ولی اخه ادم واسه پستی ک نخونده چ کامنتی بذاره؟! صدبار هم ک کامنت بذاری،اخرش میگن نمیشناسمت :-\
پاسخ:
درسته ممکنه همه وب نویسا مزاحم داشته باشن .ولی خب من نمیگم چرا حذف میکنن.چون اختیار وبشون با خودشونه من میگم یه دفعه و بدون خداحافظی اینکارو نکنن
پس تو فرار و بر قرار ترجیح دادی
یکم این خداحافظیه سخته چون مخاطبا یه جورایی اهلیه وب طرف میشن و بهش عادت میکنن انگار در حقشون اجحاف میشه
دقیقا همینطوره چه بسیار وبایی که رمزشونو که میگرفتم میدیدم مطالبش خیلی معمولیه و ارزش خوندنم نداره ولی طرف با کلی کلاس رمزو میده.خب اینکار اصلا جالب نیست

این سیمز استوری آتش بس ، نگاش کن ، قشنگه

http://www.dalfak.com/w/sip8f/سریال-سیمزی-فصل-اول-آتش-بس

نمیدونم چقدر با سیمز اشنایی داری ولی اینو قشنگ در اوردن و خب میشه رمان رو هم با این بازی و صداگذاری صوتی به تصویر کشوند.
پاسخ:
نمیدونم چیه.احتمالا انیمیشن باشه.ولی اینا منو جذب نمیکنه .حالا شاید فردا دانلودیدم و دیدم
خب آخه نمیدونی که!الان یادم نیست اسم وبشو ، من معمولا" وبهای کهخوشم بیاد رو یا لینک میکردم یا میزاشتم تو لیست وبها ولی این یه مورد رو اتفای دیدمش.

ببین شما بچه شهرتونی ، سوراخ سمبه های شهرتونو گشتی میدونی چی کجاست و آدرس خیلی جاها رو بلدی . حالا تصور کن من ادعام میشه بچه فلان قسمت از شهرتونم ، خیلی هم ادعام میشه ها!یعنی اینقدر که بگم همه دوست دارن یه چشم و یه دست و یه پا نداشتن ولی دست به قلم منو داشتن.

بعد شما وقتی دیدی که ادعام چیو چی کرده ، بیای بگی خب کجا بودی؟ دقیقا" کجا؟ میتونی آمارمو دربیاری.درسته یا نه. خب من اگه نشونه اشتباه بدم چی؟

اونوقت اگه همتون بخاطر ادعاهای من جمع شین که مچ منو بگیرین چی؟

اینم دقیقا" همون ، ادعاکرده بود دانشجوی تک رقمی یکیاز دانشگاه های خیلی معروفه ، خبرش که پخش شد دانشجوهای همونجا مچشو گرفتن.کلا" فکاهی بود.الان هم دلم میخواد بدونم به کجا رسوند وب و اعتماد به سقفشو.
پاسخ:
درسته دروغگو همیشه دروغش برملا میشه.بعضی از این وبا هم راست نمینویسن باید خیلی باهوش باشی تا بفهمی طرف داره راست میگه یا لاف میاد
بیخیال مهم اینه که دستش رو شد و بیشتر از این بقیه رو بازی نداد
ولی اون وبی که برات آدرسشو گذاشتم ، متاسفانه بود و خبرش که میشه گفت راست بود باز خدا عالمه
پاسخ:
بیخیال غصه اینا رو نخور
خش چیه؟
پاسخ:
خش در لهجه یزدی یعنی خوب و عالی.تو وبش نوشته خودش
یاشل شما اینمهم نقد کردی حالا میذاری بقیه نقدت کنن یا نه ؟

بعدم یه سوال فنی.تو شبکه های اجتماعی هستی یا نه ؟میخوام بدونم انرژیتو فقط میزاری اینجا یا اونجاها هم هستی؟
پاسخ:
بله چرا که نه؟ خخخ
اگه نقد درست حسابی باشه و من احساس کنم طرف داره راست میگه خیلیم استقبال میکنم ولی اگه فقط در جهت تخریب من باشه و ایرادای خاله زنکی و بی منطق بگیره نه.اصلا بهش فکرم نمیکنم
من تلگرام و واتس آپ دارم.ولی تو تلگرام فقط کانالای جک و کلیپ عضوم که هر از گاهی یه نیگا بهشون میندازم در حد روزی یه بار مثلا.چون شاغلم وقت اینجور کارا رو زیاد ندارم و بهشونم معتاد نیستم.کلا وقتمو به وبلاگ خونی میگذرونم بیشتر
حالا که دست به نقدت خوبه ، میشه یه کمم شبکه های اجتماعی رو نقد کنی؟

پاسخ:
منظورت از شبکه های اجتماعی کدوماس؟
چون تو دوتاش بیشتر عضو نیستم و فقط میتونم اونا رو نقد کنم
۰۴ اسفند ۹۴ ، ۱۸:۲۵ لبخنــــツ ـــد
سلااام
همزاد؟؟نمیدونم خخخ
کلا از لحاظر تیپ و قیافه و حتی رفتار و رک بودنش خیلی شبیه تو هستش :)
پنجشنبه ها 12تا 2 باهاش کلاس دارم خخخ
باشه عزیزم راحت باش
همش میرم و میام ببینم پست گذاشتی یا نه خخخ
پاسخ:
سلام
جالبه.پس سلام منو بهش برسون
جمعه عصر پست میزارم.از الان منتظر نباش.وقت نمیکنم باور کن 
۱۰ اسفند ۹۴ ، ۰۰:۵۷ خواننده خاموش
سلام
وبلاگ اون خانم که گفتی حالت بازاری و بازاریابی رو داره
قریب به اتفاق خوانندهاشو از دست داده
من که خیلی وقت پیش که هنوز ملت بیدار نبودن فهمیدم
طرف پا میشه میره با شوهرش صفا سینی و عشق و حال اونوقت همونو  سفرنامه میکنه و میگه پول بریزین تا بتونین بخونین!
زشته به خدا
مثلا دکتری
قشر فرهیخته ای
این چه جور پول سفر دراوردنه اخه:|
تو میری خوش میگذرونی پولشو مردم بدن؟؟؟
یه وبلاگم هست اونم همینجوره
نم نم اومد جلو به خانمها راه و روش زیبایی و زیبا پوشی یاد بده
نمیگم نیتش خوب نبست شاید ادم خوش قلبی باشه
اما الان بیشتر هدفش کاسبیه
یشترم داره سلیقه شخصیشو به خورد ملت میده
اونچیزی که خودش هست و خودش انجام میده به نظرش خوبه
غیر این کسی انجام بده از نظر ایشون چیپ و بیکلاسیه!
متاسفانه ملت ما دور از جون شما و خواننده های اینجا عموما عوامن...حالیشون نمیشه این چیزا رو
تا یکی یه چیزی میگه فوری دنبالش راه میوفتن بدون ذره ای فکر و تعقل و هوشمندی..
پاسخ:
سلام
چه خوبه خواننده های خاموش یهو روشن میشن
درسته منم موافقم اقلا تو این کشور قیمت یه سفرنامه و کتاب و پی دی اف و همایش اینقدرا نیست که یاشون نوشته قیمتاش یکم فضاییه و مسلما فروششم کمتر میشه خب .اصلا آدم از این همه پولکی بودن بدش میاد 
۱۰ اسفند ۹۴ ، ۰۱:۱۹ خواننده خاموش
بعضی ها هم هستن سراسر عقده و حقارتن
مرتب به خواننده فخر میفروشن و از بالا نگاه میکنن
یه وبیه د طرف تو همه چیز خداست به قول خودش
از ثروت و زیبایی و هوش و ذکاوت و تحصیلات و فرهیخته بودن بگیر تا کدبانوگری و سفره ارایی و تربیت بچه
یعنی همه اینا هست!!(البته طبق فرمایشات خودش)
از بس مزخرف مینوشت و فخر میفروخت چند سالی هست که دیگه نمیخونمش
همین چند هفته پیش خیلی اتفاقی تو پیوندای یه وبلاگ دیدم دوباره اسمش
همیجوری گفتم برم ببینم چه خبره باز چه نوبلی کسب کرده!
بعد از چرندیات کما فالسابقش تو ادامه مطلبش گویا عکس بچه شو گذاشته بود
من قبل از اینکه کلیک کنم رو ادامه مطلب پیش خودم گفتم یا امام زاده بیژن ببین کجا رفته عکس انداخته که میخواد نشون ملت بده و باز پز بده
خدا شاهذه وقتی تصویر لود شد با صدای بلندخندیدم
حدسم درست بود
عکس بچه رو از یه سفر کشور اروپایی گذاشته بود
یعنی حقارت و عقده و ضعف تا کجا که ادم بخواد واسه کسایی که نه اونا رو میشناسه و نه اونا میشناسنش اینجور کلاس و قمپوز بزاره
البته مشکل از مردم هستا
وقتی به این جور ادمها بها میدن و دنبالشون موس موس میکنن بایدم اینا هوا برشون داره
---------
راستش یاشل عزیز وبلاگ زیاده بخوام نقدشونو بنویسم.
البته اگه نام نبرم و لینکشونو نزارم راحت ترم
اینجوری وجدان درد نمیگیرم که شاید کارم اخلاقی نباشه و یه جورایی غیبت طرف باشه .
البته اینم قبول دارم که وقتی طرف مینویسه اونم عمومی خودشو در معرض قضاوت و نمایش میزاره و بقیه هم حق دارن نظرشونو اعلام کنن
نمیدونم والا چی درسته یا چی درست تره.

پاسخ:
این سراسر عقده و حقارتو خوب اومدی.من نمیدونم دنیای مجازیم فخر فروشی داره؟واسه چهار تا آدم که اصلا نمیبیننت.اینا همه ماله یه عده خاصه که دورو برشون خلوته و اینطوری میخوان یه خودی نشون بدن ولی با اینکار دورشون بیشتر خلوت میشه چون هیشکی از این خصلت خوشش نمیاد
درسته من واقعا نظرمو در مورد وبایی گفتم که دیدم یه اشکال عمده توشون موج میزنه و وقتی بگی چند نفر دیگه هم بخونن اقلا یکم کمتر این معضلات پیش میاد
اون وب هایی که با پررویی تمام بعد یه مدت میان میگن دروغ گفتیم و نوشته ها از تخیلاتشون بوده نه از زندگیشون هم خیلی رومخن...
پاسخ:
اینو به تازگی تو یه وب دیدم که به نظرم کارش فوق الاده بد بود ولی خب شاید ما نباید زیاد این دنیای مجازیو جدی بگیریم.بلاخره همه که راست نمینویسن همه هم نرمال نیستن
۱۱ اسفند ۹۴ ، ۱۷:۲۹ دخترک افغاااانی
میدونین!
دیشب که کامنت گذاشتم تو اون پست قبلتر،یکم از دستتون دلخور بودم برای اون جمله (هرجا میرم افغانی میبینم...)
ولی الان که چند تا پستتونو خواندم دیدم نه!یکم ادم روراستی به نظرمیایین...خوشمان آمد:))
امیدوارم باز ازدیدن افغانی دیگه ای تو ذوقتون نخوره :))) 
من دخترک بشر دوستی میباشم ...شاید یه روز ازکنارمنم ردشین ادمیزاده دیگه...کوه به کوه نمیرسه،ادم به ادم میرسه!(ضرب المثل افغانی،البته ایرانی هم هست،دعوانکنیم سرش)خخخخ

پاسخ:
دلخور نباش منکه ازتون بد نگفتم فقط جریانی که واسم اتفاق افتادو تعریف کردم
تو کشور ما و مخصوصا شهر ما افغانی زیاده ولی من تا قبل از این باهاشون برخورد نداشتم امسال این دوبار اتفاق افتاد که واسم جالب بود
شاید.هرچند احتمالش خیلی کمه چون نمیشناسمت
منم موافقشم .. البته از ترسم !!!
پاسخ:
ترس از حرف فامیل دور ؟ خخخخ

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">