ماجراهای خواستگاری

ماجراهای خواستگاری

این وبلاگ در مورد خاطرات خواستگاریای من هست
و امیدوارم به درد کسانی که میخوان ازدواج کنن بخوره
و تجربه ایی براشون باشه
سعی میکنم وبلاگایی رو لینک کنم که مطالبش مفید ،پر محتوا ، آموزنده و مرتبط با موضوع وبلاگ باشه.پس لطفا اگه وبلاگتون شامل این خصوصیات نیست ازم درخواست لینک نکنید.قبلا از این بابت عذرخواهی میکنم

فعلا به دلیل نداشتن مورد خواستگاری هفته ای یک بار فالبداهه نویسی میکنم

فقط نظراتی رو تایید میکنم که احساس کنم نیاز به تایید شدن دارند

همچنین به دلیل رک و شوخ طبع بودن بنده،اگه جنبه شوخی ندارید لطفا وارد نشوید

اگه هم مطالب این وبلاگ به مذاقتون سازگار نبود ممنون میشم از ضربدر سمت راست استفاده کنید و بیش از این خودتون و من رو مورد عنایت قرار ندید

متشکرم که با صبوری منو همراهی کردید

پیوندها

به پایان آمد این دفتر

جمعه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۴، ۰۶:۲۸ ب.ظ

جهت شفاف سازی و جواب دادن به خیلی از سوالاتتون این پستو ضروری دیدم واسه همین برای بار آخر جواب تک تک توهینا و حرفای این خانمو میدم و واسه همیشه این پرونده رو میبندم.این خانم نه تنها به من بلکه به همه دخترای مجرد این سرزمین توهین کرد و شخصیت اونا رو زیر سوال برد.دیگه نه کامنتی ازش تایید میشه و نه پی بحثی گرفته خواهد شد.از این به بعدم کامنتاش یه راست میره قسمت هرزنامه و من اصلا نمیخونمش پس بهتره خودشو بیخودی خسته نکنه .اگه هم خواست بیشتر از این اذیت کنه طور دیگه ای برخورد میکنم.

قبلا باید بگم این پست کمی طولانیه و اگه کسی حوصله شو نداره میتونه نخونه .چون میخوام کامل بنویسم.

در درجه اول این خانم یه معلم فرهنگی هستند.این ادبیات از یه فرهنگی فرهیخته بعیده ولی خب وقتی اوضاع مملکت ما اینطوریه فرقی نمیکنه معلم باشی یا فرد عادی.بلاخره نظام آموزشیه ما اینقدر جای ایراد داره که این توش گمه و بخشی از تربیت بچه های ما نتیجه ی اخلاق و منش اینطور معلمان هستند.گفتم اینطور معلمان چون میدونم همه معلما اینطوری نیستن و درصد زیادیشون خوبن ولی لابلاشون اینطور افرادم پیدا میشن که طبیعیه.

خب منکه اول از همه یاد خواهر عفریتم که وصفش شد افتادم.خواهری که بیشتر از این خانم که یه غریبه س باید ازش توقع خواهری کردن داشت ولی اون چندین درجه از این خانم بدتر بود و تا 26 سالگیه من که ازدواج کرد یه کابوس بود واسم و همیشه مورد آزارش قرار داشتم.حالا با این کامنت قدر آرامشی که الان تو زندگیم دارم رو دونستم و خدا رو شکر کردم که این کابوس تموم شد و ازم تا حدی دور شد.اما خب بعد از اون من و احیانا شماها با این ادبیات و اینکه بدونید ایشون معلم هستند یاد معلمای عقده ایه دوران مدرسه تون افتادید که اقلا هر کسی یه دونه شو تو زندگیش داشته 

در درجه دوم این خانم اهل شیراز هستن و شهر مشهد رد گم کنی هست چون به تازگی شوهر کرده و ساکن مشهد شده همه جا مینویسه مشهد در حالیکه شیرازیه.( تو که اینهمه اطلاعات از خودت تو پست آشناییت دادی این یکیم روش )خب من اینجا جا داره بگم خدا خیلی زود جواب منو تو چند پست قبل که ازش شکایت داشتم که چرا منو تو این شهر آفریدی داد.چون به نظرم آرومترین مردم تو شهر من زندگی میکنن (خواهرم استثناس)و همین آرامش که بعضی وقتا به بی تفاوتی و سردی و بی بخاری تعبیه میشه خیلی بهتر از هار بودن و پاچه گرفتن اونم به این شکل و وضعه.که اینو تو مردمان بعضی شهرای دیگه دیدم.

ایشون وب نداره یعنی داره ولی یواشکی مینویسه چون حتما خیلی با تجربه س و با اینکارش خودشو از دسترس دیگران خارج میکنه تا کسی نتونه اذیتش کنه.هرکی رو که دوست داشت گلچین میکنه و آدرس وبشو به اون میده.خیلیم سر نوشته هاش میترسه انگار حالا شخص اول مملکته و زندگیش نباید لو بره.منم اینجا با وجودیکه میتونم مقابله به مثل کنم و جواب توهیناشو مثل خودش بدم و از زندگیش و نوشته هاش اسم ببرم و مثل خودش زیر سوال ببرمش و نقدش کنم اینکارو نمیکنم چون اینقدر فهم و شعور دارم که بفهمم یه جایی باید جواب تک تک حرفا و کارامو بدم.اگه اعتقادی به روز جزا نداشتم حتما مثل ایشون دهنمو باز میکردم و هرچی دلم میخواست راجبش میگفتم.اینجا هم هرچی میگم خودش قبلا تو وب من گفته.

برای کساییکه میخوان بشناسنش ایشون از این پست پاشو تو وب من گذاشت و من کامنتشو پایین این پست گذاشتم و تو این پست  داستان آشناییشو تعریف کرد و من پستش کردم.خوبه که ببینید خودش کامل همه چیزو گفته ولی اصرار داره چیزی راجع بهش بازگو نشه.اینم یه نوع از تناقضات موجوده که نمیدونم علتش چیه.در ضمن ایشون تو 32 سالگی با شوهرش اشنا شده و بعد از 5 سال تو 37 سالگی همین چند ماه پیش ازدواج کرده .با این وجود باید تو دوران مجردیه طولانی بوده باشه و شرایط ما رو درک کنه ولی خب آدما زود گذشته خودشونو فراموش میکنن

اما جواب تک تک حرفای ایشون :

از نظر شخص من تو چیزاییکه راجع به خودت و زندگیت گفتی ممکنه راست باشه ممکنه دروغ (الله اعلم)، اما اونقدرام که تعریف میکنی خوشبخت نیستی چون از کیفیت زندگیت خبر دارم میگم اما اینش به من مربوط نیست ولی حتی اگه داشته هات راستم باشه تو شرایطی که خیلیا داشته های تو رو ندارن اینقدر گفتنشون و پز دادنشون جالب نیست.اینطوری فقط خودتو یه فرد عقده ای و تازه به دوران رسیده جلوه میدی که بعد از کلی حسرت به اینا رسیده و واسش اینقدر مهمه.فکرم نمیکنی حالا که خرت از پل جسته نباید گذشتتو از یاد ببری و یادت نره یه روزی هیچکدوم این موقعیتو نداشتی و ممکنه با فخر فروشی دستی دستی نعمتاتو از خودت دور کنی. به قول شاعر به مالت نناز که به شبی بنده به حسنت نناز که به تبی بنده.

سر زدن به وبلاگ دوستت به من ربطی نداره ولی وقتی وبتو بستی و جاییو واسه تخلیه حسای درونیت نسبت به من نداری و اونجا با تیکه و کنایه غیر مستقیم حرف میزنی و اونجا هم دست از پز دادن بر نمیداری و قصه مهاجرتتو تعریف میکنی(حسادت نیست حس ششمم تعریف معمولیو از پز دادن تشخیص میده) این فقط سر زدن به دوستت نیست.میشه بگی کجای حرف من جنبه حسادت داشت؟واقعا در عجبم.عزیزم سها جونت ماله خودت.من واقعا خندم گرفت که مثل بچه ها دوست من دوست تو کردی. من مجبور شدم به سها بگم تا مدتی کامنت برات نمیزارم چون دوس ندارم نظراتتو که باز میکنم کامنتای ایشونو ببینم و اگه واست نظر نزاشتم ناراحت نشو فقط میخونمت.که ایشونم خیلی محترمانه گفت اشکالی نداره.

خواهرمو عفریته خوندم چون کاملا میشناسمش چون ازش آزار و اذیت زیاد دیدم تو هم لنگه همونی.بقیه خانوادمم هرچی راجع بهشون گفتم راست گفتم اینجا واسه درد و دلای منه به شما هم هیچ ربطی نداره همونطور که تو هم تو وبت از اینو اون هرطور دلت میخواست حرف میزدی و بد میگفتی.


در مورد خام شدن پسرا اگه وبمو کامل خونده باشی میبینی که 50 50 بوده و هم من اونا رو نخواستم هم اونا منو.این دلیل خام شدن یا نشدن نیست،فقط هنوز تا الان ازدواجم جور نشده که اینم باز به تو ربطی نداره به خدا و تقدیری که واسم رقم زده ربط داره همونطور که تو توی 32 سالگی تونستی یه پسر 2 سال از خودت کوچیکترو خام کنی.البته با این سر و زبون حتما عرضه شم داشتی.

در مورد بر و رو منکه هیچوقت ادعایی نداشتم و همیشه گفتم معمولیم  ولی شما هم به سلیقه خدا توهین کردی چون من تو بر و روم نقشی نداشتم و لطف خدا بوده .امیدوارم اگه بر و رو ندارم باطن زیبا داشته باشم که خیلی خیلی با ارزش تره.

از هر راهی وارد شدم ؟یعنی شما و بقیه دخترا وارد نشدین؟یعنی همه نشستن تا شوهر در خونشونو بزنه؟شما تو انجمن مجازی دنبال شوهر نگشتی؟شما ایمیل ننوشتی از خودت بگی تا شاید اون بنده خدا گوشه چشمی بهت بکنه؟شما واسه شوهر له له نزدی؟خداییش کدوم دختری تا 37 سالگی واسه شوهر له له نمیزنه؟خوبه یه نیگا به خودت میکردی بعد اینا رو میگفتی.(تو پرانتز بگم حالا پسرا دور برشون نداره که تحفه این .نه بابا ازدواج پسر و دختر نداره.پسرا هم دلشون میخواد زن بگیرن و این موضوع دوطرفه س )

من دنبال تایید شدن هستم درست ولی وقتی نقد درست و به جا میشه به گوش میگیرم حتما نقد و حرف طرف نا بجا بوده که تایید نکردم و این در درون همه حتی تو هم وجود داره.اینقدر زیاده که بخاطرش مخفی مینویسی که کسی یه وقت نظر مخالف نزاره رو اعصابت راه بره.من اقلا اینقدر جراتشو دارم که واسه همه بنویسم و حداقل کاری که میکنم اینه که نظرات بیخود و بی ارزشو بلاک کنم.

تو خونه از پسرا پذیرایی نمیکنم چون تو فرهنگ شهرمون باب شده برن هتل.چون پسراشم تو خونه دست خالی میان.چون تو این سن از خواستگار بازی خسته شدم.میدونم اینا رو نمیتونی درک کنی وگرنه نمیگفتی.هتلی که رفتم هتل درجه یک شهرم بود فقط به خاطر زمان شلوغش جا واسه نشستن نداشت ولی همون لابی که نشستیم به صد تا هتل دیگه شرف داشت.شماییکه دیدت اینقدر محدوده و جهانو از زاویه نوک بینیت میبینی 

اره قلب من و همه دخترای مجرد سن بالا سیاهه قلب شما هم حتما تا 32 سالگی سیاه بوده بعد یهو سفید شده شوهر کردی .خیلی منطقت جالبه !

بهت بها دادم چون دیدم عقده توجه و دیده شدن داری هر روز میای میری بالا منبر سخنرانی میکنی .خب خیلی دلت میخواد منبر بری یه وب بزن تو اون بنویس خودتو خالی کن چرا عقده هاتو تو وب دیگران خالی میکنی؟

معلومه بچه ها خیلی هواتو دارن .به بچه ها(کلاغ سیاها) سلام منو برسون (هرچند میدونم خودت دره وب من خوابیدی)

همه ما بیماریم فقط نوع بیماریش فرق داره.یکی بیمار فخر فروشی و خالی کردنه عقده س یکی بیماره نوشتن تجربه ها و درد و دلاشه که شاید کسی ازش بهره ای ببره و راه اشتباه نره

اون کور و کچلم واسه خودش خدایی داره که تو نخوای مسخره ش کنی.از دعای گربه سیاهم بارون نمیاد 


من یه زمانی به قول شما التماس میکردم بهم کامنت بدن که ماله خیلی وقت پیش بود اون اوایل که وب زده بودم و اقلا ماله دوره قبل از تو بود ولی از یه زمانی به بعد من دیگه التماس کامنت نکردم و برام این قضیه مهم نبود چون حتی وقت جواب دادنشم نداشتم.همه ایناییم که اینجا میان اینو میدونن واسه همین از این 300-400 نفر 20 نفر کامنت میزاره ولی همین حضورشون واسم حکم تایید شدن و دوس داشتنو داره وگرنه به خودشون زحمت نمیدادن اگه خوششون نمیاد بیان اینجا.

از یه جهاتی مثل منی اینو دروغ نگفتم فقط از جهت آرمان ها.اما روحیات منو تو کاملا متفاوته .اینو دیگه الان بهم ثابت شده.من اینقدرا وقیح نیستم که به طرفم اینقدر مستقیم توهین کنم و فکر عواقبش نباشم فکر دلی که میشکنم ،فکر جوابی که باید بدم.من نه ادعای خوب بودن دارم نه درستی و زرنگیو ... من فقط خودمم.هر کسی میتونه با یه نگاه به نوشته های من پی ببره من چطوریم.نظرشم به خودش مربوطه هرچی میخواد راجبم فکر کنه ولی حق نداره توهین و تهمت بیجا بزنه.


راجع به زهرا باید بگم اصلا اون پستو به هدف اون ننوشتم و هدفم شخص دیگه ای بود که دیدم داره به همون سرنوشت دچار میشه و زندگیشو از هم میپاشونه نمیدونم چرا دلم الکی واسه زنایی که با یه بچه در حال جدا شدنن میسوزه نمیخوام این سرنوشتشون باشه ولی اونا اصلا دلشون دلسوزیه ما رو نمیخواد و کاری رو میکنن که فکر میکنن درسته.

اما آشناییه من با زهرا از اونجا بود که ایشون یه وب زد و کلی صدا کرد و برو بیا داشت و نصفه دنیای مجازی میشناختنش به نظرمم زن بدی نبود اقلا از تو یه ورژن بهتر بود.من رفتم وبش و دیدم هی پست میزاره عکس منو امید ،امید و من، من و امید و روژان، من و امید دوتایی، ده تایی ... خب هرکی بیاد تو وب این کنجکاو میشه بخواد ببینه این عکسا رو .خیلی طبیعیه که ازش درخواست رمز کنن .منم گفتم رمزو بهم میدی گفت نه نمیشناسمت.یه مدت رفتم اومدم کامنت گذاشتم گفتم حالا بهم رمزو میدی گفت نه نمیشناسمت بازم رفتم یه مدت بعد وبلاگ زدم گفتم حالا دیگه حتما آدرس دارم و کور که نیست میبینه وبمو بازم درخواست رمز کردم گفت نمیشناسمت منم گفتم به درک دیگه وبت نمیام و امیدوارم اگه یه روزی دورو برم شلوغ شد غرور باعث این نشه خودمو بگیرم.

خب ایشون به نظرتون واسه چی عکس خودشو شوهرشو که تو رابطه نامعلومی به سر میبره میزاره وبش؟بله وب خودشه حق داره هرچی دلش خواست بزاره ولی وقتی کسی وبی میزنه که پر بازدیده اینکارش فقط نشون از یه جور عقده توجه میده.درسته ایشون به من اعتماد نکرد حقم داشت منم حرفی نداشتم و اومدم بیرون ولی به نظر من میتونست یکم با لحن بهتری با مخاطباش حرف بزنه.من تنها عیبی که ازش دیدم اخلاق خشک و گنده دماغش بود که فکر میکنم تو اکثر معلما این اخلاق وجود داره و بخاطر شغلشونه که روشون تاثیر میزاره.بعد از یه مدت این روحیه خشک و سختگیرانه برای شوهراشونم غیر قابل تحمل میشه.

گفتی زهرا رو قضاوت نکن چون فقط دوست تو بود؟اگه یه غریبه بود قضاوتش اشکالی نداشت؟تو تو وبت و حتی وب من(قضیه اون دختره صدان ) کسیو قضاوت نمیکردی نه؟الان تو تو این کامنت منو اصلا قضاوت نکردی نه؟تو یه فرشته ای هنوز کشفت نکردن بدونن چقدر پاکی !

من فقط راجع به زندگیه زهرا گفتم نباید جریان خیانت یا هر ایراد دیگه ی همسرت رو جار بزنی.باید سعی کنی عیب و ایراد طرفتو بپوشونی.اشتباه گفتم؟باشه غلط کردم.بهتره بیخودی واسه شما زنایی که خودتون واسه زندگیتون دلتون نسوخته دل نسوزونم.اره منکه تو زندگیتون نبودم


درباره سکوت مخاطبان هم همه که مثل شما اکتیو نیستن این ملت دلشون خوشه فقط بیان بخونن و برن اگه بهشون بگی دو کلمه بنویس سختشون میشه ما هم چوب بالا سرشون نزاشتیم هرکی دلش خواست میاد نظرشو مینویسه هرکیم نخواست قدمش روی چشم مشکلی نیست ، مهم اینه همون 20 تا کامنتی که میزارن چند درصدش موافق منن چند درصد مخالف چون معمولا وقتی کسی مخالفه انگیزه پیدا میکنه نظرشو بزاره و از قدیم گفتن سکوت علامت رضاست.ولی اینجا من کامنت موافق بیشتر دیدم تا مخالف بنابراین میدونم چیزی نمینویسم که خلاف اصول باشه .


بله بله شما وبلاگ نمیزنی داشته هاتو بنویسی چون نمیخوای کسی بدونه کی هستی ولی تو وبلاگ بقیه خوب از داشته هات مینویسی و مانور میدی و خودی نشون میدی.دلتو به داشته هاتم خوش نکن که بعضی ها خیلی فقیرند تنها داراییشان پول است.


در ضمن از این کامنت تو کاملا مشخصه که کی زنجیر پاره کرده و هاره و پاچه میگیره

اگه این چند نفر ازم نمیخواستن راجبه روزمرگیم بنویسم به خودم زحمت نمیدادم هر هفته اینجا رو آپ کنم.البته که برای نوشتن قرار نیست از شما اجازه بگیرم.سوژه هامم بنا به حال و روحیه زمانم انتخاب میکنم 

دوست پسرای مختلف داشتم حتما هنرشو داشتم و اینقدری بودم که پسرا بخوان باهام باشن.اینو جز ایرادای خودم نمیدونم هرچند با کسی طولانی مدت نبودم.

 دیگه بیشتر از اینم سوژه وبم نمیکنمت چون ارزششو نداری واسه خاطر تو خودمو سرگرم یا ناراحت کنم.

در نهایت امیدوارم خدایی که بهش ایمان دارم جواب تو رو به بهترین نحو ممکن بده واگذارت کردم به همون بالایی





از همه دوستان چه پشت صحنه و چه روی صحنه که با حرفاشون مرحم روح و روانم بودند تشکر میکنم.خوشحالم که اگه تو پستا 10 -20 نفرتون بیشتر روشن نمیشید اما به موقع و به جاش روشن میشید و اگه بخوام اسم تک تکتونو اینجا بیارم بیشتر از اون 10- 20 نفری میشید که ایشون فکر میکنن کامنت گذار هست.انگار قراره همه تو همه پستا روشن بشن که ایشون با تعداد کامنتای من میزان موافق و مخالف بودن افرادو میسنجه



من با پستای اخیر یاد کشتی کج زنان می افتم.شما چطور؟


چون به آرامش و سکوت نیاز دارم یه مدت نمینویسم تا روحیه و حوصله م سر جاش بیاد.




شما هرگز یک دزد را به خانه تان دعوت نمیکنید 
پس چرا اجازه می دهید افکاری که شادی شما را می دزدند
در ذهنتان سکنا گزینند ؟

چارلی چاپلین




آنقدر انسان های گرگ نما زیادند که سکوت بهترین سنگر است





۹۴/۱۱/۱۶
✿✿ یاشل ✿✿

نظرات  (۲۴)

۱۶ بهمن ۹۴ ، ۱۹:۰۰ فاطیما کیان
دیگه اعصاب خودت رو بیشتر از این خورد نکن دختر , من که بهت گفتم همه جور آدمی مارو میخونه , حتی منو که چیز خاصیم از خودم نمینویسم و قضاوت میکنن , مهم نیست , آدما همینن , قضاوت میشن و قضاوت میکنن اما این حق خداست نه ما چه من چه اون چه هرکسی که قضاوت کنه باید جواب حق ضایع شده از خداش رو بده چون خدا گفته این حق منه نه بنده هام , وبلاگ جای محترمیه وقتی از دست کسی عصبانی میشیم و وقتی برخورد ها بالا میگیره باید بین دوتا بلاگر بمونه و این تجربه ی چند سال وبلاگ نویسی منه منتها این وضعیت جوری بود که به نظرم روشن شدنش بهتر از مخفی بودنش بود چون امکان سو برداشت بقیه میرفت و ممنون از اینکه نوشتی
من خودم یه خانوم مجردم و میفهمم مجردی چه حسیه , دوست داری کسی رو مال خودت داشته باشی و اینو از خدای خودتم میخوای و این توهین نداره خصوصا تلاش براش ! چرا بد بینی دارن بعضی بهش نمیفهمم , ما برای خوشبختی باید تلاش کنیم باید سر قرار بریم باید با طرف مون حرف بزنیم و این تلاش برای خوشبختی زیباست و پسندیده 
یاشل خواهرکم همیشه بهم گوشزد میکنه منی که روحیه لطیفی دارم از عقاید و زندگی شخصیم و روابطم ننویسم اگر مینویسم سر بسته بنویسم چون همین چیزا که پیش بیاد من یکی نمیتونم سکوت کنم و جو قشنگی که ساختم برای خودم و مخاطبینم بهم میخوره
جو وبلاگت امیدوارم به حال سابقش برگرده گلم , من که دوستت دارم , سادگیت رو این رک بودنت رو و اینکه فیلم بازی نمیکنی و خوده خودتی 
پایدار باشی عزیزم
پاسخ:
همین کارو کردم دیگه محل نمیدم.خدا رو شکر که اینجا مجازیه و دست این آدما کوتاه
یه جوری میگفت دنبال شوهر بودی انگار خودش نبوده.مردم ما همه از کره مریخ اومدن زیادی با ما فرق دارن
ممنونم تو لطف داری
۱۶ بهمن ۹۴ ، ۲۰:۰۸ لبخنــــツ ـــد
سلاام یاشل جون
اشکالی نداره الان بگم دمت گرم؟؟
خب میگم دمت گرم
داشتم خفه میشدم از اینکه سکوت کرده بودی

من جای تو بودم بدتر از اینا برخورد میکردم

فکر کردم دیگه نمیای :((
امیدوارم زودی بشی همون یاشل شاد و سرزنده
منتظرتیم ツ

پاسخ:
سلام گلم
ممنون از لطفت
کم کم میشم ایشالا
سلام یاشل جان. من چند وقتیه که وب شما رو می خونم ولی تا حالا کامنت نذاشته بودم. البته کلا خیلی خیلی کم جایی کامنت میذارم. پستت امروزت واقعا جای تشکر داشت و بیشتر از این سکوت جایز نبود. صداقت کلامت از قبل هم برای من مشخص بود اما امروز بیشتر از قبل هم تایید شد. خانمی که گفتی رو منم از قبل میشناختم و وبش رو میخوندم (خاطرات خاله قزی فکر کنم اسمش بود؛ اگه دوس داری این قسمت کامنت رو حذف کن) ولی چون از منش و طرز رفتار ایشون به عنوان معلم خوشم نیومد چند باری کامنت گذاشتم ولی ایشون در نهایت وقاحت گفتند که وب خودمه و هر جور دوست داشته باشم صحبت میکنم. منم همش برام جای سوال بود که چجوری کسی (به خصوص پسری که ایران هم نیست) می خواد ایشون رو به عنوان همسر و به خصوص مادر بچه هاش تحمل کنه. اما شما در قضاوتتون در مورد ایشون کاملا صادق و با انصاف بودین. به نظر من به افرادی مثل این ندا خانم اصلا همیت نده و کار خودتو بکن. چرا باید ضعف نشون بدی و حتی یه مدت ننویسی؟ مگه واسه اون مینوشتی که حالا ننویسی؟ نخونده پاک کن کامنتهاشو. امیدوارم واست بهترین ها پیش بیاد. ازدواج هم خوبش خوبه، وگرنه مجرد بودن از ازدواج بد صدها برابر بهتره. موفق و شاد باشی
پاسخ:
سلام
ممنون از لطفتون
وب قبلیشو ندیده بودم الان که اسمشو گفتی با یه سرچ پیداش کردم کاملا از عنوان پستاش مشخصه چه خاله زنکی بوده
بلاخره هرکسی با رفتارش شخصیت خودشو نشون میده.از اینم بیشتر از این نمیشد انتظار داشت

۱۶ بهمن ۹۴ ، ۲۰:۴۱ دریا _ گاه نوشته های من
من از یه فرهنگی انتظار داشتم حتی اگر هم در حقشم اجحاف شده بهتر جواب بده، به نظر من ندا به خواننده های این وب هم توهین کردند.
و شما یاشل جان چرا فکر می کنید که اکثر معلمان زن تحت تاثیر شغلشون خشک و گنده دماغ هستند، چند نمونه دیدی؟ حالا زهرا روی وبش حساس بود و می ترسید اگه رمزشو بده شاید طرف فامیل امید باشه، به نظرت این احتیاط تحت تاثیر شغل معلمی بود،(هر چند که همون بار اول که من درخواست کردم بهم رمز داد) آیا منی که آدرس وبم رو مرتب تغییر میدم و گاهی رمز را به هرکسی نمیدم  تحت تاثیر شغلم هستم. به نظر من اخلاق مجازی از اخلاق دنیای واقعی جداست و نمیشه به خاطر یه سری احتیاط کاری در یک وبلاگ به این شکل روی اخلاق یک طبقه شغلی خاص قضاوت کرد.
چند نفر فرهنگی وبلاگ شما را می خونند؟ با چند وبلاگ نویس معلم آشنا هستی؟ آیا این قضاوت را در مورد اونها داری؟ اینجا من نمیخوام از ندا و زهرا دفاع کنم روی حرفم قضاوت شما در مورد قشر معلم هست و اون هم زن. چون گفتید معلمان با شوهرانشان مشکل دارند.
یاشل جان آیا اخلاق معلمی فقط روی معلم زن تاثیر گذاشته که زنان خشک شدند؟ لابد همه مردان معلم نرم و با لطافت هستند، خدا رو شکر که شغل معلمی روی مردان مثبت بوده...
پاسخ:
دریا جون حیف اسم فرهنگی که رو بعضیا باشه
بخدا از مردم عادی بی فرهنگ ترن
من بهت حق میدم در مورد این جمله من موضع بگیری خب اول بگم که من نظر شخصیمو گفتم و مسلما ممکنه اشتباهم باشه اما من از روی چند تا وبلاگ این حرفو نزدم ،ناسلامتی یه عمری زیر دست معلما بزرگ شدیم شاید اقلا 40-50 تا معلم تو زندگی هر کسی بوده.به نظرم شغل هر آدمی روی شخصیتش تا حدودی تاثیر میزاره و لازمه ی شغل معلمی سختگیری و جدیته.واسه همین معمولا اکثر معلمایی که دیدم خشک و جدی بودن،حالا ادمای شاد و سر زنده هم توشون پیدا میشه.اما اصلا از این حرف من ناراحت نشو درسته قشر معلم رو نشونه گرفتم ولی خب شاید این یه تلنگری باشه براشون که سعی کنن با شوهرشون مثل دانش اموزشون رفتار نکنن و محیط خونه رو شاد و سرزنده نگه دارن
تو چون همکارش بودی بهت سریع رمز داده بلاخره باید یه فرقی باشه با منه عادی

خب من ماجرای زندگی ندا رو نمی دونستم حالا که خوندم همه چی برام روشن شد.
این فرد خودش از الان یاشل بزرگتر بوده که تازه نامزد کرده بعد از چند سالم اردواج اون وقت به یاشل میگه تو تا الان نرفتی!!!!
خانم ندا خودت تو پست خاطرت نوشتی که از خونه بابات فراری بودی از نیش و کنایه های زنهای دور و برت اذیت شدی که بهت می زدن و از یه انتخاب ناموفقت گفتی 
خب دیگه همه چیز معلوم شد
هر چند از اولشم میشد فهمید اون لحن و اون کلماتی که تو کامنت توهین امیزت بکار بردی یک شبه پدید نمیاد و حاصل اتفاقای گذشته زندگیت بوده
خدا به هممون رحم کنه و کمک کنه خاطرات بد رو فراموش کنیم که رو سر دیگران خالیش نکنیم.
پاسخ:
مشکل اصلیه منم با این خانم همین بود که خودشو نمیدید دنبال ایراد تو بقیه میگشت

۱۶ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۲۲ خواننده خاموش
انقدر حرص نخورین.زندگی هر کسی با توجه به محیط و فرهنگش فرق داره.خدا بزرگه
پاسخ:
بله خدا بزرگه
ایشالله هرچه زودتر روحیه ت اوکی شه و برگردی عزیزم😍
پاسخ:
ممنون
میگن گاهی بعضیا یه سنگی رو میندازن تو چاه که صد تا عاقلم نمیبتونه درش بیاره اینجاهاست دیگه

خودش اونطوری اومد یه کاری کرد که حال و هوای یاشل رو هم خراب کرد

یاشل ول کن
این ادما ارزشش رو ندارن ، سخته نمیگم نیس ولی اینجور ادما هم هستن دیگه
نمیشه کاریشون کرد ، انگار تمرین صبره

ایشالله که هر چه سریعتر روحیت ردیف بشه.
پاسخ:
درسته کاملا ملتفت شدم که ارزشش رو نداره
ممنون
خدایی اخره پز دادن بود داستانش هر کی بخونه میگه وای خوش بحالت ولی هر چیزی داشتنش راحت نیست مخصوصا اگه انتظارشو بکشی دیگه برا ادم سخت میشه به دست اوردنش چه ازودواج چه هر چیز دیگه ای ولی چیزی رو نخوای خودش با پای خودش میاد براتاینو واقعا تجریه کردم یاشلی برات ارزوی موفقیت میکنم انشالله زودتر ارامشنو به دست بیتری و بارم برامون بنویسی که دلخوشیمون همین پستای هفتگیت بود انشالله که خدا برات بهترین تقدیر و زندگی رو کنار گذاشته
پاسخ:
دقیقا همینطوره هرکی بخونه میگه خوش بحالت ولی از زندگیه واقعی و از دلشون که خبر داشته باشی میفهمی همچینم خوش به حال نیست
سعی میکنم همون پستای هفتگیو بنویسم و دوباره بیفتم رو غلطک
ممنون
سلام یاشل گلم...
خوشحالم که نوشتی..خوشحالم که بعد یه مدت دوباره هستی...
این جور ادما همیشه هستن..نمیدونم چرا حس میکنم نوشته هاش هم چیزی جز دروغ نبود..همیشه ادمایی که میخوان انقدر دیده بشن یه حای زندگیشون میلنگه...
این ادما انقدر ارزش ندارن که براشون وقت بزاری و انقدر خودتو کلافه کنی...
شک نکن که اونایی که تو دنیای مجازی هستن و دوست دارن بیشتر از چیزیه که فکرشو میکنی...ادمای رو راست همیشه دوست داشتنی هستن..اون خانوم هم مطمئنن روانی بوده..
ما ها همیشه دوست داریم...هر جوری باشی هم دوست خواهیم داشت...در ضمن شما خیلی در مقابل دخترای دیگه هم سنت پاکی...اون خانوم حتما کور بوده ندیده...ادمایی تو سن شما خیلی فرا تر از دوست بودن با جنس مخالفشون رفتن...خیلی هم به گند کشیده شدن...هیچ کسی حق اینو نداره تو زندگی خصوصیت دخالت کنه...و از لطف خودته که از تجربیاتت مینویسی که بقیه هم استفاده کنن...دیگه با فکرش خودتو اذیت نکن و ناراحت نشو...
فکر کردم بعد پستی که قبل این گذاشتید دیگه نمینویسید...کلی ناراحت شده بودم...
برات روزای خوب و خوشی رو ارزو میکنم...منتظر نوشته هات قطغا هستم:* :*
پاسخ:
سلام عزیزم
منکه از نزدیک کسیکه کلی پز میدادو دیدم که پف تو خالی بود دیگه به این دسترسی ندارم که ببینم ولی همیشه این رفتارا از کمبودا ناشی میشه وگرنه کسی که اصیل و غنیه نیاز به تعریف نداره واسش عادیه
ممنون دختر خوب لطف داری
اینجا مجازیه و بیشتر از این نمیشه ازش انتظار داشت.کسیکه یه روز دوستت بوده فرداش میشه دشمن خونیت
ممنون
یاشل جوون امیدوارم هر چه زودتر به آرامش برسی
دلمون برای پست های دوست داشتنیت با روحیه شادت تنگ میشه
خیلی صبوری خیلیییی واقعا نوع برخوردت با آدمها رو دوست دارم
از ته دل دعا می کنم خدا بهترین آدم رو سر راه زندگیت قرار بده
چون واقعا شخصیت خوبی داری
مواظب خوبیهات باش
************************
صحبت های اون خانم زشت و  ناراحت کننده بود، اینها در شان یک خانم محترم نیست
دقیقا با حرف هاش به همه دخترهای مجرد توهین کرد

یه روزی یه جایی نتیجه این رفتارش رو میبینه... دنیا دار مکافاته

پاسخ:
اتفاقا خودمم واسم عجیب بود تا چند روز روحیه شادمو ازم گرفت ولی به سرعت که نه اما بعد چند روز برگشتم به همون آدم قبلی و به این ماجرا کلی خندیدم 
خدا رو شکر روحیه که ذاتی باشه اینا درش تاثیری نداره
به هیچوجه خودت رو اذیت نکن.ما دوستت داریم یاشل جان
پاسخ:
ممنون
شما لطف دارید
۱۷ بهمن ۹۴ ، ۱۷:۲۰ ماه درخشان
سلام عزیزم . خوبی؟
خیلی وقته نبودم . راستش دقیقا نمیدونم ماجرا چیه چندتا پست آخرتو خوندم.
خیلی خلاصه بگم
شاید بعضی جاها تو تصمیم گیری هات به جور دیگه عمل میکردی (البته به نظر من) بهتر بود ولی تا اونجا که شناختمت واقعا از انتقاد خوب و به جا استقبال میکنی و قلب بزرگی داری.
در هرصورت میخواستم بهت بگم حرفهایی که با توهین و ... زده میشه ارزش فکر کردن نداره نه زمان نه وقتتو پاش نزار. نادیده بگیر و به زندگیت برس. برات بهترین ها رو آرزو میکنم دوست گلم.


پاسخ:
سلام مرسی.شما ستاره سهیلی هر چند وقت یه بار ظاهر میشی
ممنون تو لطف داری
واقعا وقت تلف کردنه به حرفاشون فکر کردن ولی خب اولش شوک بزرگی بود برام نتونستم ازش بگذرم 
یاشلی عزیزم مردم یه چیزیشون میشه ها ....
این که خودش له و داغونه ... 
فدای دلت بشم هر کسی هر چی میگه لیاقت خودشو نشون میده...
اگه خدا بخاد بهترین ازدواج و نصیبمون میکنه مام از زیر نگاهها و ادا اطوارای این ملت مریض راحت میشیم .... 
من دوستای متاهلم طردم میکنن چون مجردم میترسن شوهرشونو بدزدم در حالی که خدا شاهده تا حالا یک قدم برای خوش اومدن مردهای متاهل برنداشتم کاری نکردم که کسی دلش بلرزه ... 
پسته لب بسته چون لب وا کند رسوا شود....
خواهش میکنم به نوشتنت ادامه بده اصلا کامنتا رو ببند ولی بنویس ...
هیچوقت تسلیم نشو لطفا :-) 
پاسخ:
ایشالا اون موقع ما مثل ایشون خودمونو گم نکنیم و با حرفمون کسیو بخاطر مجرد بودنش ازار ندیم
اون دوستی که بخاطر مجرد بودن دوستش اونو کنار بزاره همون بهتر که نباشه
ممنون از لطفت دختر خوب و مهربون
حتما

۱۷ بهمن ۹۴ ، ۲۲:۳۸ دخترپاییز
بعد که به آرامش رسیدی بیا بنویس منتظرتیم:) همچین آدم مریضی هیچ ارزشی نداره که بخوای اعصاب خودتو خوردکنی اینم بیکاره میخواد اینجوری خودشو سرگرم کنه 
پاسخ:
چشم ممنون
ولش کن این جور ادمها رو ما مینویسیم میدونیم که خیلی ها می خونند حالا این وسط بیمار روانی زیاد دارمی خودت اذیت نکن . بسپارشون به رود زندگی بذار برند . همین افراد هستند که شدیم 70 میلیون و هیچ وقت هم پیشرفت نمی کنیم . قصدم توهین به دیگر دوستان نیست منظورم وجود نخاله هر جا هست
پاسخ:
سپردم به رود زندگی 
آی گفتی سانیا جون
عزیزززز دلم اگه بخوایم دو روز دنیا برای هر کی وهرچیز وهر ......حرص بخوریم که نمیشه .
من اگه جای تو بودم نظرشو درج نمیکردم میرفتم تو پی وی جوابشو میدادم

پاسخ:
باور کن نشد از حرفاش بگذرم و به روم نیارم بسکه زننده بود.اصلا تا چند ساعت تو شوک بودم 
وبشو بسته بود امکان پی وی هم نداشت 
دیگه بیخیال .من نمیبخشم ولی فراموش میکنم
یاشیل این ندا رو شناختم اتفاقا تنها کسی بود که داستان زندگیش رو نیمه کاره گذاشتم! واقعا تو هنوز این مزخرفات سیندرلایی رو باور میکنی دختر؟ خخخخخ من باهات شرط میبندم دروغ هست و اگر ام ازدواج کرده شوهرش یا شونزده هفده سالی ازش بزرگتره یا یه مشکلی داره که حاضر شده بیاد خواستگاری این خانم و ازدواج کنه.
بعد یه سوال از ندا خانم داشتم ندا خانم شما که اینقدرررررر حس خوشبختی داری چرا تو وب بانو زن سوم خودت رو جرواجر میکردی که نورا و شنای رو خراب کنی؟ اتفاقا به نظر من نوشته های وبلاگت یه کپی برداری خیلی ناقص از نوشته ها و زندگی عاشقانه شنای هست خصوصا خیلی سعی میکنی از باکلاسی به پای شنای برسی که از ادبیاتت معلومه زیاد به خودت فشار اوردی ووکاملا تو این زمینه شکست خوردی اگر واقعا خوشبخت بودی و حس خوبی به زندگیت داشتی اینطور تو وبلاگ بانو پشت شنای و نورا عقده گشایی نمیکردی! حالا شروع کن به کندن گیسات و جیغ زدن خخخخ
پاسخ:
من ایناییکه گفتی در جریانش نیستم فقط میدونم یه وبی بوده به اسم نورا ولی اصلا جریانشو نمیدونم .ماله قبل بوده.اما به هر حال از این معرکه بگیرا تو وبلاگا زیاده.
من نمیدونم گفته هاش در مورد زندگیش راسته یا نه ولی از چیزاییکه تو وبلاگش مینوشت حس کردم یه چیزایی تو زندگیش کمه که تو زندگیه آدمای معمولی هست و اون با اون همه ادعای امکانات نداره.خب آدم باید خیلی صبور باشه که بتونه اون کمبودا رو تحمل کنه  .بلاخره خدا همه چیزو به یه نفر نمیده و اینم حتما کمبودایی تو زندگیش داره که نشون نمیده و زندگیشو زیادتر از حد تصور عالی نشون میده
زودی برگردی زیاد استراحت نکنیا ...
پاسخ:
چشم حتما دوست خوبم
یاشل بهت حسودیم شد به این روح بلندت - به تحمل زیادت در شنیدن انتقاد - به راحت نوشتنت - به نقد کردن کامنت گذران

شنیدن انتقاد تحمل زیادی می خواد خدا رو شکر شما داشتید

من روزی چند بار به وبت سر می زنم .انگار دنیای مجازی من خلاصه شده در وب شما وپیوندهات ..بیا مجددا بنویس وکامنت بی منطق ها رو تایید نکن نخونده حذفشون کن که به سلامت روح وروانت آسیب نرسونه

راستی چرا وب  "روزهای من "رمزی شده  نکنه اونم با همچین موجوداتی طرف بوده
بیا بنویس منتظریم
















پاسخ:
اعظم خانم منو شرمنده کردید اینقدرام خوب نیستم اگه میتونستم جوابشو ندم خوبتر بودم ولی اینقدرا روحم بزرگ نبود و مجبور شدم جوابشو بدم تا منو ساده و بی زبون فرض نکنه و خودشو زرنگ
اما منم به بعضی وبا این تعلق خاطرو دارم که علتش همذات پنداری با نویسنده و هم سو بودن عقایدمونه.قطعا شما هم تشابهاتی با من دارید که به وب من و نوشته هام علاقه دارید
نمیدونم دقیقا علتشو ولی امیدوارم بخاطر پست من که وبشو لینک کردم نبوده باشه چون فکر کنم وبش تابلو شد و خیلیا بهش سر زدن.به هر حال از وبلاگ نویسا هر کاری انتظارش میره و نمیشه بهشون دل بست.حتما علتی داشته که رمزی کرده
فکر کنم شما از اونایی هستین که پیوندای جدیدمو سریع میگیرین چون من وب جدید که پیدا میکنم میزارم اون آخر تا چند روز بعد جاشو عوض میکنم
چشم مینویسم 
بی خیال دختر، وقتی اینقدر واسه خودت مشکل و استرس داری چرا دنبال  حرف یک آدم بی نام و نشون رو میگیری. من از روی نوشته هات فهمیدم که تو هم همون خصلتی رو داری که مردم شهرت به اون معروفن یعنی رک و صریح. البته وقتی نقد میکنی نقد هم میشی. شما نظرت رو در مورد  ندا گفتی، ندا هم خیلی بد جواب داد.  دیگه کشش نده ، فقط اعصابت بیشتر خرد میشه
پاسخ:
حرفت درسته 
اما واسم جالب بود این خصلتی که بهم گفتی .نمیدونستم مردم شهرمون به این معروفن.فکر میکردم فقط خودم اینطوریم.آخه مردم ما که به خساست معروف بودن اینو دیگه نشنیده بودم.
بله از قدیم گفتن جواب های هویه ولی نه هوووووووووی ایشون جواب منو هوووووووووی با و فراوون داد دیگه تو خودت میدونی منظورمو
اصلا و ابدا کشش نمیدم.این مسئله تو همین پست تموم میشه
یاشل جونم یه بار کلی نوشتم، اشتباهی پرید:(( دوباره برات مینویسم؛ خدا رو شکر میبینم انگار روحیه ات ردیفه. دوم اینکه عزیزم هر کس آب قلبش رو میخوره، من مطمئنم تو بهترین ها منتظرته چون بدون هیچ چشمداشتی و با صداقت در حد توانت خوب و بد روابط اجتماعی را منصفانه و واقع بینانه اومدی بیان کردی و این به خیلی ها کمک کرده و خواهد کرد. وگرنه پز دادن و از برنامه ی یومیه نویسی و از خرید کردن و مهمونی رفتن نوشتن که هیچ مشکل اجتماعی را حل نمیکنه. این خیلی خوبه تو زحمت باز کردن این قسمت از جامعه ی امروزمون رو بر خودت هموار کرده ای. من خودم فکر میکنم کسانی که دختر نوجوون و جوون دارن، خوندن وبلاگ تو خیلی بهشون کمک میکنه که بچه هاشون رو درک کنند. شک ندارم جایی که انتظار نداری خدا عوض خیر نیت پاکت و زحماتت رو میده.
پاسخ:
بله خدا رو شکر
وای زری جون ندیده کلی عاشقت شدم نمیدونی چقدر این نظرت بهم حس خوب داد.
نه به این خاطر که ازم تعریف کردی بلکه چون تو منو درک کردی و این واسم خیلی ارزش داشت
من به خدا و لطفش امیدوارم.اگه اون روزی دهنده س دیگه از بنده هاش باکی نیست
عزیزم دوست من ساکن اصفهان هست میگه حتی برای خواستگاری رفتن به پیش شماره تلفن خونه هم دقت میکنن که حتما اون ور اب و بالاشهر باشه خیلی دلش شکسته خودشون جنوبی هستند شاهین شهر میشینن متولد 60 هست اما اصفهانی ها نمیان خواستگاریش باید چی کاری کنه؟ خیلی ناراخته
پاسخ:
خب این تو اصفهان خیلی مهمه که هم سطح باشن واسه همین ازدواجای با سطح طبقاتی زیاد کمتر اتفاق میفته در واقع اصفهانیا مادی گران و کمتر پیش میاد زیاد با پایینتر خودشون وصلت کنن.خیلیم رو اصالت حساسن و دوس دارن طرف همشهری خودشون باشه.بنابراین ایشون بهتره با کسی که همشهری و هم سطحشه ازدواج کنه تا مشکلاتشم کمتر شه.تو همون شاهین شهر جنوبی زیاده
۲۶ بهمن ۹۴ ، ۱۳:۵۳ قندک مرحوم
سلام. من الان نمی دونم موضوع چیه و چرا  و کی انقدر رفته روی اعصابتون. اما خودم هم  حدود بیست سال وبلاگ قندک میرزا را داشتم هم توی بلاگفا وهم  جای دیگه. اما بعضی مرد آزارها انقدر اذیتم کردن که همه را زدم داغون کردم. الانم مثه چی پشیمونم. خدا نگذره ازشون.. می فهمم چه حالی داری.
پاسخ:
سلام
دیگه اگه این پستو کامل بخونی که باید همه چیزو بدونی چون کامل نوشتم
بیست سال؟خیلیه پس باید ماشالا تو این دنیای پوچ مجازی با تجربه باشید.ممنون از همدردیتون
منم بعضی وقتا به سرم میزنه ببندم برم ولی خب ارادم ضعیفه برمیگردم فکر کنم معتاد شدم خخخ

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">