ماجراهای خواستگاری

ماجراهای خواستگاری

این وبلاگ در مورد خاطرات خواستگاریای من هست
و امیدوارم به درد کسانی که میخوان ازدواج کنن بخوره
و تجربه ایی براشون باشه
سعی میکنم وبلاگایی رو لینک کنم که مطالبش مفید ،پر محتوا ، آموزنده و مرتبط با موضوع وبلاگ باشه.پس لطفا اگه وبلاگتون شامل این خصوصیات نیست ازم درخواست لینک نکنید.قبلا از این بابت عذرخواهی میکنم

فعلا به دلیل نداشتن مورد خواستگاری هفته ای یک بار فالبداهه نویسی میکنم

فقط نظراتی رو تایید میکنم که احساس کنم نیاز به تایید شدن دارند

همچنین به دلیل رک و شوخ طبع بودن بنده،اگه جنبه شوخی ندارید لطفا وارد نشوید

اگه هم مطالب این وبلاگ به مذاقتون سازگار نبود ممنون میشم از ضربدر سمت راست استفاده کنید و بیش از این خودتون و من رو مورد عنایت قرار ندید

متشکرم که با صبوری منو همراهی کردید

پیوندها

عقده

جمعه, ۲ بهمن ۱۳۹۴، ۰۵:۵۸ ب.ظ

امشب نمیدونم از چی بنویسم.اینجا جایی واسه درد و دل هست واسه همین امشب یکم از چیزایی که تو دلمه مینویسم بلکه یکم سبکتر شم.اگه ننویسم شاید به زودی بترکم دیگه منو نداشته باشید.خود شیرینم خودتونید

تو این یه سال آدمای زیادی تو وبم اومدنو رفتن و هر از گاهی با یکیشون حرفم میشد و میزدیم به تیپ و تاپ هم و من مجبورشون میکردم از وبم برن.نمیدونم این طبیعیه یا نه ولی من آدمی نیستم که با حرف کسی کوتاه بیام و زیر بار حرف بیخود و زور برم.اگه جایی احساس کنم کسی داره حرف بیربط میزنه و با حرفاش اذیتم میکنه اون روی خشنم ظاهر میشه و نهایت کاری که میکنم اینه که طرفو میتارونم.اگه همه اوناییکه این اتفاق براشون افتاده هنوزم اینجا رو بخونن میدونن که تعدادشون کم نیست شاید از 5 تا هم بیشتر باشه.اگه میتونستم قید بقیه دوستامم بزنم نظراتو میبستم و با خیال راحت مینوشتم ولی این جرئتو ندارم که ارتباطو یکطرفه کنم.واسه همین فقط از وبم بیرونشون میکنم.شاید فکر کنید من نرمال نیستم،شاید فکر کنید روانیم که هر از گاهی پاچه یکیو میگیرم،ولی از نظر خودم هیچکدومش درست نیست.من فقط آدم رکی هستم که چیزی که میبینم و احساس میکنمو به رو میارم و نمیزارم کسی به رفتار زشتش ادامه بده.نمیدونم اونیکه قاضیه بین ما چی قضاوت میکنه.میخوام یه بار همه اوناییکه باهاشون اینجا کل انداختمو مرور کنم.

1-

یکی بود وقتی میومد وب من زود پسرخاله میشد و بهم پیامای خصوصی زیاد میداد در حد 10 خط و من بیچاره از سر کمرویی جوابشو میدادم و نمیگفتم آقای فلانی مگه من چه صنمی با تو دارم جز یه ارتباط وبلاگیه ساده.به من چه که این همه از خودت واسه من تعریف میکنی و درد و دل میکنی.یه روز پروگی کرد و گفت جواب فلان سوالتو نمیدم چون میترسم بخوای منو سوژه وبت کنی.من آتشین شدم.من؟؟ منکه آخه به زور جواب پیامای تو رو میدم و هر بار نظراتمو باز میکنم میگم اه بازم این پیام خصوصیه بلند بالا داد آخه منو با تو چه کار که بخوام بهت نظر داشته باشم این شد که بهش توپیدمو دمشو قیچی کردم.

2-

یه دختری بود که اومد تو یه پستام گفت من اهل اینجور رابطه ها نبودم و تو که بودی فلان و من فحش ندادم بد و بیراه گفتم فحش با بد و بیراه فرق داره! ایشون نتونست کامنت شوخیه منو درک کنه و این شد که زدم به تیپش که دیگه با کامنتای خشکش اینورا پیداش نشه.

3- 

یکی دیگه بود که با به بسم اله که وارد وبم شد شروع کرد به انتقاد آتشین که ازدواج اینترنتی خنده داره و فلانه و بهمانه و این صحبتا.گفتم اره تو درست میگی یه نیگاه به دورو برت بکن بعد نظر بده .بعد مثل بچه ها زود از کارش پشیمون شد و با معذرت خواهی شد رفیق گرمابه و گلستان ما.همه جا میومد از ما تعریف میکرد و 180 درجه عوض شده بود ولی یه حسی به من میگفت این همون آدمه ها منتظر روزی باش که دوباره مثل روز اول بشه .حسم اشتباه نبود و شد .یه روز سر مسائل مذهبی تو وبش بحثم شد و جوابمو با همون زبون تند و تیزش داد دیگه سعی کردم وبش نرم ولی اون باز میومد و چند باری با لحن غیر مستقیم تیکه هایی انداخت که میگفت از سر عمد نبوده ولی خب من نمیتونستم لحن بیانشو تحمل کنم و ترجیح دادم دیگه نباشه و مجبور نباشم زبان تلخ و گزنده شو تحمل کنم.

4-

یه پسر بچه 7 سال از خودم کوچیکتر که به طرز احمقانه ای میومد بهم ابراز علاقه میکرد و چندین بار باهاش تند برخورد کردم تا بیخیال شد.آخه چرا این پسرا یکم عقل تو کلشون نیست.منو با یه بچه دهه هفتادی چکار؟با خودش چه فکری کرده واقعا؟من مغز خر خوردم؟که بیام با یه الف بچه ازدواج کنم؟بار آخر گفتم کامنتات تایید نمیشه و تا یه مدت با اسمای دیگه کامنت میزاشت تا دیگه انگار غیبش زد.

5-

یه دختر بچه تلخ و پرو که کامنتاش دو کلمه ای بود و فقط انتقاد و منم چند باری به جاییم نگرفتم و گفتم بزار دلش خوش باشه میاد حرفشو میزنه ولی دیگه این کاسه صبر یه روزی لبریز میشه و مجبور شدم بهش اولتیماتوم بدم که کامنتاشو تایید نمیکنم اونم باز با پرویی کامنت گذاشت و وقتی دید تایید نمیشه رفت پی کارش

6-

یه خانومی که تو دورانی که داستانای خواستگاری دوستانو میزاشتم بهش الکی میدون دادم و بزرگش کردم و کامنتشو که یه صفحه دو روی برگه بود گذاشتم پایین یه داستانا .وهم ورش داشت فکر کرد دیگه علامه دهره رفت و اومد هی رفت بالا منبر هی ما تحمل کردیم،هی خواست نظرشو غالب کنه بازم هیچی نگفتیم،وقتی از خودش و شوهرشو زندگیشو اینا حرف میزد حس ششم به من میگفت مثل اون همکار خالی بندم که وصفش تو این پست شد داره زیادی پز میده حالا راست یا دروغ لحنش همراه با کلاس و پز دادنه.اونم واسه کی؟واسه کسیکه الان تو موقعیت و شرایط اون نیست.خب من بازم تحمل کردم و گفتم باریکلا آفرین که به همچین جایگاه رفیعی رسیدی باریکلا که زرنگ بودی این شوهر رویاییو تور کردی ولی خب عمر این تعریفا کوتاهه و وقتی به وب ایشون میرفتم چیزایی از زندگیش میخوندم که به نظر زیادم با اونهمه خوشبختی تناسب نداشت.حالا آدم خودش میدونه در چه حد خوشبخته ولی آخه اینهمه تعریف که گفتن نداره.جز اینکه میخوای دل یه عده جوون مجردو بسوزونی کار دیگه ای هم میکنی؟امیدوارم به سرنوشت همکارم دچار نشه که بلاخره هر آدمی یه جا باید تقاص پس بده.حالا اینا به کنار اما

این آخری از همه اونا سمج تره و ول کن ماجرا نیست و از وبم که بیرونش کردم میره وبایی که من میخونمو احیانا یه روزی میخونده واسشون کامنت میزاره که من ببینم و تیکه های تو دل عقده ای موندشو حوالم میکنه.خب ایشون جنس خرابی داره و من متاسفانه فهمیدم اینو.حالا موندم تا کی باید پس لرزه های این یکی دعوا رو تحمل کنم.

اگه اینا رو نمینوشتم واقعا روحمو میخورد.میدونم 90 درصدتون اوناییکه اینجا راجبشون نوشتمو میشناسید البته 90 درصد خواننده های همیشگی.

کاش آدم بدای این دنیا با یه دیلیت حذف میشدن مسلما دنیا جای بهتری واسه زندگی بود.







۹۴/۱۱/۰۲
✿✿ یاشل ✿✿

نظرات  (۳۰)

۰۲ بهمن ۹۴ ، ۱۸:۲۳ خانومِ صفر و یک
خوش بحالت یاشل که اینقدر رکی ... به نظر من این یه حسنه ... من که هرچی سعی می کنم نمی تونم اون چیزی که تو دلمه نسبت به کسی به روش بیارم و در نهایت مجبور میشم بریزم تو خودم و اینجوری خودم اذیت میشم ...
پاسخ:
من اولش میریزم تو خودم اولش صبوری میکنم ولی وقتی میبینم طرف از رو نمیره رک میشم.آخرشم کاری که باید از اول میکردم آخر میکنم اما میگم و خودمو راحت میکنم
۰۲ بهمن ۹۴ ، ۱۸:۲۳ فاطیما کیان
این چیزها برای وبلاگ همه پیش میاد دختر , یه ادم مریضی بود برای یه پستم یه کامنت خیلی بدی گذاشته بود حالش رو با شیوه ی خودم گرفت بعد دیدم توی وبلاگش که مثلا خیلی هم ادم با کلاس و با فهمی بود به من فحش خواهر و مادر داده ! بعدم کلی عذر خواهی کرده بود ک من ادم فهیمیم ! این وبلاگ نویسه اون روی منو بالا اورده ! :|
میگم نمردیم ادم فهمیم دیدیم نه یاشل ؟ :))
منم وقتی ناراحت بشم و کسی حرف بیخودی بزنه برام فرق نداره طرف یه هفته داره منو میخونه یا اندازه ی سن وبلاگم سن مخاطب بودنشه مینشونمش سرجاش که تکرارش نکنه و حساب کار دستش بیاد که اینجا رئیس منم :))
تو که کامنت های وبلاگ منو حتما خوندی دیدی دو سه بار چطوری حال این مدل ادم های مریض رو گرفتم , پشیمونم نیستم هیچ خیلیم راضیم نه توی دنیای واقعی نه توی دنیای مجازی به کسی خرکی احترام نمیذارم و با هرکسی به اندازه ی شعور خودش و لحنش حرف میزنم و برخورد میکنم
ادم ها خودشون باعث میشن بهشون احترام بذاریم یا توهین کنیم
پاسخ:
قربون آدم چیز فهم
درست میگی پس فقط مختص من نیست واسه همه پیش میاد 
راستش با تو تازه آشنا شدم و کامنتاتم زیاد نخوندم ولی خب حتما تو هم تونستی درسترین رفتارو بکنی واسه آدمای پرو و رو مخ
دقیقا خودشون و رفتارشون باعث میشه
مورد۳ از همه بدتر بود :/
پاسخ:
دیگه اینا هر کدومشون در جای خودشون بد بودن
من تا حالا از این مشکلا نداشتم
کلا خواننده های انگشت شماری اینجا دارم
و همشونم خیلی خوب و مهربونن
اینایی هم که گفتی رو نمیشناسم چون کامنتای بقیه رو نمیخونم
ولی کلا تو اینجا عقاید هرکسی برای خودش محترمه
اگر من میخواستم بابت نظرم با کسی بحث کنم ترجیح میدادم رو در رو اینکارو کنم 
وقتی ما میایم و اینجا مینویسیم
یعنی حوصله نداریم با کسی کل کل کنیم
پاسخ:
پس خدا رو شکر کن که از این آدما نداشتی.من شاید چون نظراتمو رک مینویسم منتقدامم زیادن و هر از گاهی یکی میخواد به پر و پام بپیچه
منکه اصلا حوصله کل کل چه حضوری چه مجازیو ندارم 
راستی یه پیشنهاد : طنزنامه های مونا زارع "چگونه با پدرت اشنا شدم " رو بخون خیلی قشنگ و باحاله فعلا ۳۲ تاش اومده ، هر هفته پنجشنبه !

پاسخ:
باشه ممنون
آدم بیخود همه جا پیدا میشه. چند نفر بیکار تو وب من هم نظر گذاشتند،کامنتهاشون رو تایید نمیکنم،  نظرات بعدیشون رو بدون اینکه بخونم پاک میکنم. حالا بیاد اینقدر نظر بده تا......
پاسخ:
حالا اینجا یه امکانی داره واسه بلاک کردنشون ولی خب اینو بلاک میکنی یکی دیگه پیدا میشه تمومی ندارن
تو که چیزی نمینویسی کسی بخواد اذیت کنه واسه خاطرات بامزه هم درک و شعور ندارن آدمو کفری میکنن
یاشلی غصه نخور از این مدل آدما همه جا پیدا میشه یا باید تحملشون کرد یا نادیده گرفتشون یا دمشونو چید اگه رو اعصابتن سومین حالت عالیه :-) 
پاسخ:
واقعا زندگی و مشکلاتش کمه باید از اینجا هم بکشیم
قیچی میکنم ولی از رو نمیرن.واقعا حق میدم به ایناییکه نظراتشونو میبندن اعصابشون راحته
منم خیلی وقتا از ادم بدای دنیا حالم به هم میخوره
ولی وقتی خوب نگاه میکنم میبینم احتمالش هست منم تو زندگیه خیلیا ادم بده باشم
و وقتی بازم بهتر نگاه میکنم میبینم بعضی از ادم بدای زندگیه من ادمای خوب و امید های زندگیه دیگرانن

خدا چقدر سرش شلوغه ها
انصافا خداروشکر من خدا نشدم :D
والا حوصله اینجوری تو دوراهی موندنو ندارم دیگه
پاسخ:
بله درسته بخوای حساب کنی همه ما بدیم مگر اینکه خلافش ثابت بشه
خود خدا از دل همه خبر داره 
یاشل جونم. به نظرم نه راهش صبوری کردنه و نه رک بودن . چون هر دوشون اذیتت میکنه و ازت انرژی میگیره. عزیزم اصلا تو ذهنت وارد سبک و سنگین شدن و ارزیابی نشو. به نظرم باید تمرین کنی آدم های ناخوشایند رو راحت از زندگی ات دیلیت کنی. خیلی سخته ولی واقعا آموختنیه و خیلی تو روند زندگی ات کمکت میکنه چون یه مهارتیه که همیشه به کارت میاد. چه در دنیای مجازی و چه واقعی. چه قبل از ازدواج و یا بعد از ازدواج. موفق باشی بووووووووووس
پاسخ:
خب منم دیلیتشون میکنم ولی نه بدون گفتن.میگم و دیلیت میکنم .اگه نگم تو دلم میمونه و عذابم میده.اون طرفم به رفتارش همچنان ادامه میده.ولی باید بفهمه یه چیزاییو .اگه میتونستم نگم خوب بود.
شما هم موفق باشی و پاینده بوسسسسسس گنده
۰۲ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۱۸ ❤❤ پسر خوب ❤❤
بعـــــــــــــــلـــــــــــــــه
پاسخ:
شما لطف فرمودین با این کامنتتــــــــــون
امان از ادم عقده ایییییییییییی اماااااااااااااااااااان
پاسخ:
شما هم بعدش لطف فرمودین امـــــــــــان
عشق یه مسئله ی غیر ارادیه ولی خوب میشه ارادیش کرد و الکی هم ابرازش نکرد. اونا هم مطئن باش از سر مسخره بازی و اینکه تو دنیای واقعی کسی بهشون میدون نمیده میان اینجا و میدون داری میکنن.
صبور باش و پیروز یاشیل
۰۲ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۰۷ هادی مشایخی
اوه . پس من باید مراقب خودم باشم با این حساب. :)
بهتره خیلی آبرو مندانه خودم بذارم برم تا کار به جاهای باریک نکشیده . . .
واقعا خیلی خوبه اینجارو برا درد دل داری خدایی ادم سبک میشه ولی یاشلی نباید به خاطر اطنا خودتو اذیت کنی منم یادمه ه بار منو از یه گروهی تو لاین انداختن بیرون آی حرص خوردم خخخخخخ
بیشترشون رو یادم میاد
خدا بهت صبر بده خواهر :دی
تو خوب مدیریت بحران می کنی ولی در کنارش اگه باعث نارحتیت نشه خوبه که خیلی سخته
منم قبلاً توی دنیای واقعی برام پیش می اومد از ذهنم دیلیتشون میکردم. ولی بعضی مزاحمین محترم دست بردار نیستن باید سر جاشون بنشونیمشون

وااای یاشل جونم الان نگاه کردم دیدم اخیراً آدرس ایمیلم رو اشتباه میزدم :p
الان درستش کردم. یه دونه a کم گذاشته بودم
ببخشید دیگه اگه ایمیلی فرستاده باشی خدایی نکرده رسیده دست نامحرم خخخخخ
وای حالا تو دنیای مجازی خیلی بهتره 
تو دنیای واقعی بدتره
من یه دوستی دارم این عروسی کرد منم ازون بزرگترم و مجرد
هی پشت هم عکس واسه من میفرستاد عکس سرویس خوابشو اتاق خوابشو
واقعا یعنی نمیفهمه که نباید این کارو بکنه مثلا که چی
فقط به این نتیجه رسیدم چقد عقده داشته
من عروسی کنم روم نمیشه عکس اتاق خوابمو واسه کسی بفرستم:دی
۰۳ بهمن ۹۴ ، ۱۵:۲۰ خاتون بانو
آخ آخ نگو نگو....
منم از این آدما یه دو مدل باهاشون برخورد داشتم. 
بعضی آدما از بالا دنیا رو می بینن بقیه را می بینن...
بهترین خصلتی که آدم می تونه داشته باشه این هست که خودشو بگذاره جای طرف مقابلش.
نمی دونم چرا بعضی آدما اینجورین
شاید ژنتیکی و خانواده شون همه این جور هستن و یه خصلت درونی هست و غیرقابل تغییر
ولی خیلی ها هم هستن که تبدیل شدن به این آدم با این ویژگی ها .
ما آدما خیلی چیزا رو می تونیم تغییر بدیم. کاشکی می شد که  همت کرد و اینکار را شروع کرد.


بی خیال بابا
خودتو ناراحت نکن گلم
منم خیلی از آدمایی ک میان و ودشونو بالا م کشن بدم میاد...واقعا رو اعصابن
ک جدیدا هم تعدادشون زیاد شده
بووووووس
پست بسیار خوب و رک و راست .
در مورد 6 ، من نمیدونم چرا بازهم یه عده ای این جور حرفا را باور میکنن...دروغه بابا همش دروغه... اصولا یکی از جاهایی که میان ملت پز میدن همین وبلاگ ها و ایناست ...میگن لاف در غریبی همینه ، حالا اون بهت نزدیک بوده تونستی به عینه بفهمی.
من فکر میکنم بعضی ها هم ناخوداگاه این جورین....دیدی یه خرده تبلیغ میکنن هرچی باور کنین همون میشه و قانون جذب و از این حرفا....اونا هم هی میگن مثلا همسر ما بهترین و رویایی ترین ادم هست تا کائنات! براشون درست کنه.
۰۳ بهمن ۹۴ ، ۲۰:۵۵ دریا _ گاه نوشته های من
سلام
من که یکیشو می شناسم نمی دونم چرا اینها اینجوریند به نظرم باید نادیده گرفت یا تحمل کرد منم چند نفر بودند اذیتم می کردند البته بیشتر تو بلاگفا، بی تفاوت بودم رفتند خدا را شکر! 
 
سلام یاشل عزیزمممم...
بلاخره اومدم...ببخشید از نبودنم...و مرسیی خیلی مرسی از دلگرمی هات و حرفای خوبت تو روزای سخت من...:*
راستش خیلیی این ادما رو اعصابن..خودت اصن ناراحتشون نکن...بهتره بگم اصن لیاقت این ناراحتی تو رو هم ندارن....بهش فکر نکن...:*
همیشه شاد و موفق باشی یاشل جون
سلام خانوم خوشگل خوبی؟؟
بیخود خودت رو درگیر ادمای نفهم نکن. دور وبرمون پره ازین جور ادما
فقط ازخدا میخوام صبر جزیل عنایت فرماید امین!!!
پسر بچه دهه هفتادی آخرش بود :-D 
۰۶ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۵۹ ندا خانم از مشهد
چقدر بدبخت و عقده ای هستی بخدا!  اگه از نظر شخص تو من دروغگو و عقده ای هستم و یا در وبم دروغ نوشتم این امری کاملا شخصیه که درکش از فرد سخیفی چون تو به دوره!  باور کن تو یک بیمار روانی هستی. یعنی از نظر آدم فرومایه ای چون تو که ادعای زرنگیت میشه حتی سر زدن به وبلاگ دوست 5ساله ام سها هم جرمه!  بهتر نیست اینقدر خودت رو مضحکه نکنی؟البته برای تویی که خواهرت رو عفریته میخونی و پدرت رو خسیس و برادرت رو بی فرهنگ و مادرت رو فردی شلخته!  گفته ها و حقایق زندگی دیگران دور از ذهن میاد!  خدا رو شکر که تا حالا هیچ پسری خام تو نشده چون واقعا فکر می کنی کسی هستی! الحمدلله نه بر و رویی داری نه شخصیت یا خانواده جالبی. برای تویی که از هر راهییییی هر راهییییی شده وارد شدی تا کسی رو تورکنی  همه چیز توام با دروغ و پز دادنه! کمی روی رفتارت و شخصیت پایینت کار کن اینجور پیش بری هرگز به آرزویی که داىم بخاطرش له له میزنی نمیرسی واقعا یک بار شده از خودت سوال کنی چرا تاحالا موندی و پسر درست و حسابی جذبت نشده؟  خوب دلیلش الان برای من واضحه.چون یقین دارم کسایی که سمتت میان به سرعت پی میبرن تا چه حد عقده تایید شدن داری!و دنبال اینی نشون بدی عقل کلی! خداییش کدوم پسر لارجی میاد کسی چون تو رو بگیره که حتی نمی تونی تو خونه از خودش و خانواده اش پذیرایی کنی؟بعد خودت رو سبک می کنی میری هتل!! که جا برا نشستن نداره!! خدا به هر کس به اندازه قلبش میده. یقین بدون قلبت سیاهه که برات نمیشه .حالا بیا چادر مادرت و خساست بابات و بی فرهنگی داداشت رو بهونه کن!  آخه بیچاره تو کی باشی که بخوای به من بها بدی یا منو بزرگ کنی!!  تو همونقدر که با خودت کنار بیای زیاده با دنیای مجازی که سهله! خداییش این حرکتت برام خیلی خنده‌دار درعین حال جالب بود یعنی تا این حد فکرت درگیر منه که به دوستی چندساله من و سها جان هم داری رشک میبری و بخاطرش پست میزنی؟خوبه بچه ها بهم گفتن چقدر خوددرگیری داری! الان واقعا باور دارم تو یک بیماری! خدا کنه یه کور و کچل برات پیدا شه تا زمین و زمان رو مقصر بی شوهریت ندونی .جالبتر اینجاست وقتی التماس می کردی بهت کامنت داده شه برا دلخوشیت هم شده کامنت میدادم بعد می نوشتی تو دقیقا مثل منی!!!!''''حالا چی شد من اهل پز و درغگو شدم تنها بخاطر اینه که هرگز دوستم زهرا رو کنار نذاشتم و اجازه ندادم پشت سرش حرف مفت بزنی. نمونه اش دشمنی تو از زمانی بود که گفتم نو در زندگی زهرا نیستی پس قضاوتش نکن یهو سوختی! قدرت انتقادت زیر صفررررررررره. بعد خیال برت داشت اگه ازبین 300یا400خواننده. فقط20کامنت تاییدت کنند داری راست میگی و همه قبولت دارن!  به مغز کوچکت نرسید پس چرا بقیه دربرابر حرفات سکوت می کنند!  خوشحالم زهرا هرگز فریب دو رویی چون تو رو نخورد و قبولت نداشت!  به گفته یکی از دوستان سوختی از اینکه بهت اعتماد نداشت اومدی راجبش پست زدی!  بشین پشت سر منم صفحه بزار مهم نیست چون به کوری چشم تو و امثال تو من تو زندگیم داشته هام اونقدر هست که نخوام برای تایید شدن یا دیده شدن وبلاگ بزنم و زر زر کنم تا بلکه عقده های فروخفته درونم توسط 10-20نفر تایید شه کاملا مشخصه کی چطوریه؟ حالا تا صبح قیامت بشین فکر کن تو بدون نقص بودی و عالم و آدم مقصر ازدواج نکردنت!  یه چیز دیگه بگم بهت برات بد نیست
کافی بود به مغز کوچکت فشار میاوردی از سها سوال میکردی چند ساله با من دوسته بعد خودت رو جر میدادی چرا با سها دوستم!!!بخدا آدم عقده ای و بدبخت تر از تو ندیدم!  برو روانپزشک شاید بتونی درمان شی و زنجیر پاره نکنی بخاطر اینکه با دوستم، دوستم :((((/حالا سوژه پست بعدیت جور شد بدو بدو پست بزن و به من و بقیه توهین کن تا مدتی خودت و بقیه مشغول باشید! حیفه بخاطر نداشتن خواستگار و دوست پسرهای مختلف وبت بدون پست بمونه!  دست دوستانم درد نکنه بهم خبر دادن که از بی پستی هار شدی داری پاچه بقیه رو میگیری!  منم اجازه بهت میدم همچنان منو سوژه کنی تا بازارت گرم بمونه! آخه بیچاره ای چون تو بیشتر از این ازش برنمیاد
۰۷ بهمن ۹۴ ، ۱۹:۲۸ فاطیما کیان
چه خبره اینجا !!!
آدم ها پناه میبرن به دنیای مجازی برای آرامش بیشتر خانوما
آرامش هم رو بهم نزنین
خدا قلب هاتون رو آروم کنه انشاالله
۰۷ بهمن ۹۴ ، ۲۱:۴۷ ❤❤ پسر خوب ❤❤
"شما لطف فرمودین با این کامنتتــــــــــون" خخخخخخخخ
۰۷ بهمن ۹۴ ، ۲۲:۱۱ تراویس بیکل
میشه من همتون رو بگیرم تا این مشکلات و کینه توزی ها برطرف بشه.یه هفته میرم تهران،یه هفته مشهد و یک هفته هم اصفهان.دیگه دعوا هم نمیکنید.
آدرس وبلاگ این خانم و سها خانم رو میذارین بی زحمت ؟ 

-----------------------------

big like
یاشل جان. دوست ندارم ناراحتیت رو ببینم.
خیلی وقته فرصت خوندن نوشته هات رو نداشتم.
ناراحتم که رفتار یه عده ای اینقدر اذیتت کرده. خیلی ناراحت نباش. فراموش کن و سعی کن طبق خط قرمزهات رفتار کنی و به خواننده ها رو ندی.
همه مون این دوران ها رو گذروندیم. مواظب اعصابت باش.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">