ماجراهای خواستگاری

ماجراهای خواستگاری

این وبلاگ در مورد خاطرات خواستگاریای من هست
و امیدوارم به درد کسانی که میخوان ازدواج کنن بخوره
و تجربه ایی براشون باشه
سعی میکنم وبلاگایی رو لینک کنم که مطالبش مفید ،پر محتوا ، آموزنده و مرتبط با موضوع وبلاگ باشه.پس لطفا اگه وبلاگتون شامل این خصوصیات نیست ازم درخواست لینک نکنید.قبلا از این بابت عذرخواهی میکنم

فعلا به دلیل نداشتن مورد خواستگاری هفته ای یک بار فالبداهه نویسی میکنم

فقط نظراتی رو تایید میکنم که احساس کنم نیاز به تایید شدن دارند

همچنین به دلیل رک و شوخ طبع بودن بنده،اگه جنبه شوخی ندارید لطفا وارد نشوید

اگه هم مطالب این وبلاگ به مذاقتون سازگار نبود ممنون میشم از ضربدر سمت راست استفاده کنید و بیش از این خودتون و من رو مورد عنایت قرار ندید

متشکرم که با صبوری منو همراهی کردید

پیوندها

چای نبات

جمعه, ۲۵ دی ۱۳۹۴، ۰۹:۵۴ ب.ظ

دیروز باز هم توفیق اجباری نصیبم شد و رفتم لب رودخونه. امسال از وقتی آب باز شده 4 باری رفتم، همیشه هم پنج شنبه ها.اکثرا به هدف خرید بعدش میرم ولی همین انگیزه هم باعث میشه من یه سری به رودخونه بزنم و روحیم عوض بشه .بعدم وقت بگذره و ساعت بشه 5 و مغازه ها باز کنن.یعنی تو تایم 3 ونیم تا 5 من لب آب آفتاب میگیرم.این ترکیب آب و آفتاب خیلی قشنگه.

الان میگین کشتی خودتو با این رودخونه.بخدا تو اوضاع الان همین یه نیمچه تفریحم غنیمته

دیروز همت خرج کردم و از مناظر چند تایی عکس گرفتم که میدونم تکراریه ولی خب برگ سبزیست تحفه درویش و در ادامه  تقدیمتون میکنم.

به دلیل اینکه مرخصی بودم و جایی کار داشتم ظهر رفتم میدون امام.به نظر من میدون امام قلب اصفهانه.شاید واسه کسی که تکراری شده اهمیت چندانی نداشته باشه ولی من با وجودیکه از بچگی تو این میدون بزرگ شدم و شغل پدریم تو این بازارای قدیمی بود هنوزم وقتی میرم واسم جذابیت داره مخصوصا که دیروز بعد 1 سال رفتم و حسابی و دقیق یه دور کامل بازارا رو گشتم و کلی جنس جدید دیدم و خلاقیت زیاد که از این مردم میباره.البته دیر رفتنم به این خاطر بود که اونجا تو این یه سال کار خاصی نداشتم.خب الکی پا نمیشم برم جایی.


اینم عکس از قلب اصفهان


 


اینم ماشین کوچولو که یادم رفت سوار شم



این آیه رو هم رو دیوار دیدم خوشم اومد 





اینجا هم رودخونه قلب دوم شهر ما خخخخ





اینم سی و سه پل همیشه پاینده





و این هم غروب ساعت 5 بعداز ظهر 





خب حالا بریم سر چای نبات


دیروز که لب آب بودم یاد یه خاطره ای افتادم گفتم امروز واستون تعریف کنم.یادمه حدود 5 سال پیش یه روز عصر پنج شنبه ای مثل دیروز از سر کارم که تعطیل شدم رفتم لب رودخونه.تنها بودم یکم نشستم  بعد بلند شدم که برم از یه مسیری رد میشدم که روبروم یه صندلیایی بود مردم مینشستن.یه پسری تنها نشسته بود رو این صندلیه و من داشتم از روبروش میومدم یهو نگاهمون به هم گره خورد همینطور که داشتم رد میشدم بهم گفت اگه تنهایی بیا با هم یکم حرف بزنیم .حالا اونجا خیلی از این مزاحما پیدا میشن و این اتفاق خیلی تکراریه ولی خب اکثرا محل نمیدم چون آدمای درپیت زیاد اونجا هست.اما اینبار یه آقا پسر جنتلمن با یه کیف سامسونت بهم اینو گفت و از قیافشم به نظر میومد بچه بدی نباشه .اون موقع فکر کردم مهندسه.از تیپش اینطوری به نظر میومد.

یادم نیست عکس العملم دقیقا چی بود ولی انگار بهش گفتم باشه بیا دنبالم و اون پا شد دنبالم راه افتاد تا یه جایی کنار هم قرار گرفتیم و با هم شروع به صحبت کردیم.چشمای سبز زلالی داشت .عین این تیله ها (ما بهش میگفتیم گولی) که بچگیا باهاش بازی میکردیم بود.خلاصه از خودمون گفتیم و یکم گشتیم و آخرشم شماره دادیم و خداحافظی کردیم.

شغلش مهندسی نبود ولی کارمند یه اداره دولتی بود.سن و تحصیلاتشم بهم میخورد.آشنایی شروع شد و قرار شد یه بار دیگه بریم بیرون.یه جمعه قرار گذاشتیم و دوباره رفتیم همون کنار رودخونه و توی پارک نشستیم به حرف زدن.اونروز یه پیرمردی رد میشد پفک میفروخت بهش گفت بخر اونم یه پفک خرید خوردیم.ماشینم نداشت باید خودم میرفتمو میومدم.اون روزم گذشت تا اینکه قرار سوم رسید.تو این قرار من عصر بعد از کارم رفتم بازم دم رودخونه.انگار  بخاطر نحوه شروع این آشنایی ما رو به رودخونه پیوند داده بود.خب حساب کنید من خسته و کوفته از سر کار اومدم کلی هم با این آقا دور رودخونه پیاده روی کردم ماشینم که نداره اقلا بعدش ما رو برسونه،یه جا یه دکه ای بود زحمت خیلی زیاد کشید رفت دم اون دکه دو تا چای نبات گرفت اورد خوردیم.از این جهت چایی گرفت که زمستون بود و میچسبید.اما به نظر شما یکم واسه یه قرار دو نفره این پذیرایی کم و ناچیز نبود؟

احتمالا از نوشته های من شما اینطور برداشت کردین که من باید خیلی آدم مادی گرایی باشم حدستون درسته اما اینبار میخوام علت این دید و نگرشم رو بهتون بگم.شاید اگه من مثل این مردم بودم و باهاشون فرق نداشتم (که الان سعی میکنم مثل خودشون بشم) اگه منم خسیس بودم مشکلی نبود ولی من روحیه ای دارم که شرمم میشه مهمونی داشته باشم و براش سنگ تموم یا نیمچه تموم نزارم.من اگه مهمونی داشته باشم سعی میکنم در حد خودم هرچند ارزون ولی کاری نکنم بهش بد بگذره.حالا شما فکر کن تو یه شهری هستی که اکثر مردمش این خصلت زشتو(خساست) دارن.اون موقع میشه که من واسم مهم میشه این قضیه.وقتی دختر و پسر میرن بیرون رسم بر اینه که پسر خرج کنه و من انگاری مهمون اونم حالا نه واسه همیشه ولی واسه دفعات اول هست.

در ضمن باید بگم من فکر میکنم صفاتی که به مردم یه شهر نسبت میدن در مورد اکثرشون درسته و یه درصد کمی ممکنه شامل اون خصوصیت نشن.چون خودم بارها مخصوصا تو شهر خودم بهش رسیدم.اینجور مواقع به خدا میگم نمیشد منو تو یه شهر دیگه میافریدی ؟آخه چرا باید جایی باشم که اکثر مردم مخصوصا مردها خسیسن؟چرا باید سر یه همچین چیزی حرص بخورم؟

از داستان دور شدیم.من اون شب تا لحظه آخر با این آقا خوب رفتار کردم و حتی کلی باهاش گفتم و خندیدم ولی تو دلم داشتم از اینهمه خساستش آتیش میگرفتم.خب این آقا که تو پذیرایی از من سنگ تموم گذاشت چرا باید باهاش ادامه میدادم؟همین شد که وقتی رسیدم خونه یه اس خداحافظی دادم و تو شوک فرو بردمش که بفهمه ما دخترا خر نیستیم همه کارای اونا رو مو به مو زیر نظر داریم و اگه غیر مستقیم بی احترامی کنن ما هم غیر مستقیم تلافی میکنیم.

تا یه مدت ول کن نبود تا اینکه مستقیمم بهش قضیه رو گفتم اونم واسه تلافی ازم درخواست رابطه ج ن س ی کرد منم گفتم بشین تا بیام.دیگه میخواست یه چی بگه منو اذیت کنه.خخخ

همونجا که پیداش کردم ولش کردم.یاد این جمله افتادم که آشناییای خیابونی تو همون خیابون تموم میشه.نمیدونم تا چه حد راسته شاید این جمله همیشه درست نباشه ولی تو این قصه درست بود.

دیروزم دو تا پسر اومدن باهام حرف بزنن حیف که بچه بودن متولد 68 خخخخ گفتم من به درد شما نمیخورم.یکیشون پرو بود هی حرف زد هی حرف زد تا من چند کلامی باهاش صحبت نمودم و بعدم بای بای کردم باهاشون.



۹۴/۱۰/۲۵
✿✿ یاشل ✿✿

نظرات  (۳۸)

سلام
خوبی عزیزم?
والله خودت گفتی یاشیل جان, خیلی مادی گرایی میکنی!!
بذار یه چیز بگم بین خودمون بمونه! مردم شهر منم, یعنی پسرا قبل از یه رابطه ای ک حداقل اسمش نامزدی باشه وقتی میرن بیرون خرج ک نمیکنن هیچ, اگه هم بکنن یه منتی میذارن! اینو از تعریفایی ک بعضی از دوستا میکردن یا وقتی مثلا با پسره میرفت بیرون میگفت ماهم بریم میگم:-)) باورکن جدی میگم
بنظرم شما باید وقتی از پسرها خرج کردن بخوای ک حداقل ب عنوان خواستگار یه بار امده باشه خونتون یا بزرگترا مث مامانای دو طرف بدونن
این طوری از رو دوستی بخوای میزان خساستشون رو بسنجی فایده نداره!, خرج نمیکنن:/
پاسخ:
سلام عزیزم مرسی
اینو میدونم که خساست فقط مختص شهر ما نیست ولی اسم شهر ما بد در رفته.وگرنه میتونم اقلا 5 تا شهر دیگه رو اسم ببرم که خساستشون شاید بدتر از اصفهان باشه.
اینو قبول ندارم که از پسر انتظار خرج نداشته باشم .چطور اونا انتظار دوستی دارن؟خب اونام انتظار دوست شدن ما دخترا رو نداشته باشن.برن با همجنساشون دوست شن.اصلا اگه با یه همجنسشون برن بیرون بازم خرج نمیکنن؟اینم همونه دیگه
جالب بود
پاسخ:
ممنون

دوست داشتی بجای اصفهانی کجایی بودی مثلا؟
قزوینی خوبه؟ خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
پاسخ:
خخخ وای نگو حالا قزوینیا بدشون میاد 
کلا دوس داشتم این خصلتای بد تو فرهنگ یه شهر نهادینه نمیشد
۲۶ دی ۹۴ ، ۱۶:۲۸ دریا _ گاه نوشته های من
زاینده رود که خیلی زیباست اگه من اصفهان بودم هر هفته می رفتم اونجا. چند عکس قدیمی از دوره قاجار و پهلوی از زاینده رود و اصفهان دارم.
اینقدر از خساست همشهری هات گفتی که اگه باور نداشتم حالا باورم شد که خسیسند ولی مثل اینکه برای خانواده خوب خرج می کنند فقط برای غیر خانواده خسیسند.
پاسخ:
آره دیگه هر کس همینو میگه منم میگم اگه شهری بودم که دریا بود هر هفته میرفتم ولی واسه خود ما بعد یه مدت عادی میشه و مشغله های زندگی نمیزاره
باور کن اوناییشون که خسیسن برا خانواده هم خرج نمیکنن.اصفهانیا اکثرا مرداشون یه چیزو یاد گرفتن فقط واسه شکم اونم در حد معمولی نه عالی خرج میکنن بقیه چیزا مهم نیست براشون.البته جهازایی که میدن فرق داره اونا ماله نسل جدیده با هزار بدبختی زنا مخ مردا رو میزنن پول بگیرن و خرج کنن وگرنه واسه زندگیه خودشون به زور خرج میکنن
حالا من فک کردم طرف مهتاد بوده ،یه کم از وجناتش که گفتی فک کردم طرف ا س ه ا ل داشته اما تا ته خوندم دیدم خسیسه.... وای مرد خسیس ... خیلیییی بده خدا نصیب گرک بیابون نکنه مرد خسیسو
پاسخ:
خخخ اونوقت اینا چه ربطی داشت به این آدم.ما که متوجه نشدیم
ایشالا
راستیییییی از این مناظر تا خونه خاله من ده دقیقه پیاده رویه ....
شب خیلی این مناظر فوق العاده اس عاشق شبم... همه چیز عالی و درخشانه :-) 
خوش به حالتون 
پاسخ:
پس خونه خالت جای خوبیه .چون هرکی خونش نزدیک رودخونه س خوش بحالشه

یاشل جالبه ک اینقدر پسراتون خرج نمیکنن ...بر عکس اینجا ک بنظرم زیاد از حد دست و دلبازن..ما از اینور بوم افتادیم...
البته من شنیدم اصفهانیا واسه غریبه خسیسن ولی واسه خودشون خوب خرج میکنن...ینی در واقع اینده نگرن اول پایه های اقتصادی زندگی رو محکم میکنن بعد دیگه خوش میگذرونن..
پاسخ:
اگه میدونستم کجایی میومدم زن پسرای شهرتون میشدم خخخ
واسه خودشونم بستگی داره.کلی حساب کتاب میکنن تا خرج کنن به نظر من 
اما آینده نگریشون خوبه ولی خب لذتی از زندگی نمیبرن همشو میزارن واسه روزی که هیچوقت نمیاد
چقدر قشنگه اونجا. چه کیفی میده توی آفتاب . خوش به حالتون. 

شاید خودش چایی نبات دوست داشته از خساست نبوده D-:
پاسخ:
آره افتابش خوبه تو زمستون
خب چرا کیکی چیزی دیگه دوس نداشته؟یعنی سرش نمیشه چای نبات یه چیزی کنارش میخواد و دیگه چاییو که همه تو خونشون میخورن اصلا باکلاس نیس
۲۷ دی ۹۴ ، ۰۶:۱۵ دخترپاییز
سلام چه عکسای هنری و قشنگی انداختی.هعی منم گیر همچین ادمایی افتادم خساست رو اصلا نمیتونم تحمل کنم
پاسخ:
سلام.ممنون
شاید چون یکم طبعم هنریه از عکاسیم خوشم میاد
تو حتما میتونی منو کامل درک کنی چون همشهریمی
سلام یاشل جان، مرسی بابت عکس ها خیلی زیبا بوود.
به نظر من هم خیلی نمیشه تو چند جلسه پی به خساست طرف ببری. بعضی ها هم اولش خیلی لارجند ولی بعدا میبینی این لارج بودن برای اینه که حس خود کم بینی اشان را ارضا کنند. به نظرم اینقدر رو یه خصلت این مدلی زووم نکن. نتیجه ی درستی ازش در نمیاد. به نظر من خیلی خسیس نیومد. انتظار داشتی از بوفه چیزهای دیگه هم بخره یا اینکه مثلا یه کافی شاپ رسمی دعوتت کنه؟
پاسخ:
سلام زری جون خواهش .قابلی نداشت
نمیدونم چرا با نظر شما و کساییکه اینو میگن موافق نیستم
آره انتظار داشتم اقلا اگه ماشین نداره مارو دور شهر پیاده میچرخونه اگه کافی شاپ دعوتمون نمیکنه اقلا یه خوراکی در شان من بخره این انتظارم به نظرم به جا بود.اینا دیگه شورشو در میارن
کنار زاینده رود بودم واقعا بینظره، کاش اینجا هم همچین جایی بود. همش شلوغی، یکجا نیست بری آرامش بگیری.
پاسخ:
آره واقعا دریا و رودخونه برای آرامش اعصاب خیلی خوبه .حالا اینجا که آبم نصفه س راکد شده فقط یه رو رودخونه هست.ولی دریا دیگه بی نظیره.خوش به حال اونا که دریا دارن
من فکر میکنم واسه اینه که طرف از اول به دلتون ننشسته. بعد تمرکز میکنین روی ایراداتش مثل خسیسی.
وگرنه کسی که به دل نشسته باشه توی خیابون با هم یک قولوپ آب هم از شیر کنار پیاده رو بخورین بازم از این فکرها دربارش نمیکنین.
پاسخ:
چرا از اول اتفاقا به دلم نشست.ظاهر خوب و موجهی داشت .ولی بعد که رفتارشو دیدم از چشمم افتاد
والا من اینقدرا رویایی نیستم که به یه قولوپ آب قانع بشم.من بیشتر از احساسی بودن منطقیم .شاید به این خاطر باشه 
هرکی گفت بیا یه چند قدم حرف بزنیم باید بری حرف بزنی؟
والا

پاسخ:
خب این مورد استثنا بود

۲۷ دی ۹۴ ، ۱۸:۲۰ لی لی (لیلی نامه)
خساست واقعا نکته ی قابل توجهیه... به نظر من کار درستی می کنی که به این مساله توجه می کنی...
پاسخ:
بله خودمم نظرم همینه
یبار به یه دوست اصفهانیم گفتم راست میگن شما خسیسید ؟ گفت لابد شما هم خرید؟ :دی  واقعا اگه صفات نسبت داده شده درست باشه ترکها خرن؟ خخخ 
من پشت کنکوریم و یکی از گزینه هام واس انتخاب رشته اصفهانه ،این عکسها رو دیدم جو درس خوندنم بیشتر شد خیلی مرسی ❤
پاسخ:
ببین یه سری خصلتا بوده که باب شده ولی خب کم و زیاد داره و اینکه مثلا تو جنبه های زندگی فرق داره.مثلا خساست خودش جنبه های مختلف داره یکی تو خوراکی خسیسه یکی تو پوشاک یکی تو وسایل خونه یکی واسه دیگران یکی واسه خودش یکی واسه خانوادش .
به نظر من ترکا هم دارای هوش بی نظیری هستن ولی یه جاهایی سوتی میدن واسه همین این خصلتو روشون گذاشتن ولی مفهومش دقیقا این نیست
پس خوب بخون تا قبول شی.شهر ما واسه بقیه شهرا جذابه چون زیباییای بصریش زیاده شهر ارزونیم هست
۲۷ دی ۹۴ ، ۲۳:۵۶ خآنوم چی
سلااام میکنم:)
خب اول بگم ک میدون امام واقعا قلب اصفهانه! من ک هربار میام اصفهان اولین گزینه ام واسه بیرون رفتن میدون امامه:دی
زاینده رودم واقعا فوق العاده س.. البته وقتی پر آب باشه!
در مورد خصلت خساست... من تا دیروز از اصفهانیا دفاع میکردم میگفتم نه اصلا خسیس نیستن اما وقتی خودت میگی اصفهانیا خسیسن من دیگه چی بگم:دی
اون آقا پسر هم خسیس نبوده عزیزم.. بقول دوستان لزومی ندیده تو یه ارتباطی ک تازه داره پا میگیره زیاد خرج کنه. از نظر پسرا این رفتار کاملا درسته... اما خب قبول دارم ک این رفتار نسبت به یه خانوم بی احترامی محسوب میشه.
پاسخ:
سلام علیکم
تو که دیگه تنت به تن اصفهانیا خورده باید بشناسیشون
بلاخره همشونم اینطور نیستن کم و زیاد دارن
اخه تو یه رابطه چطور انتظار دارن زود به زود باهاشون بری بیرون ولی دوس ندارن خرجی از جیب مبارک بکنن؟
من دفعه اول ازش انتظار نداشتما تو جلسه سوم انتظار داشتم
نه بابا من اینقدر پسر دیدم همشون مثل این فکر نمیکنن خیلیاشون شعورشو داشتن حتی تو جلسه اول خرج کوچیک بکنن این واقعا بی شعور بود
آخر سری کار زشتی کرده 
پاسخ:
دیگه میخواست لج منو در بیاره.البته میدونستم اهل این صحبتا نیست چون تو اون چند جلسه حرفی به میون نیورد
۲۸ دی ۹۴ ، ۰۲:۲۰ ❤❤ پسر خوب ❤❤
سلام
خوشبحالتون بابت رودخونه رفتنتون
پاسخ:
سلام
ممنون 
جای شما خالی
۲۸ دی ۹۴ ، ۰۳:۱۸ اَسی بولیده

سلام

ببخشید قضیه باز شدن آب رود چیه؟ به طور طبیعیه یا نه؟؟

پاسخ:
سلام
بله دیگه مگه غیر طبیعیم میشه؟
آبو باز میکنن بعد از چند ماه هی سر شیرو میبندن و کمش میکنن تا کم کم بخشکه خخخ
الان 2 ماهی هست بازه
فکر نمیکردم این واقغیت داشته باشه خساست مردم اصفهان.
من تا حالا چهار بودم اصفهان وگاهی واقعا دلم برا میدان امام تنگ میشه. وبقیه جاهاش.
به نظر منم کار خوبی نکرده پسره......
یه ماجرایی شبیه اینو پدرم تعریف میکرد که دختره با نامزدش میره بیرون وهی میگه تشنمه ومرده دنبال خونه ای میگشته که درش باز باشه وآبی بگیره....وهمون روز دختره ازش جدا میشه
پاسخ:
به نظر من تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها
شما معلومه اصفهانو خیلی دوس دارین.میدون امامش چون سنتیه اکثر خانما میپسندن
میدونید با همین یه رفتار آدم میتونه تا ته خطو بره.خیلی از رفتارا فقط یه نشونه س که اگه بهش توجه نشه بعدها سر منشا مشکلات بعدی میشه
یاشل جان دستت درد نکنه بابت این عکسهای قشنگ.
پاسخ:
خواهش میکنم عزیزم.این تشکرت خیلی به دلم نشست
خیلی اصفهان زیباست
پاسخ:
ممنون
البته نمیدونم چرا تهرونیا که میان میگن اصفهان هیچی نداره.چند بار از زبونشون شنیدم.نمیدونم تهران شاید قشنگرته که اصفهان برش هیچی نیست
اصفهان یه شهر هنریه و هنر دوستان بیشتر جذبش میشن تا اوناییکه دنبال مدرنیته هستن
مرسی برای عکسای زیبا، دلم یه ذره شده واسه اصفهان، عالی بود ، ممنونم. امیدوارم به خواسته هات برسی هر چه زودتر عزیزم.
پاسخ:
ممنون
یه جوری گفتی دلم یه ذره شده گفتم نکنه اصفهانی هستی رفتی شهر دیگه
امیدوارم شما هم به ارزوهات برسی 
منم از ادمای خسیس بدم میاد خدایی یک حالی میده طرف ام دست و دل باز باشه خخخخ
پاسخ:
دست و دلبازی به موقع برکت میاره تو زندگی
کاش اینو میفهمیدن
واییییی ،خاک بر سر خسیسش کنن...همون چایی رو میریختی تو سرررررررررش..
پاسخ:
دیگه نمیشد بریزم داغ بود میسوخت خخخ
عوضش بعدا زهرمو بهش ریختم که حساب کار دستش بیاد
سلام دوستم
یاشل جان یه چی بگم ناراحت نشی 
به نظرم خیلی رو مسایل مادی حساسی.به نظر من طبیعیه که تو اوایل دوستی پسر واسه دختر خرج نکنه چون رابطه محکم نشده و مطمینا پسر برای کسی که هنوز معلوم نیست موندنیه یا رفتنی بخواد خرج کنه 
به نظرم یکم شل شو و راه بیا بذار رابطه یکم محکم شه بعد انتظار خرج کردن از طرفت داشته باش
پاسخ:
ببخشید بعد به نظرت طبیعیه که با دوست هم جنسشم بره بیرون و همینقدر خرج کنن؟رابطه دوستی دختر و پسرم فرقی با اونا نداره.تازه اینجا باید یکم ارزش واسه دختری قائل بشه که حاضر شده آبروشو بزاره وسط و باهاش دوست بشه.میدونی همین بیرون رفتنا تو محلای عمومی واسه دخترا چقدر بده تو این جامعه که سریع حرف در میارن واسه آدم
من ازشون رستوران و شام و خرجای آنچنانی نخواستم اون مقدار خرجی که من از یه پسر انتظار دارم عرفه جامعه س و فشاری بهشون وارد نمیکنه اتفاقا باید از همین رفتارا محکشون زد و شناختشون
۲۹ دی ۹۴ ، ۲۳:۳۷ ☆.مهسا .☾
عه کامنت من کو؟؟؟؟

به به چه عکسای جالب انگیز ناکی دلم خوراکیای اصفهونو خواست  (دهنم به شدت اب افتاد!)

پسره ی خسیسسسسسس (چش غره رفتن)
پاسخ:
کامنت دادی؟نیومده حتما 
تو هم که فقط خوراکی میخوای خوبه از خوراکیا عکس نزاشتم وگرنه وب منو آب میبرد با آب دهنت خخخخ
تو رو میخواسته واسش یه چشم غره حسابی بری
سلام چندتا از پستاتونو خوندم جالبه بخصوص که شاید اصالتا اصفهانی نباشین که رک و بی پروا از خساستشون میگید منم چنین موردایی دیدم و معتقدم معمولا فرهنگ غالب منطقه موثره
پاسخ:
سلام
ممنون چشات جالب میبینه
اتفاقا اصالتم هفت جد اصفهانیه ولی دلیل نمیشه بیخودی ازشون تعریف کنم خوبیاشونو میگم عیباشونم میگم مخصوصا این ایرادشون که خیلی رو اعصابه
درسته همش بخاطر فرهنگه که بهتره تغییر کنه.تازه خیلی بهتر شده الان
چه عکسای قشنگی مخصوصا اون عکس که غروب بود
بدم میاد از خساست مخصوصا از طرف اقایون باشه
پاسخ:
آره اون عکس غروب مثل کارت پستالا شده خخخ
تو که خودت اینقدر لارجی بایدم بدت بیاد 
ممنون عزیزم برای عکسها. حس خوب دارن :)

به نظر من کارش اشتباه بوده. یعنی واسه تفریح خودش هم خرج نمی کنه؟؟؟ یا چون کسی همراهشه نمی خواد پولی خرج کنه؟؟؟ هر جور حساب کنیم اهل حساب و کتاب و خسیس به نظر میاد...
باهات موافقم این کارش نشونه بی احترامیه
حالا اینو میشه یه جای دلمون بذاریم :دی الان خیلی پسرا هم هستن که از دخترا انتظار خرج کردن دارن و کلاً چتربازن خخخخ
البته اونها وضعشون مشخصه که قصدشون چیه
پاسخ:
خواهش خانومی
تو شدیدا منو درک میکنی خوشم میاد ازت
اونو که دیگه باید با تیپا بیرونشون کرد از زندگیمون
اون تیپ پسرا به درد دختر پولدارا میخورن که میخوان فقط یه پسر باشه تو زندگیشون.الانم زیاد شده این مدل دوستی
سلام.
دوست عزیز شما که تصمیم به ازدواج داری و فکر میکنی سنت داره میره بالا، بنظرم خیلی سخت گرفتی.
من فکر میکنم پسرا حتی اگه خسیس نباشن، واسه این مدل آشنایی که با یه تعارف "اگه تنهایی بیا حرف بزنیم" شروع شده و حرف از رابطه جدی (چه دوستی چه ازدواج) زده نشده، دلیلی نداره ولخرجی کنن. خصوصا که تو ذهن خیلی هاشون این هست که دخترا ممکنه به قصد کَندَن و خرید حاضر بشن باهاشون وارد رابطه شن.
البته این موردی که تو نوشتی، با اون اس ام اسی که داده دیگه نشون داده حتی اگه خسیس نبوده هم ارزششو نداشته. :| (واقعا تف به شعورش)
پاسخ:
سلام
دیگه سخت گرفتن دست خود آدم نیست من ذاتا سختگیرم پس کاریش نمیشه کرد
پس وقتی کسی دلش نمیخواد واسه اینطور روابط خرج کنه نباید دوس دخترم بخواد.اصلا دوس دختر میخواد برا چی؟ 
رابطه ما هرطور شروع شده باشه و به هر هدفی مهم نیست کیفیت رابطه مهمه که اینطور شد
چرا خسیسن ؟ خساست زیاد خیلی بده 
دور از جون طرف پول جمع میکنه برای کی؟ وراث؟ 
پاسخ:
چون از هم یاد میگیرن خسیس باشن.چون فکر میکنن خیلی زرنگن.در حالیکه اینا زرنگی نیست جاهلیه
چقدر این جمله ت به دلم نشست یادم باشه مواقع لزوم ازش استفاده کنم خخخ
۰۲ بهمن ۹۴ ، ۱۶:۴۴ هادی مشایخی
یه جایی شما گفتی :‌ «تا بفهمه ما دخترا خر نیستیم»
شرمنده قصد بدی ندارم ولی اگه نبودین که دنبال یه کیف سامسونت و دو تا چشم آبی نمیرفتین.با دو تا  بچه ۶۸ ی همکلام نمیشدین و . . .
اما خساست : من تا حالا با دختری بیرون نرفتم ولی اگه هم میرفتم توی اون قرار اول و دوم هیچی براش نمیخریدم.والا! . . . مگه پول علف خرسه که خرج یه نفر کنی که هیچیش برات معلوم نیست؟!
 
البته این پسره حقش بوده ولش کردین. . . به خاطر اون حرفی که آخر زده . پیشنهادش. معلومه آدم بی شعور و آشغالی بوده
پاسخ:
آخه فقط کیف سامسونت نبود که تیپ آدم حسابی داشت منظورم این بود از این آدم لات و لوتا نبود
بچه 68 ی هم زوری خودشونو بهم چسبوندن و اومدئن نزدیکم من آدم خشکی نیستم اگه ببینم خطری واسم نداره حرف میزنم همونطور که تو محل کارم با همکارام حرف یمزنم.حالا شاید از دید شما که مذهبی هستین بد باشه.از نظر خودم بد نیست چون اجتماعیم
میگم اگه پول علفه خرسه پس وقت ما هم مگه علفه خرسه که صرف دل دادن و قلوه گرفتن با شما پسرا کنیم و درد و دلا و اراجیفتونو گوش کنیم؟کسیکه حاضر نیست خرج کنه بهتره دوس دخترم نخواد 
والا
پیشنهادش بخاطر اذیت کردن من بود وگرنه تو اون 3 جلسه اگه آدم اون طوری بود حتما یه چشمه خودشو نشون میداد ولی هیچ حرفی به میون نیومد
۰۲ بهمن ۹۴ ، ۲۲:۴۹ هادی مشایخی
شاید اگه منم از دیدگاه شما به موضوع ارتباط دختر و پسر نگاه کنم کار شما قابل توجیه باشه.
من خیلی وقته که تصمیم گرفتم درباره ی مذهب و سیاست با کسی بحث نکنم وگرنه حرف زیاد دارم برای نوع نگاه شما.
اما . .
وقت شما علف خرس نیست .پس با هر کسی دل ندید و قلوه نگیرید که آخرش منتظر یه خرج حسابی از طرفش نباشید و آخرش هم نخوره تو ذوق شما و اون بدبخت.
مگه شما که دوس پسر میخواید برای اینه که خرجتون کنه؟خب اونم با شما دوست نمیشه که خرجتون کنه.اون دوست میشه که دل بده و قلوه بگیره.اگه شما علف خرس ندارید برای قلوه دادن پس از همون اول ازش دل نگیرید.


۰۸ بهمن ۹۴ ، ۰۹:۵۰ دریا- گاه نوشته های من
راستی یه چیزی یادم افتاد دلم خواست بهت بگم
چند وقت پیش داشتم کتاب«یک سال در میان ایرانیان» اثر ادوارد براون می خوندم ایشان در سفر به ایران در دوره ناصرالدین شاه چند روز در اصفهان بودند در کتابش اشاره کرده که مردم اصفهان به خساست معروفند و خودش هم قبول داره.
اینم یه مدرک تاریخیه خخخخخخخخخخ
سلام.اولین باره ب وبت سر میزنم :-)
منم عاشق وقتایی هستم که آبو باز میکنن.
کاش مردم این شهر یه ذره با خودشون و دیگران مهربون تر بودن.هیچ وقت یادم نمیره یه اقایی واسه اولین بار منو ناهار دعوت کرد.بعد پول غذارو حتی پونصد تومنیشو ازم گرفت!!
پاسخ:
سلام
خوش اومدی همشهری :-)
وای چه ماجرایی تعریف کردی واقعا دیگه این کی بوده گیر تو افتاده بازم صد رحمت به موردای من.این اوج وقاحتشو میرسونده 
حالا ما هی بگیم کارشون زشته باز یه عده میگن نه وظیفه ش نبوده خرج کنه.حتما فقط وظیفه ش بوده بیاد دوست بشه و ناهار دعوت کنه و دختر بازی کنه 
سلام.
نقد من رو به عنوان یه رهگذر به وبلاگتون نگاه کنید و اگر مطلبی گفتم که سرکار خانم خوشتون نیومد بر من ببخشید.
باید خدمتتون عرض کنم که از نظر من دیدتون به دنیا خیلی سطحی و مادی گرایانست. شما همه چیز رو سطحی میبینید (از کیف سامسونت یک مرد تا تیپ مهندسی داشتنش و ...!) لابد به فردی که ریش پروفسوری داشته باشه و عینک ته استکانی بزنه هم میگید پروفسور! شما یک سری پیش داوری ها و نگاه های رویایی در ذهن خودتون ثبت کردید و هر کجا که قدم میذارید و هر کسی رو که میبینید، از پشت همون عینک پیش داوری نگاه می کنید. احتمالا فیلم های تخیلی هم زیاد تماشا می کنید. و همین موضوع باعث میشه به راحتی با پیشنهاد یک مردِ کیف سامسونت دار و به ظاهر شبه مهندس! با او همراه بشید و قرارهای متعدد بگذارید. البته من نمی تونم قبول کنم که شما به اختیار خودتون با او همراه نشدید و مثلا دلتون به حالش سوخت!
شما در جواب آقایی گفتید:‌ "درد و دلا و اراجیفتونو گوش کنیم؟" به نظرم با هر پسری که دوست شدید یا خواستگاریتون اومد، حتما و حتما اول از همه این جمله رو نشون بدید. در غیر اینصورت بعید میدونم اون فرد آدم حسابی باشه و این حرف شما رو ببینه و سمت شما بیاد.
خانم محترم، جلوی گربه هم اگه گوشت پرت کنی، میاد سمتت. ارزش انسان بالاتر از گربست. بهتره دیدگاه خودتون رو تغییر بدید.
ببخشید وقتتون رو گرفتم. موفق باشید.
پاسخ:
سلام
من فقط به این خاطر نظرتونو تایید کردم که فکر نکنید از نقد شدن میترسم 
منکه ظاهر و باطنم مشخصه .معلومه که آدم مادی گرایی هستم .چرا نباشم؟مادیات مگه بده؟کی از مادیات بدش میاد؟کی میتونه بگه از پول بیزاره؟من فقط مشکلم اینه تو عالم واقعیت زندگی میکنم نه تو رویاهای کلیشه ای که بعضیا فقط ازش حرف میزنن و به عمل که میرسه توش لنگ میزنن
اتفاقا اصلا هم فیلمای تخیلی نمیبینم.نوشته هامم ذره ای از تخیل درش نیست.پس شما بهتره چشماتونو بشورید و بهتر به اطرافتون و شاید وب من نگاه کنید
من یه آدم عادیم ادعای فاضل بودن ندارم.ادعای عالم و عارف بودنم ندارم.از یه آدم عادی و سطحی و معمولی و عامی انتظار بیشتری نداشته باشید.من هیچ ادعایی در مورد زاهد و عارف بودن ندارم.والسلام
سلام عزیزم ببین دو طرفه بده مثلا همسر من زیادی ولخرجه بعضی وقتا .مثلا عید داشتیم میرفتیم سفر تو فرودگاه یهو گفت بریم قهوه بخوریم حالا منم میدونم الان باید خداتومان پول بدیم گفتم ول کن اول سفری هی مخالفت نکنم فکر کن رفیتیم 2 تا فنجون کوچولو قهوه اورده 42 تومان پول گرفته ای حرص خوردم ای حرص خوردم  حالا من خودم یکم اقتصادی بعد همون تایم حرکت ما بود قهوه داغ یه قطره خوردم بقیه رو خالی کردم تو سطل  چون داغ بود هیچی ذیگه حالا مثلا میخوام یه همسر مهربون باشم غر غر نکنم اونوقت من میخوام برم یه جفت کفش بخرم واسه عید که با مانتوم بهتر ست شه یهو میگه وای حالا مگه ادم باید بره سر تا پاشو بخره منم حرص میخورم بازززززززززززززززز. راستی تازه اینجا پسرا 90% میگن زن کارمند میخوایم و همسره بنده ام کاملا جز اون 90% هست و هم من و هم اکثر دوستام پا به پای همسر محترم کار میکنیم و خرج زندگی میدیم حالا واسه من انصافش بیشتره تقریبا بیشتر خودش میده خرج خونرو و از خرجای خودم بعضیاشو میده ولی مثلا دوستم خرج خودشو کامل میده و حتی گوشی ولباس شوهرشم یعنی اصلا فکر نکن شهر خودتون خسیس داده مدیونی فکر کنی تهرانیا لارژن .دقیقا یادمه یه سال اخر اسفند 10 میلیون پول برد خونشون همین دوستم که میگم بعد اخر فروردین گفت همش تموم شد چون کلی واسه شوهرش خرج کردو همه خرج خونه رو تو عیدم داد اره عزیزم یه همچین وضعی هست اینحا و در ضمن همیشه شوهر کردن خوب نیست بعضی وقتا تنهایی خیلی بهتره همین دوستم دیگه تو کش و قوس طلاقه . فعلااااا
پاسخ:
میدونم تهرانیا آواز دهلن که شنیدنش از دور خوش است.خودم در جریانه زرنگ بازیاشون هستم.حتی تو وبمم در مورد یکیشون نوشتم.به نظر منم تعادل خوبه.شوهرت اصلا رفتارش درست نیست 42 برای دو تا قهوه؟ما ناهارم بخوریم اینقدر نمیشه.اونجا هم گرونه هم تیغ میزنن حسابی
مواظب جیب شوهرت باش نزار الکی خرج کنه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">