ماجراهای خواستگاری

ماجراهای خواستگاری

این وبلاگ در مورد خاطرات خواستگاریای من هست
و امیدوارم به درد کسانی که میخوان ازدواج کنن بخوره
و تجربه ایی براشون باشه
سعی میکنم وبلاگایی رو لینک کنم که مطالبش مفید ،پر محتوا ، آموزنده و مرتبط با موضوع وبلاگ باشه.پس لطفا اگه وبلاگتون شامل این خصوصیات نیست ازم درخواست لینک نکنید.قبلا از این بابت عذرخواهی میکنم

فعلا به دلیل نداشتن مورد خواستگاری هفته ای یک بار فالبداهه نویسی میکنم

فقط نظراتی رو تایید میکنم که احساس کنم نیاز به تایید شدن دارند

همچنین به دلیل رک و شوخ طبع بودن بنده،اگه جنبه شوخی ندارید لطفا وارد نشوید

اگه هم مطالب این وبلاگ به مذاقتون سازگار نبود ممنون میشم از ضربدر سمت راست استفاده کنید و بیش از این خودتون و من رو مورد عنایت قرار ندید

متشکرم که با صبوری منو همراهی کردید

پیوندها

تشابه

جمعه, ۶ آذر ۱۳۹۴، ۰۷:۴۷ ب.ظ


سلام.حالتون چطوره خوش میذگره؟به ما هم ایـــــــــی  همچین میذگره.

بابا این بیان اینهمه امکانات داره تو رو خدا ازش استفاده کنید .خسته شدم از بس هر درباره منی رو باز کردم با  صفحه مستقل آزمایشی مواجه شدم .راستی دیدین چقدر این سیستم دنبال کنندگان و ایناش خوب شده کاش همه لینکام ماله بلاگ بود راحت میشد فهمید کی آپ کرده.

جالبیتون میدونین چیه؟اینکه با اینکه میدونید من هفته ای یه بار پست میزارم بازم هر روز بهم سر میزنید آمارگیری واسه همین خوبه.ممنون واسه معرفتتون 

پنج شنبه قرار بود با همون دوست کرمونشاهیم بازم بریم لب آب که واسه هر دومون جور نشد و کنسل شد.حالا شاید هفته بعدی بریم.واسه روحیه م نیازه .

یه نکته مثبت 18 که به ذهنم رسید اینه که به نظر من انسان میتونه بدون نیاز جنسی و ازدواجم زندگی کنه البته واسه کساییکه زیاد گرم نیستن و اذیتشون نمیکنه اما خب معلومه که با ازدواج و رفع اون نیاز مطمئنا لذت زندگیش بیشتر میشه ولی جالب بود که فکر میکردم خدا یه سری نیاز قرار داده مثل آب ، هوا،غذا که اگه نباشه می میری و یه سری نیازم مثل این قرار داده که اگه نبودم حالا نبوده دیگه چیزیت نمیشه قربون حکمتش برم من خخخ

در مورد پست عکس که سورپرایز خصوصی بود یه نکته بگم 240 تا بازدید داشت نمیدونم تعداد بازدیده یا بازدید کننده ولی به هر حال اون قدیمیا که رمزو داشتن بی سر و صدا لینکو باز و بسته کردن و در رفتن گفتم بگم نگید نفهمیدا.240 بازدید 47 کامنت؟!خب حالا دارم براتون.اگه سری بعد رمزو عبض نکردم .البته تصمیم دارم سری بعد حتما عکس جفتی باشه.دیگه تکی حال نمیده دیگه خود دانید 

بعضی روزام به جای اینکه به طومار بلند بالای لینکام سر بزنم یهو یه وبیو باز میکنم و از نظراتش از جاهای دیگه سر در میارم و نتیجه ش این میشه که در انتهای لینکام میبینید.نمیدونم آخر این لینکدونی به کجا میرسه روز به روز داره طولانی تر میشه.اگه کم سر میزنم بهم حق بدید خداییش اینهمه لینکو خوندن هم وقت میخواد هم چشم 

خب بریم سر قصه امشب

تا حالا شده یه چهره واستون هی تکرار بشه؟حتما متوجه نشدین چی گفتم.گفتنش سخته.باید از اول توضیح بدم.ببینید یه آدمی تو زندگیه من بود که همکار سابقم بود و راجع بهش تو این پست نوشته بودم.بعد از اون یه نفر دیگه وارد زندگیم شد که چون خواستگار نبود اینجا ازش ننوشتم فقط یه مدتی باهاش آشنا شدم و زود کات کردم این فرد بسیار شبیه نفر قبلی (همکارم ) بود.خب الان من سومین نفر رو که ورژن کمی پایین تره این فرد هست رو دیدم و نمیشه گفت باهاش آشنا شدم بلکه فقط میشناسمش.علت اینکه میخوام این موضوعو بنویسم اینه که یه وجه اشتراکی به غیر از چهره تو این سه نفر بوده و هست.

نفر اول که قصه شو کامل واستون نوشتم.نفر دوم رو 1 سالی بعد از نفر اول از یاهو باهاش آشنا شدم.همون دفعه اول که تو ماشین دیدمش سریع متوجه شباهتش با نفر اول شدم خیلی واسم عجیب بود اما یکم از اولی زشتتر و سطح پایین تر بود.ولی خب فرم چهره و چشما و حتی رفتارش به شدت شبیه بود.

من با این آدم به هدف همینجوری آشنا شدم ولی همون وقتا ازش خوشم نیومد.یه دلیل تکراریه خنده دار داشت اونم اینکه مماخش خیلی بزرگ بود و چهره ش اصلا جالب نبود.یادمه دفعه اول که دیدمش تو ماشین تاریک بود و زیاد متوجه نشدم ولی بار دوم که قرار شد بریم پیتزا بخوریم باهاش رفتم یه پیتزا فروشیه خوب و وقتی روبروش نشسته بودم هی با پسره فروشنده که بسیار خوشتیپ و جذاب بود مقایسه ش میکردم و انگار واسم افت داشت با این اومدم بیرون خدا منو ببخشه اینا همش تصوراتم بود ولی بعدا به روش اوردم. اما خب حس خوبی ازش نداشتم.تیپشم نشون از اقتصادی بودن زیادش داشت به طوریکه لباسش یکم رنگ و رورفته بود و نشون از عمر زیاد و شستشوی زیادش میداد .خب این آدم وضعش بد نبود نسبت به اون زمان 3 سال پیشش خیلیم خوب بود ولی یاد گرفته بود خرج نکنه ظاهرا.البته در برابر دختر خسیس نبود همونطور که گفتم نسبت به خیلی از پسرای شهرمون لارج بود با این حرکت پیتزاش خخخ.فکر کنم لباس پوشیدنش نیاز به این داشت کسی آگاهش کنه چون بعدها اینو به روش اوردم و اصلاحش کرد.

من همون شب بخاطر پالسای منفی که از تو پیتزافروشی بهم وارد شد باهاش کات کردم با اینکه پسر خوبی بود.اون موقع فکر میکردم ایشون از من خوشش اومده البته اومده بود ولی خب من فکر میکردم واسه ازدواجه چون پیرامون ازدواجم یه صحبتایی کردیم .ولی بعدها فهمیدم اشتباه کردم و شاید اون فقط واسه دوستی ازم خوشش اومده بود چرا که وقتی طبق معمول همیشه حدود یه سال بعد سراغشو گرفتم و خواستم ببینمش خودشو گرفت و احیانا فکر کرد تحفه ایه .

سری قبل بهش گفتم دماغت اساسی نیاز به عمل داره و کارش خیلی حاده چون مشکل چهره ش بیشتر به همون دماغش بر میگشت و اونم تعریف کرد میخواسته عمل کنه ولی ترسیده .سری دوم مصمم تر شده بود واسه عمل.یه روز قرار گذاشتیم که بریم مطب دکتری که میخواد عمل کنه و از اونجاییکه من قبلا عمل کردم و یکم تجربه داشتم رفتم ببینم عملای این دکتر چطوره.

خب بد نبود یعنی واسه اقایون که خیلی مهمه طبیعی عمل بشه این دکتر خوب بود و خیلی طبیعی عمل میکرد.بعد از اون یکم صحبت کردیم و طی یه هفته و تو مسافرت باهاش با اس در ارتباط بودم تا اینکه اومدم و رفتم به دیدنش تو اون قرار که زیادم طول نکشید و منو تا جایی میرسوند فهمیدم قصد ازدواج نداره وقتی با اس ازش پرسیدم گفت من هنوز اون بلوغو در خودم نمیبینم و واسه ازدواج آماده نیستم.حالا حرف دلش چی بود خدا داند.منم گفتم شرمنده پس من مزاحم وقتتون نمیشم چون نمیخوام با کسیکه فقط دنبال دوستیه باشم و دوباره تموم شد.دیگه نمیدونم وقتی طرف از نظر مالی اکی هست و سنشم از 30 گذشته قراره کی به بلوغ واسه ازدواج برسه.جالبه واسه دوستی خوب آمادگی دارن ولی واسه ازدواج نه.برای این موضوع این لینکم بخونید بد نیست تو یکی از پستام راجع بهش نوشته بودم  تازگی پیداش کردم .

حالا تو این هفته من بازم واسه خرید یه شئی به یه مغازه مراجعه کردم و دیدم فروشنده بسیار شبیه این دو نفر قبله بازم با این تفاوت که یکم از نظر ظاهری از اون قبلیا پایینتره.البته از نظر چهره بهتر از دومیه ولی از نظر قد تقریبا از همون کوتاهاست که گفتم واستون.

من جنس لازم رو خریدم ولی نکته ای که باعث شد این پستو بنویسم اینه که یه رفتاری وجود داره که تو این سه شخص و خیلی از آدمای دیگه هست.این سه نفر هر سه یکم خجالتی و کمرو و بسیار مهربون و متواضع هستن.این خصوصیت در جای خودش بی نظیره ولی وقتی میاد وارد روابط آدما میشه یه ظاهر خطرناک و گول زننده پیدا میکنه به این صورت که طرف اینقدر مهربونه که تو فکر میکنی تو رو دوست داره یا رفتارش فقط با تو اینطوریه ولی غافل از اینکه این آدما با همه همینطورن.من دو بار گول این افراد و خوردم هم اولی و هم دومی.رفتار متشخص و محترمانه و از سر لطفشونو با علاقه اشتباه گرفتم ولی در مورد سومی قلبم بهم نهیب زد که کجای کاری ؟غافل نشو که دوباره بیخودی دل می بازی.

این سومی وقتی وارد مغازش میشی اینقدر تحویلت میگیره و صداقت تو چشماشه که نگو بعدم واست کلی تخفیف میده و حلقه ملقه هم دستش نیستو یه جوری نگاهت میکنه انگار میخواد یه چیزی بگه.مثلا بازم بیا یا میخوام باهات آشنا بشم یا ازت خوشم اومده.خب وقتی طرف فقط با نگاهش و رفتارش اینکارو میکنه ما چیکار میتونیم بکنیم؟بعدم از کجا معلوم که این تصورات ما درست باشه؟

با خودم میگم شاید واسه اینکه بازم برم ازش خرید کنم اینطور مشتری مداری میکنه چیزی که حتی موقع تخفیف دادن تو حرفاشم گفت و گفت دوست داره مشتریش راضی باشه.منم بهونه دادم دستش که بازم به مغازه ش سر بزنم چون بازم چیزایی واسه خرید نیاز دارم .ولی خب این بازی مسخره ی توهم اذیت میکنه.کاش اون دسته از آدمایی که این رفتارو دارن میفهمیدن با اینکارشون چقدر طرف رو آزار میدن .به نظرم اوناییکه رفتارشون با تحکم هست خیلی بهترن اقلا آدمو هوایی نمیکنن. 



.

.

.

.

.


میشه این آهنگ اندوهبارو با طنزم گوش کرد نمیشه ؟

نیمه گمشده من دقیقا کجایی ؟

.

.

.

.

.

دوس داشتید میتونید به این پستم مراجعه و در کمپینش شرکت کنید


.

.

.

.

.

بازم دوس داشتید میتونید به ادامه مطلبم مراجعه کنید فقط من بی ادب نیستما ولی خیلی جمله شو دوس داشتم حیف بود نزارمش 






پستم پر پیمون بود یا نه؟



۹۴/۰۹/۰۶
✿✿ یاشل ✿✿

نظرات  (۳۱)

من با ادبی اخر مطلبتو میگم
یه بار حس کردم عاشق شدم بعدش فهمیدم نه بابا هله هوله زیاد خورده بودم دلم درد میکرد. 
منم ادم شبیه به هم خییییلی زیاد دیدم تو زندگیم ، بعضی ها رفتارشون یکیه ، بعضی هاشون چهره شون ولی خوب شبیه زیاده . 
پاسخ:
خخخ فکر کنم مرز بین عشق و هوس تو مردا پیدا نباشه.البته عاشق میشن ولی زیاد جدیش نباید گرفت
آخه من به این کشف رسیدم که اینایی که چهره هاشون شبیهه شخصیتشونم شبیهه تقریبا.چندین بار دیدم اینجور افرادو
بنظر من هم پسره ایرادی نداره که با محبت برخورد میکنه آره اتفاقا بنظر من مشتری مداریه و حداقل الان عشق و .... نیست . اصلا مطمئن باش اگر یکی رو بخواند اصلا معطل نمی کنند و میگن.
پاسخ:
راست میگی زری جون خودمم دارم به همین نتیجه میرسم.
آدم یه مدت که تلاش کرد و تلاش هاش بی نتیجه بود یه جور سردی خاصی میاد سراغش شایدم مربوط به بالا رفتن سن باشه. یهو چشم باز می کنی و می بینی دیگه نیازی به حضور یه مرد از لحاظ جسمی نداری توی زندگیت. 
حالا چرا اون تیکه رو گذشتی ادامه مطلب همچین بی تربیتی هم نبودها؟
پاسخ:
درسته اون سردیو موافقم.رنگ بی تفاوتی میگیره زندگیمون
من از اینجور مطالب نمیزارم خجالت میکشم خخخ
۰۷ آذر ۹۴ ، ۱۰:۰۹ خانوم صفر و یک
سلام عزیزم

این پستم پروپیمون بود :)))  

این خصوصیت توی اکثر فروشنده ها هست به نظرم در اکثر موارد صرفا برای رضایت مشتری

هاست .... ولی این مدل رفتار کردن واقعا واسه ی ما خانوما خوشایند نیست چون اگر

ازدواج با این افراد هم صورت بگیره بعدها حتما مشکل ساز میشه چون ما خانوما دوس

نداریم که همسرمون با خانومای دیگه راحت برخورد کنه حتی اگر با قصد و نیت خاصی

نباشه ...
پاسخ:
سلام
مرسی خدا رو شکر 
درسته همین حرفو خودمم گفتم به خودم که این روحیه ش واسه همیشه خوب نیست حسادت زنشو بر می انگیزه
آدمای متظاهر کم نیستند ولی بعضی ها واقعا مهربون هستند یعنی ذاتشون اینجوریه که مهربون هستند. چند وقت پیش با دختر کوچولوم رفته بودم جوراب شلواری بخرم, رفتم توی مغازه , همینطور که مشغول انتخاب بودم آقای فروشنده شروع به صحبت با دخترم کرد, اینقدر مهربون بود. وقتی خریدم تموم شد, فروشنده یک جاسوئیچی عروسکی که قیمتش دو برابر خرید من بود به دخترم هدیه داد, هرچی اصرار کردم پولش رو قبول نکرد و گفت من به کوچولوتون هدیه دادم. اینجور آدمها کمند ولی هستند
پاسخ:
درسته اینجور افراد از صورتشون مهربونی مشخصه
چه فروشنده باحالی.کم پیدا میشه
سلام عزیزم
گاهی اوقاتم آدم ی نفرو میبینه ولی نمی دونه کجا دیده :/ اینم هست
منم اومدم سر زدم {شکلک خجالت و خنده} ولی خب چیزی ک عیان هست نیازی ب بیان نداشت دگ من از خوشگلیو سنگینیت نگفتم ، گفتم شاید خودت بدونی {دوباره شکلک خجالت و فلب و بوس و اینا }
پاسخ:
سلام 
بله اینم هست.متاسفانه بد دردیه بهش دچار شدم خخخ
ممنون واسه تعریفات.منظورت پست عکسه؟نمیدونم والا.دیگه همینم که نمودم
۰۷ آذر ۹۴ ، ۱۶:۵۳ ☆.مهسا .☾
بیخود نیس که میگن مردا سرو ته یه کرباسن! بالاخره یچیزی هس که همچین ضرب المثلی رو ساختن دیگه :))
اما این سه مورد  ویژگی چرب زبونی و آب زیرکاه درونی نهفته دارن که به موقع بروزش میدن مگه نه؟ ببین چه کشفی کردم:))
این مطلب آخر (عکس نوشته)شاید به ظاهر بد آموزی دار باشه ولی حرف بدرد بخوریه من که خوشم اومد:) و کلی خندیدم :)
پاسخ:
اکثر ادمایی که مهربونن اب زیر کاهن یعنی پنهونی زهرشونو میریزن و واسه همین میگن از ان نترس که های و هو دارد از ان بترس که سر به تو دارد خخخ
اره خنده داره .من که زیاد از این عشق و علاقه های ابکی دیدم واقعی خیلی کمه
سلام جونم
خوبی دوستم؟
والا به نظر من جدایه از موارد دیگه همین که از همون اول بسم الله باز میگن قصد ازدواج ندارن قابل ستایشه!شاید به نظرت مسخره باشه ولی از بس از این پسرای موز مار هستند که هزار وعده و وعید به دختر بیچاره میدن و سواستفاده هاشونو میکنن و آخر میذارن میرن..باز اینا همون اول قول دوستی داده بودن و گفته بودن که رو ازدواج حساب نکنی روشون و حداقل وقتی براشون هدر نکردی.خیلی بد زمونه ای شده..پسر ا از بس مار خوردن دیگه افعی شدن انگار..نمیشه اعتماد زیادی کرد بهشون
پاسخ:
سلام عزیزم مرسی میگذره
به نکته بسیار خوبی اشاره کردی.اینم یه حسنیه که اقلا تکلیفتو معلوم میکنن.
اما این قضیه( من قصد ازدواج ندارمه پسرا )خیلی واسم تکرار شده اونم واسه منی که غرور زیاد دارم .حکمتش چیه الله اعلم
۰۷ آذر ۹۴ ، ۱۸:۴۸ ندا از مشهد
سلام یاشل جان خوبی ؟خوشی ؟ والله من که سعادت دست نداد دوباره ببینمت چون رمزت در هیستوری کامپیوتری بود که دوران تجرد و نامزدی ازش استفاده می کردم و الان حافظه اون پاک پاکه :))))))))))) چون ترکش دادم خخخخخخخخ

ببین یاشل جان نمیخوام دوباره برم بالا منبر و بهت بگم واسه انتخاب چی خوبه چی بد چون این حق رو ندارم و شما خودت دختر عاقل و باهوشی هستی .در یک کلام بگم اگه نیمه گم شده ات پیدا شه تو زبونت چنان بسته میشه که نه خساست برات مهمه نه دماغ نه رنگ لباس و ....
پاسخ:
اوه ندا جون اتفاقا یادت بودم ولی خب یادم میره بیام وبت .خوب کاری کردی از مشهد زدی نداهامون دوتا شدن اقلا اینجوری میشناسمت
همون وقتا میگفتی تا بهت رمز بدم.پستو برداشتم یعنی دیگه حسش نیست هی بزار بردار کنم.ایشالا سری بعد
تو بالا منبرم بری حرفات به درد بخوره. من فقط نمیدونم کی قراره این دهن ما بسته بشه اینقدر گفتن دهنت بسته میشه خخخخ.میگم تا دهن ما رو سرویس نکنه بسته نمیشه که خخخخ
منم با آقای خواستگار دقیقا همین مشکل و دارم.از لحاظ ظاهری کسیه ک هرکسی اونو دیده گفته تو خیلی ازش سرتری.(من خیلی معمولیم )حالا ببین اون چیه!
بعد خیلی مهربون و ساده وبی مزه و ایناس...کلا اصلا آدم مورد پسند من نیس.
من شخصا ترجیح میدم طرف یکم شیطنت و داشته باشه.حداقل با 4 نفر دوست بوده باشه.بدونه چجوری باید حرف بزنه چیکار باید بکنه.ولی این هیییچی ...اینقد نچسب و بی مزه بود که اصلا از اینکه باهاش حرف بزنم حالم بد میشد
پاسخ:
اگه تو دلت اثر نکرده که فایده نداره یعنی باید یه کششی باشه.ولی با شغلی که ازش گفتی بعید بود این اجتماعی نبودنش.منم یه زمانی شیطون میپسندیدم ولی الان نظرم برگشته.واسه یه عمر زندگی شیطونا به درد نمیخورن زیاد اذیتت میکنن
۰۸ آذر ۹۴ ، ۱۳:۵۱ لی لی (لیلی نامه)
یه پست پر و پیمون و جانانه:) 
خیلی هم عالی...

راستش به نظر من خیلی از این افراد از این خصلتشون با خبرن و اصلا از همین خصلت برای جذب آدما استفاده می کنن... به عبارتی می دونن طرف رو عذاب می دن و این کار رو می کنن..
عایا من خیلی بدبینم؟:)))))
پاسخ:
ممنون لیلی 
درسته اصلا شاید از عمد اینطور برخورد میکنن تا طرفو جذب کنند.اینا اصول جذبو خوب بلدن ناکسا
بدبین یا خوشبین بودن مهم نیست واقع بین بودن مهمه
من دیگه اون جوریام اهل پسر بازی نبوده م ولی از بین پسرایی که تا امروز باهاشون در ارتباط بودم سه نفر روز تولدشون یه روز واحدی بوده! که واسه خودمم جالب شد
پاسخ:
خخخ من ممکنه اسمشون تکراری در میومد ولی تاریخ تولدشون نه مخصوصا که تاریخ تولد خیلیاشونو بلد نبودم 
 سلام 
والا من که این دفعه ندیدمت
امیدوارم دفعه بعد ببینمت:)
پاسخ:
سلام
ایشالا دفعه بعد
غصه نخور
 دعا کن دفعه بعد نزدیک باشه 
۰۸ آذر ۹۴ ، ۱۹:۴۳ فاطیما کیان
بعضی اوقات آدم میفته رو دور جذب آدم های شبیه به هم و نمیدونم چرا !
پاسخ:
پس تجربه ش کردی.البته من با فاصله چند سال با این افراد اشنا شدم ولی خب اتفاق افتاد واسم
اره آدم کم رو زیاد هست یاشلی منم کم رو ام و متاسفانه همیشه با همه رودربایستی دارم به خاطر همین اخلاق گندم خیلی اتفاقات بد برام افتاده
پاسخ:
منم یه نمه کمرو ام ولی خیلی سعی کردم کمش کنم.بد شانسی ذاتیه و درست بشو نیست
منم همچین تجربه ای رو داشتم...فک میکردم طرف محبتش به من خاصه ولی در واقع منظوری نداشته:| 
پاسخ:
چقدر بده.دلم میخواد مثل خودشون رفتار کنم بفهمن چقدر بده.باید واسشون نقشه شوم کشید خخخ
کلاً فروشنده ها خیلی مهربونن اصلاً هم معلوم نیست چراااا (خخخخخخ)

اخیراً دو تا آدم خیلیییییییییییییی مهربون رو دیدم...
که یکیش از این خصوصیت اخلاقیش برای جذب دخترا (مخ زنی!) سوء استفاده می کرد. فکر کنم از یک نفر هم نمی گذشت!
اون یکی با التماس میگفت فکر نکنی منظوری دارم که بهت کمک می کنم و اینا..
این احتمالا از مهربونی هاش به دخترا ضربه خورده. یعنی دخترا دچار سوءتفاهم شدن.

با اینکه همیشه دوست داشتم همسر آینده ام حتماً مهربون باشه، ولی به نظرم نمیشه اینو معیار انتخاب و دل بستن گذاشت. دوره زمونه بدی شده خواااااااااهر. ملت بی منظور و بدمنظور مهربون شدن :O
اصلاً مهربونی خر است خخخخخخ
والاااااااااا
پاسخ:
خخخخ مهربونو خوب اومدی
به مهربونیم دیگه اعتمادی نیست
مهربونی وقتی خوبه که واقعی و واسه خود ادم باشه
چه پارادوکس جالبی بین این پستو پست قبلیت ... مخصوصا عنوانشون ...

در جریان کمی توهمات من سر کار که بودی ... اون پسره که چندباری به بهونه اومد حرف زدو ... نگاهو این حرفااا ...
واقعا شاید بعضیا مدلشون اینه و چون ما تو باغ نیستیم یا آدم شناس نیستیم فکر میکنیم منظوری دارن !!! والبته گاهی واقعا خوداون طرفام ی نیمچه کخی دارن هاااا

خلاصه که به این نتیجه رسیدم  الان منظور آدمها رو نمیشه از یکی دو برخورد و حرف و نگاه فهمید و همون بهتر که احتمال اینکه مدلشون همینه رو بدی ... اگه طرف خودش مایل باشه ادامه میده و منظورشو میرسونه و اون موقع میشه یکم عمیقتر به این توجهات نگا کرد .

و صد البته که من به شخصه از این شانسا ندارم که کسی عاشقم شه اونم تو مکانای عمومی یا سرکار ... پس خیالم تخته که جنس مذکر به واسطه ی نگاهو عشقو از این حرفا سمت من نیومده و نخواهد آمد .
پاسخ:
آره اتفاقا وقتی دیدم موضوعش شبیهه اسم عنوانشم شبیه به هم کردم.
پارادوکس چه کلمه ای یاد درس ادبیات افتادم
آره یادمه 
تو به نتیجه خوبی رسیدی کسی که کسیو بخواد زبون داره میگه.ما که نمیتونیم علم غیب داشته باشیم.امثال ما آویزونم نیستیم که بخوایم این مدلی کسیو تور کنیم
تو زمینه عاشقی منم فقط یه بار شانس داشتم دیگه بعدش نمیدونم چه نفرینی کرد که کسی اینطوری عاشقم نشد خخخخ
یاشل طرز فکرت رو عوض کن..اگه همش با خودت بگی آقایون بدن..الن بلن..پسر خوب نیست و دروغ میگن و علافن و ازین حرفا مدام با این آدمها برخورد میکنی.در عوض به خودت بگو دنیا پر از پسرهای خوبه..اکثر پسرها خوب و قابل زندگی کردن هستن..اونوقت جذبشون میکنی.برای من که کارکرد این روش!!
پاسخ:
چشم خانوم چشم
راست میگی خیلی بد بین شدم نسبت به پسرا ولی خداییش تو هم اینقدر ازشون نارو میخوردی یا مرد میدون نمیدیدی فکرت همین میشد.تازه خوبه من اکثر پسرایی که باهاشون اشنا شدم مثبت و بی ازار بودن و با بچه خلاف سر و کار نداشتم

خخخ ادامه مطلبت عااااالی بود ....
امان از آدمای این تیپی ... امان
پاسخ:
آره حرف دل خیلی از دختراست چون اکثرا طعم عشقای دروغیه این دوره رو چشیدن
یه جایی خوندم مردا همشون شبیه همن فقط یکم قیافه هاشون فرق داره
پاسخ:
جدی؟دیگه نه به این شدت.شانسمون گفته اینجا چین و کره نیست خخخ

سلام یاشل عزیزم

حالا اینی که شما در مورد پسرا گفتی من در مورد دخترا هم تجربه کردم یعنی نمی دونم چرا تقریبا همه دوستام که تو یه مقطعی مثلا مدرسه دانشگاه محیط کار ، فامیل و ..........باهاشون صمیمی شدم وقتی نگاه می کنم یکسری ویژگی های کاملا شبیه به هم دارن حتی عیب و ایراداشون هم  خیلی مثل همه در صورتی که ممکنه حتی همشهری هم نباشن ، خلاصه منم همیشه می گم نمی دونم چرا همش یه تیپ آدم رو جذب می کنم یا شایدم خودم جذب این تیپ آدما می شم ...............

پاسخ:
سلام سحر جون
اصلا اینا جز عجایب خلقته.اینکه آدما رو شبیه هم افریده بعد ما شبیه همو جذب میکنیم یا دورو برمون آدمایی هستن که خیلی بعضی وقتا شبیهن
خوندم و استفاده کردم :-)
پاسخ:
خدا رو شکر آقای  آوو کادو
یه مغازه دار برای جذب مشتری روش های خاصی داره
تجویل گرفتن مشتری و حتی لاس زدن برای راضی کردنش به خرید تقریبا کار همیشگی فروشنده هاست
اینکه از رفتار های صمیمانه یه فروشنده برداشتی غیر از این داشته باشیم  و بذاریمش به حساب ابراز علاقه دیگه از صاف و سادگی خودمونه.
بعضی ها هم کلا خصلت فروشندگی دارن
با اینکه هیچ چیزی رو خرید و فروش نمی کنن اما جذب مشتری رو بلدن
تظاهر به عشق وقتی معنی می ده که طرفمون بخواد یا دروغ ما رو خام خودش کنه
اما وقتی صرفا به خاط خوش برخوردی و مهربونیش ما پیش خودمون خیال خام می پرورونیم،باز هم از صاف و سادگی خودمونه.
پاسخ:
میخواستی کلا بگی ما صاف و ساده ایم دیگه خخخ
باشه قبول من صاف و ساده م ولی همینم که هستم .سادگی بهتر از بدجنسیه
من کلا زیاد خرید میکنم با فروشنده های زیادی در ارتباط بودم ولی خب جنس رفتار این آدم فرق داشت.هرچند میدونم باید نادیده بگیرمش
هدف یه فروشنده جلب مشتری و فروش جنسشه، مهربون شدنو ابراز لطف و ... هم بخاطر همینه :-) 
پاسخ:
بله درسته ممنون که اگاهم میکنید
یاشل تو توو این وبلاگ شدی کاندید وبلاگ دلنشین..مرحله دومش خودت باید ب خودت نمره بدی..برو بده زووووووود...مهلت زیادی نیس...دو سه تا پست اخرشو بخون متوجه میشی چی ب چیه.
00lol00.blog.ir
پاسخ:
مرسی خبر دادی کار جالبیه 
خیلی صبوری شما
پاسخ:
چه کنیم چاره ای نیست
:-* 
پاسخ:
:-* فدای تو مینا گلی
۱۸ آذر ۹۴ ، ۰۰:۴۷ مش قولوم میرزا خان
دوست عزیزم میفهمم چی میگی و این موضوعی که گفتی تویه همجنس هام خیلی دیدم ... خوب کاری کردی که ب خودت نهیب زدی ... گول نخور ... من همیشه گفتم و میگم اگه پسری واقعا دختریا برا ازدواج بخواد با خانوادش میاد جلو حالا به هر نحوی ک باشه یه جوری خواهری مادری عمه ای خاله ای یه جوری ب دختره یا ب خانوادش مرتبط میکنه تا بیان جلو و گرنه با نگاه و مظلوم نمایی دیگه یه چیزه تابلوییه طرف دندش میخواره ...
من سره کارم مشتری دختر خیلی دارم اما همیشه ب خودم گفتم محل کار محل دختر بازی و همسریابی نیست و این کار دوتا عوارض داره 
اولیش این که دختره اگه دوست بشه فقط بخاطر بولینگ میخوادم 
دومیش این که دختره اگه دوست نشه و متوجه نگاه حیض یا حالا نگاه سنگین بشه منجر به معذب شدنش میشه و دیگه نمیاد اونجا بازی کنه 
پس محل کار محل پیدا کردن دوست دختر و همسر نیست ...
تا حالام نشده تو محل کارم مستقیم به کسی بگم من از شما خوشم اومده و خواستگاری کنم یا شماره بدم و این حرفام و احیانا اگرم یه وقت که میدونم پیش نمیاد ولی اگه پیشم اومد که خوشم بیاد از کسی به یکی از کارمندام که دختر هم هست میگم و اون میره میپرسه ازش خودم جلو نمیرم ... 
اینا را بهت گفتم که خام نگاه کسی نشی 
دیگه از من و تو گذشته بخواییم وقتمونا صرف این بکنیم با کسی اشنا بشیم و بعدم بفهمیم اونی نیست که میخواییم اما تو چهارچوب خانواده که باشه شناخت راحت تر میشه تا اینکه خودمون یکیو انتخواب کنیم یک ماهم وقت بزاریم بعدم بفهمیم طرف اون نیست ... من که به شخص دیگه حال و حوصله این که یگی بیاد و شروع کنما بعدم هزارتا مسخره بازی سرم در بیاره را ندارم 
پاسخ:
آره اتفاقا خودمم به همین نتیجه رسیدم که این آدم نیتش هیچی جز فروش نیست
تو هم خوب کاری میکنی
 باید به همکار خانمت بگی که بهش بگه غیر مستقیم خیلی بهتر جواب میده واسه ازدواج 
خب بهتره به هر پسری به چشم خواستگار نگاه نکنید و هر رفتاری رو مبنی بر برقراری ارتباط قلمداد نکنید تا دچار این تحلیل های آزار دهنده نشید یاشل جان...
پاسخ:
بله ممنون همینکارو میکنم دیگه.اینا هم الکی بودن تموم شد
وااااااااای یاشل جووون یه مدت کوچولو نبودم اییییییییینهمه پست گذاشتی؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!
از کدوم شروع کنم بخوووونم خوووووووووووب
پاسخ:
کجا اینهمه؟همه گله میکنن من کم پست میزارم تو میگی اینهمه؟
حالا کجا بودی تو؟باید بیام بخونمت

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">