ماجراهای خواستگاری

ماجراهای خواستگاری

این وبلاگ در مورد خاطرات خواستگاریای من هست
و امیدوارم به درد کسانی که میخوان ازدواج کنن بخوره
و تجربه ایی براشون باشه
سعی میکنم وبلاگایی رو لینک کنم که مطالبش مفید ،پر محتوا ، آموزنده و مرتبط با موضوع وبلاگ باشه.پس لطفا اگه وبلاگتون شامل این خصوصیات نیست ازم درخواست لینک نکنید.قبلا از این بابت عذرخواهی میکنم

فعلا به دلیل نداشتن مورد خواستگاری هفته ای یک بار فالبداهه نویسی میکنم

فقط نظراتی رو تایید میکنم که احساس کنم نیاز به تایید شدن دارند

همچنین به دلیل رک و شوخ طبع بودن بنده،اگه جنبه شوخی ندارید لطفا وارد نشوید

اگه هم مطالب این وبلاگ به مذاقتون سازگار نبود ممنون میشم از ضربدر سمت راست استفاده کنید و بیش از این خودتون و من رو مورد عنایت قرار ندید

متشکرم که با صبوری منو همراهی کردید

پیوندها

تناقض

جمعه, ۲۹ آبان ۱۳۹۴، ۰۷:۳۸ ب.ظ

چند وقتیه دلم میخواد یه غر اساسی راجع به این مسئله تناقض بزنم گفتم با جریانات اخیر که واسم پیش اومد این غرمم بزنم راحت شم.

 این پست و خطاب به شخص خاصی نمینویسم و پیشاپیش از دوستانی که ممکنه به خودشون بگیرن خواهش میکنم اینکارو نکنن چون من کلی صحبت میکنم راجع به همه آدما

این هفته نوبت ترمیم دندون داشتم وقتی نشسته بودم تا نوبتم بشه با دختر کناریم سر حرفو باز کردم و اونم مشتاقانه استقبال کرد از هر چیزی حرف میزدیم و بیشتر در مورد دکترا و دندون و جنسش و چی خوبه چی بده صحبت میکردیم که بحثمون از جاهای دیگه سر در اورد.قصه از اونجا شروع شد که ایشون گفت بیمه م از طریق شوهرمه.بهش گفتم اصلا بهت نمیاد متاهل باشی چونکه نه موهاشو رنگ کرده بود نه حتی یه اصلاح ابروی حسابی رفته بود نه حلقه ای داشت نه آرایشی و خیلی کم سن و مثل دخترای دبیرستانی میزد.گفت خودم اینطوری دوست دارم شوهرمم دیگه عادت کرده میگه خوشم میاد تین ایجری هستی.گفتم خوبه شوهرت با این قضیه کنار اومده چون معمولا اقایون خیلی تحت تاثیر محیطن و اقلا یه رنگ مو و یه ارایش ملایم و دوس دارن. اینکه بعد از ازدواج همچنان قیافه و تیپت شبیه قبل ازدواج باشه یه ذره به نظر من خیلی خاص و عجیبه.اقلا من نمیپسندم.خب تا اینجا مشکلی نبود و به سلیقه این خانم برمیگشت لازمه بگم سنشم 28 سال بود ولی بیبی فیس بود و 22 اینا میزد.

گرم صحبت بودیم تا اینکه خانم شیرین سخن ما یه دفعه بحث و کشوند به سفرای خارجیش و یهو یه چیزی گفت که داشتم شاخ رو سرم در میوردم ولی از اونجاییکه حسابی حفظ ظاهر میکنم شاخارو به سر جاشون برگردوندم و عادی وانمود کردم حالا ایشون چی گفت؟هیچی گفت من مثلا ترکیه هم که میرم تیشرت آستین کوتاه میپوشم و کاملا تین ایجریم و شوهرمم دوست داره.گفتم اونجا با حجابی یا بی حجاب؟ گفت بی حجاب.خب من از اونجا تعجب کردم که ایشون یه مقنعه سرش بود و تا وسط پیشونیشم جلو بود و حتی به رسم محجبه ها گوشه های مقنعشم تا زده بود و یه تار موش معلوم نبود.تیپشم خیلی ساده و بدون هیچ اثری از جلف و یا شیک بودن بود.خب شاید فکر کنید طرف لاف میومد ولی همون موقع گوشیشو در اورد و عکسایی که با شلوارک و تاپ تو یه مهمونی گرفته بود و نشونم داد که بگه مهمونیم اینطوریم من دیگه نپرسیدم مهمونی مختلط بود یا نه ولی حدس زدم بوده وقتی ایشون خارج بدون حجابه دیگه شاید اهل مهمونیه مختلطم باشه.بهش گفتم اگه حجاب برات معنی نداره چرا اینجا اینقدر محجبه هستی ؟ جواب درست حسابی بهم نداد و گفت اینجا فرق داره و از سر خودش باز کرد و بحثو عوض کرد.اونجا بود که یاد بارها بارها تناقضاتی که در طول زندگیم و مخصوصا همین اواخر دیده بودم افتادم.چرا ما آدما بعضی وقتا رفتارمون اینقدر تضاد ایجاد میکنه؟چندتایی مثال دیگه هم میزنم براتون :

مثلا یکی رو تو خیابون میبینی مانتوش بالای زانو هست ولی یه مقنعه سرشه که به شدت موهاشو پوشونده،یا طرف چادر سرشه آرایش غلیظ کرده و موهاش بیرونه،یا مثلا چادر سرشه زیر چادر مانتوی تنگ و کوتاه و رنگ جلف پوشیده و هر از گاهی اون چادرو باز و بسته میکنه زیرش معلوم بشه،یا مثلا طرف اهل همه جور کاری از خلاف و تیپ خفن و آرایش و اینجور چیزاست بعد نمازش یا دعا کمیلش یا زیارت عاشوراش ترک نمیشه،یا مثلا طرف کلی سنگ دین و پیغمبرو به سینه میزنه ولی اهل نزول و حروم خوردنه،یا مثلا استاد درس اخلاق و دینه ولی از همه استادا هیزتر و بی اخلاق تره(اینو خودم دو بار در طول دانشگاهم دیدم یکی استاد درس معارف و دیگری درس اخلاق  هر دو به شدت هیز و دخترباز بودن)مثلا طرف یه جا تو یه وبلاگ میگه من خیلی خوشبختم، زندگیم بیسته ،هیچ غمی ندارم شوهرم بهترین مرد دنیاست بعد میری وبش میبینی چقدر از شوهر بیچارش بد گفته ،یا یه روز عاشقه یه روز فارغ،طرف 10 روز روضه خونی میکنه 2-3 میلیون خرج میکنه ولی یه جاهایی واسه دو سه هزار تومن خساست در میاره ،مثلا استاد درس برنامه ریزیه از هر کلاسی بی برنامه تره،یا ادعای عاشقی داره ولی از هر آدمی بی احساس تره، خلاصه تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

میدونم شما ها خیلی دیگه از این تناقضا رو دیدین و میدونین چی میگم ولی من یه سوال دارم دلیل اینهمه تضاد و تناقض چیه؟مشکل از کجاست؟ما آدما مشکل روحی روانی داریم؟یا دوست نداریم واقع بین باشیم و تو دنیای غیر واقعی زندگی میکنیم.

اینم بگم شاید خودمم دچار این مسئله شده باشم ولی اندک بوده.


خب میخواستم بحثو تمومش کنم دیدم کم نوشتم دیگه یکم حرفو کشش میدیم اقلا هفته ای یه بارمون اساسی باشه.یه مدته حدود دو هفته ای میشه یه پروژه ای سر کارم بهم سپردن که حسابی منو مشغول کرده اگه زودتر انجامش بدم کار خودم راحتتر میشه واسه همین دست از وبلاگ خونی تو محل کار کشیدم و چسبیدم بهش ممکنه تا یک ماهه دیگه زمان ببره واسه همین خواستم بگم اگه دیر به دیر سر میزنم به دوستان ناراحت نشن.

بعضی وقتا یه آهنگ غمگین و عاشقونه که گوش میدم میرم تو حس یاد عشق و عاشقی میفتم بعد میمونم به کدومشون فکر کنم خودم خنده م میگیره که یه نفر نبوده و چند نفرن هر کدومم غم جانسوزی داشتن اما 3 تا از اینا از همه بیشتر تو دلم اثر کردن و عشقشون عمیق تر بوده از هر سه شونم واستون تعریف کردم .خب اینم یه معضلیه که آدم بتونه چند بار عاشق بشه و وقتی یاد عاشقیاش میفته ندونه به کدومشون فکر کنه خخخ.بعد جالبه هر از گاهیم خواب یکیشونو میبینم و وقتی بیدار میشم میرم تو فکرش و روزمو خراب میکنه البته خداروشکر در حد همون یه روز منو تو فکر میبره.

از خواستگار ماستگارم فعلا خبری نیست تا اطلاع ثانوی.حدود 6 ماهه خواستگار سنتیه واقعی نداشتم و انگار راحتترم چرا که هر بار یه خواستگاری داشتم یه مدت بعدش اعصاب خردیشم داشتم.

از دوستان واسه پستای قبل که به من لطف داشتن تشکر میکنم و عکسا رو حذف میکنم.امیدوارم همه به موقع رسیده باشن و دیده باشن 


اینم چند تا عکس ناب بی ربط





۹۴/۰۸/۲۹
✿✿ یاشل ✿✿

نظرات  (۳۳)

۲۹ آبان ۹۴ ، ۲۰:۰۳ خاتون بانو
بنظر  من دلیل این تناقض هایی که در ما وجود داره و در رفتار و عمل خودشو نشون میده اینه که نمی شینیم درست حسابی با خودمون حساب کتاب کنیم ببینیم با خودمون چند چندیم. 
حتی با وجود خودمون هم دارای تناقض هستیم. دلمون هم خدا را می خواد هم خرما را.
فکر می کنیم توی زندگی حد وسط و تعادل یعنی این که از هر چیزی و در هر زمینه ایی باید یه چشمه داشته باشیم. که واقعا این تفکر اشتباهی است و ما چون درگیر روزمرگی شده ایم یادمون میره با خودمون خلوت کنیم و از نظر تفکر و اعتقاد و عملکردامون خودمون را بررسی کنیم. 
یه شرکت حداقل حداقل به یه حسابدار نیاز داره تا حساب هاش همیشه صاف باشه و حواسش باشه از نظر اقتصادی کجاست. 
ولی ما ادما حتی برای شخصیت و تفکرات خودمون اندازه ی یه شرکت خصوصی ارزش و احترام قائل نمی شیم تا بفهمیم چند چندیم؟

این پستت خیلی خوب بود خوشم اومد. 
عکساشم عالی بود ممنون. :)
پاسخ:
درسته دلیلی که اوردی منطقی بود.نمیدونیم تکلیف خودمونو که کدوم وری هستیم
مرسی قابلی نداشت.فالبداهه بود.
عکسم راجع به پست پیدا نکردم اینا رو گذاشتم :)
اولا : عکس های فوق العاده بودن
دوما : دندون پزشکی میری و به خودت میرسی پولداررررررررررررررر؟
سوما : آدما یه جور خاصی ان و اگر بشه پیش بینی شون کرد واقعا کار شاغی کردیم , مثلا همون نزول خوری رو برات میگم , طرف نماز و ... میخونه و وقتی نزول خوری میکنه میگه خوب 100 تا کار خوب کردم یه نزول خوردم دیگه خدا 4 تا از کارای خوبم رو بذار پاک کنه به جاش ولی من یکم وضع زندگیم خوب بشه.
یا مثلا همون مانتو و ... خوب دخترا بیشترشون حس دیده شدن دارن یعنی دوست دارن دیده بشن و چه راهی بهتر از اینکه خود شون رو ارایش کنن و بعدش برن توی خیابون؟ خوب اینا همه از اون چیزاست که ادما دوست دارن. مثلا میگه پسرا دخترای با حجاب دوست دارن و منم با حجاب بشم ولی ازایش هم بکنم که دل همه رو ببرم
خلاصه در زندگی مون تناقض های زیادی دیده میشه ولی همه شون هم از سر دونستن نیستن و بعضی هاشون از سر کم دونستن هستش.
مثلا طرف کل حجاب داشتن رو توی یک روسری میدونه یا چادر
یا مثلا اون طرفی که گفتی فکر میکنه مثلا توی محل عمومی توی ایران باید حجابشو رعایت کنه ولی توی خارج نه
خلاصه طرز تفکر های مختلفی هستش توی دنیا :)
و من الله توفیق :)
پاسخ:
اولا ممنون 
دوما ترمیم با بیمه مجانیه میرم درمونگاه .به خودم میرسم ولی ربطی به پولداری نداره خخخ
سوما درست میگی همه آدما ممکنه دچار این تناقضات بشن که دلیلش ندونستنه ولی خب اوناییکه خیلی تناقضاتشون پر رنگه خب تابلوعه دیگه.باید درستش کنن
اون نزول خورا خیلی زرنگ تشریف دارن تموم سال حروم میخورن سر سال که میشه یه مبلغی میدن به فقرا واسه رد مظالم به خیال خودشون همه گناهاشونم پاک میشه .
الله اعلم
خیلیا اینجورین....منم تا حدودی اینجوری بودم
ینی چادر می پوشیدم ولی همیشه مانتوهام تنگ و کوتاه بود و توی مهمونی ها هم بلوز شلوار تنم بود
دیگ خودم داشت حالم از تناقضی که داشتم بهم میخورد و در نتیجه الان خودم هستم
پاسخ:
منم شاید یه جاهای خیلی کمی دچار این تناقض شدم خودمو بری نمیدونم ولی خوبه که بفهمیم و درستش کنیم
۲۹ آبان ۹۴ ، ۲۰:۱۱ ❤❤ پسر خوب ❤❤
آره بابا
بعضیا دیگه خیلی تو زندگیشون تناقض دارند
البته تناقض با تنوع طلبی فرق داره، مثلاً من تا حالا هم شش تیغه کردم! و هم ریش گذاشتم تا حالا، هم جلف لباس پوشیدم و هم سنگین رنگین، اما اینا اسمش تنوع هست، نه تناقض
طرف بلد نیست درست و حسابی غذا بخوره بعد میاد حرف از ... بیخیال!!
پاسخ:
اونجوری که تو گفتی فرق داره 
اگه آدم به جاش درست رفتار کنه خوبه
به نظر من دلیل این کار ادمای دچار تناقض ترس ه! ترس از قضاوت اطرافیان...
پاسخ:
شاید

خوب اینایی که تناقض داره رفتاراشون، تکلیفشون با خودشون مشخص نیس 
عکسا قشنگ بودن مرسی:)
پاسخ:
آره دیگه.درست گفتی
خواهش جیگر :)
۲۹ آبان ۹۴ ، ۲۱:۴۳ خانوم صفر و یک
سلام عزیزم

متاسفانه منم زیاد از این جور تناقض ها دورو اطرافم می بینم و ظاهرو باطن ادما کلا با هم
فرق داره ...
شاید یکسری از این تناقض ها به خاطر این باشه که اون فرد دنبال جلب توجه دیگران به سمت خودشه مثلا همین چادر پوشیدن در حالی که آرایش کردی و نصف موهات بیرونه
پاسخ:
سلام 
اینا که مشخصه از چادر سر کردنشون یه هدفی دارن وگرنه بخاطر مذهب و دین نمیپوشن.یا از سر اجباره یا بازم جلب توجه و یا ...

من که آخرش ایمیلت رو نگرفتم :) 
اما ممنون به هر حال
من عکس سانسوری رو دیدم و سعی کردم صورتت رو تصور کنم :)
.
راستش منم ۲۹ سالمه و ازدواج کردم و اساسا خیلی علاقه به آرایش ندارم. موهامم رنگ نمی کنم تقریبا اصلا. بعضی وقتا ابروهامو رنگ می کنم که اونم به خاطر اینکه یهو اعصابم خورد می شه و احساس می کنم یه کاری باید بکنم :) 
دانشگاه و بیرون معمولی که می رم همیشه بلوز شلوار راحت می پوشم (ایران نیستم)‌ اما مهمونی اگه بخوام برم سعی می کنم یه کم جینگول بپوشم که اون قسمت جینگول پوشمم راضی بشه.
.
ایران هم که بودم آرایش اصلا نمی کردم سر کار. (فقط یه دونه از این برق لب ها می زدم که لبام خشک نشه) مانتوهامم همیشه گشاد بود. اما خب هیچ اعتقادی به حجاب و اینا ندارم :) فکر کنم اما از ظاهرم معلوم بود. چون همیشه شال می ذاشتم.
.
راستش یه دوست داشتم که آرایش می کرد (غلیظ نبود اما خب همه چی می زد) چادری هم بود. زیر چادر معمولا از این بلوز مردونه ها می پوشید و چادر نمی پوشید. شاید اگه کسی می دید فکر می کرد متناقضه کاراش اما من می دونستم که واقعا به حجاب معتقده. 
.
خیلی پراکنده گفتم. کلا به نظرم ما خیلی قالبی بزرگ شدیم. تو مدرسه و جامعه جوری تربیت شدیم که فکر می کنیم یه مدل دیندار بودن وجود داره اما خب واقعا اینجوری نیست. 
پاسخ:
من دو بار ایمیلمو فرستادم دیگه نمیدونم مشکل از کجاست.میخوای اسپماتم چک کن شاید اونجا رفته
میدونی امثال تو خیلی کمن و خاص.نمیگم بده ولی شاید وقتی تو از ظاهرت کم بزاری شوهرت با دیدن این همه لعبت چشم گیر تو خیابون به سمت اونا جذب بشه.البته من اصلا شما رو یه دختر شلخته یا زشت و اینا تصور نمیکنم ولی خب میگی اهل سادگی هستی و زیاد به قر و فرت نمیرسی.این هم پوئن مثبت داره هم منفی.مثبتش راحتیه و منفیش متفاوت بودن از دیگرانه
میدونی من منظورم از این نوع چادری ها یه نوعشه که تابلوعه طرف به حجاب عقیده نداره و چادرو به هدف دیگه ای میندازه سرش
سلام
به نظر من این تناقضات تا حدی از کودکی درون افراد نهادینه میشه. بعد کم کم عادتشون میشه. خیلی از ادمای جامعه الان دقیقا دو تا شخصیت دارن یه جورایی! 
شاید بخوای یه جور دیگه به همین مساله نگاه کنی: به نظرت چرا تو جامعه ما دروغ این قدر زیاده؟ یعنی یه دروغ حالا مصلحتی ، احترام بزرگتری ، تقیه! ، ...نگیم صبحمون ، شب نمیشه؟ به این علت که جامعه ما نیاز به دروغ داره از همون بچگی...یه جورایی همه هم داریم از این تناقضات تو خودمون ، فقط شدت و ضعف داره.
راستی برداشت بد نکنی ، اتفاقا با عللی هم که بالا گفتم همخوانی داره ، این تناقضا توی دخترا و خانم ها خیلی بیشتر از پسراست... یعنی من با این سن و سال( حالا انگار صد سالمه!) بعضی وقتا یه رفتارهایی از دخترا میبینم که واقعا کف میکنم...از سوپر تناقضیت!

راستی یه چیز دیگه هم بگم فقط در این مورد خاص که گفتی... این جور وقتا دخترا میگن علت این رفتار متفاوت ما مثلا در ترکیه با ایران ، این هست که نگاه سایرین به ما فرق میکنه در دو حالت...که این حرف هم درسته هم غلطه در واقع....درست از این نظر که اره واقعا دید فرق داره...یه آشنای نمازخون ما یه بار اولین بار رفت آمریکا ...اتفاقا همون بار تو عروسی دوستش هم شرکت کرده بود...بعد که برگشته بود همش میگفت وای اونجا بی حجابی زیاده و خوب نیست و از این حرفا...بعد خلاصه به دلایلی چندین بار دیگه هم رفت آمریکا. الان کاملا معتقده که نه ، واقعا مساله خاصی نیست انگار....دختر لخت هم تو خیابون راه بره انگار فرق خاصی نداره برا افراد... اما غلطه از چه لحاظ ؟ توضیح این یه خرده مفصله و این جا  ، جا نمیشه.

پاسخ:
سلام
درسته 
دروغ سر منشا اصلیه این تناقضاته.طرف با ظاهرشم داره دروغ میگه چون معلوم نیست کدوم وریه
اینکه تو دخترا بیشتره یا پسرا رو نمیدونم واقعا ولی هست زیادم هست تو اجتماع.تو آقایون به نوع دیگه هست.مثلا همکار من خیلی خیلی مذهبیه و همش میخواد ارشاد و تبلیغ دین کنه ولی اهل دنیای مجازی و فیس بوک و چت و تلگرام و حالا صحبت و دیدن عکس زن و دختر بازیم هست.خب اینا کجاش با دین جور در میاد؟اینم نمونه مردونه ش

می دونی... مشکل ماها اینه که توی یه همچین دنیا و جامعه ی پر تناقضی بزرگ شدیم و واسه همینم اینطوری بودن برامون عجیب غریب نیست...
خودمونم به یه موجود متناقض تبدیل شدیم...

پاسخ:
درسته ایران کشوریه پر از تناقض و ما هم درگیرش میشیم 
قبول دارم خودمونم اینطور هستیم و خودمو بری نمیدونم از این قضیه
۳۰ آبان ۹۴ ، ۱۰:۳۶ میرزا قلمدون
اول اینکه ممنون از حضورت توی وبلاگم
دوم ، در مورد تناقض، منهم خیلی وقتا بهش برخورد می کنم و بفکر فرو می رم. بنظرمن علتش، از یکطرف برمیگرده به تربیت ما از بچگی تا حالا، که مثلا یادمون دادند در هر محیطی یه جور رفتار کنیم که گاهی تناقض داره این رفتارها، و از طرف دیگه به فرهنگ قاراشمیش در هم پیچیده ی عجیبمون که یک شکاف قابل توجهی بین فرهنگ مورد قبول بخش عمده ای از جامعه و فرهنگ استاندارد مورد قبول حکومت و سنت جامعه س.
مثلا جالبه بدونید سی و چندتا ارگان و نهاد و دستگاه دولتی و غیردولتی در مورد وضع پوشش مردم دخالت دارند ولی هیچکدوم پاسخگو نیستند!
پاسخ:
خواهش میکنم
پس شما علتشو در فرهنگ این مملکت میدونید
اینم دلیل خوبیه اما غیر از اون انگار این مشکل ریشه در  شخصیت فرد داره
تا وقتی با خودمون رو راست نباشیم که چی میخواهیم همین مشکل باقیست . ویک عده میشناسم واسه موقعیت کاریشون چادر سر میکنند بعد از درون خرابند و به این و اون خط میدهند و کلا سرو گوششون به حال خودشون نیست من واقعا انگشت به دهن می مونم . 
فکر میکنم ما هنوز بلاتکلیفیم تمام اینها واهس بلاتکلیفیهامون 
پاسخ:
بیشترین تظاهر و تناقضم انگار تو مسئله حجاب دیده میشه
یاشل من هم از این تناقض ها خیلی زیاد توی زندگی دیدم. تا یه جایی در زندگیم فکر میکردم همه مشکلات از منه و بقیه نرمال هستند، ولی شاید بعد از سی سالگی بود که کم کم فهمیدم نه بابا، آدم غیرنرمال توی این دنیا خیــــــــــــــلی زیاده... بعد کم کم میدونی چی شد؟ با خودم فکر کردم که "خودم همون تغییری باشم که دوست دارم در دنیا ببینم"... بعد شروع کردم که هی روی خودم کار کنم که حداقل از دید دیگران، این تناقض ها رو نداشته باشم. و هی سعی کردم آدم بهتری بشم. نمیدونم چقدر موفق بوده ام، ولی خوشحالم که توی زندگی، در مسیر "سعی برای بهتر شدن" افتاده ام. 
پاسخ:
پس فقط من ندیدم
درسته خیلی از آدما نرمال نیستن.
خوب گفتی بهتره منم یه دور خودمو بررسی کنم ببینم تناقضی نداشته باشم
اوه اوه تناقض ها رو درک میکنم اساسیییییی....

امیدوارم تو کارت موفق باشی 
امیدوارم یه خواستگار توپ برات بیاد و متاهلانه بنویسی برامون :-* 
پاسخ:
ممنون
امیدوارم تو هم همین دعاها که واسه من کردی واسه خودت اتفاق بیفته دوست خوبم :-*
سلام عزیزم.خوبی؟
والا منم هیچ موقع دلیل این دو رویی ها رو نفهمیدم..اگه دلیلشو فهمیدی به منم بگو تا کمتر مقابل رفتار متناقض حرص بخورم
پاسخ:
سلام عزیزکم مرسی
دلیلش با کامنتای دوستان تقریبا معلوم میشه فقط آدم نمیدونه در برابرشون چیکار کنه
کاری غیر از حرص خوردن وجود نداره انگار
بعضی از رفتارای متناقض هم دلیلش خانواده هس همین الان دوست من داشت میگفت من چادر میپوشم خانوادم میگن نمیشن با چادر لاک بزنی یه جا زور خانواده میچربه طرف چادر میپوشه یه جا هم زور خودش میچربه لاک میزنه یا بعضی از شهرا رسمه همه چادر میپوشن ولی خب آرایش هم میکنن چادره اجباریه خیلی از خانواده ها اینجورن مثلا ما که همه ی دین و کامل رعایت نمیکنیم وگرنه دین گفته یه تار موتم بیرون نباشه ما اینجوریم؟؟؟ در صورتی که خودمون و هم مسلمون میدونیم گاهی چیزی که برای ما تناقضه برای دیگران عادی هس
پاسخ:
درسته همون علت اجبار یا ترس از چیزی 
نه ما به دین کامل عمل نمیکنیم ولی اقلا زیادم غیر عادی نیستیم.تو جامعه یه چیزایی بعد یه مدت عادی میشه ولی این تناقضا غیر عادین.مثلا با وجودیکه من مسلمونم ولی موهامو بیرون میزارم و الان جامعه پره از این تیپ آدم.ولی کسیکه موهاشو میپوشونه بعد مانتو کوتاه میپوشه زیاد با عرف همخونی نداره این میشه تناقض
عزیزم پس فکر میکنی این مثل که میگه , بعضی ها آب نمیبینن وگرنه شناگرهای قابلی هستن چجوری درست شده. 
پاسخ:
حرفت متین ولی ربطشو به این پست نفهمیدم خخخخ
هر کس عادت به تاخیر نمازها کرده است:
خود را برای تاخیر در همه ی امور زندگی آماده کند؛
تاخیر در ازدواج، تاخیر در اشتغال ، تاخیر در تولداولاد ، تاخیر در سلامتی وعافیت!
هر قدر که امور نمازت منظم باشد
امور زندگیت هم تنظیم خواهد شد!
مگر نمیدانی که رستگاری و سعادت با نماز قرین گشته است؟!
'حی ﻋﻠﻰ ﺍﻟﺼــــــــﻼﺓ حی ﻋﻠﻰ ﺍﻟﻔـــﻼﺡ'
پس چگونه از خداوند طلب توفیق داری
در حالیکه حق او را بدرستی ادا نمیکنی؟!
اگر سعادت دنیا و آخرت میخواهیم
تلاش کنیم نمازمان را درست بخوانیم.
نماز مانند لیمو شیرین است، هر چه از وقت فضیلت(اول وقت) دورتر شود تلخ تر می شود... ،
پاسخ:
اونوقت میخوام بدونم اوناییکه اصلا نماز نمیخوندن و به موقع ازدواج کردن دلیلش چی بوده؟
لطف کنید واسه من از اینجور کامنتا نزارید چون میدونم به شدت جهت دهی شده س
حق با شماس یاشل جان خیلی جاها تناقض هست مثل احساس قلبی ما از آدما و رفتاری که باهاشون داریم کاملا متفاوته البته نه در مورد خونواده و عزیزامون!!!!!!!!!!
پاسخ:
درسته اینم یه جور تناقضه.بعضی وقتا یکیو خیلی دوس داریم ولی بهش کم محلی میکنیم یا اذیتش میکنیم
من الان خودم یه تناقضم!

ملت هم تناقض دران با خودشون.سوئ تفاهم نشه آخریش همین فیتیله. یعنی آذری زبانها خودشون تو پیامهای تلگرامی و اس ام اسی چیزی نمیگن به هم؟ بعد یه چیزی از تلوزیون پخش شد غیرتی شدن؟ بعدش بعضی ها از این جریانات که داشتن بهش جهت میدادن بیانیه دادن که 1 واحد ترکی باید تو دانشگاهها پاس بشه؟ زندانی های ترک باید آزاد بشن و ...

برنامه دید در شب که مصاحبه آقای رشید پور با فتیله ای ها بود رو حتما" ببین یاشل.
پاسخ:
تو دیگه چرا.؟
اون جریانو که من کاری ندارم چون بحث در موردش زیاده و اصلا در حوصله م نمیگنجه.ولی شما معلومه مو به موی اخبارا رو میبینی آفرین
از گروه فتیله خوشم میاد چون هنوز نمایش 4 فصلی که تو مدرسه ابتدائی که بودم رو هنوز اجراشون یادمه ": )

بعدشم اینکه خیلی تابلو بودکه یه برنامه ای پخش شه بعدش همون شب ماجرای توهین رو بولد کنن و سریع هم فیلمش در دسترس باشه ؟ و فردا- پس فردای همونروز جلوی سفارت ایران تو آذربایجان تظاهرات کنن بعدشم تو ترکیه ؟ این مشکوک نیست خدائیش؟

بماند که سر ماجرای آوارگان سوریه ، روسیه برگشت گفت اگه در ایران جنگی بشه ( البته خدای نکرده ) تو روسیه که آذری زبان کم نیست و آوارگان ایرانی میرن سمت روسیه که این هزینه زاست.

و یه سری مسائل دیگه که تو همون برنامه رشید پور بهش اشاره شد که واقعا" نمی دونستم و امیدوارم  عزیزان آذری هم فکر کنن و توی زمین دشمن و پان ترکیسم ها بازی نکنن ضمن اینکه گروه فتیله هم اشتباه خودشو قبول کرده ولی اینهمه داد و قال داشت؟ کم مونده اوباما هم بیانیه بده!

آخه فتیله مخاطبش کودکه ، تو تلوزیون ملی ترکیه چرا ماجراش پخش شد؟عجیب نیست؟!
جنبه هم خوب چیزیه که این روزا کم شده متاسفانه.

در حالی که اینهمه اتفاق دیگه میفته و خیلی بی تفاوت از کنارش رد میشن؟

مثلا"  چرا سر ماجرای گرفتن 1 میلیون امضا برای فرستادن پرونده کشتار حجاج منا به سازمان ملل که اگه میرسید اون سازمان مجاب میشد این موضوع رو بررسی کنه ،اصن امضاها به 1 میلیون رسید؟اصن کسی فهمید؟ نه!

14 میلیون آذری داریم و مابقی قومیت های دیگر و فارس زبانا ، چطور یه کشور 70 میلیونی نمیتونه 1 میلیون امضا جمع کنه ولی یه جریان خاص باعث میشه که نه تنها 14 میلیون آذری زبان ایرانی بفهمه چی شده بلکه 8 میلیون آذری آذربایجان و 75 میلیون ترکیه بفهمن فتیله چی گفته ؟

معلومه یه سری ها هدفمند دارن یه سری چیزها رو مسیر دهی میکنن.
=========================
سر شمارم درد اوردم یاشل جان.


بگذریم،میگن یه سیب رو که بندازیم هوا هزار جور چرخ میخوره تا بیاد رو زمین
پاسخ:
خوبه تو بیای اینا رو بگی وگرنه من از این اتفاقا خبر ندارم و سر در نمیارم 
ما دخترا سرمون تو لاک خودمونه و البته من وقت کنم به اینجور اخبارا سر میزنم ولی زیاد تحلیلش نمیکنم
هر کدوم از مثالهایی که زدی و مثالهایی که بقیه دوستان گفتن، میشه براشون صدتا دلیل مختلف آورد. از نگاه خود شخص یا نگاه ما به عنوان ناظر بیرونی. ولی چیزی که من فکر میکنم تو همه شون مشترکه اینه که این افراد، سطحی هستن. درواقع ما همه مون در بعضی مواقع و بعضی موضوعات سطحی هستیم. سطحی بودن یعنی اینکه نمیتونیم خوب فکر کنیم، نمیخوایم خوب فکر کنیم، تا حالا خوب فکر نکردیم، و... . به نظرم میرسه هرچقدر ما درباره یه مساله بیشتر و عمیقتر فکر کنیم و اطلاعات کاملتری داشته باشیم، تفاوت ظاهر و باطنمون تو اون مساله کمتر میشه.
یه مفهومی وجود داره به اسم «تفکر سیستمی». پیشنهاد میکنم حتما وقت بذارید و حداقل این یه مطلب رو درباره این موضوع بخونید: http://www.motamem.org/?p=1295 و اگر دوست داشتید میتونید بقیه درسها رو هم نگاهی بندازید.
اگر نگاهمون به مسائل، سیستمی باشه، یعنی همه چیز رو به هم مرتبط بدونیم، اونوقت خیلی از این تناقضات حل میشه.
پاسخ:
کاملا درسته.داشتم به این فکر میکردم که حتما همه این آدما برای کاراشون دلیل خودشونو دارن و شاید خود ما هم دچار این تناقضات باشیم و خبر نداریم ولی خب من با اون پر رنگاش کار داشتم اونا که خیلی تابلوعه
چشم این تفکرم میخونم هرچند برام آشناس ولی یادم نیست چی بوده.به هر حال ممنون
این پستت معرکه بود همشهری
واقعن بعضی ها تکلیفشونو با خودشون نمیدونن
من میگم شاید یجور خود نمایی باشه که بگه مثلا من از هیشکی کم نیستم
ولی به خود نمایی هم نمیخوره و انگار ربطی نداره
کلن مغزم پوکید
باید خیلی به این معظل فکر کرد
من که حسابی رفتم تو فکر
عکساتم خیلی قشنگن
مخصوصا اون کالسکهه که عروسکه اون پایینش افتاده
پاسخ:
به به یه همشهری پیدا کردیم.ولی وبتو یادم نیست یا اینکه قالب عوض کردی یا جدیدی
دلیلش خودنماییم هست.این دختری که ازش تعریف کردم خیلی اهل خودنمایی بود
اره ، راست میگی همه مدلشیش هست.
کامنت ها را خوندم ، میدونی هممون میدونیم ..هممون هم اینجوری هستیم...هرکی هم گفت نیستم یه خرده بهش نزدیک بشی و صحبت کنی میبینی فقط کم و زیاد داره.
در مورد فرهنگ و شخصیت...اول تو جامعه بوده....ولی دیگه ماها که بزرگ شدیم جزئی از شخصیتمون شده.... راه اصلاحش هم دو حالت هست یکی این که یه نفر بخواد و این قدر مستقل از همه منجمله خانواده و زن و شوهر باشه که بتونه...دومیش اصلاح جامعه است که در وضعیت فعلی امکان پذیر نیست.
کلا تناقض سنجت را خاموش کن!!! زندگی آسوده تر میشه. من هم خودم قبلا حرص میخوردم...ولی فقط به این فکر کن که خود ماها هم نمونه ای از همین مورد هستیم. مثلا همون مورد مسلمونی و مو بیرون گذاشتن که خودت گفتی. حالا یکی شدیدتره
پاسخ:
درسته هممون تا یه حدی دارای این ویژگی هستیم موافقم
ولی خب میشه آدم رو خودش کار کنه اقلا بدونه کدوم وریه.مثل اینه که طرف هم خدا رو بخواد هم خرما رو
باشه منکه مجبورم همینکارو کنم غیر از این مگه کاری میشه کرد؟فقط از اینجور آدما باید دوری کرد چون نرمال نمیباشند
۰۳ آذر ۹۴ ، ۲۱:۱۴ خاتون بانو
سلام یاشل 
خووووبی؟

راستی کسی از بچه ها خاطره و ماجرا ازدواج نداره بفرسته؟ 

پاسخ:
سلام.مرسی
نه تو اگه داری بفرست
۰۳ آذر ۹۴ ، ۲۱:۳۱ مش قولوم میرزا خان
از این ادما زیاده جدی نگیر بگذر از روشون 

پاسخ:
باشه 
۰۴ آذر ۹۴ ، ۰۱:۴۵ مش قولوم میرزا خان
سللم
خوبی 
من فردا میرم کربلا
حلال کن
پاسخ:
سلام
به سلامتی
والا این آشناییا در حدی نیست که بخوام حلال نکنم
ایشالا با دست پر برگردی و اونیکه میخوای بهت بده
سلام بابت کامنتی که دادم خدا شاهده  منظورم شما نبودی چون کلام زیبایی بود از ایت الله بهجت رحمه الله که بار اول بود دیدم گفتم زیباست فرستادم شما و دوستان بهره ببرند چون حقیر هم معجزاتی از نماز اول وقت دیدم که عرض میکنم سال 92 علاوه بر شغل خودم تصمیم به پخش مواد غذایی نمودم با سرمایه 550 هزار تومان  و یک وانت همین کل دارای من بود  (خرید میکردم و 20یا 30 روزه تسویه  با فروشنده ) خلاصه اطرافیان به جای اینکه منو تشویق کنن میگفتن ول کن حقوق کارمندی بسه دنبال درده سری ؟من هم از ترس بعد سرکار شروع به کار میکردم ..اوایل کارم داشتم برا پخش مواد غذایی میرفتم  صدای اذان امد گفتم حالا میرم بعدا میخونم گفتم لعنت خدا برشیطان ،نماز مغرب و که خوندم تموم شد همون لحظه یه نفر زنگ زد که اصلا مشتری قبلیم نبود ...باور کنید اندازه 3تا مغازه ازم جنس خواست ،یاد جمله افتادم که سال 84 دانشجو بودم شنیدم .چرا در خواندن نماز عجله میکنی هر چه میخواهی همین جاست خلاصه در 9ماه بعداظهر ها  70 میلیون تومان خرید و فروش کردم حقیر به نماز اول وقت و دعای بعد از خواندن قران یقین دارم یا حق 
پاسخ:
چون وبت سراسر مذهبیه گفتم شاید داری تبلیغ دین میکنی خب دین داشتن که زورکی نمیشه.هر کی بخواد میره دنبالش
نه ماه هفتاد میلیون؟یکم زیاد نیست؟با اون سرمایه ایکه شما داشتی؟
به هر حال خیلیم خوب.منم قبول دارم خدا بخواد کمک میکنه به بنده هاش
ایشالا به همه کمک کنه
دیگه هم با یه اسم دیگه کامنت نزار میفهمم
۰۴ آذر ۹۴ ، ۲۱:۱۳ ریحانه ر.م
من واقعت شرمندم که دیرمیام ندیدم عکسو رمزو گذاشتی برام ممنون ولی ....اذیتت کردم ببخشید
پاسخ:
خواهش عزیزم گذاشتم ببینی
سلام. پس نظر منم  کوش ؟ یعنی نرسیده؟ اوه چقدم طولانی بود !!!
خخخ
خلاصه کلام موافقم با حرفات و متناقض همه جا هست. خود بنده هم مستثنی نیستم.
 این رویه بیشترش بخاطر فرهنگ مردم و جامعه کنونی ست ...
پاسخ:
وای نمیدونم چرا نرسیده.این بیان نظر نمیخوره ولی حتما قبل اینکه نظرو بفرستی یه کپی ازش بگیر مخصوصا اگه طولانی بود.اگه جمله نظرتون ارسال شد رو دیدی رفته وگرنه بدون نرفته
۰۵ آذر ۹۴ ، ۰۱:۲۸ جواد پاشاپور
سلام، 70 ملیون اونم از ساعت 5ونیم تا ده شب، هر کجا اذان اول نماز،،،، قصدم تاثیر نماز اول وقت بود انشالله ریا نباشه، خودم از قصد با اسم متفاوت و ایمیل خودم فرستادم 
پاسخ:
خوبه
اکی
من ترک نیستم.دیگه از شهرم معلومه که

بر می گرده ب جامعه تا حدی :/
بعضی جاهش شخصی یا خانوادگی میشه
:))
پاسخ:
درسته هم شخصیه هم خانوادگی 
بله متاسفانه جامعه ما ازاینجور ادما پره همینان که گند زدن به شیعه و چادری و که نماد حضرت فاطمه است به چی کشیدن که...
حس بدی دارم:)
حس یکی که دلش نمیخواد همرو به یه چشم دید حس تنفر از ادمایی که پاکی و دین و زیرسوال میبرن
بیبی فیسش بخوره فرق سرش:)))والا نکبت اعصاب نمیزارن برا ادم ...داشتم گریه میشدم اینو خوندم:)
چه میشه کرد دنیاس دیگه:)خوبه که میگذره:)
بانو وب زیبایی دارید با افتخار دنبال میشی:)
پاسخ:
وای چقدر عصبانی شدی شما.حالا خونسردیتو حفظ کن.درسته اینا چهره دینو خراب میکنن.
ممنون وب شما هم زیباست

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">