ماجراهای خواستگاری

ماجراهای خواستگاری

این وبلاگ در مورد خاطرات خواستگاریای من هست
و امیدوارم به درد کسانی که میخوان ازدواج کنن بخوره
و تجربه ایی براشون باشه
سعی میکنم وبلاگایی رو لینک کنم که مطالبش مفید ،پر محتوا ، آموزنده و مرتبط با موضوع وبلاگ باشه.پس لطفا اگه وبلاگتون شامل این خصوصیات نیست ازم درخواست لینک نکنید.قبلا از این بابت عذرخواهی میکنم

فعلا به دلیل نداشتن مورد خواستگاری هفته ای یک بار فالبداهه نویسی میکنم

فقط نظراتی رو تایید میکنم که احساس کنم نیاز به تایید شدن دارند

همچنین به دلیل رک و شوخ طبع بودن بنده،اگه جنبه شوخی ندارید لطفا وارد نشوید

اگه هم مطالب این وبلاگ به مذاقتون سازگار نبود ممنون میشم از ضربدر سمت راست استفاده کنید و بیش از این خودتون و من رو مورد عنایت قرار ندید

متشکرم که با صبوری منو همراهی کردید

پیوندها

دختر افغانی

شنبه, ۲ آبان ۱۳۹۴، ۰۷:۲۰ ب.ظ



این دو شب تجربه جدیدی به دست اوردم واسم بد نبود.من سالی دوبار روضه و مسجد میرم اونم شبای قدر و تاسوعا عاشوراست.دیگه اینقدرام کافر نیستیم خب

شب اول که عزم رفتن کردم چون تو محلمون چند تا مسجد و حسینه هست من مسجدی که یکم دورتره ولی خلوتتره و زودتر تموم میشه رو انتخاب کردم.ولی دیشب به غلط کردن افتادم چون دیروز دو بار این مسیرو رفتم و برگشتم و رسما پاهام داغون شد.نتیجه ش این بود که امروز مجبور شدم برای استراحت دادن به پاهای طفلیم جایی نرم.

من رو خداوند عالم به معنای واقعی کلمه کوزت آفریده .اگه بگم زمانی که سر کار هستم کمتر خسته میشم تا این تعطیلات جمعه و غیره دروغ نگفتم.حسرت یه تعطیلی واقعا تعطیلی و تنبلی و آرامش به دلم مونده.یه هفته تموم سر کارم کار میکنم آخر هفته که میام خونه میبینم خونه که نیست بازار شامه منم دل کوچیک میفتم به تمیز کردن. حالا کارای شخصیه خودم مثل لباس شستن و اتوکردن و حمام و اینارم بهش اضافه کنین چه شود.متاسفانه تو خونه ما از بین همه خواهر برادرا و پدر و مادرم من فعالتر و منظم تر و تمیزترم این میشه که بقیه اهمیت نمیدن و من از این وضعیت عذاب میکشم.هر چی فکر میکنم به آدمای دورو برم انگار اکثر آدما بی نظم و هاشول پاشولن شایدم دوروبر من اینطوریه.اونوقت آدمایی مثل من خودشونو زیادی خسته میکنن.الان فکر نکنین خونه ما از تمیزی برق میزنه نه.من یه تنه یه خونه 300 متریو تمیز میکنم مسلما به همه کاری نمیرسم ولی واقعا یه دست صدا نداره.خیلی از این وضعیت خستم. آدم بره خونه خودش یه خونه نهایتا 100 متریو تمیز میکنه واسه 2 نفر بعدم دلش نمیسوزه واسه بقیه حمالی کرده میگه واسه خودم بود.من دیگه دارم به لطف زیادی کردن دچار میشم.اینم یکی از عیبای مجرد موندن زیادیه.

خب دیگه غر زدن بسه بریم سر اصل مطلب

حتما از عنوانم متوجه سوژه جدیدم شدین.تو این شبا تو مسجد با یه دختر زیبای افغانی آشنا شدم که واسم تجربه جدیدی بود چون تا حالا با یه افغانی همکلام نشده بودم. هرچند تو کشورمون زیادن ولی خب انگار همیشه یه حصاری بین ما هست که نمیشه باهاشون ارتباط برقرار کرد.این دختر اصلا شبیه افغانیا نبود و من اولش متوجه نشدم افغانیه.نشسته بود کنارم که سر حرفو باز کرد منم از خدا خواسته از تنهایی در اومدمو شروع به حرف زدن کردیم.از دماغ عملیه من پرسید و اینکه خیلی دماغش رو اعصابشه و دلش میخواد عمل کنه و منم راهنماییش کردم.کم کم گفت افغانیه بهش گفتم بهت نمیخوره.حالا حرفای بینمونو کش نمیدم که خسته کننده نشه.اما چیزایی که من تو این مکالمات این دو روز ازش فهمیدم اینه که میگفت افغانیا مرداشون بچه و زن زیاد دوس دارن و اگه زنشون بگه نمیخوام زیاد بچه دار شم میرن زن دیگه میگیرن چون حق خودشون میدونن.بعد میگفت بعضیاشون دختراشونو میفروشن یعنی طرف هر کاری خواست با دختره میتونه بکنه.دیگه اینکه گفت چون مرداشون کار بدنی زیاد میکنن غذاشون باید چرب باشه و برنج سفید که ما میخوریم اصلا نمیتونن بخورن چون بعدش ضعف میکنن.دیگه اینکه گفت نسل جدیدشون عاشق میشن و ازدواج میکنن و ایشونم یه دوست پسر داشت هم سن خودش یعنی 19 ساله.میگفت خودم سنی هستم و اون شیعه و بابام نمیزاره ازدواج کنیم.میخوام شیعه بشم و باهاش ازدواج کنم.اون وضعش خیلی خوبه از خودش تولیدی داره و خیاطه و این حرفا.ناکس یه پولدارم به تور زده بود.همه جای دنیا دخترا از خوشگلیشون در تور کردن مورد سرتر استفاده میکنن.گفت آلمان داره افغانیا رو میگیره و همه فامیلامون رفتن منم میخوام با داداشم تا عید برم ولی موندم این پسره رو چیکار کنم.گفتم ببین سرکاریه یا جدی اگه نمیاد جلو برو.گفتم آلمان پناهنده میگیره که واسش کار کنن شاید تو رفاه باشید ولی مجانی نیست گفت نه فامیل ما میگه اونجا بهم خونه دادن و خیلی بهمون رسیدگی میکنن و کار زیادم نمیخوان.به نظرتون میشه چنین چیزی؟من شک دارم که یه کشور اینقدر راحت و مفت به یه سری مردم دیگه سرویس بده اونم کشورای خارجی مثل آلمان که پر از سیاستن.اگه کسی اطلاعاتی داره ما رو روشن کنه لطفا.

میگفت 3 کلاس درس خوندم و سواد درست حسابی ندارم و بابامم نمیزاره برم سر کار و افغانیارو هم به کار نمیگیرن و کارای خونگیم (مثل سبزی پاک کردن، قالی بافی ،سرمه دوزی و ...)نمیصرفه و عاطل و باطلم کارای خونه رو میکنم.بهش گفتم همون کارای خونگیو بکن حتی اگه نصرفه پولاتو جمع کن.آخه میگفت دلم میخواد بینیمو عمل کنم پول ندارم.احساس کردم افغانیا حتی خوشگلاشون،حتی نسل جدیدشون بازم زیاد اهل نظافت و تمیزی نیستن .اینم از مشخصه های کشورشونه ربطیم به بی پولی نداره.خیلیم دوس دارن از چیزای زرق و برق دار استفاده کنن و اصالتشونو حفظ کنن.این یه ردیف 10 تایی النگوی قرمز بدلی مثل هندیا دستش بود.خندم گرفته بود آخه نسل این النگوها تو ایران منقرض شده و ایرانیا استفاده نمیکنن.درباره ازدواج بهم گفت شاید بختتو بستن( از این حرفای تکراری )برو پیش دعانویس گفتم رفتم گفت ایرانی یا افغانی؟ گفتم ایرانی ولی دیگه اعتقادی بهشون ندارم. گفت نه برو پیش افغانی.افغانیش یه چیز دیگه س.خخخخ

در آخر براش آرزو کردم به آرزوهاش برسه.ظاهرا دلش گیر بود ولی عشق فرنگم داشت.شاید یه روز مجبور شه یکیشو انتخاب کنه.گفتم بهش اگه سال دیگه اومدم دیدم نرفتی چی؟گفت هیچی شاید نرفتم دیگه.خلاصه وعده ما شد سال دیگه اونم شاید باز گذارمون خورد و همو دیدیم.

راستی یه خواستگار مهندسم پیدا کردم اونم چه مهندسی مهندس جرثقیل(کلمه مهندس من باب مزاح میباشد)پریشب تو مسجد با یه خانومی آشنا شدم که دورادور مادرمو میشناخت گفت یه مورد واست سراغ دارم پسره وضعش خوبه از خودش جرثقیل داره مونده بودم چی بگم گفتم نمیدونم،زیاد از این شغلا خوشم نمیاد ولی خب بفرست ببینیم چی میشه.این اواخر وقتی کسی میخواد برام مورد معرفی کنه تو دلم میگم نکن خواهر من نکن برادر من نکن.مگه نمیدونین من ایرادگیرم یا من رد میکنم همه رو یا اونا رد میکنن منو.اصلا خودم شرمنده میشم.میدونم اونیکه من میخوام باید بدم بسازن.دلم نمیخواد کسی واسم مورد معرفی کنه چون اکثرا بی نتیجه س و معرف بنده خدا مایوس میشه.دلم میخواد خودم با کسیکه مناسبمه آشنا بشم.کاش اینطوری پیداش کنم 





۹۴/۰۸/۰۲
✿✿ یاشل ✿✿

نظرات  (۲۹)

۰۲ آبان ۹۴ ، ۱۹:۳۷ فاطیما کیان
مهندس جرثقیل ! خدا حفظت کنه دختر خندم گرفت از لفظ نوشتاریت :)
ایشالا به حق همین شب عزیز همه به کسی که لایقشون هست برسن چه دخترا چه پسرا از جمله خودت :)
پاسخ:
دیگه چه کنیم من قراره تو خواستگارای رنگ و وارنگ کلکسیوندار بشم.حیف که نمیشه جایی ثبتش کرد خخخخخخ
ایشالا همچنین واسه خودت 
افغانستانی ها رو با خالدحسینی و رمان های بادبادک باز و هزار خورشید تابان میشناسم....وقتی که همین اواخر هزار خورشیدتابان رو میخوندم گاهی از اینکه به عنوان ی دختر توی ایران زندگی میکنم از ته دلم خدا رو شکر میکردم....خدایی به نظرم وضعیت زندگی شون با وجود جو حاکم بر کشورشون زیاد جالب نباشه! ینی اصلا خوب نباشه! وگرنه قطعا خیلی هاشون به ایران و پاکستان و امریکا و اروپا و جاهای دیگه پناهنده نمیشدن!
+خب تو فقط کارهای خودت رو انجام بده،اتاق خودت رو تمیز و جمع و جور کن...به نظر منم تمیز کردن ی خونه ویلایی خیلی سخته!!! منم دلم میخواد اگر ازدواج کردم تو ی اپارتمان زندگی کنم...که حداقل جمع و جور تر باشه!
خونه پدری تو خونه ویلایی بودیم بسه مونه!!!:))) هرچند اونایی که خونه ویلایی دارن سخته براشون اپارتمان نشینی!;-) 
تو چقد شبیه منی...من هنوز به اون سن نرسیدم که بخوام خیلییی به ازدواج فکر کنم و راستش اصلا هیچ معیاری هم در نظر نگرفتم هنوز...ولی دوس دارم خودم با ادم مناسب زندگی م اشنا شم...:-) 
پاسخ:
الان کشورشون به قول خودشون جنگ زده س.منم ز یاد تو نت راجع بهشون خونده بودم ولی خب شنیدن کی بود مانند دیدن .مستقیما باهاشون حرف بزنی و کسی مثل این اینقدر خاکی باشه که همه چیزو بگه فرق میکنه
منم از بس این حیاط و ایونو تمیز کردم دیگه علاقه ای به خونه ویلایی ندارم آپارتمان دوس دارم.
پس برو خوش باش که هنوز به این سنا نرسیدی
ولی خب از الان به فکر باش.ایشالا آشنا میشی
یاد فیلم چند متر مکعب عشق افتادم :)

به هر حال اون هام انسان و همه انسان ها با هم برابرن :)

خوبه که یهویی جواب نمیدی و نمیگی نمیخوام
حداقل میبینی طرف رو  و بررسی میکنی :)
پاسخ:
ندیدم این فیلمو
درسته من اصلا از دید بالاتر بهش نگاه نکردم وگرنه باهاش همکلام نمیشدم.
ته دلم میدونم به درد نمیخوره ولی ردشم نمیکنم بهونه دست بزرگترا ندم
چه بامـزه بود ^-^
دختر افغانی ـه 19 ساله
غذای چرب ، اوف حالمو بهم زد :دی
آره خوب پناهنده میپذیرن اما آلمان رو نمیدونم چون خیلی سخت میگیرن دولت آلمان :-/
مممم تو شوعر کنی ما دلمون آروم شه :دی 
ایشالا یه شوعر خوب و لایق ^-^
پاسخ:
آره دیگه چربیارو یه ساعت بعد میسوزونن 
الان که راحت درارو باز کرده ولی ظاهرا فقط افغانی و سوری میگیره/میگفت ایرانیارو نمیگیره
شوهر کنم دیگه اینجا از خواستگار خبری نیستا
ممنون
چقدررررررر پاراگراف اول حرفای من بود :((((

پاسخ:
آره میدونم حرف دل همه دخترای آخری و مجرد خونه باباس که همه کارا رو دوششونه
من که دیگه الان کمتر از این کارا می کنم تو هم اینقدر خودت رو پاسوز بقیه نکن بدنت آسیب می بینه.. 
پاسخ:
منم سعی میکنم کمش کنم ولی خب نمیشه براشون قوانینی گذاشتم یکم بهتر شن ولی خب مجبورم خودم جورشو بکشم یا اینکه تو کثیفی زندگی کنیم
چه با مزه من کلا از افغانیها خوشم نمیاد نمیدونم چرا؟؟؟؟؟؟// هرجا هم میبینم زیاد باهاشون دم خور نمیشم یک جورهایی هم میترسم .
ولی راجع به خواستگار فکر کن . ببین من یک دختر عمو دارم رفت با یک جرثقیل دار دیپلم ردی ازدواج کرد اینقدر این پسره رو به راه اورد الان سندیکای نمیدونم چی چی داره که کلی جرثقیل داره و اعتماد به نفس بالا وضعشم خوب شده . این شغلها گاهی فقط ظاهر بدی دارند ولی باطنا حسابی پول ساز و خوب هستند
پاسخ:
منم تقریبا همینطورم این غافلگیرم کرد نمیدونستم افغانیه.
اگه اومد راجبش فکر میکنم هنوز نیومده.ولی درست میگی اگه خودش اونیکه میخوام باشه به شغلش کاری ندارم البته تلاش میکنم شغلشو عوض کنه خخخ
اما میدونی چیه اکثر آدما تو هر شغلی باشن یه سری ویژگیای اون شغلو به ارث میبرن و نمیشه مثلا از یه راننده جرثقیل انتظار داشته باشی مثل یه کارمند یا دکتر یا تحصیلکرده و ... رفتار کنه.این میشه که خیلی وقتا نتیجه همون میشه که از قبل انتظارشو داشتیم
منم دلم میخواست خودم آشنا بشم.دلم میخواد اون من و انتخاب کرده باشه نه مادرشو خواهرش.دلم خیلی چیزا میخواد!
افغانیا بعضیاشون خیلی خوشگلن...
پاسخ:
ایشالا خودت آشنا میشی
من خوشگل توشون کم دیدم ولی هستن و حتما خیلیم مغرورن اگه خوشگل باشن
یاشل خیلی بامزه گفتی اونی که میخواهی رو باید بدی بسازن!
خدا رو چه دیدی، شاید هم از طریق یه دریچه بیاد بیرون؟! خخخخخخخ
پاسخ:
والا به خدا
سخت پیدا میشه
حالا دختر خالم کم بود شمام مارو دست بنداز خخخخخ
سخت نگیر خانومی.جرثقیل خیلی درامد داره.حالا بایه نفر با حقوق یک میلیون سخته زندگی کردن.پرستیژ نان توی سفره نمیشه.هیچ میدونی اکثر دعواهای زن وشوهر بخاطر بی پولیه.اگه اخلاقش خوبه اصلا وابدا به کارش گیر نده
پاسخ:
حالا در حد حرف بود تا ببینیم اصلا معرف جدی بوده و گفته یا نه.فعلا که خبری نیست
حرفتو قبول دارم پول مهمه ولی خب باید از هم خوشمون بیاد
افغانی داریم تا افغانی.. اونایی که تو کشورشون شهرنشین بودن به نسبت بافرهنگ تر و آروم تر هستن ولی اونایی که از روستاهای افغانستان بودن عین بلدوزر می مونن.. حداقل خونه قدیمی ما رو که با خاک یکسان کردن بچه هاشون.
پاسخ:
دیگه نمیدونم این شهر نشین بود یا روستایی.بلاخره اونا هم با فرهنگ و بی فرهنگ دارن ولی کلا درجه فرهنگشون یه ورژن از ما پایین تره
۰۴ آبان ۹۴ ، ۱۶:۴۳ ماهی سیاه کوچولو. مائده

تو افغانی ها خوشگل کم پیدا میشه.


ایشالله که یه پسر خوب قسمت خودم و خودت میشه...خخخخخ

پاسخ:
کاملا موافقم
ایشالا
پس بقیه چی ؟ خخخخ
سلام یاشل جونم...
اخی یاد خودم افتادم  ...منم دقیقا عین تو ولی خوب شما یه دست ات صدا نداره ولی من کلا تنهام و خواهرم کوچیکه دلم میسوزه واسه مامان دیگه مجبورم کمکش کنم چون جز من کسیو نداره!
اره افغانی ها یا اصلا خوشگل ندارن و یا اونایی ک هستن خیلیییی خوشگلن....
اوف یعنی مردم از خنده..مهندس جرثقیل :-)))
خوشم میاد هر چقدر هم به مزاج ات خوش نیاد بازم ردش نمیکنی....
خخخ یاد دوست خودم افتادم تا یکی مثلا میگه میخوام اینجور و اون جور باشه میگه صبر کن تا مادرش همچین ادمی به دنیا بیاره..شده همین کار تو که باید سفارش بدی شوهر ایده ال ات رو:-)))
پاسخ:
سلام خانوم گل
منم اگه خواهر برادر نداشتم میگفتم ندارم دلم نمیسوخت متاسفانه دارم و کاری نمیکنن.
چیکار کنم دیگه مجبورم رد نکنم.فوقش بعدش میشه رد کرد ولی قبلش اشتباهه
من که سفارششو دادم ولی خدا نمیسازه بده من که خخخ
تا حالا با افغانی ها برخورد نداشتم... 
فقط اون برنامه ی خندوانه رو دیدم که آقای افغانی اومد و گفت به ما نگین "افغانی" ما "افغانستانی" هستیم! افغانی واحد پولمونه! بعد من فکر کردم پس فردا یکی ما رو ریالی صدا کنه چه حسی خواهیم داشت!

+ آلمانی ها اصلا حس خوبی به مهاجرایی که اینطوری میان کشورشون ندارن! از نظر اونا سربار مملکتشون می شن... واسه همین مطمئن باش اونور آینده چندان خوبی در انتظارش نیست... حداقل نه بهتر از اینجا...
پاسخ:
اون قسمتشو ندیدم اصلا من شاید دو یا 3 تا از قسمتای این خندوانه رو دیده باشم.شبکه نسیم نداشتیم اینارم از کلیپا دیدم.ولی خب حق داشته اقاهه
منم همین فکرو میکنم ولی ظاهرا دختره خیلی تعریف شنیده بود و برعکس فکر میکرد
یه چیز دیگه راستی...
این مهندس جرثقیلو فقط به خاطر شغلش رد نکن... دختر عمه منم با یک همچین شخصی ازدواج کرد... خیلی زیاد هم دوستش داره... کلی هم خوشبختن:)
پاسخ:
اصلا انگار زنگ نزده هنوز ولی خب من خواستگارای سنتیو معمولا رد نمیکنم چون خانواده در جریانن واسه اینکه بهونه دستشون ندم بگن ایراد میگیره میزارم بیان بعد رد میکنم خخخ
من از افغانیا خوشم نمیاد هم تمیز نیستن هم فرهنگشون افتضاحه
پاسخ:
درسته.اکثرا همینطورن.واسه همین شاید اون آدم حسابیاشون کمتر به چشم بیان
۰۶ آبان ۹۴ ، ۰۰:۳۷ خاتون بانو
خوش به حال تمام کسایی هست که کسی رو دارن که بهش فکر کنن و بهتر از اونا کسایی هستن که می تونن به شخصی که دوستش دارن برسن و بهتر از اون کسایی که با هم زندگی خوبی دارن  و با وجود تمامی مشکلاتشون هنوز عشق و محبت بین خودشونو حفظ کردن.


امیدوارم هر سرنوشتی داره اون دخترک خوشبخت بشه.


پاسخ:
آره والا با خودم گفتم بیا اینم یکیو داره و ما ....
الان شدیدا رابطه دوستی بین جوونا رایج شده و همین باعث میشه زودتر خودشونو بشناسن و راهشونو پیدا کنن
سلام، یکی از آشناهای ما 14 سال پیش برا تک پسرش دختر افغانی گرفت، فکر کن اون زمان دیده همه به افغانیا وحشتناک بود، منم بچه ازشون میترسیدم ، رفتم عروسی دیدم از مادیات کلی از داماد که پولدار بود پولدارترن، بسیار زیبا ، مودب ، خوش هیکل و کل خانواده مادری پدریش مقیم آمریکا و هلند، سه تا خواهر داشت یکی از یکی زیباتر تحصیلکرده تر و فشن تر! بیشتر اقوام پزشک و وکیل، خودشونم همه لیسانس البته به جز عروس، کلا اونجا بود که دیدم عوض شد، خیلی دوستشون دارم خیلی مظلوم و مهربون و وفادارن، البته خوباشون، خب همه جا خوب و بد داره. بله آلمان ایرانی هم میگیره من سه تا از اقوامن اونجان و دو هفته پیشم یکی دیگه از اقوام رفت اونجا، بسیار هم مودبانه و نهایت احترام باهاشون رفتار کردند ، مردمشون خودشون به صورت خودجوش و بدون حقوق دارن به پناهنده ها رسیدگی میکنن در کمپ ها حتی از همون غذا که به پناهنده ها میدن خودشونم میخورن، کلا خیلی به مراتب از بعضی از ماها انسان تر و خداشناس ترن ، خودمو میگم، دور از جون شما و  خواننده هاتون
پاسخ:
سلام
واقعا با این تفاسیر چه تیکه ای بوده ارزششو داشته.بعضی شوهاشونو که میبینم واقعا خوشگلن و بد نیستن
درسته کشورای خارجی البته نه همشون ولی بعضی از اونا انسان دوست تر و متمدن تر از ماها هستن که اینهمه ادعا داریم
سه بار خواستم نظر بذارم هر سه بارشم یه اتفاقی افتاده مانع نظر گذاشتنم شده منم ازرو نرفتم :))
 یاشل خونه دار معلومه حساسی به تمیزی ایشالله میری خونه خودت دیگه این همه وقت صرف تمیزکردن اشیونه عشقولانت نمیشی اقاتون کمکت میکنه :)
  
به به از اون بالا بالا ها کفتر نیومد وقتی این دختر خانوم گل رو دیدی؟؟؟
با افاغنه های عزیز برخورد نداشتم ولی دیدم چه ادمای سخت کوش و پرتلاشین هرکاری که سخت باشه از پسش برمیان و من اکثرا با چینی ها اشتباه میگیرمشون :)



پاسخ:
اره انگار بلاگ مشکل پیدا کرده منم نظر میزاشتم نمیرفت.البته مشکلاتش موقتیه
آره حساسم 
ا راست میگیا باید براش میخوندم کفترو
یه فرقایی با چینیا دارن که میشه تشخیص داد
این ته تغاری بود معلوم بود تنبله زیاد سخت کوش نبود ولی خب کلا نژادشون پشتکار دارن
من نظرم مثبته ": )

.
.
.
.
.

ایشالله بخوشیخته اوشون هم!
پاسخ:
پس مبارکه
حالا راجع به چی مثبته؟
ایشاالله
۰۷ آبان ۹۴ ، ۱۳:۱۹ شهرزاد عرفانی
خخخ وای چه بامزه خارجی خارجیه دیگه حالا میخواد افغانی باشه یا اروپایی یکم واسم جالبه تو ایران ببینمشون البته یک قسمت مشهد پرافغانیه ولی من تا حالا از نزدیک ندیدم فقط شنیدم
یکی از اشناهام میگفت دو تا از دوستای افغانیش رفتن استرالیا و واقعا هم وضعشون خوب شده تازه به ایشونم پیشنهاد داده بودن که هویت افغانی برات درست میکنیم  ایرانو ول کن بیا اینجا کارو بار عالیه...اما درمورد آلمان نمیدونم
دعانویسا هم که فقط دروغ میگن باورت میشه اگه بگم یکی از دوستام تا چند میلیون به اینا پول داده ولی حالا فهمیده همش الکی بوده
پاسخ:
تو ایران که پر از افغانیه.تو مشهدم دیگه پرتر.چون مرز کشورشونه زیاد هستن
درسته ظاهرا به اونا بیشتر بها میدن تا ایرانیا.ایرانی انگار وجهه خوبی نداره تو دنیا متاسفانه
منم به این دعانویسا خوشبین نیستم دیگه واسه منم کاری نکردن.نمیدونم اوناییکه نتیجه میگیرن واقعیه یا نه
۰۷ آبان ۹۴ ، ۲۱:۰۰ دریا _ گاه نوشته های من
مهندس جرثقیل هم بد نیست:))
پاسخ:
بله اونم ابهتی داره واسه خودش خخخ
فکر کنم یه مهندسی به جمع مهندسین عزیز اضافه کردم خخخ
۰۸ آبان ۹۴ ، ۱۱:۳۲ شهرزاد عرفانی
میدونی کنجکاو شدم با دوستم تماس گرفتم گفت آلمان پناهنده میگیره هم برای کار هم درس و کلی امکانتم بهشون میده ولی در عوضش برای مسلمونا شرایطی مثل تعویض دین داره واینکه یه سری تعهدات که باید تا آخرش برای اونا کار کنن و از این جور مسائل...
پاسخ:
حدسم درست بود.ممنون که گفتی.همینطوری مفت و مجانی پناهندگی و خدمات نمیده.بیشتر واسه کار میخواد اینا رو.مثل خودمون که واسه کارای سخت ازشون استفاده میکنیم
ما همسایمون افغانیه دو تا بچه داره خونشون همییییشه مهمون هست ....فک کن یه لشکر آدم چند تا شربت و نمیتونن طبق دستور مصرف کنن بیچاره ها از دم بی سوادن .... هم میترسم ازشون هم دلم براشون میسوزه ... زنه خیلیییی ساده و با نمکه پسرشون امسال میره کلاس اول مهموناشونم همیشه با خودشون برنج و روغن میارن ...رسمشونه انگار
پاسخ:
حالا ما در همسایگی نداریم یکم دورترن یه محله اون طرفتر ما رو قرق کردن ولی خب واقعا سخته چیزایی که آدم میبینه.فرهنگ جمعیت کم و ندارن 
از نوشته ها یتان لذت بردم.  به وبلاگ شعرم پناه نیست!  سر بزنید.  خوشحال می شوم. 
پاسخ:
ممنون
اقلا آدرس وبتونو میزاشتین
۱۲ آبان ۹۴ ، ۰۱:۳۲ مش قولوم میرزا خان
فکر نکن فقط خودت اینجوری شدیا منم همینجور شدم ... باید طرفو یا از چین وارد کنند یا خودم بسازم
پاسخ:
وقتی یکم تنوع زیاد میشه تصمیم گیری سختتر میشه 
اگه میشد خودمون بسازیم که خوب بود اقلا اونیکه میخواستیم میشد
باید خدا بسازه که اونم نمیسازه
۱۵ آبان ۹۴ ، ۰۲:۰۷ مش قولوم میرزا خان
پست نمیزاریا :/
پاسخ:
من جمعه به جمعه سر و گوشم میجنبه خخخخخ
طفلکیا..اینا دیگه چی میکشن!
پاسخ:
درسته هیچ چیزی بدتر از جنگ و آوارگی و کشور جنگ زده نیست
سلام. من ساکن هشت تا کشور بودم. الان هم ساکن سوئد هستم. چندسالی هم ایران زندگی کردم. اصالتا اهل افغانستانم ولی بیشتر از چهل ساله یعنی زمان پدربزرگم از افغانستان خارج شدیم. خب تو مدرسه ایران درس خوندم و فارسی رو یاد گرفتم. و بعد چین، مالزی، آلمان، شیلی، برزیل و الان هم سوئد توی تمام این کشورها مدرسه و دانشگاه رفتم. به جرات میتونم بگم توی هیچ کشوری تحقیر رو تجربه نکردم جز ایران. هیچ جا بچه هاش احساس برتری نکردند نسبت به من جز ایران با اینکه من به فارسی مسلطم و زبان اولین کلید حل شدن توی جامعه است. توی اروپا و کانادا و آمریکا با فرهنگ و اقتصاد بالاتر افغانی ها به راحتی جا می افتند. اینکه میگی از نظر فرهنگی از ایرانی ها یه ورژن عقب ترن متوجه نمیشم. البته حق دارید این رو بگید ولی وقتی براتون فیلم سیصد رو ساختن نمیفهمم چرا جوش آوردید! خب شما صد پله از آمریکاییها عقب ترید. دوست دارم بیشتر با مصائب افغانی های ایران آشناتون کنم. خوشحال میشم ایمیل بزنید
پاسخ:
به همون علت جوش اوردیم که وقتی گفتم یه ورژن عقبترید شما جوش اوردید.حرف حق تلخه عزیزم
ولی من به شخصه بین قومیتی فرق نمیزارم و حتی تو برخوردمم به چشم کم نگاهشون نمیکنم چون معتقد اونام انسانن

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">