ماجراهای خواستگاری

ماجراهای خواستگاری

این وبلاگ در مورد خاطرات خواستگاریای من هست
و امیدوارم به درد کسانی که میخوان ازدواج کنن بخوره
و تجربه ایی براشون باشه
سعی میکنم وبلاگایی رو لینک کنم که مطالبش مفید ،پر محتوا ، آموزنده و مرتبط با موضوع وبلاگ باشه.پس لطفا اگه وبلاگتون شامل این خصوصیات نیست ازم درخواست لینک نکنید.قبلا از این بابت عذرخواهی میکنم

فعلا به دلیل نداشتن مورد خواستگاری هفته ای یک بار فالبداهه نویسی میکنم

فقط نظراتی رو تایید میکنم که احساس کنم نیاز به تایید شدن دارند

همچنین به دلیل رک و شوخ طبع بودن بنده،اگه جنبه شوخی ندارید لطفا وارد نشوید

اگه هم مطالب این وبلاگ به مذاقتون سازگار نبود ممنون میشم از ضربدر سمت راست استفاده کنید و بیش از این خودتون و من رو مورد عنایت قرار ندید

متشکرم که با صبوری منو همراهی کردید

پیوندها

خواستگار وبلاگی

پنجشنبه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۴، ۱۰:۴۷ ب.ظ


اول از همه تا دیر نشده تولد وبمو بهش تبریک میگم 

یک ساله شده تازه داره تاتی تاتی میکنه براش دست بزنین.از اول هفته یادم بود ولی تازه الان یادم افتاد.الانم هنوز دیر نیست یه ساعت به پایان روز مونده خخخخ


دوم از همه قهرمان این پست تو این هفته ازدواج کرد.از اونجاییکه همسایه ایم فهمیدم.مادرامون باهم دوستن واسمون ناهار روز پاتختیشو اورده بودن.اولش یکم ناراحت شدم ولی بعد گفتم من که اینو نمیخواستم پس خداروشکر یکیو پیدا کرد و سر و سامون گرفت.ایشالا اینبار خوشبخت بشه.


از روزی که این وبو زدم چندتاییم خواستگار وبلاگی داشتم که بد نیست از اونا هم اینجا بگم بلاخره اینقدر زحمت کشیدن به خودشون جرات دادن از من خواستگاری کردن.فقط نمیدونستن من ایرادگیر به این راحتیا رام نمیشم

بزارید یکم از وضعیت الانم که مینویسم بگم مطمئنا بعدها برام خاطره میشه.الان بنده نوک صندلی نشستم چرا؟چونکه نوه شیطون ما لیوان آبو خالی کرده رو صندلی و از اونجاییکه این صندلی یکم پاره شده آب به داخل ابرش نفوذ کرده و با اجازتون اگه وسطش بشینم خیس خیس میشم.البته همین الانم خیس شدم انگار خخخ .اینم از روزگار ما با سر کردن با سه نوه شیطون

شاید بعضی از شماها با خودتون فکر کنید من این وبو زدم شاید فرجی بشه و از طریق اینجام با کسی آشنا بشم ولی متاسفانه اصلا این تو فکر من نیست چرا که من دقیقا روزی این وبو زدم که از سایتای همسریابی انصراف زدم و اینقدر از دنیای پر زرق و برق سایتای همسریابی خسته بودم که اصلا دیگه دلم به اینجور آشناییا خوش نبود و دنبالش نبودم.در ثانی اصلا دلم نمیخواد با کسی ازدواج کنم که کل آشناییای منو بدونه.خیلی خیلی کم پیدا میشه کسی که اینقدر روشنفکر باشه که از جزییات همه گذشته زنش خبر داشته باشه و بعد نخواد به روش بیاره.

حالا با این وجود من تو این یه سال چند مورد کامنت آشنایی به قصد ازدواج داشتم که مختصر هر کدومشو میزارم و توضیح میدم.

اولیش که شاید بعضیا بشناسنش و یه پستم درباره ش گذاشتم یه پسر با احساس دهه هفتادی با 7 سال اختلاف سنی هست که از روی دلسوزی شاید به من کامنت واسه آشنایی و اینا داد.راستش خیلی خنده م گرفته بود ولی خب تا از سر خودم بازش کنم طول کشید و مجبور شدم کمی تند برخورد کنم که یکم دلخور شد ولی به عاقل شدنش میارزید.

اینم یکی از کامنتاش واسه تصدیق حرفم :


بخدا همه تلاشمو میکنم واست بهترین باشم
کاش یکم سنم بیشتر بود. فک کنم فهمیده باشی علت پافشاریم اینه که بهت علاقه مند شدم
بهم فرصت بده. مگه من چیم کمه از بقیه دوستات؟ 


دومی یه نفر بود که اون اوایل وب واسم کامنت میزاشت ولی بعد یه مدت دیگه خبری ازش نشد.اسمشو نمیارم ولی چون اینجا محیط مجازیه و کسی کسیو نمیشناسه و اینام اکثرا وب ندارن و ناشناس کامنت میدن کامنتشو میزارم :


خب چکار کنم بیام شهرتون برای خواستگاری ؟ 
من بی مذهب هستم
مشکل نشم برات

ماجرای خواستگار بی مذهب


که فکر کنم ایشون وقتی فاز منو فهمید و دید من مذهب برام مهمه بیخیال شد.منم در جواب کامنت ایشون چون خصوصی بود جوابی ندادم.در واقع اینقدر تو دنیای مجازی بی اعتمادی هست که من اصلا به پیشنهاداتشون اهمیت نمیدم و فکر میکنم یا جدی نیستن یا سر کاریه.یا در نهایت اونی که میخوام نیستن


سومیش یه نفر بود که با اسمی که نمیشناختم یعنی از کامنت گذارای همیشگی نبود یه کامنت خصوصی گذاشت :


سلام. وقتتون بخیر
حالتون خوبه؟
حقیقتش چند وقتیه وبلاگتونو میخونم. 1پسر 32سالم که .......... تو ........ مشغولم. خودمم خوزستانیم.لیسانس ..... دارم و تقریبا .....سال سابقه کار
قبلا هم 1نامزدی ناموفق داشتم.
اگه مایلید اجازه بدید باهم آشنا بشیم


خب من یه اخلاقی که دارم از بس از مزاحم و اینا میترسم از طریق ایمیل با کسی ارتباط برقرار نمیکنم نمیخوام بعد بخواد اذیت کنه.واسه همین هرکی کاری باهام داشت یا به وبلاگش سر میزنم یا باید نظرشو عمومی بده تا جوابشو بدم.دیگه منم چون به اینجور کامنتا بی اعتماد بودم و از طرفی نمیتونستم با شرایط شغلی ایشون کنار بیام بیخیالش شدم و جوابی ندادم


چهارمی هم که اصلا جدی نبود و از سر شوخی بود از یه دوست عزیزی که مدت کوتاهی وبلاگ زده بود به اسم آقای همکار برام کامنت گذاشت :


راستی بخاطر اینکه سوژه جدید بهت بدم بصورت وبلاگی ازت خواستگاری میکنم و میخوام که در دنیای وبلاگ زن و شوهر باشیم. اسم بچه هامون هم میذاریم : بلاگ ، پرشین‌بلاگ ، میهن بلاگ،  بلاگفا خره ؛)
وکیلم؟!

خب خودتون از متن کامنتشون میتونید همه چیزو بفهمید.البته من به ایشون گفتم از نداشتن سوژه نیست که پست نمیزارم و مدتیه حس و حالشو ندارم و در نهایت ایشون یه روز خشم اژدها گرفتش و وبلاگشو بست و رفت .لعنت به دنیای مجازی 


میرسیم به پنجمی که همین دو روز پیش یه نفر واسم کامنت گذاشته با این مضمون :

سلام
حال شما خوبه
یاشیل جان من مدتیه وبلاگ شما را میخونم. قصد ازدواج دارم
به نظرم میتونیم زوج خوبی باشیم.
من متولد 61 تهران کارشناسی ارشد ......
مادرم مال .......ه. رفت و آمد زیاد داریم .........

اگه ممکنه به قصد ازدواج با هم بیشتر آشنا بشیم. ممنون

خب به نظرتون ایشون از کجا فهمیده که من اهل کجام که میگه مادرش اهل شهر ماست ؟هان؟حتما علم غیب داشته 

اما باید بگم در مورد بقیه کامنتا و خواستگاران کذایی حرفی ندارم چون تاریخ مصرفشون گذشته ولی در مورد این آخری چون من از طریق ایمیل ارتباط برقرار نمیکنم ایشون و امثال ایشون اگه خواستن جواب بگیرن میتونن بعد از کامنت خصوصیشون یه کامنت عمومی بزارن و جواب بخوان تا زیر کامنت جوابشونو بدم.اما جواب من به ایشون اینه:

من تو مدتی که تو دنیای مجازی بودم با بیشترین قشری که آشنا شدم بعد از همشهریام شهر تهران بود.یعنی اطلاعات وسیعی از خود شهر ،فرهنگ مردم و اخلاق و روحیاتشون دارم.البته که مردم شهر تهران رو نمیشه با اونهمه جمعیت و ملیت مختلف یه جور فرض کرد ولی یه سری از خصوصیاتشون کلیت داره.میدونم خیلی از مخاطبین اینجا ماله همون شهرن ولی خواهشا جبهه نگیرید من با توجه به تجربیاتم میگم.

مردم تهران از بقیه شهرا خودشونو یه سر و گردن بالاتر میدونن بنابراین مردم شهرای دیگه رو تا حدودی مسخره میکنن.اگه حتی مسخره نکنن اونا رو پایینتر از خودشون میدونن.مسلما شاید بخاطر بزرگ شدن تو شهر بزرگ و با امکانات ،یه سری برتری هایی نسبت به بقیه شهرا داشته باشن اما من دلیل نمیبینم با کسی ازدواج کنم که همیشه استرس اینو داشته باشم پیشش کمتر به حساب بیام و یا منو به چشم کم ببینه.بعد از این قضیه میرسیم به مسئله فرهنگ که بازم فرهنگ مردمش خیلی متفاوته و تو بعضی جاها بهتر رفتار میکنن تو بعضی جاها بدتر مثال میزنم از چیزایی که دیدم.چون من با چندین تهرانی صحبت کردم دیدار داشتم و به تهران سفر کردم.

مردم تهران اکثرا عصبی هستن به طوریکه تحمل حرف زور رو ندارن و سریع واکنش نشون میدن درحالیکه مردم شهر من به بی تفاوتی معروفن و این دو خصوصیت ضد و نقیض هست-مردم تهران خودشونو پایتخت نشین میدونن و غرور و تکبر خاصی دربرابر غیر تهرانی دارن در حالیکه مردم شهر من به متواضع بودن معروفن--مردم تهران خیلی اهل خوشگذرونی و خرج کردن هستن در حالیکه مردم شهر من با نهایت دقت و احتیاط خرج میکنن و حساب یه قرون دوزارشونو دارن-مردم تهران زیاد مذهبی نیستن در حالیکه مردم شهر من اکثرا تو خانواده های مذهبی از نوع خشک بزرگ شدن-مردم تهران پر انرژی، بذله گو و شوخن در حالیکه مردم شهر من به بی احساسی و بی حالی معروفن-مردم تهران برای لباس و پوششون خیلی ارزش قائلن درحالیکه مردم شهر من خیلی کمتر اهمیت میدن و زیاد خوش پوش و شیک پوش نیستن-مردم تهران کمی تا قسمتی گرگن و خیلی باید زرنگ باشی تا بتونی تو تهران دووم بیاری ولی مردم من با همه زرنگیشون خیلی کم آزارترن-در بین مردم تهران بیماریهای روانی شایعتر از شهر ماست در حالیکه من پسرای شهر خودم رو خیلی نرمالتر دیدم تا اونا.یا اکثرا توهم خود بزرگ بینی داشتن و یا رفتارای غیر طبیعی .مردم تهران بیشتر درگیر دود حالا از هر نوعی هستن تا مردم شهر من که خلاف سنگینشون ماهی یه قلیونه.در تهران مواردی مثل طلاق و خیانت خیلی شایعتر از شهرای دیگه س

همه اینا در شرایط کلی و اکثریت هست.میدونم همه اینطور نیستن ولی میتونم بگم اینا در مورد اکثر مردم این دو شهر صادقه.پس من با توجه به تجربه هام اصلا علاقه ای به اینکه با یه پسر تهرونی ازدواج کنم ندارم.شاید اون اوایل که شناختی نداشتم بدم نمیومد و شاید این بهونه ای واسه پز دادن بود ولی الان که با چشم باز و عقلانی انتخاب میکنم میدونم واسه هر کسی ازدواج با هم فرهنگش (با وجود داشتن بقیه تناسبات) بهترین انتخاب و عاقلانه ترین انتخابه.


اینم یه پست پر پیمون آخر هفته ایه دیگه .برم سرتونو بیشتر از این درد نیارم.فقط تهرانیای عزیز خواستین فحش بدین یواش باشه من ناراحت نشم 




۹۴/۰۶/۱۹
✿✿ یاشل ✿✿

نظرات  (۳۹)

تولد وبت مبارک :-) 
من با بیشتر حرفات موافقم .... من بیشتر عمرموتو تهران بودم میشه گفت تهرانیم امااااا واقعا با مردم اینجا فرق دارم .....
ما بدون دعوت جایی نمیریم ما سر زده خونه کسی نمیریم ما وقتی جایی میریم خیلی چشم نمیگردونیم ببینیم تو خونه طرف چه خبره !؟ من و برادرم کاملا تو فضای مذهبی بزرگ شدیم حالا خواهرم یه کم متفاوته ولی کامل که نگاه کنی اونم بیشتر شبیه ماست(مردم شهرمون و فرهنگی که باهاش بزرگ شدیم) تا مردم تهران ....
انگار ما بسته تر و مقید تریم .....
یاشل اهل شیرازی؟ من فکر میکردم تهرانی باشی
پاسخ:
ممنون :-)
میدونم مثل تو و تارا یا بعضی از بچه ها هستن که من واقعا تعجب میکنم خیلی خاکی و بی ریا و مهربون هستین.ولی خب من برداشتم اینطور بود
با این تفاسیر تو کلا اهل تهرون نیستی فکر کنم اشتباهی شدی خخخخ
اینایی که گفتی جز خصوصیات مثبت مردم شهرتونه.یعنی همینکه تو کار دیگری سرک نمیکشن و بدون دعوت جایی نمیرن از فرهنگ خوبشونه.
نه بهت تو خصوصی گفتم.ولی این مشخصاتی که دادم اصلا شبیه شیرازیا نیستا دختر خوب
تولد وبلاگت را تبریک می گم . کاشکی منم واسه وبلاگم این حال و روحیه را داشتم بیچاره را به امون خدا ولش کردم. نمی دونم بلاگم را دریابم یا بلاگفاهای قدیمی ام را.
از نظر این تحلیل جامعه شناختی هم به نظر من
توقع در مردمی که در امکانات رفاهی بیش تر باشن بالاتره اینو به عینه دیدم.
همین طور کسانی که در امکانات رفاهی کم تر و شرایط زندگی سخت تری هستن بردبارتر و صبورتر و گاهی هم تلاش بیش تری در مقایسه با دسته اول دارند. مثل مردم کویر و جنوبی ها.
پاسخ:
مرسی
خب باید دلت بخواد من هرچند خیلی وقتا حال نوشتن ندارم ولی وقتی بنویسم سعی میکنم کم نزارم و درست حسابی باشه.یعنی باید انگیزه قوی باشه تا من فعال باشم
نظرتو درسته چون منطقیه.خیلی خوب تحلیل کردی.
مبارک حتی!
پاسخ:
تبریک عربی گفتی؟خخخ ممنون 
در مورد خواستگارای وبلاگی واقعا نمیدونم چی باید گفت فقط خدا از دلشون باخبره.ولی من هم اگه جات بودم  اهمیتی بهشون نمیدادم. با نظرت راجع به مردم تهران  تقریبا موافقم .اینکه عصبی هستن وخود بزرگ بینی دارن (اعتماد به نفس کاذب) گرچه همشون رو شامل نمیشه اما درصد زیادیشون دچارند .اما همشهریام انقدام بد نیستن وهرگز خودشون رو از مردم شهرهای بزرگ برتر نمیدونن اینو مطمئنم. خب شیک پوشیدن وخوب خرج کردن هم صفت خوبیه اما باز همه تهرونیها رو شامل نمیشه از جنوب شهر تا شمال شهر فاصله طبقاتی دارن از زمین تا به کهکشانها.هیچ وقت ذره ای به هم نزدیک نیستن همچنین تفاوت فرهنگی طبقات بالا وپائین که ....کاملا واضح ونیاز به توضیح نداره ولی میدونم مد نظرت وسط شهر وقشر متوسط بوده.
پاسخ:
درسته منم زیاد بهشون خوشبین نیستم که آیا راست میگن یا دروغ
چه خوبه که موافقید و درست حدس زدید من یه دید کلی به این شهر داشتم وگرنه هیچ بشری مثل هم نیست
سلام
اگه یکی از بچه هات تخس بود اسمشو بذار بلاگفا خره.
من هفت سال تهران زندگی کردم  به نظرم خودشون رو برتر نمیدونند. 
پاسخ:
سلام
چشم حتما فقط چون شما گفتی خخخ
چون شما اونجا زندگی میکردی باهات مثل بقیه رفتار کردن.ولی با کسی که معلوم باشه تهرونی نیست اونطورین البته نمیان که تو ظاهر مثلا روشونو ازت برگردونن یا رفتار تابلو داشته باشن بلکه در برخورد و رفتار کارایی میکنن که به شما احساس حقارت و به اونا احساس خودبرتر بینی دست میده

:دی
نمردیم و خواستگاری وبلاگی هم دیدیم.
نوع شبکه اجتماعی و همسریابی و ... که زیاد دیده بودیم ولی وبلاگی دیگه نوبره :دی
تولد وبلاگتم مبارک ایشالله 100 ساله بشه و یه روزی از دوران جوونی ت برای نوه های دختر و پسرت بگی و ...
(...)
پاسخ:
تو هنوز ناشناس کامنت میزاری؟خوبه میدونم کی هستی با اون سه نقطه ت
یعنی به اون روزا هم میرسیم؟نوه ؟اوه مای گاد حالا بزار شوهر کنیم بعد
منو باش کلی دعا کردم نذر کردم دانشگاه تهران قبول شم سال بعد ...من کلا آدم آرومی ام اصلا پررو نیستم حالا که اینطورگفتی ترسیدم خورد تو ذوقم....اصلا ازاین اخلاقا خوشم نمیاد...واقعا راست میگی خیانتا بیشترتو تهران رخ میده شهرما نزدیک تهرانه ولی اینجا خیانت تک وتوک اتفاق میفته...
پاسخ:
حالا شما ناامید نباش اونجا درس خوندن یه پوئن مثبته چون از نظر فرهنگی تغییر و پیشرفت میکنی ولی واسه ازدواج اونم در شرایط من زیاد خوشم نمیاد .در ضمن همه یه جور نیستن
سلام یاشل جان..خوبی!!!
خوب راجب خواستگارای وبلاگی باید بگم کار خوبی کردی که بهشون اهمیت ندادی...هر چقدر هم ادمای خوبی بوده باشن ولی ادم نمیتونه خیلی زیاد اعتماد کنه....
این که این همه تفاوت رو نوشتی...باهات نسبتا موافقم...یا میشه گفت تو همه اش....
مردم شهر های ما که نسبتا کوچیکتره...خیلی از هر نظر هم بسته تره...ولی امار طلاق که الا ماشاالله همه جا زیاده....
ولی تو یه چیز شدیداااااااا باهات موافقم اونم این که طرف خودش بهتر و محترم تر میدونه و بالا تر....این خیلی مسخره است....در صورتی که ممکنه نصف اون بزرگی رو هم که بهش فکر میکنه رو نداره....
پاسخ:
سلام خانومی مرسی
درسته اعتماد بهشون سخته مخصوصا که تو زردم از اب  در بیان
درسته که امار طلاق زیادتره ولی مردم بقیه شهرا به هر علت بیخودی نمیرن واسه طلاق ،یکم بسازترن
همین که تحمل شرایط مطابق میلشونو ندارن و سریع باهات بحث میکنن خودش نشونه غرورشونه .به هر حال هر جایی یه سری خصوصیاتی داره شهر من و تو هم حتما خصوصیات بد داره ولی هر کسی همشهریاشو بهتر درک میکنه
انقدر حرف زدم یادم رفت تبریک بگم...
تفلدش مبارکــــــــــ......:-*
چه نوه های با مزه ای :-))))
پاسخ:
عزیزم.مرسی
آره دیگه اینم فکرش بامزه بود 
تازه میگفت این بچه آخری بلاگفا خره رو خوب تربیتش نکردی گفتم به من چه خخخخ
یعنی حال کردم با اسم بچه هاتون مخصوصا بلاگفا خره :)
اما در مورد خصوصیات تهرانی ها، نه عزیزم من کامل کامل با حرفهات مخالفم، من خودم متولد تهرانم و دانشگاهم رو قزوین خوندم که تو خوابگاه با چند تا بچه تهران و  شمالی و ترک و .... همخوابگاهی بودم و فکر کنم 4 سال زندگی خوابگاهی خیلی چیزها را یادم داد، خیلی جالبه تو خوابگاه هم بچه های شهرستان از همون اول درمورد تهرانی ها همین پیش داوری  وقضاوت را داشتند و به مرور متوجه شدند که یکی از عوامل برای داشتن این خصلتها اینه که بچه تهران باشی! و اینقدر عوامل دیگه هم دخیله که تهرانی بودن را تحت الشعاع قرار میده. مضافا اینکه تهرانی ها خیلی هاشون ارتباطات نزدیک با شهرهای اجدادی شون دارند نمونه اش هم تاسوعا عاشورا شما بیایی تهران از این همه خلوتی تعجب میکنی چون اینها سالی یکی دو بار میرند دهات ها و شهرهاشون. مورد دیگه اکثر اینها مال دهاتهای دیگر استان ها هستند چون مثلا خیلی بعیده یه نفر از خود یزد بیاد تهران ولی از دهات های یزد مهاجرت زیادتره ، و همینطور دیگر شهر ها و استان ها.و اما در مورد دود و سیگار و .. بله باهات موافقم متاسفانه در تهران به طرز افتضاحی شایع هست بخصوص قلیون:( البته به نسبت شهری مثل یزد بله تهران بیشتره وگرنه فکر کنم نسبت به شهری مثل کرمان یا قوچان و سبزوار و ... فکر کنم اونجاها شاید از تهران بیشتر هم باشد. مورد آخر اینکه اصولا آدمها تو چند جلسه اول همه ی هم و غمشون اینه تو رابطه و کلاس کم نیارند و اون را نذار پای کل شخصیتشون، برای شناخت به نظرم حداقل 8 جلسه ی دو ساعته لازمه تا بشه گفت یه چیزایی فهمیده ایم.
یاشل جون خیلی به آدم شناسی ات مطمئن نباش به نظرم یه ذره سختگیری هات زیاده و به سمت رد کردن خواستگارها تمایل داره.
ایده ی این پستت خیلی جالب و خلاقانه بود. بووووووس
پاسخ:
خره دیگه حالیش نیست داره جفتک میندازه رو اعصاب کاربراش خخخ
ببین من نمیگم از همون اول که با یه تهرانی مواجه میشی نشیمنگاهشو به طرفت میکنه و روشو برمیگردونه خخخ ممکنه در ظاهر خیلیم تحویلت بگیرن و باهات خوب برخورد کنن حتی من مورد خیلی متواضعشو داشتم ولی اونایی که خودشونو میگیرن و از نوع رفتار و برخوردشون میشه اینو فهمید بیشترن تا اوناییکه خاکین.من اینو خوب میدونم که 80 درصد تهرانیا از شهرای دیگه هستن یا به قول شما حتی از شهرا هم نیستن و از دهاتای شهرا هستن.اما خب بعد چند دهه که اونجا زندگی میکنن منش و همه خصوصیات اون شهرو به ارث میبرن و دیگه نمیشه گفت اهل تهران نیستن.
اون شهرای دودخیز و که بیخیال شیم تهرانیا به سیگار خیلی علاقه دارن و قلیونم هست البته
من راستشو بخوای چون زود تشخیص میدم طرف چیکاره س فکر میکنم بیشتر از اون وقت تلف کردن باهاشه واسه همین کشش نمیدم.اما اینکه میگی سختگیرم قبول دارم کاملا موافقم که سختگیر و ایرادگیرم.اما اگه شما تونستی یکی از خصوصیات اخلاقیتو تغییر بدی منم میتونم.اینقدر سخته که نمیشه.فقط سعی میکنم بازم صبر کنم شاید قسمتم از جایی جور شد.
ممنون لطف دارید بووووووووس
سلام....برای یکی از دوستای منم خواستگار وبلاگیه خییییلی سمجی پیدا شده.درحدی که داره از خواستگاری به مزاحمت بدل میشه
بنظر من تهرانی ها خودشون متوجه نیستن که برخوردشون با شهرستانی ها یکم از روی خودبرتر بینیه.خیلی هم عجیب نیس.چون اونا توی ذهنشون پایتخت نشین هستن و ما شهرستانی.واسه همین همیشه همه امکانات و هرچیزی اول برای اکنا بوده.همین یکم مغرورشون میکنه.البته من دوستایی دارم که تهرانی هستن و خیلی هم خوبن.ولی رفتارشون یکم نشون دهنده ی این هست که ما پایتخت نشینیم.بیشترین کسایی که نشون میدن تهران هستن و ماها شهرستانی هستیم.کسایین که از شهرستان خودمون رفتن تهران....مخصوصا بعضی از اقوام....خیلیم بده.
پاسخ:
سلام
جالبه.اگه مورد خوبی باشه و دو طرف بخوان چرا که نه.ولی من شک دارم به این موردا مخصوصا تو وب خودم چون آدم مریض واسه سر کار گذاشتن زیاده .یه وبیو میخوندم اسمش نگار بود از همین طریق وبلاگش از جنوب با یه پسر تهرانی آشنا شده بود و ازدواج کرده بود.بعد ازدواج روابطشون سرد بود و همش مشکل داشتن چون پسره فکر میکرد سرتره ازش.بعدم یهو وبشو رمزی کرد نمیدونم چی شد سرانجامش.
این جمله تو باید آب طلا گرفت که خودشون متوجه نیستن و فکر میکنن رفتارشون خیلی خوب و عالیه.در حالیکه من بارها به قصد ازدواج باهاشون آشنا میشدم و رفتارای ناجالب میدیم فکر کنم باید یه پستم راجع به این قضیه بنویسم
شهرستانتون چیه مگه ها؟
۲۰ شهریور ۹۴ ، ۱۵:۲۱ ماهی سیاه کوچولو. مائده

سلام یاشل جون

خوبی؟؟

وااااااااااااااااااااای اون که گفت وبلاگی ازت خاستگاری می کنم خیلی خنده دار بود....کلی خندیدم.

خوب می کنی اهمیت نمیدی به این آدما

پاسخ:
سلام عزیزم مرسی
آره خیلی آدم باحالی بود خودمم واسم جالب بود.چون بقیه میترسن یوقت سوژه شون کنم ولی این خودش پیشنهاد داد.
موافقم زیاد
اره با حرفات کاملا موافقم
خخخخخخخ بلاگفا خره!!!!!!!
:-)))))
اپمـــــــ عزیزم..دوست داشتی و وقتش داشتی بیا...
پاسخ:
ممنون
چشم حتما سر میزنم
سلام،
جالبه! من هم همیشه احساس کردم که کسایی که ساکن شهرهای بزرگ نیستن، با دید خاصی به تهرانی ها نگاه میکنن، انگار که تهرانی ها از روی غرض تمام امکانات رو فقط در انحصار خودشون نگه داشتن و جلوی پیشرفت اونها رو گرفتن!
البته نه همشون، اکثر کسایی که من باهاشون سروکار داشتن.
درمورد نظرت با شباهت فرهنگی کاملا موافقم، جدای از تناسب خانوادگی، سطح اجتماعی، نوع دین داری و مذهب، داشتن شباهت های فرهنگی برای ازدواج خیلی مهمه.
پاسخ:
سلام
من اصلا بحثم امکانات شهرشون نبود چرا که امکانات تهران تقریبا با سایر شهرای بزرگ در یه حده
من فکر میکنم نوع فرهنگ بچه های پایتخت مهمه که باعث پیشرفتشون میشه
ممنون
تفاوت فرهنگی خیلی مهمه 
ما ساکن تهرانیم ولی اصالتا برای شهر دیگه ای هستیم و بیشتر شبیه ادمای اصالت خودمونیم
با این همه داداشام از شهرهای مختلف زن گرفتن از کاشان و  ... 
و این تفاوت فرهنگی بدجوری رو مخ ماست و کاملا مشهوده
کلا سبک زندگی در هر شهری متفاوته 
و خیلی کم پیش میاد  بهم نزدیک باشه.
ینی در کل بات موافقم تفاوت فرهنگی و سبک زندگی خیلی مهمه. 
پاسخ:
خیلی خوبه شما کاملا منو درک میکنید و من همین نظرو دارم که هر کی با هم فرهنگ خودش خوشبخت تره
۲۰ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۳۶ ماهی سیاه کوچولو
تولد وبلاگت مبارک
ای تو روحت یاشل اینجا چیه از تهرونیا گفتی؟
حالا بزار من بهت بگم ک تهرونیا پیشگو هم هستن
آخرش با یه تهرونی مزدوج میشی
یوهاهاهاها
سلام تفلدش مبارک
امیدوارم به زودی خبرای شیرین از خودش بده :)

عجب پس اینجام خواستگارررر داشتی ... واقع بینانه اس که نخوای حتی بهشون فکر کنی ! ریزو درشت ماجراهاتو میدونن و کمی از برخوردا و اخلاقتو !! به نظر منم سرگرمی بیش براشون نیس ...

یاشل حالم خوب نیس . امروز شنیدم که خواستگار چندین سال قبلم که از فامیلای یکی از آشناهامون بودن و حدود یک ماه و نیم باهاش رفتو آمد داشتم و به دلایل آزمایش و بعضی تفاوتها بهم نخوردیم ... حالا مریضی بدی داره در واقع فک کنم سرطان باشه ...

تو این سالها به اون کسایی که پررنگ بودن فکر میکردم و مثلا میگفتم فلانی الان چندتا بچه داره چیکار میکنه و .... اینم همیشه فکر میکردم خوشبخته و چندتا بچم داره ...
چون خبر ازدواجشو همون اوایل شنیدم . 
امروز شوکه شدم از خبر مریضیش . خیلی براش ناراحتم اونم در حالی که شاید 5 ساله متاهله و ی بچه 3 ساله داره ...
 
این دنیا بی ارزشه و عمر شادیها و غمها خیلی کوتاهه .
:((((((
پاسخ:
سلام
 میگه مرسی
ایشالا
خواستگار الکی آره
خوشم میاد همه هم بهشون نظر منفی دارن .معلومه اصلا قابل اعتماد نیست این روش خخخ
آخی .خوبه ازش بدت نمیاد که بگی حقش بود یا داره تقاص میده.حتما منطقی از هم جدا شده بودین.
ایشالا شفا پیدا کنه.این مریضیا همه جا پر شده مسببش معلوم نیست چیه
واقعا بی ارزشه
خودمم تو فامیل دیدم تهرانیا خیلی خودشونو بالاتر از بقیه شهرا میدونن ، حتی گاهی از شهر ما بد هم میگن :/ حتی اونایی که تو خود تهران وضع مالیشون از مایی که تهرانی نیستیم بدتره بازم همش پز میدن جلومون :| :|
پاسخ:
اینجور افراد یه خودشیفتگیه کاذب دارن که جو تحت تاثیر قرارشون میده.بزار با این حال و هوا خوش باشن.ما به مراتب زندگی بی دغدغه تری نسبت به اونا داریم چون از حجم بالای آلودگی هوا و ترافیک و شلوغی و استرس و نگرانی بابت زلزله خیز بودن شهر و گرونیه بیشتر در امانیم.
من از بیشترین چیزیکه بدم اومد تو تهران شلوغیش بود.اصلا تحملشو نداشتم تو اون یه روز .البته من تو خیابونای مرکز شهرش رفتم که مثل مورچه آدم ریخته بود
تولد وبت مبارک
پاسخ:
مرسی 
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
تهرانیا دست ودلبازن واقعا...
جندتا سفر که به ****** داشتم خدایی سوای ازاینکه شهرتون تمییزه ولی ازظاهر مردم خوشم نیومد یعنی نهایت سادگی اقا حداقل یه کرم ضدافتاب بزنین ادم یاد مرده ی ازقبر دراومده میفته من خودم ارایش نمیکنم ولی دیگه حداقل رو استفاده کنین ومردم بیار خشکی بودن قبول دارن...عوضش شیرازیا باحال بودن وشهرشونم جالب بود
پاسخ:
بله.قبول دارم
تمیزیه شهرمون خیلی خوبه و شهرسازیه قشنگش که هنرمندانه س.ولی خب بلاخره خودمم که گفتم اهل تیپ خوب زدن نیستن حتی جووناشم زیاد اهمیت به این موضوع نمیدن و من بدم میاد از این موضوع.اما ارایشو دیدم بیشتر دختراش میکنن ولی زیاد نسبت به تهران عملی نیستن.چهره ها طبیعیه
شیراز نرفتم تا حالا ولی باید قشنگ باشه.در باحال بودن مردمشم شکی نیست.کلا مردم شیراز و تهران و شمال و خوزستان خیلی بیشتر باهم مچن تا شهرای مذهبی
مگه شما مال کدوم شهرید؟
پاسخ:
دیگه اینو باید باهوش باشی خودت حدس بزنی
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
*******؟؟؟
پاسخ:
با اجازتون
یاشل ما ترس از زلزله نداریم یعنی دیگه اینقدر فکرامون درگیره که دیگه خودمونو سپردیم دسته خدا هرچی که شد ..اونجوری بترسیم بیشتر زجره 
پاسخ:
خب مطمئنا از خیلی وقت پیش میدونید و دیگه براتون عادی شده.واقعا کاریشم نمیشه کرد اینهمه جمعیت بخوان یهو از این شهر خارج شن.فقط باید مهندسین راهی واسه مهار کردنش پیدا کنن.نمیدونم تا چه حد خطرناکه ولی خب میگن رو گسل زلزله هست
ادرسو اشتباه ننوشتم این ادرس جدیده که تو وب نوشتم دقت کن یه 2بیشتر تو ادرس هس
پاسخ:
خودت یه بار روش کلیک کن ببین چی نشون میده.آدرسو اشتباه لینک کردی.احتمالا چیزی اضافه تر داره چون وبتو باز نمیکنه
ولی من کپی پیست که کردم باز کرد
تولده وبتم مبارکه حالاحالا ها بنویسی توش ان شاالله
پاسخ:
ممنون خانومی ایشالا عمری باشه و بنویسم
میگم یاشل من یه خالم ساکن شهر شماس .... ببین اینا انقدر فیییییس و افاده دارن ، هر وخ میان تهران ما تا شیش ماه افسردگی میگیریم .... بعه خدا زندگیشونو ببینی یه چیزی در حد خودمونن حالا یه کم بالا پایین ، اصلا با آدم قاطی نمیشن ،....از بالا نگاه آدم میکنن ... حرصم میگیره ازشون
اما. یه بار که رفتم شهر خودمون حس کردم چقدر فامیلای پدریم صمیمی ان ...
پاسخ:
ببین قبول دارم مردم شهر من یه خونسردی خیلی بدی دارن که شبیه افاده ایا میشن و خیلی خیلی مغرورن.یعنی غرور کاذب دارن ولی علت اون غرور همون سرد بودنشون هست ولی غرور مردم تهران از اینه که بگن ما برتر از شماییم وگرنه تهرانیا خیلیم گرم برخورد میکنن
حالا مردم شهر شما کجایین آیا؟
تو محل کارم داریم با همه شهرا آشنا میشیم دوس دارم بعد از اینکه تجربه هام در مورد شهرا تموم شد یه پستم راجع به این موضوع بزارم
۲۲ شهریور ۹۴ ، ۰۳:۴۴ دختریاز دنیای پاییزی
سلااام تولد وبتونو تبریک میگم .
من یه مدت دارم شما رو دنبال میکنم 
خوشحال میشم به وبلاگ من سر بزنید 
و بتونیم با هم تبادل لینک کنیم 
راستش این حرفای شما رو من هم تا حدودی لمس کردم البته در موضوعی متفاوت 
بازم ممنون 
پاسخ:
سلام
ممنون لطف دارید.البته این پیام تولد واسه تبریک گرفتن نبودا آخه این چیزا که معنی نداره خخخ وبلاگ که آدم نیست
وبتو باز کردم آدرسش درست نیست یا وبتو حذف کردی؟ارور داد
خواهش میکنم
به خدا هر دفعه ایراد‌هایی که می‌گیری دارن فضایی‌تر می‌شن. آخه شهر طرف مقابل شد دلیل رد کردن؟
خوب بشین فکر کن ببین آیا واقعا قصد ازدواج داری اصلا؟ به نظر می‌آد هرکسی جلو میاد سری دوست داری رد کنی.

ببخشید رک می‌گم ولی این طوری به نظر من می‌رسه.
پاسخ:
شما اندکی صبر کنی من از غوره واست حلوا میسازم که دیگه اینو نگی
قصدشو دارم ولی نه با هر کسی 
اشکالی نداره.خوب کردی گفتی
پستای بعدیم به سوالات جواب میدم 
ادرسو درست کردم ممنون که گفتی
پاسخ:
خواهش جیگر
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
******؟
پاسخ:
بله
فک کنم همه عالم فهمیدن جز خواجه حافظ شیرازی.یه جورایی هم دوس دارم دوستام بدونن هم دوس ندارم
اولا که تولد یکسالگی وبلاگت مبارک
دوما که حرفات راجع به تهرانیا رو قبول دارم

پاسخ:
مرسی عزیزم
چه خوب با من موافقی
ممنون
۲۳ شهریور ۹۴ ، ۰۱:۲۵ دختریاز دنیای پاییزی
شرمنده یه قسمت از ادرس رو اشتباه نوشتم 
به این ادرس سر بزنید 
پاسخ:
اکی چشم
من که حاضر نبودم با همشهریام (شمال)ازدواج کنم  چون موقع ازدواجم ده سالی میشد که تهران بودم واقعا دلم میخواست با یه تهرانی ازدواج کنم که همینطورم شد .به خلق و خوی تهرانی ها بیشتر عادت کرده بودم و  با یه شهرستانی ازدواج کردن خیلی برام سخت بود .من مردم اینجا رو دوس دارم هم سخت کار میکنن هم واسه عشق و حال و خوردو خوراک و سر و وضعشون خوب پول خرج میکنن
پاسخ:
خب تو 10 سال تهران زندگی کردی خیلی شبیهشون شدی بعد باهاشون ازدواج کردی وگرنه منم از خیلی از خصوصیات همشهریام خوشم نمیاد ولی وقتی یه عمر تو این شهر با این خصلتا زندگی کردم برام قابل تحمل و راحتتره تا با کسی که خیلی با من فرق داره باشم
منکر خصوصیات خوب مردم تهرانم نیستم
تولد وبلاگت مبارک
من عبرت نگرفمت ازین بلاگفا باز برگشتم اونجا خراب شده
خواستگاریای مجازی خیلی کم به فرجام میرسن
پاسخ:
ممنون
واقعا اینکه برمیگردین علتشو اصلا درک نمیکنم.شماها به تغییر عادت ندارین به نظرم آدمای به شدت وابسته ای هستین که سخت دل میکنین
درست میگی 
تولد وبت قطعا با تاخیر مبارک!!!
ضمن اینکه واقعا کنجکاو شدم بدونم اهل کجایی! من تهرانی نیستم البته!;-) به نظر منم هم کفو بودن خیلی مهم ه که خب یکی ش میشه همین فرهنگ!
پاسخ:
ممنون 
باشه بهت خصوصی میگم.
درسته همین تفاوت شهر تفاوت فرهنگو به دنبال داره که خیلی دردسرسازه
سلام.
امیدوارم خوشبخت بشین.
ولی گاهی تو همین وبلاگها ادمهایی رو میشناسید که "تقریبا" محاله تا اخر عمرت به چشم ببینین و برخورد داشته باشید.
حضرت حق لطف کرد و من شناختم ، عمری گذروندم و رفتم و رفت و کلی یادگاری و درس که برام باقی گذاشت. مطمئنم با همه ی بدیهام از وقتی با این شخصیت اشنا شدم ، از قبلم کمی، کمتر بد شدم. شاید کمی انسانتر و کمی مسلمانتر شدم. کمی هم با اسمان اشناتر
در پناه خدا 
یاخق
پاسخ:
سلام
ممنون به همچنین
خدا رو شکر
من تا الان با هر کی از طریق وبلاگ اشنا شدم در حد همین وبلاگا بوده بخاطر اینکه دنیای مجازی ثبات نداره به کسی هم دل نمیبندم که بعد واسم سخت باشه.چون بارها همین رفتنا رو دیدم.
من بیشتر از اینکه با شخص اشنا شدم با وبایی اشنا شدم که از نوشته هاشون کلی چیز یاد گرفتم و همینم غنیمته

بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
دیدی درست حدس زدم ******* هستی
پاسخ:
بله درسته
فحش یواش :-D 
پاسخ:
خیلی ممنون 
سلام.
در مورد این که همه‌ی آدمای یه شهر رو نمیشه عین هم دونست که حرفی نیست ولی واقعا تو خیلی از کسایی که خودشونو تهرانی می‌دونن، پایتخت نشینی این حس رو توشون به وجود اورده که خیلی از بقیه سر ترن.
نمونه‌ش بحث تهران و شهرستانه. یه جوری از کلمه‌ی شهرستان استفاده می‌کنن انگار واقعا نمی‌دونن تهران هم یکی از شهرستانای استان تهرانه. دوستم چند سالی هست که تهران درس می‌خونه و از بین هم‌دانشگاهیاش یه خواستگار تهرانی داشت. هم خودش و هم خونواده‌ش خیلی به هم وابسطه‌ن و کلا فکر ازدواج و زندگی تو یه شهر دیگه رو نمی‌کنن. اون آقای خواستگار خیلی به واسطه اصرار کرده بود که ما راضی‌شون می‌کنیم و آخرش دوستم شماره منزل رو داد. مادرا با هم صحبت می‌کنن و مادر دوستم میگه شما و آقا زاده خیلی خوب، ولی ما دختر به شهرستان نمی‌دیم. اونام از اینکه تهرااااان بزرگ! رو با بقیه‌ی شهرستانا تو یه گروه قرار داده بودن ناراحت میشن و در کمال فرهنگ و شعور، دیگه خبری ازشون نمیشه...
پاسخ:
سلام
درسته کساییکه تهران زندگی میکنن بعد یه مدت دچار توهم خود برتر بینی میشن البته اگه واقعا پیشرفتم تو زندگیشون کرده باشن حق دارن ولی ادا اطوار در اوردن واسه بقیه شهرا که از نظرشون شهرستان حساب میشه اصلا جالب نیست.اتفاقا منم هرچی بررسی میکنم میبینم تهرانم یه شهرستانه فقط پایتخته ولی خب خودشون که قبول ندارن
خب چی میگفتن بنده خداها منظورشون راه دور بوده دیگه خخخ

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">