ماجراهای خواستگاری

ماجراهای خواستگاری

این وبلاگ در مورد خاطرات خواستگاریای من هست
و امیدوارم به درد کسانی که میخوان ازدواج کنن بخوره
و تجربه ایی براشون باشه
سعی میکنم وبلاگایی رو لینک کنم که مطالبش مفید ،پر محتوا ، آموزنده و مرتبط با موضوع وبلاگ باشه.پس لطفا اگه وبلاگتون شامل این خصوصیات نیست ازم درخواست لینک نکنید.قبلا از این بابت عذرخواهی میکنم

فعلا به دلیل نداشتن مورد خواستگاری هفته ای یک بار فالبداهه نویسی میکنم

فقط نظراتی رو تایید میکنم که احساس کنم نیاز به تایید شدن دارند

همچنین به دلیل رک و شوخ طبع بودن بنده،اگه جنبه شوخی ندارید لطفا وارد نشوید

اگه هم مطالب این وبلاگ به مذاقتون سازگار نبود ممنون میشم از ضربدر سمت راست استفاده کنید و بیش از این خودتون و من رو مورد عنایت قرار ندید

متشکرم که با صبوری منو همراهی کردید

پیوندها

درس فلسفه

پنجشنبه, ۵ شهریور ۱۳۹۴، ۰۹:۲۷ ب.ظ


توجه         توجه


 این پست یکم طولانیه.دلیلشم کامل توضیح دادن جریاناته.اگه خسته شدید ببخشید.نمیتونستم دنباله دارش کنم


این چند وقته که یکم سرم خلوت بود مجبور شدم از موردای قبلی واسه خودم سوژه بسازم سرگرم شم.خب تنهایی بد دردیه و من خیلی سخت میتونم با این قضیه کنار بیام.دو هفته پیش ظهر جمعه رو تختم دراز کشیده بودم که یهو یاد یه بشری افتادم که همیشه واسم علامت سوال بود.این آقا رو تو این پست راجع بهش نوشتم.اون زمان که باهاش آشنا شدم منو با یه عالمه سوال تنها گذاشت و نخواست واسه حرفاش دلیلی بیاره که من اقلا یکم درک کنم موضوعو.گفتم چطوره ازش یه خبری بگیرم و سوالای تو ذهنمو بپرسم .در مورد ازدواج باهاش راستشو بخواین چون اون موقع یه حرفی بهم زد که منو یکم امیدوار کرد یکمی بهش فکر کردم ولی میدونستم نشدنیه.اون اوایل که وبلاگ مینوشتم زیاد کامل تعریف نمیکردم.الان پست قبلیو خوندم میبینم خیلی چیزارو ننوشتم.اون زمان وقتی از سر قرار اومدیم بهش گفتم نظرت چیه گفت ازت خوشم اومده بعد که بحث عقاید شد و من فکر میکردم فقط زیاد مذهبی نیست بهم گفت من کتاب زیاد خوندم و حتی خدا رو هم قبول ندارم.اون موقع بهش گفتم پس چطوری با این تفاوت عقیده ازدواج کنیم؟گفت میتونیم به خانواده ها نگیم و من عقیده خودمو داشته باشم تو عقیده خودت.ولی من چون سرسختانه میخواستم کسیکه باهاش ازدواج میکنم شبیه معیارام باشه گفتم نه نمیشه من دلم میخواد طرفم معتقد باشه و اونم گفت پس بیخیال.ازش پرسیدم عقایدت چیه به منم علتشو بگو گفت نه نمیخواد بدونی بعدم حرفای ناامیدکننده زد و خداحافظی کردیم.چند وقت پیش که بهش فکر میکردم گفتم بدم نمیگفتا خب اون عقاید خودشو مخفیانه داشت منم عقاید خودمو چه اشکالی داشت؟بیخودی سختگیری کردم.این شد زمینه ساز اینکه برم سراغش و هم به هدف ازدواج و هم بیشتر به هدف رسیدن به جواب سوالام باهاش حرف بزنم.چون هدف ازدواج برام خیلی دور از ذهن بود.اون شب یه کارت ازش گرفته بودم که ماله شغلش بود و روزنه امیدی پیدا شد، کارتای ویزیتمو زیرو رو کردم و یافتم.بهش پیام دادم.بعد از احوالپرسی  و معرفی گفتم من اون شب خیلی سریع و عجولانه باهات خداحافظی کردم و همیشه واسم سوال بود که عقاید تو چیه که همه چیزو منکری؟استدلالت واسه انکار خدا و ... چیه؟گفت بهت چندتا کتاب معرفی میکنم بخونی و اسم چندتا کتابو گفت.یکی از اونا جز کتابای ممنوعه ایرانی زمان قبل از انقلابه.متاسفانه به دلایل امنیتی اسمشو نمیارم.

از اینجا به بعد عین مکالمه هامونو مینویسم :

سریع گفت من کلا تصمیم گرفتم ازدواج نکنم.همونروزا انصراف دادم از سایته.(الان اوج خفت منو میتونید درک کنید خخخ)

منم گفتم بله میدونم البته منم یه ساله انصراف دادم.

(بدیه این آشنایی این بود که ما از سایت همسریابی به قصد ازدواج آشنا شده بودیم و این موضوع سریع ذهنشو به سمت علت آشنایی سوق داد و خواست قبلش جنگ اول به از صلح آخر کنه .من با همین حرف از فکر ازدواج باهاش اومدم بیرون ولی خب دلیل قانع کننده میخواستم.کتاب ایرانیو دانلود کردم و یکمشو خوندم) 

 گفتم : این بیشتر راجع به دینه ولی شما خدا رو هم قبول نداشتین

گفت :پندار خدا اثر ریچارد داوکینز و کلا کتابای اون و فیلسوف گیاهی ست کمیاب از نیچه و  ...

گفت زندگیت سخت میشه بهتره ندونی بیخیال شو.

گفتم : اتفاقا دوس دارم بدونم.مثلا شما الان زندگیت سخته؟

گفت :بله.گفتم: از چه لحاظ؟گفت : اینقدر حقیقت تلخ هست که میگند آنکس که به تو فلسفه آموخت دشمن توست.گفتم :عجب،من سر در نمیارم ولی خودم خواستم مشکلی متوجه شما نمیشه.تلخیش به اینه که باورای آدم خراب بشه وگرنه زندگی همونه به نظرم وقتی کسی عقایدتو ندونه میتونی راحت زندگی کنی

گفت :بستگی داره.من انزوا رو انتخاب کردم .هم سخته هم لذت داره.تحمل آدمای احمق سخت ترین قسمتشه

گفتم : درسته آدم منزوی میشه.به شرطی لذت داره که درونگرا باشی وگرنه سخته.از نظر تو الان اکثر مردم جهان احمقن درسته؟چون اکثرا اعتقاد دارن به چیزی

گفت : بل اکثرهم لایعقلون

گفتم: باآیه قران جواب میدی؟تو که قبولش نداری!

گفت: این قسمتشوکه اکثریت نمیفهمن مورد توافق اکثریته

گفتم : من نمیخوام بگم نظر من درسته نظر شما غلط یا بالعکس ولی دوس دارم بحث کنم و چالش داشته باشم تا به چیزیکه میخوام برسم.

گفت : اگه با بحث کسی تغییر میکرد ما الان مذهبی نداشتیم

گفتم :نمیخوام تغییر کنم میخوام به جواب سوالام برسم به قول خودت بفهمم ،فکر کنم. متوجهی؟

گفت : خلاصه شو میگم : ماده و انرژی نه بوجود میاد و نه از بین میره قانون نیوتونی.چیزیکه بوجود نمیاد آفریننده هم نمیخواد.بعد از طوفان نوح وقتی همه از کشتی پیاده شدند شیر یک آهو خورد از هر حیوان یکی .اینم ادیانش


گفتم :از کجا میدونی بوجود نمیاد و از بین نمیره؟پس مرگ و حیات چیزیو نمیبینی؟

گفت: اول باید فیزیک بدونی.به یه دیپلم ریاضی بگو قانونای نیوتونو واست بگه.به یه تجربیم بگو تکامل رو برات توضیح بده

گفتم: من ریاضی فیزیکم ضعیفه ولی اگه میشه بحثو علمی نکن ساده حرف بزن من بفهمم.

گفت : برو سایت : iqtest.dk تست هوش بده اگه زیر 100 شدی بیخیال شو (سایت باحالیه شمام امتحان کنید)

یکم بهم برخورد.داشت آیکیو منو مسخره میکرد.درحالیکه مسلما این قوانین رو ما 15 سال پیش تو دبیرستان خوندیم الان چیز زیادی ازش یادمون نمیاد.یعنی دلیل بر این نمیشه که آیکیو کسی به خاطر ندونستن این قوانین پایین باشه.در هر صورت نتونستم بخاطر مشکل مرورگرم سایتو باز کنم .

گفتم: حتما فردا سایتو باز میکنم و تستو میزنم دوس دارم بدونم آیکیوم چنده یه جورایی انگار مسخرم کردی.

گفت: خودمم نمیدونم

 دیدم بی حوصله س دیگه چیزی نگفتم فرداش بهش اس زدم و گفتم قوانینو به لطف گوگل پیدا کردم و تست آیکیو هم 108 شدم .بعد یکم از کتابو خوندم و ازش سوال پرسیدم جواب نداد.تا عصر جوابمو نمیداد

بهش گفتم فکر کنم از بحث کردن با من خوشت نیومد.بازم جواب نداد.این بیت شعرو تو یه سایت پیدا کردم قشنگ بود واسش فرستادم :


قومی متفکرند اندر ره دین 

قومی به گمان فتاده در راه یقین 

میترسم از آن که بانگ آید روزی

که ای بیخبران راه نه آن بود و نه این

خیام


وقتی مطمئن شدم قصد جواب دادن نداره اینو واسش فرستادم :

راستش دارم تحقیق میکنم ولی ناراحت شدم یهو جوابمو ندادین .اگه نمیخواید دیگه اس نمیدم.بابت همین اطلاعاتم ممنون.موفق باشید.

اونم سریع نوشت موفق باشید


خب بعد از اون شروع کردم به خوندن اون کتاب فارسی.گفتم اول از نویسنده های خودمون شروع کنم تا بعد برم سر خارجیاش


حقیقتش اینه همه ما از بچگی با یه سری باور بزرگ شدیم که دیکته کردن برامون و هیچوقت نشده از خودمون بپرسیم آیا اینا درسته؟ نیست؟اصلا شایدم درست باشه ولی چرا نریم دنبالش بفهمیم این باورا از کجا اومده؟ ریشه ش کجاست؟همینطوری کورکورانه چیزیو تقلید نکنیم.خیلیا یکم راجع به دینشون اونم از سر بی حوصلگی تحقیق میکنن و بعد میگن همین درسته خوبه و ادامه میدن.منم الان خیلی ذهنمو درگیرش نمیکنم ولی با آشنا شدن با این فرد یکم از عقاید دینی فراتر رفتم و رسیدم به معبود و کسی که میپرستیم.یکم به این فکر کردم چرا اصلا به اینکه این خدا چی هست و کجاست و راستکیه الکیه و ... فکر نمیکنیم.حتما همه به نشونه هایی که تو زندگی ازش دیدن میرسن ولی در حقیقت چون ما خیلیامون معجزه ندیدیم خیلی سخت میتونیم چیزی رو به یاد بیاریم که وجود خدا رو اثبات کنه البته اگه بخوایم اون عقاید قدیمی که به خوردمون دادن رو حذف کنیم وگرنه اونا که هست سرجاش.دیدید که من به اینم گفتم مرگ و حیات پس چیه.ولی اینا با این حرفای عامیانه قانع نمیشن.باید باهاشون علمی حرف زد و من چون اندازه علمی حرف زدن باهاش نبودم کنار کشید.تو رفتارش یه نقطه مشترک با سری قبل دیدم.اونم اینکه خیلی سریع نظرش عوض میشه.سری قبل سریع گفت ازدواج کنیم و به کسی از عقاید من نگیم.بعد سریع گفت نه خداحافظ.ایندفعه اول اسامون استقبال کرد و گفت بگو کی بهت زنگ بزنم صحبت کنیم.بعد که یکم بحث کردیم دیگه جواب اسمم نداد این نشون از منزوی بودن شدیدش داره که نمیتونه با کسی رابطه برقرار کنه انگار مغزش زود ارور میده

خب بعد من تقریبا سه چهارم اون کتابو که همش نقد دین اسلام از زبان یه ایرانی که زمانی خودش طلبه بوده و کل قران و کتابای دینی رو حفظه و خیلی جالب قرانو نقد میکنه ،خوندم.به نظرتون چند تا از ما قرانو خوندیم؟چندتامون به فارسی خوندیم؟هنرمون اینه از روی عربیش بخونیمو رد شیم بدونه اینکه چیزی بفهمیم.خیلی هنر کنیم آیاتشو به عربی حفظ میکنیم بازم بدون اینکه چیزی بفهمیم بعد خیلی روشنفکر باشم به فارسی میخونیم تا شاید یکم بفهمیم.ولی شاید اگه از نگاه یه منتقد نقد قرانو بخونیم به خیلی از مباحث قران واقف بشیم و چیزایی که اون منتقد فهمیده و ما عمرا بفهمیم رو از نگاه اون ببینیم.البته به نظرم اگه یکم ایمانتون ضعیفه و واقعا احتمال اینکه دین گریز بشید هست نرید سمته اینجور چیزا ولی من که نه بهایی و نه کافر عقایدش درم اثر نکرد از این چیزا نترسیدم چون مدام دنبال راهی برای رد عقاید اونا و اثبات همون عقاید کورکورانه قدیمی خودمم.چون در درون من خسته دل یکی هست که میگه باید یه آفریننده ای باشه،باید تلاش کنم از وجودش مطمئن شم.البته شاید بگید چه کاریه خب همون عقایدتو بچسب.ولی بعضی وقتا یه چیزی واسه آدم دغدغه ذهنی میشه.

این مدت همینطور که نظرات خداناباورانو میخوندم تو فروما نظرات خداباورانم در مورد اثبات خدا میخوندم و خیلی منطقی به نظر میومد.نمیدونم این جماعت کافر که شاید تعدادشون تو حداقل ایران کم باشه چه فکری میکنن؟دوس دارن جز اقلیت و عقلا باشن.(از این لحاظ میگم کم چون من واقعا جز این به کسی بر نخوردم تاحالا و مطمئنا جمعیتشون زیاد نیست)به هر حال من تفکرشونو متوجه شدم و این باعث شد قدر نعمتی مثل همین باورامونو بدونم.البته خوندن کتاب نقد اسلام یه فایده مثبت دیگه هم برای من داشت و اون اینکه به ماهیت دین اسلام و خیلی از دستوراتش و .. پی بردم.فهمیدم نباید به خیلی از عقاید خرافی، احادیث جعلی و تعصبات مربوط به دین اهمیت داد.در واقع باید فهمید خدا حرف دلش چی بوده وگرنه بقیه ش یه بازیه .اینکه دقیقا 100 ضربه شلاق زده بشه و 99 تا شد باطله یا اگه یه تار موت اومد بیرون (که البته آیه ای برای  پوشش مو نیومده ) یا یه رکعت نمازت قضا شد ... میری جهنم ،مهم نیست. به نظر من عمل انسانها و نیت قلبیشون مهمه و حکم و قضاوت کار خداست.تو این کتاب همه حرفاشو با منبع میزنه.نمیدونم اون منابع معتبرن یا نه ولی از اینکه بخاطر مستحکم کردن اسلام جنگ و خونریزی زیادی شده واقعا نمیتونم درک کنم چرا ؟همش میگم من تو اون شرایط نبودم و نباید قضاوت کنم ولی کلا از جنگ خوشم نمیاد.یا درباره ازدواجای متعدد پیامبر که اونم واقعا نمیتونم بپذیرم هرچند به سبب دین بوده باشه.کلا نقدای جالبی داشت که با ریزبینی از توی قرآن در اورده ولی نمیشه همشونو قبول کرد


در مورد ازدواج با چنین اشخاصی بعد که خوب فکر کردم گفتم وقتی این خدا و دین رو قبول نداره پس به ازدواجم عقیده نداره.حتما روابط آزاد رو سر لوحه خودش قرار میده و چه احتیاجی به ازدواج هست؟چه ساده لوحانه فکر میکردم.اگر روزی هم بخواد ازدواج کنه فقط میتونه با کسی که عقایدش مثل خودشه ازدواج کنه.چون تحمل شنیدن نظرات مخالفشو نداشت.

اگه اینجور افراد که اینقدر سرسختانه خدا رو باور ندارن یه چشمه از عجایب خداگونه مثلا جن میدیدن شاید نظرشون عوض میشد .شایدم برای اونم یه دلیل علمی دیگه پیدا میکردن که بازم خدا رو نفی کنن.یه زمانی یه روحانی تو دانشگاهمون بود یه بار بعد نماز حرف میزد یه حرف خوبی زد مونده تو ذهنه من.در جواب اینجور افراده.گفت اگه به شما بگن پشت شونت یه عقربه شما برمیگردی ببینی چنین چیزی هست یا نه؟حتی اگه نباشه واسه احتیاط برمیگردی و نگاه میکنی.معاد و عقاید مذهبی هم حکم همون عقربو داره.اگه حتی ما بمیریم و بعد از مرگمون هیچکدوم از اعتقاداتمون درباره خدا ،دین، معاد و قیامت درست نبوده باشه ما ضرری نکردیم.انجام واجبات در این دنیا زیادم دست و پا گیر نیست به غیر از حجاب که اونم راه در رو واسش زیاد شده.اما اگه بمیریم و بفهمیم همه اینا درست بوده و عقیده نداشتیم و رعایت نکردیم اونوقت ضرر کردیم.خیلی دلم میخواست اینا رو به اون بگم ولی نذاشت بحثی صورت بگیره و احتمالا بازم همچنان بر عقایدش پا برجا می موند.جالبیش اینه این آدم یه زمانی مذهبی دو آتیشه بوده و حالا اینقدر تونسته تغییر کنه.بازم به همون جمله همیشگیم میرسم که هیچ چیز بهتر از میانه روی نیست.نه افراط نه تفریط فقط میانه روی

یه اعترافیم میخوام بکنم بعضی وقتا که به ماهیت خدا و اینکه چی هست چطور بوجود اومده فکر میکنم سرم درد میگیره.یعنی اصلا از تصور من خارجه

میدونم این پست خیلی طولانی شد ولی دوس داشتم کامل باشه.احیانا مورد بحث زیاد میشه ولی سعی کنید اگه عقایدتون مخالف منه توهین نکنید، ارشادم نکنید،فقط بخونید و رد شید.ممنون


اینم یه کلیپ که واسه من جالب و تاثیر گذار بود

خانم "آنیتا مورجانی" از تجربه زندگی پس از مرگ میگوید ..











۹۴/۰۶/۰۵
✿✿ یاشل ✿✿

نظرات  (۴۴)

هیچوقت سعی نکردم در این مورد پرس و جو کنم!بهم میگفتن اگه درمورد خدا زیادی سوال و جواب کنی آخرش منکر وجودش میشی و منم از ترس سراغش نمی رفتم
پاسخ:
درسته.منم همین ترسو داشتم ولی برش غلبه کردم
۰۵ شهریور ۹۴ ، ۲۲:۲۳ بنت الهدی .م
به نام خالق نور
سلام دوست گلم.دوست داشتم جواب چندتا از چیزایی رو که گفتی نمیدونی رو بهت بدم.البته من کسی نیستم که بخوام شما رو ارشاد کنم یا یه چیزی شبیه به این
اول اون پسره رو که میگفتی قبلا مذهبی دوآتیشه بوده..خوب شمر هم حافظ کل قرآن بود که اون برمیگرده به همون تحقیق از دین که شما قبلا گفته بودی..
اینهم که ستونهای اسلام برپایه ی خون بنا شده یادت باشه که یه مسلمون هرگز جنگ رو شروع نمیکنه..نمونه نزدیکترش به تاریخ ما جنگ تحمیلی هست.
درمورد ازدواج های متعدد پیامبر و امامان هم باید بگم که ائمه نمیومدن دخترای جوون دم بخت رو عقد کنن!!بلکه تقریبا تمام همسران ائمه اطهار از اسیران و از این قبیل بودند مثل رباب مادر حضرت علی اصغر(ع)یک اسیر جنگی بودند که امام حسین(ع)ایشون رو به همسری گرفتند.(اینو بگم که اگه پیامبر و امامان این زنان بیوه،اسیر و..رو عقد نمیکردند،این زنان برای تأمین مخارجشون هرزگی میکردند و وضع اسلام میشد چیزی شبیه به فسادی که الآن در غرب هستش).
درمورد حجاب هم که من یک دختر محجبه هستم و تا حالا از این واجب خدا جز آرامش،امنیت و خلاصه خوبی ندیدم!
حجاب باعث میشه که من وقتی تو خیابون راه میرم احساس بزرگی بکنم و اینکه به خاطر این سپری که جلوی من هست من رو قدرتمند نشون میده و کسی جرأت اهانت به من رو نداره.
دارم عقاید قلبیم رو بهت میگما..
حجاب باعث میشه که من فکر کنم در اون حدی هستم که وارث چادر حضرت فاطمه(س)و دخترشون حضرت زینب(س)باشم.
یکی دیگه از دلایل پذیرفتن حجابم اینه که حجاب فقط مختص دین اسلام نیست،بلکه در قبل از اسلام هم بوده و ایرانیان همیشه به پوشش خودشون اهمیت میدادند
همین.
موفق باشی دوست گلم
یاعلی

پاسخ:
سلام
اینکه میگی مسلمون جنگ رو شروع نمیکنه من چون زمان پیامبر نبودم نمیتونم قضاوت کنم ولی تو قران بارها آیه جنگ اومده و گفته بکشید(قاتلو) دیگه حالا بر چه اساسی بوده نمیدونم ولی خب بخاطر اینکه بخوان یه دینو به همه اثبات کنن نمیشه کشت.در مورد ازدواجم خب چرا اسیر بگیره که بخواد باهاشون ازدواج کنه؟اینکه به پیامبر اجازه اینهمه ازدواج داده شده هم عجیبه مگه اونم مثل ما بشر نبوده؟باید طوری رفتار میکرد که الگو باشه ولی خب بازم ما نبودیم و نمیدونیم علتش چی بوده.در کل سوال تو دین زیاده و چون به جواب قطعی نمیرسیم باید خیلیاشو بی جواب بزاریم
ممنون به همچنین
واقعا پست خوبی بودش من قبلا یکمی ایمانم ضعیف بود ولی خدا رو دیدم. خدا رو توی بند بند زندگیم کس کردم . اونی هم که قران رو نقد میکنه عموما از جملات دو پهلوش داره نقادی میکنه . مثلا اینکه زن را کتک بزنید و میاره بولد میکنه ولی به قبل و بعد ایه توجه نمیکنه به مفهوم توجه نمیکنه و صرف وجود یک کلمه میاد نقد مینه به پفع خودش
خدا رو باید دوست داشت باید عاشقش بود 
واقعی میگما
پاسخ:
درسته اینا نقدشون جالب نیست از ماست میخوان مو بکشن بیرون.مثلا میگن چرا خدا تو قران غلط املایی داره و فعلارو درست به کار نبرده یکی نیست بگه خودت تو کتابت اینهمه غلط املایی داری 
ممنون
حیف جا برای لایک نگذاشتی.

در هر صورت لایک
پاسخ:
ممنون
سلام دوست عزیز
منم یک مدت خیلی درگیر مسائل دینی و خدا و ... بودم . 
باعث شد به شدت استرسم زیاد بشه و  زندگیم یه جورایی به هم ریخت !
همش میگفتم من با دو سه هفته تحقیق و فکر کردن دارم نابود میشم و همه اعتقاداتم سست شده ! پس چرا خدا توی قرآن هی میگه فکر کنید فکرکنید ...
خلاصه مجبور شدم ذهنم رو دوباره به دنیای خاکی منحرف کنم تا زندگیم عادی شه.
ولی می دونم که باید دوباره به زودی برم سراغش و از نو شروع کنم .
میشه خواهش کنم اسم کتابی که نگفتی رو برام خصوصی بفرستی؟؟
خیلی ممنون میشم ازت.
پاسخ:
سلام
واسه همه آدما یه روزی دغدغه میشه که یکم بیشتر بدونن
باشه چشم

۰۶ شهریور ۹۴ ، ۱۰:۵۱ لبخنــــツ ـــد
جالب بود
حالا جالبیش اینجاست که ایشون بااینکه خدا و قران رو قبول نداره ولی جواب سوالت رو باآیه قران که میگه بل اکثرهم لایعقلون جواب میده که اگه طبق عقیده ایشون خدایی وجود نداره پس در واقع قرانی  هم که کتاب و معجزه خداست وجود نداره یا بی اساس و بی اعتبار هستش
پس طبق گفته های ایشون آدم عاقل نباید چیزی بگه که منبعش بی اعتباره و معلوم نیست از کجاست
درنتیجه ایشون خودشون هم جزو بل اکثرهم لایعقلون هستن :(


پاسخ:
درسته منم تعجب کردم با آیه قران جوابمو داد ولی خب به نفع خودش از آیه استفاده کرد.به هر حال خودشم معنیشو نمیفهمه
یاشل جون ممنون مطلب خوبی بود
منم تو ذهنم سوال زیاده...
پاسخ:
خواهش میکنم عزیزم
سلام...
پست خیلی جالبی بود و من که بعد چند وقت نخواستم دوباره فکرم درگیر بشه بازم درگیرش شدم...
راستش هر وقت که بهش فکر میکنم  گیج میشم و سر درد میگیرم و تا چند وقت حالم بد میشه...یه چیزیه که اصلا هر چقدر هم بهش فکر بشه بازم ضد و نقیض هایی هست...
اون اقا جز افرادی که هر چقدر هم براشون دلیل بیاری یه دلیل علمی میخواد داشته باشه و بگه روشنفکره ..یکی از دوستای خودمم اینجوره...همه چیز رو میبینه بهش مطمئنه و میدونه درسته ولی فقط واسه اثباط دلیل علمی میاره یا دنبالشه...اینجور ادما دلیل قرانی هم میزارن جلوشون بازم میخوان منکرش بشن...
من اوایل میترسیدم که اعتقادات کمی رو هم که دارم از دست بدم...ولی وقتی رفتم دنبالش تا بهم ثابط بشه بازم خیلی حتی اگه کم هم باشه به راه خود م رسیدم...یه جوری با صحبت اون حاج اقا که گفتید خیلی موافقم یه ادمی یه مثال شبیه این رو زد برام...ولی بازم  با رسیدن بهش ایمانم ضعیفه ...

راستی این کلیپ خیلی جالب بود ...خیلی زیاد...
چقدر حرف زدم ..
پاسخ:
سلام
درسته واقعا ما همش درگیر این ضد و نقیضاییم
آره اینا رو هرکاریشون کنی حرف خودشونو میزنن.بازر همینطور زندگی کنن ببینن چی گیرشون میاد.مسلما با این عقاید بیشتر از ما چیزی بهشون نمیدن
منم مثل تو عقایدم از بین نمیره فقط تعصباتم کمرنگ میشه
ممنون 
حرف نزدی زیاد.خیلیم خوب بود
سلام ": )

پست کارشناسانه ای بود ": )
دست مریزاد داشت.

اثبات یا نفی خدا ؟ هر کدوم دلایلی خودشون علیه دیگری رو دارن اما اگه پشت هر ذات بیشعوری و در عین حال منظبت ،نظم و قانونی باشه که حاکی از شعور باشه نمیشه بی تفاوت ازش رد شد.

برای فهم خدا نیاز به ای کیو بالا و قوانین جدید 2015 نیست ، البته هر کی سطح عقل و شعورش که رفت بالا انتظار ازش بالا میره ولی ممکنه بره بزنه خاکی.یه داستانی هست که خیلی برام جال بود ، یه استاد ریاضی ای بود که خیلی بارش بود و کلی شاگرد داشت.

یه روز برگشت بهشون گفت به نظرتون به مردم بی سواد ، میشه ریاضی یاد داد؟ گفتن نه ، ازشون خواست که امتحان کنن و بهشون ریاضی یاد بده اما مردم ساده نمی فهمیدن حرفهای شاگردهای استاد رو .

بعدش خود استاد رفت و با زبان و فهم خودشون بهشون همون مسائل سخت ریاضی رو یاد داد.خدا هم همینه . برای دیدن خدا خیلی نشونه هست ولی برای ندیدنش ، فقط 1 نشانه ندیدنش هم کافیه و طبق همون استدلال پس هر چیز ندیدنی وجود نداره و چون درد هم جزئ ندیدنی هست پس وجود نداره و قص علی هذا.

منم مثل شما گاهی به ماهیت خدا فکر میکنم ولی مخم نمیکشه ولی همون ذات باشعور برام بسه.البته خود خدا گفته که بعضیا میگن طبیعت خالقه و اضافه هم میکنه که در سخت ترین شرایط سراغش میان ولی ادم باید در راحتی ها به خدا برسه ": )

فلسفه ازش پول درمیاد؟اگه خوبه بریم یادبگیریم

راستی تو اینجور بحث هاست که آدم باید سراغ راسخون در علم بره .میدونی که کیان؟
============================


پاسخ:
سلام
ممنون
حرفاتون جالب بود
پول کجا بود؟شاید برای اونا آزادی زیاد در بیاد ولی پول رو نمیدونم
نه فقط یه سایت راسخون میشناسم.همون؟
قسمت دوم این پست شاید خوندنش برات جالب باشه

http://emasis.blogsky.com/1392/06/06/post-127/
پاسخ:
ممنون
میخونمش
یاشل بذار ریشه مشکلاتمونو بهت بگم

اگه ما داستان آدم و ابلیس رو یادمون باشه و بپذیریمش و نظریه تکامل رو کلا" رد کنیم و یادمون باشه کجا بودیم و چی شدیم و به زمین تبعید شدیم این مشکلات امروزو نداشتیم که برای اثبات یا نفیش سراغ کتاب بریم.

البته خوبه ها مثلا" نویسنده کتاب الغدیر گفته من این کتابو نوشتم ( چند جلدیه ) اونقدی که سر این وقت گذاشته بودم بخاطرگیرهای الکی بعضی ها در رد غدیر ،  اون دنیا همه مخالفین رو یقشونو میگیرم.


قبلا" فک میکردم مذهبی بودن یعنی امل و بی سواد ولی الان فهمیدم مذهبی بودن یعنی داشتن اخلاق و سواد به روز

این سایت هم جالبه

http://kaheel7.com/fa/
پاسخ:
نمیشه با گفتن یه داستان بخوای این چیزا رو اثبات کنی.وقتی نمیشه فهمید واقعا این داستانا بوده یا نه.ما اقلا میتونیم به چیزایی که در حال حاضر تو زندگیمون میبینیم استناد کنیم مثل نظم جهان، آفریده ها، هوش و علم و ...
ممنون بابت سایت 
جالب بود
راستی یادم رفت بگم ، 
کتاب توحید و معاد شهید مطهری چیز جالبیه و حتما" بخونید ": )
پاسخ:
ممنون
راستش همین یه کتابم به زور خوندم حوصله م نمیکشه.قبلا کتابای مذهبی میخوندم زیاد
 ولی خوندن نظرات مخالف جذابتره اینو تازه فهمیدم از کتابیکه خوندم
2 آتیشه مذهبی بودن دلیل بر خیلی مسلمون و مومن بودن نیست چرا که اون روزی که قرار شده بود به خونه حضرت امیر حمله کنن و ماجراهاش حضرت بهشون گفته بود که فردا این ماجراها پیش میاد ، فردائیش که جمع خانه امیر 4-5 نفر بود وقتی حمله کردن زبیر شمشیر کشید در دفاع از حضرت ولی سلمان چشم به دست حضرت داشت.

بعدا" زبیر در شناخت حق و باطل به مشکل خورد .پس 2 آتیشه بودن به این معنی نیست که خیلی کارش درسته و مستقیم بهشته یا مثلا" در زمان یکی از ائمه یه مسلمونی فوت کرد بعد از تدفینش به امام خبر دادن که این شخصی کلی به فقرا کمک کرد ولی به نزدیکان خودش هیچی و اونها رو تو بدهکاریهاشون گذاشت.امام گفت اگه می دونستم نمی ذاشتم تو قبرستون مسلمونها دفنش کنید.
پاسخ:
منظور از دو آتیشه بودن یعنی یه زمانی خیلی مذهبی بوده کتابای مذهبی خونده از دین خبر داره .
زمان حال با اون موقع فرق داره.اون زمان دین اسلام تازگی داشت و امکان اینکه ازش بیان بیرون بود الان بعد اینهمه سال تثبیت شده
من زیاد به این داستانا و احادیث و روایات دینی اعتماد نمیکنم چون واقعا بعد از اینهمه تحریف سخته اعتماد کنی.شما هم سعی کن هر چیزی میگی به این فکر کنی اگه این واقعا درست نباشه و جز همون تحریفیا باشه حرفت بار مسئولیت داره.
وقتی این کتابو خوندم فهمیدم نباید به اینا اعتماد کرد
میشه کتابایی رو که اون آقا گفته به منم معرفی کنید ؟ 
ممنون میشم :)
پاسخ:
سلام
آخه نمیشناسمتون که
همون کتابای خارجی که گفتم بود فقط یه ایرانی هم بود که اونو بهتره بیخیال شید.یا تو گوگل سرچ کنید کتابای ممنوعه دینی و بخونید.
یاشل نمیدونستم چه نظری بذارم،چون از دیشب فکرم خیلی مشغول شد،اول که پستت خیلی خوب بود و آدمو به فکر وامیداره
بعد اینکه من قرآن رو قبول دارم چون ایمان دارم که از طرف خداس و خدا دروغ نمیگه،درسته که رعایت نمیکنم خیلی چیزارو اما دلیلش این نیست که قبولش نداشته باشم واسه سخت بودن یه سری چیزاس تو اسلام که خوب حوصلم نمیگیره انجامش بدم
بعد اینکه منم مثل تو سوال خیلیییی زیاد دارم،مثلا یکی از سوالام این بود که چرا تو قرآن خدا به مرد اجازه داده زن رو بزنه،بعد خیلی حس بدی داشتم اونموقع.. رفتم دنبال جواب این سوال و چیزایی که بهش رسیدم خیلی خوووب بود بعد باورت میشه بیشتر به خدا و قرآن علاقه مندتر شدم!!؟؟
خیلی سوال دیگه هم دارم،مثلا یکیش همین که چرا به ایران حمله کردن و جنگ رو شروع کردند،خوب مگه اسلام زوری بوده؟ چون مردم ایران اون زمان فرهنگ و زندگی خیلی خوبی داشتن!! یا خیلی سوال دیگه درمورد روح و چیزای دیگه!! این پستت باعث شد دنبال جواب بقیه ی سوالاتم هم برم :))))مررررسی:))
پاسخ:
منم مثل تو یه عالمه سوال تو ذهنمه.همه نقدایی که از اسلام میکنن واسه من سواله ولی اگرم به دنبال جوابش بری یه جای کار میلنگه واون اینه که همه اینا در گذشته اتفاق افتاده و ما نمیتونیم از درستی حرفای اینا مطمئن بشیم.من به نظرم فقط باید سپرد به خود خدا.خودشم گفته من چیزی بیشتر از وسعتون نمیخوام.ما همینکه تحقیق کنیم کافیه وقتی نمیتونیم بفهمیم کدوم حدیث و روایت جعلیه کدوم درست یا علت دستورات خدا چی بوده.البته خیلی از مسائلی که قرآن مطرح کرده مربوط به روزگار اون زمان بوده و اصلا به ما مربوط نمیشه ولی خب اگه بخوان زندگی رو بر مردم سخت کنن از همه حرفاش دستور و قانون در میارن.بعدم خودشون همونارو رعایت نمیکنن.
خواهش
۰۶ شهریور ۹۴ ، ۲۰:۰۹ بنت الهدی .م
سلام 
من دوباره اومدم
ببین عزیزم درمورد جنگ ها تو اگه کسی بهت حمله کنه،از خودت دفاع نمیکنی؟جنگ هم در اسلام همینه.و خوب جنگ اسیر و کشته داره،خیلی از زنان که شوهراشون در جنگ کشته شده بودن کسی رو نداشتن و به خاطر همین پیامبر باهاشون ازدواج میکردن.
و یا زنان بیوه که فرزندانشون زیاد بودن و میتونم بگم که پیامبر فقط برای کمک کردن به اون زنها باهاشون ازدواج میکردن.
راستی منم خیلی وقت بود که این موضوع برام سؤال بود و خیلی برای جوابش گشتم تا پیداش کردم
یاعلی
پاسخ:
سلام
ممنون

وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ 
آل عمران - 7

منظورم این راسخون در علمه :دی
پاسخ:
نمیدونم والا.من خیلی سر در نمیارم
اگه اهل کتاب نیستی ، فایل صوتیشو گوش کن خب!
مثل فایل صوتی داستان راستان رو حتما" گوش کن ": )
پاسخ:
باشه
ممنون
سلام یاشل خانم
خیلی خوش اومدین صفا آوردین :)))))
به به چه پست تپلیییی

من به بحثو فلسفه کاری ندارم . اما ته ته قلبم هیچوقت نمیتونم منکر خدا بشم .
در حال حاضرهم  دین گریزی شاید خیلی باب شده ولی خداناباوری ی جوریه برای من خیلی خیلی خیلی منزجر کنندس.
اتفاقا ی نفرم همینطوری بود که طی گفتگوهایی باهاش داشتم اما اصلا از استدلالشون خوشم نمیومد . مثالهایی از زوجیت میزد مثلا بعضی گیاهان اصلا زوجیتی توش نیست ! یا مسایل علمی رو خیلی قبول داشت . با اینکه علم در حال پیشرفته و ممکنه چیزی که الان اثبات شه چند دهه بعد رد شه ... نمیدونم حرف زدن باهاشون جالب نیست کلا .
قضیه برقو نمیبینمو دردو نمیبینمم براشون فایده نداره . اون حس و باور توشون کم شده و به این راغبتر هستن .

واقعا سخته هیچیو قبول نداشته باشی و کم کم در بطن و احساست به پوچی میرسی ...
تو فکر کن همه زندگیت تو همین دنیا خلاصه میشه . غمات شادیهات عزیزانت و همه چیت با مرگت تموم میشه . پس فرق یک بچه ی روزه که میمیره با ی انسان 80 90 ساله چیه ؟

اینهمه زندگیهای متفاوت که آدمها دارن ! مطمئنا خیلی بی انصافیه  یکی تو اوج فقر به دنیا میاد یکی پولدارپولداررررر یکی ظالم یکی مظلوم و .... تا آخر عمرشون که فقط این دنیا باشه زندگیاشون همچنان متفاوت از هم باشه ...

زندگی الان ما مثل همون دوران قبل تولد هست که هیچ شناختی از اینجا نداشتیم . منتها اون زمانو یادمون نمیاد .
من دوران دبیرستان ی خانمی داشتیم که ایشون خیلی به مسایل دینی اشراف داشتن و طوری صحبت میکردن که همه بچه ها شیفته حرفاش بودن .
اولین بار از عالم ذر به ما گفتن . عالم قبل دنیا ...
من باورم به اینه که این مرحله دنیا ی مرحله گذری هست و مدتشم اونقد نسبت به بقیه شرایط کوتاهه که داریم گذر عمر رو میبینم که چقد سریع پیش میره . اما همین مرحله کوتاه میتونه موثر یا مخرب باشه .

به نکته هایی که در مورد ذات و عقیده های درونی گفتی واقعا موافقم . میانه روی هم که کاملا مشخصه بهترین روشه .
و واقعا به این نکته رسیدم که اگر بر فرض خیلی کم هم بعد از مرگ اتفاقی نیفته و نابود نابود شم چیزیو از دست ندادم . چون اعتقادات الانم باعث آرامشمه هرچند ممکنه کامل کامل نباشم و حتی گاهی قصوری توش دیده بشه . اما انکار و ردشون مطمئنا برام خیلی سخت خواهد بود .

من هم به وجود خدا گاهی فکر میکنم و واقعا فکر کردن سخته . به بود و چگونگیش چون هنوز زمینی هستم چون در اون حد نیستم . میدونی که بالاترین نعمت برای بهشتیان درک ذات خداست !!! شاید اونجا به این جوابمون برسیم . اما حسش که میتونم بکنم .
شاید ما منتظر معجزه هایی خیلی روشنی هستیم . گاهی ی نگاه ی اتفاق ساده هم میتونه ی معجزه از سمت خدا باشه .

تو دانشگاهم یکی از اساتید ریاضی اومد با ی فرمول مثلا اثبات کرد که قیامتی در کار نیست . هرگز خورشید از بین نمیره و .....
بقدری اونروز سر درد شدم و کلا همه بچه ها ناراحت بودیم ... حتی یکی هم که اومد اعتراض کنه و حرف زدیم اما خب اثبات علمیییییییییی میخواستن ایشون !!!!

اونجا از خدا خواستم هرگز هرگز به واسطه علم مقام پول و هرچی که میخواد ی روزی جلوش قد علم کنم و بگم نیستی ... ؛ منو مغرور و از راهش دور نکنه .جنبشو زودتر بده و  از اون راحت بهش نزدیکتر شم .

خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


چقد حرف زدمممم خستت کردما :)))
پاسخ:
سلام دختر گل
مرسی لطف داری به من
اگه فکر کنیم ما بدون هدف بوجود اومدیم واقعا همین یه دلیل بسه واسه نقض بی خدایی
آخه به قول تو اینهمه بی عدالتی نباید یه جا جواب داشته باشه؟
اصلا ما مگه خودمون کار بی هدف میکنیم که آفرینشمون بی هدف باشه؟
خوبه استاد ریاضیتون نترسیده اخراجش کنن این حرفا رو زده فکر کنم جرم باشه تو ایران
به نظر من همین یه امیدم از خودمون بگیریم باید بریم بمیریم.بزار دلون به وجودش خوش باشه 
همیشه میگن تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها اگه خدایی نبود اینهمه آدم به وجودش ایمان نداشتن
خیلی خوب کاری کردی.ممنون بایت نظرت
اینکه تو ایران کمه خب شاید به خاطر این باشه که تو چارچوب های عجیبی بزرگ شدیم. تو خیلی از کشورها از بچگی دین رو به بچه ها یاد نمی دن. می ذارن هر وقت خودشون براشون سوال پیش اومد برن سراغش. 
من البته تو ایران بودم و تعداد آتئیست هایی که می شناختم کم نبود. (شاید به این خاطر که هر کس با آدم های شبیه خودش رفت و آمد می کنه)
الان هم که خارج از ایرانم، هم آدم های ایرانی هم غیر ایرانی آتئیست و اگنوستیک می بینم بیشتر. خب چون تو جمع مسلمونا نمی رم. مثلا کنار وبلاگ تو کلی آدم هست که خارج از ایران زندگی می کنن و اعتقاد دارن. اونا هم لابد فکر می کنن که آدم های مثل خودشون بیشترن!
پاسخ:
درسته خیلی از کشورا مذهبی نیستن و با عقاید دینی بزرگ نمیشن ولی به نظرم همونا هم خیلیاشون به وجود خدا اعتقاد دارن.شاید شما دیدی عده ای رو ولی به نظرم نسبت خداباورا خیلی بیشتر از خداناباوراس
نمیدونم والا
یه مشکلی که به طور خاص با اسلام دارم اینه:
- آیا این اسلامی که ما الان داریم می بینیم اسلام واقعی هست؟
بله: من دیگه حرفی ندارم! این چه دینیه آخه!
خیر: چطور یه دین می تونه آخرین دین باشه و کامل ترین و حتی معجزه ش هم کتابش باشه چون بشر به حدی رسیده بوده که می تونسته این میراث رو حفظ کنه و قرآن برنامه زندگی باشه اما فقط تا زمان وفات پیامبرش سر جاش بوده. از همون بعد از مرگ پیامبرش تفرقه و اختلاف شروع شده بود! تازه پیامبرش هم که خب خدا پشتش بوده. هی کمکش می کرده. یه بار موریانه می فرستاده عهدنامه بخوره. یه بار عنکبوت فرستاده تار بتنه. ... یعنی واقعا خدا فکر می کرده از این دین چیزی باقی می مونه؟ 
پاسخ:
نه به نظر من اسلام واقعی نیست
تفرقه و اختلاف جز ذات مردمه.شاید هر دین دیگه ای هم میود این مردم نمیپذیرفتن.
در مورد دین زیاد نمیدونم که بخوام جوابتو بدم
میگن خدا همه کاراش حکمت داره البته اگه خدا رو قبول داشته باشی
در ضمن شخصا همکارهای زیادی تو ایران داشتم که محجبه بودن و قصد هم نداشتم و ندارم که به کسی که محجبه است ایراد بگیرم اما شخصا نمی فهمم که چرا باید یک جنس موی خودش رو بپوشونه چون تحریک آمیزه! یعنی هیچ جوری تو مغزم فرو نمی ره! اینی هم که می گن مصونیت و ایناست واسه من که نبود. تو ایران با اینکه به هر حال مجبور بودیم روسری بذاریم (در ضمن من هرچند حجابم کامل نبود اما کلا آرایش نمی کردم و با اینکه هیچ اعتقادی نداشتم هیچ وقت گشت ارشاد هم بهم گیر نداده بود چون کلا لباس های گل و گشاد می پوشیدم چون راحت تر بودم و از صبح که می رفتم سر کار و دانشگاه می خواستم راحت باشم) من خیلی وقتا احساس امنیت نمی کردم اما اینجا با اینکه حجاب ندارم احساس عدم امنیت هم ندارم. تو دانشگاه هم دختری هست که با شلوارکی میاد که خیلی خیلی کوتاهه و از اون طرف هم دختری هست که روسری می ذاره. کلا هم کسی حواسش نیست نگاه کنه. حالا تو ایران من همه ش نگران نگاه مردم به سینه و باسن و یقه و گوش و مو و همه چی خودم بودم! 
پاسخ:
در مورد حجاب منم زیاد از علتش سر در نمیارم.واقعا گل گفتی انگار وقتی میای بیرون مردا با نگاهشون میخوان بخورنت اینقدر که آدمو معذب میکنن.تازه خوبه با مانتو و روسری و پوشیده ایم.نمیدونم این مردا دختر ندیدن ؟خودشون خواهر مادر ندارن؟
همش بخاطر همین محدودیتاس.
شاید حجاب به اون معنای سفت و سخت تو زندگی الان و قرن 21 زیاد لازم نباشه چون کشورای زیادی بی حجابن و بسیار متمدن تر از ما ولی ما ادعای مذهبی بودن داریم ولی اینقدر عقبیم.دیگه نمیدونم چی بگم.کاش اینجا بیشتر به اصول و کلیات کار داشتن تا به جزییات
من واقعا از این بحثا فراری ام :)) فقط میگم عقیده هرکسی محترمه ! :)

پاسخ:
آفرین به تو
یاشل خومدم عصر میام کامنتا رو هم میخونمم و نظر میزارم :-D 
پاسخ:
باوشه
اول از همه بهت بگم که بزرگترین اشتباهی که آدم می توننه مرتکب بشه ازدواج با کشیه که هم کفوش نیست.کفو بودن فقط تو مسائل مالی مطر نیست،ضریب هوشی و میزان تحصیلات و عقاید هم شرطه،عقاید مهم هستن،و اصلا شخصی و راز هم نیستن،بچه هاتون رو چجوری بزرگ کنید؟تا وقتی که خودشون راه خودشون رو پیدا کنن بهشون چی بگید؟
حرفات رو کاملا درک کردم یاشل جان
ولی تقریبا تمام این سوال ها برای من حل شده ست
من هم تو یه خانواده مذهبی زندگی می کنم اما عقایدم به من دیکته نشد
درسته که من اینجوری بار اومدم برای پذیرش حقیقت خدا رو شکر ذهنم باز بود
من بارها از خودم پرسیدم آیا راه درست اینه و هیچ راه دیگه رو ندیدم که به درستی همین راه باشه
درسته که بارها و بارها خطا کردم اما همون یک ذره ایمان باعث شد همه چیز رو نبازم
فطرت آدم ها به ایمان داشتن گرایش داره حالا هرچقدر که می خوای کتاب این نهیلیست ها و آتئیست ها رو بخون
یه حرفی زدی که این افراد با مناظره علمی حرفشون رو اثبات می کنن،اما اینها که نشانه های روشن وجود خدا رو نمی بینن،چطور به تئوری ها و نظریه هایی که بارها و بارها زیر سوال رفتن اکتفا می کنن؟
از این آقا بپرس که می دونی که یک زمانی روشنفکر ترین آدم های روزگار می گفتن زمین صافه؟یا تا همین چند دهه پیش اتم رو کوچکترین جزء ماده می دونستن و حالا....با این وجود حاضر نیست یک احتمال خیلی خیلی اندک در نظر بگیره که شاید شاید شاید تمام باور هاش که براساس نظریه های آدمه های پر از اشتباهه حقیقت نداره؟
اگر قراره شک کنیم چرا فقط به ادیان الهی شک کنیم؟چه کسی و چه زمانی نیوتون و انیشتین و غیره رو از شک مصون کرده؟اینکه تا الان هوش بشر در همین حد اکتفا کرده و نظریه های جدیدتری ساخته و پرداخته نشده یعنی تمام؟حرف این افراد حجته؟
پروفسور هانری کربن فیلسوف معاصر فرانسوی می‌گوید: «اگر اندیشهٔ محمد خرافی بود و اگر وحی او وحی الهی نبود، هرگز جرأت نمی‌کرد بشر را به علم دعوت کند. هیچ یک از افراد بشر و هیچ شیوهٔ تفکری به اندازهٔ محمد و قرآن، انسان را به دانش دعوت نکرده‌اند، تا آنجا که در قرآن، نهصد و پنجاه بار از علم، فکر و عقل سخن به میان آمده‌است».
مهم ترین مسئله برای نقد احادیث و روایات و کلام خدا،متصور شدن شرایط اون زمانه.
بعضی بدون اینکه ذزه ای اطلاعات درمورد نحوه حرف زدن اعراب داشته باشن مدام  شبهاتی که علم عثمان شده رو دستاویز می کنن که اتفاقا نشون دهنده بی اطلاعی خودشونه.
چرا می خوای برای تعدد زوجات پیامبر و امامان توجیه پیدا کنی وقتی اساسا در اون زمان مسئله ای عادی و پذیرفته شده بود،و نه فقط در بین اعراب
اسلام چند همسری رو از تعداد بینهایت به چهار تا محدود کرد و برای همون هم شرایط گذاشت،
مثل برده داری که در اون زمان یک صنعت بود و اسلام آزاد کردن برده هارو کفاره گناهان قرار داد ،چونه زدن سر قیمت برده ها رو ممنوع کرد،و برگردوندن برده ای که از خونه صابش فرار می کنه رو هم ممنوع کرد،چون منطقی ترین راه مبارزه با برده داری در اون زمان همین روش بود
چرا پسر نداشتن حضرت محمد و جایگاه ویژه ای که برای دخترش به عنوان یک زن قائل بود رو نمی بینیم
مسائل مشابه بسیار زیاده
و دلایل زیادی هم هست که این مسائل رو پیچیده تر می کنه
جنگ طلبی و بهره کشی از زنان و غیره و غیره
شبهات کم نیست
پیدا کردن جواب راحت نیست
ایمان داشتن آسون نیست
و هی برای ما شرایط رو سخت تر هم می کنن
و با این طرز تفکر که ما هیچی نمی دونیم و از اون زمان هیچ خبری نداریم و وسعمون در همین حده هم فقط از جواب دور تر و  دورتر می شی
راه برای پیدا کردن هست
یه مسئله ای رو فراموش نکن
هرگز نباید نقص مسلمون ها رو به پای نقص دین بذاری
تو ایمان داشته باش خدا هم کمکت می کنه که به جوابهات برسی
پاسخ:
گل گفتی .وقتی داشتم باهاش بحث میکردم اینقدر ازش بدم اومده بود دیگه حسابشو بکن بخوای با کسی که عقایدش مخالفه توعه ازدواجم بکنی.به نظرم جوونای امروزی که هوشیارن نمیتونن با کسی که مخالفشونه زندگی کنن.هر روز یکه به دو داریم 
همین جالبه آخه با چندتا نظریه که نمیشه به جواب رسید و قانع شد.منکه با نظریه هاشون قانع نمیشم.چون جواب سوالاشونو میتونم بدم.یعنی دلیل بیارم برای اینکه بگم هست
در مورد دین محمد به نظرم وقتی حرفاش درست باشه و با عقل و منطق سازگار خیلیم خوبه.مثلا آموزه های اخلاقی اجتماعیش همه برای زندگیه خوب و درسته
ممنون 
سلام
دو سه بار اومدم و هی برگشتم. ولی دلم نیومد هیچی نگم.

ببین یه عده هستن وقتشون رو کامل گذاشتن برای اینکه بگن کجای حرف هائی که به ما رسیده مستنده و کجاش غیر مستند.

اونجائی که نمیدونیم باید چیکار کنیم که مشکلی نی! چون خود خدا هوامون رو داره. ما نه الان به امام مون دسترسی داریم نه به پیامبر.

اما اونجائی که میدونیم رو چی؟ دونستن هم صرف این چیزائی نیست که تو مدرسه یادگرفتیم. یا حتی دانشگاه.

باید روش تحقیق رو بلد باشیم. اگه تحقیق درباره عمر خیام داشته باشیم هیچ وقت میریم نظریات فلاسفه غربی رو درباره تغییرات روحی یک فرد بخونیم؟؟؟؟ نه. میریم سراغ کسانی که وقت گذاشتن و چیزی درباره خیام نوشتن.
حالا هم همین طوره.
بعضیا دوست دارن از نقد یه چیز به اون چیز برسن... اما باید بدونیم که این راه پر خطری هست برای رسیدن.
باید بریم سراغ کسانی که برای فهم دین وقت گذاشتن. و درست رو از نادرست برامون سوا کردن. و مطمئنا در این راه دنبال منافع شخصی خودشون نبودن. به طور مثال علامه طباطبائی.

یه مسئله ای هم هست اینکه قرآن نه برای اعراب تنهاست و الا کلمه ناس که به مطلق مردم اشاره داره توش نبود.

نه برای زمان گذشته تنهاست که افعال اینده ای که توش اومدن و بعضی هاشون به وقوع پیوستن پسر برای چیه!

ماها عربی رو خوب بلد نیستیم. ولی در این زمینه هم میشه رفت سراغ کسانی که با زبان عربی مانوس هستن. و میدونن فلان فعل که بعضی از افراد ایراد میگیرن میگن سر جاش نیست و درست نیست چرا در زبان عربی میتونه این طوری به کار برده بشه و اصلا دلیلش چیه

میدونی ؟ اگه باور کنیم که خدا کار عبث و بیهوده نمیکنه که اگر بکنه برای خدا نقصه و نقص در خدا وجود نداره؛ پس نمیتونه افعال و جملاتی که توی قران آورده بیهوده باشه یا در اثر زمان کهنه بشه.

البته کتب تورات و انجیل هم با گذشت زمان کهنه شد. اما چرا؟ چون بشر توش دست برد.
هستند البته قوانینی که خود خدا توی قرآن نقض میکنه و یه قانون دیگه جایگزینش میکنه.

اما اینها همه بر اساس حکمت خداست.

من کاری به سیاست و دینداری هایی که الان هست ندارم.

بیایم با خودمون یه قرار بذاریم! ببینیم چطور قرآن روی ما تاثیر میذاره؟ شروع کنیم هر شب یه صفحه بخونیم با معنی. و بهش فکر کنیم
چیزی که هست اینه که فکر درباره کنه خدا و ذات خدا برای ما ممنوع شده. چون ما از جنس ماده ایم. و غیر ماده رو نمیتونیم بفهمیم. مثلا الان میتونیم درکی درباره روح داشته باشیم؟ خوب چرا خودمون رو به آب  و آتیش بزنیم و بعد هم بگیم که قبول نداریم یا خسته شدیم؟؟؟ از اول حرف راسخون فی العلم رو گوش کنیم که گفته ان وارد این مقولات نشین و بهشون فکر نکنین

مثلا شروع کنین تفسیر نور که خیلی هم راحت و کوتاهه نگاه کنین. با نگاه منتقدانه نگاه کردن رشد به همراه نمیاره.
مثلا صاحب این تفسیر واقعا به کدوم منصب و مقام و پول رسیده؟ تفسیرش ساده و قابل فهمه.

یک دور ما قرآنمون رو با تفسیر بخونیم. بعد بگیم نه آقا جان مربوط به زمان ما نیست.

بخونیم و بعد بگیم اصلا به درد ما نمیخوره ولی من بهش معتقدم.

خدا اومده توی قران مخالف هاش رو طلبیده به جنگ. فکر میکنیم غیر از مائی که زبان عربی رو بلد نیستیم نبودن عرب زبان هائی که بخوان مثل قرآن رو بیارن؟ چرا نتونستن؟؟؟

قرآن زنده و جاریه. یعنی یه حافظ قرآن وقتی یه صفحه رو کامل حفظه اما یه آیه رو مشکل داره مربیش دقیق همون آیه رو ازش می پرسه... تا حافظ مجبور بشه دوباره بره اون رو حفظ کنه.

قران یکی از شاهدهای روز قیامت هست. یعنی میاد به اعمال ما شهادت میده. قرآن زنده است. و ما اون رو به عنوان یه موجود نمیشناسیم.

درباره حلقه های عرفانی مطالعه کنین و ببینین شیطان از چه چیزهائی متنفر بوده

نماز
قرآن
صدقه
زیارت امام زادگان
زیارت اهل قبور
تابلوهای قرآنی

اینها در همین زمان حال اتفاق افتاده و مال گذشته نیست.

بازم میام پیشت:))


پاسخ:
سلام
ممنون بابت نظر بلند بالات
هرچند نگاهت کاملا دینیه و نمیتونی بی طرفانه قضاوت کنی و مطمئنا هر کسی الان اینجا از روی عقیده ش نظر میده من حرفاتو قبول دارم
جز اینکه همین که خیلی چیزا رو خدا تو قران ناسخ منسوخ کرده بهانه به دست مخالفان داده.شاید اگه از اول قوانین یه طور بود و عوض نمیشد بهتر بود.البته هر کسی با عقایدش زنده س و حتما ازش نفع برده که بهش چنگ میزنه.
اونایی که خدا ناباورن دوس دارم با علم روز و دیده ها و واقعیات زندگی کنن.مثلا این چیزایی که میگی شیطان ازش متنفره خب اونا به این حرفای ما میخندن چرا چون مثالایی میاریم که خود خود ما ندیدیم.از اینو اون شنیدیم.و بخاطر اطمینان به طرف باور میکنیم.ولی بهتره برای حرفامون دلایل و کلماتی بیاریم که بشه اقلا تا حدی اثباتش کرد
یاشل فقط یه چیز هست که همیشه بهش فکرمیکنم کسی که خدا رو نداره وقتیب خیلیییی تنهاس وقتی خیلیییی بی کسه ،وقتی یه حامی بزرگ میخاد کی رو صدا میزنه؟
پاسخ:
آفرین مختصر و مفید گفتی.واقعا وقتی ناراحت میشن چیکار میکنن؟با کی درد و دل میکنن؟

۰۷ شهریور ۹۴ ، ۲۰:۴۷ ماهی سیاه کوچولو
عجب پست نابی
یاشل اینقدر حرفا دارم بزنم ولی نمیتونم بنویسمش
ذهنم آزاد بشه مفصل مینویسم
من وقتی یه فنچ بودم با همچین آدمی همصحبت شدم اوایل مثه موم تو دستش بودم و فقط دو گوش بودم همین و بس اما بعدها وقتی نتونست روم تاثیر بزاره گفت باید بزرگ بشی
میدونی به نظر من چراغ دستش بود اما مسیری ک روشن میکرد درست نبود بعدن میام میگم دوستم
پاسخ:
ممنون
ذهنتو آزاد کن زود باش
پس تو هم تجربه شو داشتی.یکم سخته با اینجور آدما ارتباط برقرار کردن
حرفاش از دل بیرون نمیومده که به دل بشینه
یاشل جان به من بگو چرا به وجود خدا اعتقاد داری؟ به خاطر این که نمیشه جهان به این عظمت همینجوری یهویی واسه خودش به وجود اومده باشه؟ خب این استدلالیه که به ما یاد دادن. خیلی خب، من قبول می کنم که خدایی هست که این جهان رو به وجود آورده. اما حالا اینجا سوالی مطرح میشه که خداپرستان خیلی راحت اون رو نادیده می گیرند، و اون هم اینه که اگه هر چیزی که وجود داره باید یک وجود آورنده داشته باشه، پس خدا رو کی به وجود آورده؟ من خودم زمانی خداپرست بودم و کاملا یادمه که چقدر راحت این سوال رو نادیده می گرفتم. اما وقتی که واقعا بری سراغ مطالعه کردن و استدلالهای خداناباوران رو بخونی و واقعا درباره شون فکر کنی، می بینی خیلی از اونها درست هستند، مثل همین یکی که الان من گفتم. خب حالا تو می تونی انتخاب کنی که واقعا دربارۀ همۀ چیزهایی که از بچگی توی مخ ما فروکردند دقیقا فکر کنی و ببینی کدومشون درسته و کدومشون غلطه، یا اینکه نه، دربست همه چیز رو قبول کنی. ولی این رو بدون که اگر ما دربارۀ استدلالهای خداناباوران فکر نکنیم و فقط سعی کنیم نادیده شون بگیریم، اون استدلالها نابود نمیشن. اون استدلالها باقی هستند و یک روزی بچه های ما رو درگیر خودشون می کنند. پس ما باید فکر کنیم تا ببینیم آیا جوابی برای استدلالهای اونها هست یا نه؟ البته این رو هم بدون که بسیاری از این استدلالها در ایران سانسور میشه و اصلا به گوش بچه های ایرانی نمیرسه که مبادا اونها به بهشت نرن. جالبه، نه؟
در مورد سوالی که در بالا کردم می دونم خداباوران می گن کنه ذات خداوند توسط انسان قابل درک نیست. خیلی خب، من حالا میگم که برای ما قابل درک نیست که جهان چه جوری به وجود اومده. نقطه. خدا رو میخواهیم چکار دیگه؟ 
اما در جواب اون آخوندی که راجع به عقرب حرف زده بود، من اینو میگم: اگه رفتید اون دنیا و خدا گفت دین من اینی نبود که توی ایران بود و چرا شما تحقیق نکردید تا دین صحیح رو پیدا کنید، اونوقت چه جوابی داریم که بدیم؟ اصلا ما هیچ تحقیقی دربارۀ دین اسلام کرده ایم؟ یا فقط مسلمون هستیم چون پدر و مادرانمان مسلمون بودند؟
 این رو هم بگم که این سوالاتی که کردی و مسائلی که مطرح کردی یکی از بزرگترین دغدغه های هر روز زندگی منه و من هر روز با این سوالات زندگی می کنم و بهشون فکر میکنم و سعی می کنم جوابی براشون پیدا کنم. یک زمانی خداپرست بودم، ولی بعدش خداناباور شدم، ولی باز بعدش به دلیلی که الان همین زیر میگم، از خداناباوری مطلق دراومدم و فعلا ندانم گرا هستم.
اما در پاسخ به بی خدایان که معتقدند روزی علم به همه چیز پاسخ خواهد داد. اونها هم در واقع معتقدند که این دنیا یک جوری باید به وجود اومده باشه. بعد میگن علم و قوانین علمی روزی توضیح خواهد داد که دنیا چه جوری به وجود اومده. ولی دقیقا عین خداپرستان که سوالی که اون بالا گفتم رو خیلی راحت نادیده میگیرند، بی خدایان هم خیلی راحت این سوال رو نادیده می گیرند که "خود علم و قوانین علمی از کجا اومده؟!"
نکتۀ آخر هم این که من شنیده ام که میگن یقینی که بعد از شک به وجود بیاد، خیلی خیلی قوی هست. پس از مطرح کردن سوالاتت و فکر کردن دربارۀ اونها نترس. 
پاسخ:
اتفاقا منم به این سوال فکر کردم آخر پستمم نوشتم که واقعا واسم سواله خدا چطور بوجود اومده .خب جوابی واسش ندارم.
اما با همین استدلالایی که واسمون گفتن من قانع میشم :
اینکه وقتی ما درد ،عقل،هوش،احساس،هوا و.... خیلی چیزای دیگه که با چشم نمیبینیم ولی قبول داریم که هست میتونه خدایی هم باشه که ما با چشم نمیبینیم ولی هست
اینکه ما برای هر کارمون هدفی داریم و نشون میده خلقت با این عظمت و دقیق نمیتونه بی هدف و بدون خالق بوجود اومده باشه همونطور که یه ساختمان یا هر چیزی تو این دنیا بدون سازنده یهویی سبز نمیشه و بوجود نمیاد و یکی دست به خلق کردنش میزنه.
دیگه اینکه اینهمه ظلم و بی عدالتی یا خیر و شر تو دنیا بدون جواب نباید باشه
حالا اینکه ما خدا رو نمیبینیم و نمیدونیم چیه و از کجا اومده همش رازهایی که نخواسته ما بدونیم و دانشش رو بهمون نداده.علتشم نمیدونم 
این جمله آخرتو قبول دارم اتفاقا هرچی بیشتر تحقیق میکنم به یقین بیشتری میرسم
تو هم دغدغه منو داری و امیدوارم یه روزی به نتیجه و جواب برسی
خودت که وضعیت ایرانو میدونی ، نمیشه این بحثا را در فضای عمومی کرد و فقط یه طرف آزادن که کامل هرچی میخوان بگن. 
جواب چند تا سوالات از کامنت ها هم پیداست:
1-سوالی که از اون پسره پرسیده بودی که آیا زندگی سخت میشه؟ اگه همین کامنتا را بخونی ، میبینی چند نفر گفتن من نمیدونم اونایی که خدا را ندارن ، چی کار میکنن؟ و ادم به پوچی میرسه؟ و .... جوابت اره هست ، و واقعا سخت میشه. یعنی اگه کاملا بیطرفانه نگاه کنیم ، این یه دوراهی هست که حداقل رسیدن به اخر یکیش اصلا جالب نیست حداقل اولش. ضمنا موندن بین دو راه هم چندان جالب نیست.
2- دو جور مطالعه هست یکی مطالعه به قصد تحکیم عقاید ، یکی مطالعه به قصد فهمیدن و هرچه پیش آید( هرچند ناگوار) . اکثر افرادی که میگن ما رفتیم دنبالش و از این چیزا از گروه اول هستن که فکر کنم زیاد دیدی دیگه خودت . بحث کردن با گروه اول واقعا حوصله و اعصاب میخواد ولی بحث با گروه دوم لذت بخش هست. 
3- از خود همین پست و البته پاسخ هات به کامنت ها واقعا خوشم اومد . اون هم این که الکی توجیه نمیکنی ، چیزی که خیلی ها دوست دارن!
4- واقعا دوست داری بیشتر مطالعه کنی در این زمینه با توجه به ناخوشایندی احتمالی؟! و این که تهش شاید بیشتر همون شعر خیام باشه که خودت گذاشتی.همه این چیزایی که میگی و تو کتاب دینی دبیرستان خوندی و در کل هر یک از طرفین موافق و مخالف گفتن جواب هم داره. یعنی این جوری بهت بگم فکر نکن مثلا یه استدلالی هست که کامل طرف مقابل را ضربه فنی میکنه! مثلا همین که اگه همه این ها اگه دروغ باشه دیندارا ضرری نمی کنن، اسمش هست pascal's wager و کلی بحث داره. منابع فارسی همون طور که خودت هم میگی خوندی در بهترین حالت 30-40 درصدش چرت و پرته! ترجمه ها هم به کیفیت ترجمه بستگی داره. 

پاسخ:
1-درسته یکم فضا نا امنه ولی خب اینجا هم مثل اون کلاس درسه معارف.ما راحت بحث میکردیم بلاخره باید به سوالامون جواب داده بشه
به نظر منم اینکه به خدا عقیده داشته باشم زندگی راحتتر نیست ولی قابل تحملتره.اقلا یه نیمچه امیدی داریم
2-من مطالعه م به قصد فهمیدن هست ولی تهش به همون تحکیم عقاید میرسه.خود به خود بدون اینکه بخوام.چون نمیتونم دلایل اونارو قانع کننده بدونم
اتفاقا اونم چون فهمید من بحث کردنم برای تحکیم عقایدمه از بحث کنار کشید چون اعصاب خودشم خرد میشد
3-ممنون لطف داری
4-دوس دارم ولی کتاباش خیلی خشکه حوصله م نمیکشه واسه همین میخواستم بحث کنم یکی با زبون ساده تر برام بگه.شاید یه مدت مطالعه کنم و بعد که به جواب رسیدم ولش کنم
کاملا درست میگی هر گروه برای خودشون استدلال خودشونو دارن.ما باید یه ور قضیه رو بگیریم که بیشتر به صلاحمونه
کتاب فارسی که من خوندم بیشتر درباره اسلام بود وبعضی جاها از نقداش خنده م میگرفت چون زیاد ریزبینی الکی خرج کرده بود 
کتابای خارجی که گفتو هنوز نخوندم ولی شاید یه ماهی طول بکشه بخونم و بعد بفهمم کدوم بهتره.در کل بجای اینکه فکر شوور باشم ببین به چه چیزایی فکر میکنم خخخ
سلام عزیزم برای همه سوال های تو دین جواب هست ولی باید آدم دنبالش در منابع معتبر بگرده!همیشه هم علما واقعن با یقین و آرامش زندگی کردن!!!
میخاستم یه چیزیی بگم که به نظرم مهمه
ببین ما همیشه برای خدا تعیین تکلیف میکنیم نامه میدیم
ولی خب خودمون چقد به حرفش گوش میدیم که انتظار داریم گوش بده!
حرفو طولانی نمیکنم دوستای من همه نمازشونو اول وقت میخوندن و ازدواج موفق داشتن
اگه 40روز نمازتو اول وقت بخونی مستجاب الدعوه میشی!
شما راه های مختلفو امتحان کردی اینم امتحان کن ضرری که نداره من یقین دارم نتیجه میگیری!!!
یکمی با خدا آشتی کنیم!!!
موفق و موید باشی دوست گل!!!
پاسخ:
سلام گلم
ما هم دیگه اینقدرا حرف گوش نکن نیستیم که.بلاخره تا حدی به حرف خدا گوش کردیم.
من مورد داشتم نماز اول وقت که هیچی اصلا نماز نمیخونده خیلی زود ازدواج کرده اونم موفق
اینا به نظرم ربطی نداره.کاش شانس باشه.کاش عقل و درایت و تدبیر باشه
به هر حال ممنون
سلام یاشل عزیز

برای اثبات خدا و پیامبر و امامان کتاب دو جلدی کلام اسلامی از آقای سعیدی مهر رو توصیه میکنم خودم خوندم و براساس فلسفه همه چیزو تک تک ثابت میکنه کلا کتاب عالییی هست

اما

1) در دین هیچ اجبارى نیست. و راه از بیراهه بخوبى آشکار شده است. پس هر کس به طاغوت کفر ورزد، و به خدا ایمان آورد، به یقین، به دستاویزى استوار، که آن را گسستن نیست، چنگ زده است. و خداوند شنواى داناست. (۲۵۶)بقره

جنگ هایی هم ک با کافران داشته تلاش و کوشش در راه خداست ن جنگ و کشتار و ستیزه جویی در واقع وقتی نمیزاشتن دین رو تبلیغ کنن اونا مجبور ب جنگ یا همون جهاد در راه خدا میشدن و وقتی مانع تبلیغ برداشته میشد صلح میکردن مثل پیشنهاد صلح حدیبیه ک پیامبر (ص ) پذیرفتن
و یا فتح مکه توسط مسلمانان با اینکه دشمنان اذیتشون کردن و شکنجشون داده بودن مورد عفو قرار گرفتن
وقتی در جنگ احد که دندان رسول خدا شکسته شد و جراحات متعدد و فراوانی بر پیکر نازنین حضرت وارد شد به حضرت گفتند: دشمنان را لعن کن. حضرت فرمود : « انی لم ابعث لعاناً ولکن بعثت داعیا و رحمهً ؛ من به عنوان بدگو و نفرین کننده مبعوث نشده ام بلکه عنوان دعوت کننده و هدایت گر و صاحب رحمت مبعوث شده ام » سپس دست به آسمان بلند کردو گفت : خدایا! این قوم را هدایت کن زیرا که کوته نظر و نادانند .

2) در مورد تعدد زنان پیامبر (ص) هم باید ب شرایط تاریخی و ... توجه کرد ک ب نظرم این سایتو مطالعه کنید خوبه : http://www.pasokhgoo.ir/node/73003

{علامه طباطبایی در این باره می نویسد: داستان تعدّد زوجات پیامبر را نمی توان بر زن دوستی و شیفتگی حضرت نسبت به جنس زن حمل نمود، چه آن که برنامه ازدواج حضرت در آغاز زندگی که تنها به خدیجه اکتفا نمود و هم چنین در پایان زندگی که اصولاً ازدواج بر او حرام شد، منافات با بهتان زن دوستی حضرت دارد.
چهارم: دو تن از زنان پیامبر کنیز بودند. اگر هدف پیامبر از ازدواج لذت بردن از آنان بود، این دو چون کنیز بودند، بدون ازدواج، پیامبر می توانست از آنان بهره مند شود. با این تحلیل ازدواج بی فایده بود.}

3)در مورد کتک زدن خانما هم باید گفت چند نظریه هست اول اینکه در مورد نشوز هست و در موارد دگ صدق نمیکنه و برای اینکه مسایل در خود خونه حل بشه این رو بیان کرده و دگ اینکه ضرب ب معنای دگ ب کار رفته ن زدن برای توضیح کامل اینجا رو مطالعه کنید : http://www.pasokhgoo.ir/node/62387

در قرآن محکم و متشابه ناسخ و منسوخ زیادی هست باید با توجه ب همه اینها قرآن رو تفسیر کرد و چ بسیاری هستند ک هنوز کسی علم بهش دست پیدا نکرده و راسخون در علم ک پیامبر و امامان (ع) هستن میدونن و ما باید الان ک اماممون غایبه ب روایات معتبر و صحیح توجه کنیم و ی ملاکی ک برامون گذاشتن با قرآن تطبیق بدیم اگ در تعارض با قرآن نبود میتونیم بگیم درسته ، حتی با این همه خیلی سوالا باقی میمونه و نمیشه خود فرد با عقلی ک از همه چیز آگاه نیست جواب بده پس باید در برابر اونا سکوت کنیم

امیدوارم هیچ وقت بی عقیده و باور نشیم و همه عاقبت بخیر شیم تنها کسی ک همیشه پشتیبانمونه و نمیزاره آب تو دلمون تکون بخوره با همه سختیها خودشه امیدوارم هیچ لحظه ای ب حال خودمون واگذارمون نکنه :)

پاسخ:
سلام
ماشالا کامنتای این پست از خود پستم طولانی تره.البته بحث برانگیز بود این پست و انتظاری جز این نداشتم.
در هر صورت ممنون
در مورد روایاتی که شما گفتی من بر عکسشو تو اون کتاب خوندم.وقتی اون نویسنده کسی بوده که تموم کتابای دینی رو زیرورو کرده بوده چطور روایاتش با شما فرق داره.واقعا نمیدونم چی درسته.تا جاییکه اون فرد پیامبر رو یه فرد عادی خطاب کرده که حتی مثل سایر بشر عصبانی میشده و نفرین کرده.والا ما که نبودیم ببینیم کی راست میگه به نظرم بیخودی روایت ازش نگیم بهتره.شاید غلط باشه 
در هر صورت من سعی میکنم تو همه چیز عقایدمو حفظ کنم و تا جاییکه توان دارم زندگیه با اصول و درستی داشته باشم حالا به هر دین و آیین و عقیده ای

منم یک زمینی پسر داییم رو مخم کار میکرد که مثلا خدا نیست و نگو خدایی هست بعد جالبه میخواست ماشینش عوض کنه زن زده بود به من گفتم چی میخواهی بخری گفت انشالله زانتیا بهش گفتم میدونی انشالله یعنی چی؟ یعنی اگه خواست خدا باشه تو که خدا رو قبول نداری....
خودش هم گیر کرد . درسته خیلی از افراد الان اینجوری میگند و خدا رو نفی میکنند ولی خیلی جاها خودشون هم نمی تونند حرفشون به کرسی بنشونند. یک سالی چند نفر به چالش انداختند ولی من به شخصه نتونستم باهاشون کنار بیام
پاسخ:
ا پس از این آدما کم نیست .چرا من تا حالا ندیده بودم.یعنی خیلی برام عجیب بود.حالا همه دوروبریامم مذهبی نیستن ولی خب همه اقلا خدا رو قبول داشتن
یه عمر از کلمه خدا استفاده کردن یهو نمیتونن از زندگیشون حذفش کنن که .سوتی میدن
منم نمیتونم 
۰۸ شهریور ۹۴ ، ۱۶:۴۶ دختر همساده
پستتو دوست داشتم..
اصلا سرم درد میکرد برای چنین درگیری ذهنی.
من آدم مذهب گریزی هستم اما آدم خداگریزی هرگز...
همیشه مذهب انسان رو به اختلاف و جنگ سوق داده اما خدا آرامش محضه.
یه بار با یه کسی آشنا شدم.یه چشمه از مفسد فی الارض بود.اما باسواد و همه چیز تموم.
اینکه اولش گفت به هیچ چیز اعتقاد نداره اصلا باعث دوری من ازش نشد.
وسطاش گفت به خدا هم اعتقاد نداره.اونجا بود که همه چیز متوقف شد.
میدونی؟ خیلی باسواد بود خیلی.. علاوه بر تحصیلات بالای خودش یه عاااالم کتاب تفسیر قران از دیدهای مختلف و مسایل دینی مذهبی خونده بود.
وقتی عاشورا رو تشریح میکرد دیگه توش چیزی به اسم ظلم و مظلوم نمیدیدی.
وقتی از اختلافت خلفای تسنن و جریان جانشینی میگفت به هرچی تا حالا میدونستی میخندیدی.
جریان ازدواج های پیاپی رسول الله که دیگه شرمم میاد حرفاشو بگم...
من از اونجا خیلی از اعتقاداتم عوض شد.
اما قشنگیش این بود که از این حواشی به اصل مطلب که ذات خداست پناه بردم.
یه استاد عربی بود که قران رو کلا بررسی و مطالعه کرده بود...
شیعه بود اما بعد یه زمانی دیگه میگفت من مسلمان لا مذهبم.خیلی این حرفشو دوست داشتم

پاسخ:
آره جالبه اینجور افراد خیلیم با منش و با سوادن میگی چه آدم خوبیه ولی اینطور عقایدی دارن متاسفانه
علم زیادیم مثل جهله والا هر چیزی متعادلش خوبه
منم وقتی دلایل اونا رو میشنوم اصلا برام محکمه پسند نیست نمیتونم متقاعد شم
مسلمان لا مذهب یعنی چه؟متوجه نشدم منظورشو

من دانشجوی پزشکیم،وقتی درس میخونم با اینهمه معجزه واقعا نمیتونم وجود خدا رو نادیده بگیرم،انقدرهمه چیز تو بدن ما دقیق برنامه ریزی شده ک ب نظر من چیزی بالاتر از معجزه است،اینکه خدا رو  کی ب وجود آورده،سوالی بود ک تو 7-8 سالگی از پدرم پرسیدم و سالها بعد یک استاد دانشگاه جوابی بهم داد ک تا حدودی قانع شدم،و اینکه هر چیزی رو ک من نفهمم قرار ب نبودش نیست،خیلی از مسائل علمی هم هست ک ما نمیفهمیمشون ولی انکارشون هم نمیکنیم،چون ب باورهای دینی ما مربوط نمیشن
من با قسمت عکسی ک گذاشتی کاملا موافقم،اینها همه یکسری تز های روشنفکریه فقط
پاسخ:
ممنون خیلی خلاصه و جان کلامو گفتی 
همینکه دانشمندا هرچی پیش میرن بازم به علمای جدیدی میرسن نشون میده هنوز خیلی چیزا رو نمیدونن.اونوقت با دانش ناقصشون یه چیزیو تکذیب میکنن
اگه خیلی علم دارن چرا درمان مثلا این سرطانو پیدا نکردن؟چرا نمیتونن جلوی خیلی از اتفاقا رو بگیرن.چون بشر محدود و ضعیفه.همچنان نیاز به ادامه این چرخه هست.
حتما خدا داره اون بالا به ما عروسکای خیمه شب بازیش میخنده با این مغز فندقیمون خخخ
منم یه زمانی به این چیزا فکر میکردم خیلی و گیج تر میشدم ولی الان اصلاااا فکر نمیکنم خودمو سپردم به خدا و آرامش بهم میده خودش :)
پاسخ:
خوب کاری کردی.اصلا زیادی فکر کردن بهش باعث اعصاب خوردیه
ما رو چه به این کارا خخخخ
من فقط یه سواللللل دارم چرا توی قران برای زن مطلقه بیوه عده تعیین کردن خب میگن به دلیل خیال راحت شدن از بابت حاملگی بوده چون عده برای زن یاعسه وجود نداره خب درست.اما الان چی با یه ازمایش ساده خون که مشخص میشه.دیگه نیاز نیست سه ماه عده بکشه.یه اخوندی گفت نه برای احترام به زندگی گذشته هم هست.ببخشیدا یعنی زن یاعسه احترام نیاز نیست بذاره؟؟؟؟یا اون مرد کمر خورد احترام نباید بذاره؟خب باید قبول کرد که بعضی از این قانون ها فقط و فقط برای همون عصر هست و بسسسسسسسس
پاسخ:
والا شیلا جون من نمیدونم علتشو.خیلی از احکام قرآنو نمیتونم واسش توجیه پیدا کنم به نظرم باید فقط احتیاط کرد که احتیاط شرط عقله شاید دلیلی داره که به عقل ما نمیرسه.
بعضی از آیاتش تابلو هست که ماله همون دورانه چون اصلا مکالمه بین خدا بوده با پیامبر ولی اونایی که جز احکام و اصول اوردن رو باید تا جاییکه میشه اعمال کرد.یه ایه هست تو قران که گفته از شما چیزی که در توانتون نیست نمیخوایم.دیگه نمیشه که به خودش آدم سخت بگیره زیاد
هرکسم تو یه چیزی میلنگه حتی همونا که خیلی همه مسائلو رعایت میکنن بازم نمیتونن کامل عمل کنن.

پستت رو خوندم . حرف برای زدن زیاد هست اما حرفها همه فقط حرف هستند . هیچ کدوم درست نیستند چون هر کس از منظر خودش به قضیه نگاه می کنه و سعی در متقاعد کردن دیگری داره .مهم این هست هرگز قضاوت نکنیم کاری که الان همه دارن می کنند . قضاوت نکنید که عقیده کی برتر و کی دون تر هست . بزارید آدمها اونطور که میخوان زندگی کنند و شما هر طور که خودتون صلاح می بینید درسته راه رو پیش بگیرید. هرگز بحث خدا و دین و دینداری به نقطه ای نمیرسه که تمام افراد نسبت به اون اتفاق نظر داشته باشن . اگر غیر از این بود در دنیا جز صلح و آرامش چیزی وجود نداشت و بخاطر دین و پیروی از عقاید شخصی جنگ صورت نمی گرفت .

هر یک از شماها از منظر خودتون به دنیا و دین و شناخت خدا توجه می کنید
به من و شما چه مربوط که چرا کنار دستی ما به خدا اعتقاد داره یا نه . اون آزاد هست که چیزی رو قبول داشته باشه یا نه . یک لحظه خودمون رو جای طرف مقابل بزاریم . سلسله حوادث مختلفی ممکنه یک نفر رو به جایی برسونه که یک چیز رو باور داشته باشه یا نه

چرا دائم در حال قضاوتیم ؟
چرا همیشه این ما هستیم که خوبیم و برتر فکر می کنیم ؟
من از کسی جانبداری نمی کنم .چون خودم خدا رو به خودم نزدیک می بینم و تنها چیزیه که باورش دارم .

دوست و همکاری دارم که دقیقا مثل مورد تعریف شده در این پست خدا رو قبول نداره .

قبلا اهل خوندن نماز و گرفتن روزه و ....بود بعدا یک سلسله مراتب در زندگیش رخ داد و با افرادی آشنا شد که الان کاملا خدا رو انکار می کنه . هر زمان شروع می کنه به تمسخر من و میخواد از عقایدش بگه رک بهش میگم عقیده تو برای خودت محترم .لطفا به عقاید من احترام بزار و سعی در تغییر اون نداشته باش .

اوایل حرف من به مذاقش خوش نمیومد . من رو ابله فرض می کرد . یا بهتر بگم گوسفندی که فقط تابع دیگرانه و عقلش رو بکار نمی بنده !
اما من از دیدگاه خودم و قوه عقلم به باورهایی رسیده ام که حاضر به تغییر اونها نیستم مگر تجربه و ...خلاف اون رو به من ثابت کنه .

بیاید به جای اینکه سعی در تلقین افکار خودمون به دیگران باشیم و دائم بخاطر مسائل دین درصدد باشیم به دیگران آزار برسونیم و خط و نشون بکشیم و تهدیدشون کنیم و کاسه داغ تر از آش باشیم و سینه چاک بدیم که فلانی اگه راه ما رو نره به جهنم میره و اون دنیای خودش رو خراب می کنه .به همون فلانی اجازه بدیم بره به جهنم و به درک و اون دنیای خودش رو خراب کنه و حس وظیفه شناسی و انسان دوستی خودمون رو با ارعاب و تهدید و قضاوت و ... قاطی نکنیم . به آدمها اجازه بدیم فکر کنند نه بخوایم مثل ما فکر کنند !


فراموش نکنیم انسان آزاد هست . و اگه تعصبات در دین و مقوله اون دخالت نکنه همه می تونند از هر رنگ و نژاد و دین و قومیتی در کنار هم در صلح و صفا زندگی کنند .
مثل نژاد پرست ها دم از عقاید برتر خودمون نزنیم .کسی رو بخاطر هم عقیده نبودن با ما نرنجونیم .آخه با عقل جور در میاد بگیم عقیده و دین درست و برتر اون هست که ما داریم بعد از یه طرف دیگه با چماق بکوبیم تو سر طرف مقابل که ای احمق بی عقل بیشعور فلان و فیلان شده چرا مثل من فکر نمی کنی ؟ چرا مثل من رفتار نمی کنی ؟ دین و عقیده من برتر از توئه ؟ من نگران تو هستم . تو اگه مثل من فکر نکنی به جامعه آسیب میزنی !!!!

در حالت ساده اش به 5 انگشت دستت توجه کن .


اگر خدا میخواست همه رو مثل هم خلق کنه این همه تفاوت در ظاهر افراد بوجود نمیاورد . پس جای خدا ننشینیم و قضاوت نکنیم
بزاریم هر کس خدای خودش رو اونجور قبول کنه که باورش کرده . خودمون رو مضحکه دیگران نکنیم . دینی که بهش پایبندیم و معتقدیم برتر هست با خشونت بهش خدشه وارد نکنیم .

عقاید همه افراد متحرمه تا جایی که با تعصبات قاطی نشه و به دیگران آسیبی نزنه .

آرامش - صلح و دوستی پیام همه ادیان به ملت هاست .هیچ دینی دین خشونت نیست . این انسانهای متعصب و کوته فکر هستند که همیشه سعی دارند بخاطر سیاست های خودشون بین افراد تفرقه بندازند تا در این میان بهره ببرند و بر دیگران حکمرانی کنند .





پاسخ:
حرف شما کاملا درسته ندا جون اما کمتر کسی هست که به این اصل (قضاوت نکردن دیگران )عمل کنه.حتی خود من و شما.اگه هم ادعا کنیم که اصلا تا حالا قضاوت نکردیم مطمئنا دروغ میگیم.پس قبول کن کار سختیه.فقط بهتره به کار هم کار نداشته باشیم.هر کسی راه خودشو بره این بهترین نوع زندگیه
سلام عزیزم
میدونی چیه میتونم بگم تمتم کسانی که منکر خداود میشن...همیشه اونت ته تهای دلشون خدارو دارن....خدا تو وجود ما هست کسی نمیتونه از وجودش بیرونش کنه...
یاد یه داستان افتادم....
میگن در زمان فرعون خوشکسالی شدیدی میشه...مردم به سوی فرعون هجوم میارن و به فرعون میگن اگه تو که ادعا میکنی خدایی و برما حاکمی چرا از قدرتت استفاده نمیکنی بارون بیاد...تو خدایی کاری کن بارون بیاد...فرعون میره توی بیابونی از کوه میره بالا در حال بالا رفتن از کوه میگه حالا چه کار کنم اگه بارون نیاد اینا به من شک میکنن...کسی که ادعای خدایی داره دست به دامن خدا میشه....میگه خدایا حالا من یه چیزی به این آدما گفتم اما تو کاری کن بارون بیاد آبرو من نره....فرعون دست به دامن خدا میشه...
میگن بعد از اون بارون شروع میکنه به باریدن...
این داستان تو قرآن هست...نمیدونم کجای قرآن...
اما انقدر برام زیبا هست که نگو....
میبینی که همه ادما نمیتونن خدا رو از وجودشون پاک کنن حتی اگر کافرو بی دین باشن....
شاید زبونن و عملا انکار کنن اما وجودن نمیتونن....
موفق باشی وخوشحال
پاسخ:
سلام
اینو نمیدونم چون من تو دل اونایی که منکر خدا هستن نیستم و از دلشون خبر ندارم.این احتمالو میدم اونایی که یه روزی دیندار بودن دوباره معتقد بشن بواسطه یه اتفاقی که چشمشونو باز کنه ولی اینکه بگم همشون کاملا به خدا عقیده دارن نه.اگه اینطور بود اینقدر در بابش کتاب نمینوشتن.به نظرم اینا اگه بر عقیده شون استوار باشن فقط بعد از مرگ آگاه میشن و اگه عقیده شون اشتباه باشه متوجه ش میشن اگه هم درست باشه که هیچ
در رابطه با داستانت راستش دیگه به سختی هر داستانیو راجع به گذشته های دور باور میکنم چون واقعا اینقدر دوره که نمیشه به درستیش اطمینان کرد.از همین دوران و امروزمون بگیم بهتره
شما هم موفق باشی 

سلام عزیزم یه بار برات پیام گذاشتم اما نمیدونم ثبت شد یا نه....بازم میزارم
میدونی چیه من معتقدم انسان هرچقدرم کافر و بیدین باشه بازم اون ته تهای دلش نمیتونه خدا رو از دلش بیرون کنه خدا جزء وجود ما هست نمیشه پاکش کرد...
یاد یه داستان توی قرآن افتادم
میگن زمان موسی و فرعون....خوشکسالی شدید میشه....
مردم به سمت کاخ فرعون میرن به فرعون میگن تو که ادعای خدایی داری ومیگی خدایی وقدرتشو داری کای کن بارون بیاد....
فرعون میره تو ی بیابونی از کوهی بالا میره تا کاری کنه بارون بیاد....همینجوری که از کوه میرفته بالا با خودش میگه منکه قدرتی ندارم که بارون رو هدایت کنم...اگه بارون نیاد آبروی من میره...اونجاس که دست به دامن خداوند میشه و به خداوند میگه...خدایا حالا من ادعا کردم که خدام اما تو ابرمو حفظ کن و کاری کن تا بارون بیاد... خلاصه کلی التماس به خدوند میکنه...تا اینکه از آسمون بارون نازل میشه....میبینی خدا چقدر مهربون....
میبینی انسان هرچقدر در زبان و عمل خدا رو انکار کنه بازهم تو مشکلات و سختی ها به خودش پناه میبره...انسان هیچ وقت نمیتونه خدا رو از وجود خودش پاک کنه....دیگه از فرعون که بدتر نیستیم....
موفق باشی 
به منم سری بزن عزیزم...
 

پاسخ:
چشم سر میزنم حتما
سلام
دقیقا اشاره کردی به دغدغه ی این روزای من
دوست ندارم جاهل به دینم باشم
دوست ندارم کافر باشم
دوست ندارم مسلمونیم و پیشینه ش رو زیر سوال ببرم
اما نقدایی وارد شده که من جوابی پیدا نمیکنم
سطح سوادم اونقد بالا نیست که قانع بشم
طرف درست گفته
دونستن زندگی رو سخت میکنه
پاسخ:
سلام
بد دغدغه ایم هست اینکه ندونی چی درسته چی غلط
منم واسه بعضیاش جوابی پیدا نمیکنم هرچند جواب باشه واسش ولی قانع نمیشم
بگذریم.
امیدوارم به جایی برسیم که جواب سوالامونو با درک بالاتر بگیریم
شیلا جان چند وقت پیش یکی از دوستان فلسفه این عده نگه داشتن رو ب من گفت
زن و شوهر تو زمان عده باید باهم زندگی کنن و اگه نزدیکی صورت بگیره خود ب خود طلاق باطل میشه،اونجور ک دوستم میگفت این قانون برای برگشت زن و شوهر بهم دیگست،یجور فرصت دوباره
پاسخ:
ولی وقتی زن و شوهر از هم جدا میشن دیگه با هم زندگی نمیکنن.اینقدر از هم متنفرن که از قبل طلاق از هم جدان.اون مدت رو نشنیدم کسی باهم زندگی کنن
یعنی تو این مدت بخوان برگردن بدون صیغه ازدواج میشه؟
نمیدونم والا
اله اعلم
پست عالی 
پاسخ:
ممنون
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
سلام.
وبلاگ خوبی داری.اولین کامنتی هست که واست میزارم.کم کم میخوام همه وبلاگت رو بخونم.خیلی باحاله.
این پسره هم چقدر گنده دماغ وعن تشریف داره.نتونستم تا آخرش رو بخونم.خیلی غیر قابل تحمل بودن حرفهاش
منم به هیچی اعتقاد ندارم ولی همسرم خیلی زیاد معتقد و مذهبی هست.هیچ مشکلی هم نداریم و منم واسش ادای داوکینزبازی و نیچه و این جور ** کلک بازی ها رو در نمیارم.
پاسخ:
سلام.ممنون
اگه کسی معتقد نباشه و در پی بحث و دعوا و اصلاح دیگرانم نباشه خوبه وگرنه میشه مثل این که همه رو کودن فرض میکنه و نمیشه باهاش دو کلمه حرف زد

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">