ماجراهای خواستگاری

ماجراهای خواستگاری

این وبلاگ در مورد خاطرات خواستگاریای من هست
و امیدوارم به درد کسانی که میخوان ازدواج کنن بخوره
و تجربه ایی براشون باشه
سعی میکنم وبلاگایی رو لینک کنم که مطالبش مفید ،پر محتوا ، آموزنده و مرتبط با موضوع وبلاگ باشه.پس لطفا اگه وبلاگتون شامل این خصوصیات نیست ازم درخواست لینک نکنید.قبلا از این بابت عذرخواهی میکنم

فعلا به دلیل نداشتن مورد خواستگاری هفته ای یک بار فالبداهه نویسی میکنم

فقط نظراتی رو تایید میکنم که احساس کنم نیاز به تایید شدن دارند

همچنین به دلیل رک و شوخ طبع بودن بنده،اگه جنبه شوخی ندارید لطفا وارد نشوید

اگه هم مطالب این وبلاگ به مذاقتون سازگار نبود ممنون میشم از ضربدر سمت راست استفاده کنید و بیش از این خودتون و من رو مورد عنایت قرار ندید

متشکرم که با صبوری منو همراهی کردید

پیوندها

تاکسی مرسی

پنجشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۴، ۰۹:۰۳ ق.ظ

تو عمرم فقط یه بار به قصد آشنایی اتو زدم. یعنی پیش اومده که بازم سوار تاکسی مرسی شده باشم ولی نیتم فقط رسیدن به مقصد بوده و از سر ناچاری سوار میشدم اما اون روز واسه رفتن به دانشگاه زمان کافی داشتم و عجله ای در کار نبود.ماجرا ماله 3 ساله پیشه. کلاسم حدود 10 -11 شروع میشد و تقریبا نیمروز بود که زدم بیرون..همینطور که تو ایستگاه اتوبوس نشسته بودم یه پژو 206 از جلوم رد شد معمولا اکثر ماشینا چه جوون چه پیرمرد شصت ساله تا یه دخترو رو نیمکت میبینن خودشونو موظف میدونن حتما گردن مبارکو بچرخونن و نگاش کنن خب اینم مثل خیلیای دیگه نگاه کرد من تصمیم داشتم واسه یه بار هدفمند سوار ماشینی بشم و ببینم اینطور آشناییا چطوریه؟چه حال و هوایی داره و ...

وقتی نگاه کرد منم بهش نگاه کردم یعنی یه چراغ سبزی نشونش دادم که فهمید بدم نیومده و رفت از تقاطع دور زد و دوباره اومد یکم جلوتر ایستگاه نگه داشت .دوون دوون سوار شدم و عقب نشستم.بهش گفتم مسیرم کجاست و اونم که فهمیده بود من بدم نمیاد آشنا شم سر حرفو باز کرد.وقتی فهمید دانشجو ام یکم از رشته تحصیلیشو اینکه کجا درس خونده گفت.بعد نزدیک مقصد که شدیم گفت اگه مسیرتون جای دیگه س برسونمتون.منم که از خدا خواسته گفتم بله و مسیر دانشگام که خیلی طولانی بود رو تا یه جایی رسوند بین راه حسابی حرف زدیم و از هر دری گفتیم.از خانواده ش گفت و کلی از خودش اطلاعات داد.به نظرم اومد فقط دنبال دوستی صرف نیست و اونم دنبال یکی واسه ازدواجه.گفت مادرم خیلی میره خواستگاری ولی اونیکه من میخوامو پیدا نمیکنه.بچه ساده ای به نظر میرسید.متوجه شدم 2 سالی ازم بزرگتره و مجرد و اصالتا ماله شهرستانای اطرافه ولی با خانوادش اینجا زندگی میکنه.در آخر همون چیزی که همیشه اتفاق میفته افتاد بله شماره رد و بدل کردیم و خداحافظی کردیم.

بعدا شروع به اس دادن کردیم و بیشتر آشنا شدیم.قیافش در کل بد نبود و میشد گفت خوشم اومده.بعد  قرار شد فرداش یه قراری بزاریم و بیشتر آشنا بشیم.عصر که شد از دانشگاه برمیگشتم که رفتم سر قرار .دقیقا نزدیک 2 ساعت منو معطل کرد که بیاد منم به ناچار آواره پاساژا شده بودم و حسابی تابلو شده بودم که الافم.پسرای مغازه دار فکر میکردن حتما تنم میخاره که ول میگردم.به شدت ازش عصبانی بودم و ایشون میگفت رفتم مادرم اینا رو جایی برسونم دیر شد.مادرش اینا مهمتر از قرارش با من بودن

این بدقولیش یه پوئن منفی واسش شده بود تا اینکه رفتیم نزدیک خونمون و جایی پارک کرد و رفت پفک نمکی واسم خریدبه نظرم خیلی زشته واسه یه دختر پفک نمکی بخری هرچقدرم دوس داشته باشه.چون این نوع تنقلات دیگه مخصوص بچه ها شده و میشه واسه دختر گنده یه تنقلات شیکتر انتخاب کرد مثلا چیپس ، رانی و ...خب موقع پفک خوردنم مسخره بازی در میوورد و میخواست پفک دهن من بزاره دیگه به هر مصیبتی بود اون روزو تحمل کردم و برگشتم خونه.به این فکر کردم که چه آدم مزخرفی گیرم افتاده بود.الان به ذهنتون خطور نکنه که رابطه غیر اخلاقی برقرار کرد که اصلا اینطور نبود فقط و فقط رفتار بچه گانه ش آزارم داد.بعد به این فکر کردم که اگه مثلا این آدم میخواست بهم پیشنهاد ازدواج بده که از حرفاش این بوها میومد خب این نوع آشنایی واقعا کسر شان بود برای من چون من از عمد سوار ماشین ایشون شدم و چقدر میتونست حرکت بدی باشه و بعدها باعث بی اعتمادی به من بشه.از رفتارش که بدم اومده بود از نحوه آشناییمونم که بدم اومده بود دیگه ادامه رو جایز ندونستم و باهاش خداحافظی کردم.

به نظر من آشنایی از این طریق باید خیلی ریسکه بزرگی باشه و اگر خیلی اتفاقی و در مواقع ناچاری آدم مثلا تو یه خیابون گیر بیفته که ماشین گیر نمیاد و مجبور شه سوار بشه شاید بشه اینجور آشناییو توجیه کرد ولی زمانیکه از عمد باشه اصلا جالب نیست

داشتم تو گوگل دنبال عکس میگشتم دیدم واسه اتو زدن نوشته رایگان سواری 







۹۴/۰۴/۰۴
✿✿ یاشل ✿✿

نظرات  (۳۳)

سلام و احترام
بنظرم اصلا به امتحانش هم نمی‌ارزه. چه فجایعی که با همین سوارشدن بر ماشین غریبه، حاصل شده ...
موفق باشید
پاسخ:
سلام
دیگه چیزیه که اکثرا اقلا یه بار و تجربه کردن البته نه به شیوه من بلکه از سر اجبار

عکسه چه با حاااله ؟؟؟؟
پاسخ:
قابل نداره
کپی نموییدم با اجااازه
پاسخ:
خواهش میکنم
۰۴ تیر ۹۴ ، ۱۰:۵۴ ☆.مهسا .☾
چه پسر لوسی ....پفک !!!!
رفتارش بچگانه بوده ببین عقلش چقد ناقص بوده!!!!

عکس و متن یه طرف بیا بریم ولایت تو عکس هم یه طرف ....
رایگان سواری (نیشخند)
پاسخ:
خخخخ خیلی لوس بود نه؟
آره والا اونم دل داره متلکشم مثل خودشه
۰۴ تیر ۹۴ ، ۱۲:۱۲ خاتون بانو
اتو زدن یعنی چی؟ آتو زدنه؟

من یه جمعه باید میرفتم آزمون آزمایشی راه هم خیلی دور بود من و یه دختره دیگه نیم ساعت منتظر شدیم حدودا که اتوبوس نیومد تاکسی هم خبری نبود
یه پراید وایستاد سوار شدیم تا یه جایی که دوستم پیاده شد منم میخواستم پیاده شم هعی میگفت مسیر نهاییتونو بگین میبرم. منم دیدم خیلی دیرم شده گفتم فلان جا آزمون دارم
خلاصه سر صحبت باز کرد که برای آزمونه؟ فکر می کنم باورش نمیشد منو تا مقصد رسوند مطمئن بشه.
توی طول مسیر هم از همین حرفا که دخترا چرا ساده هستن و مراقب باشین میزد. خلاصه بخوام توضیحش بدم خیلی طولانیه. در مورد ازدواجشم گفت که یک بنده خدایی رو میخواد.  آخر سر  هم کرایه نگرفت و فقط التماس دعا برای زن دوستش که سرطان داره.
بنده خدا آدم خوبی بود خدا خیرش بده اگر دیرتر میرسیدم  آزمونو از دست میدادم.
پاسخ:
بله همون.نمیدونم درستش چطور نوشته یا تلفظ میشه
پس پسره به دادت رسید.بعضی وقتا امدادای غیبین اینا خخخ
اتوزدن زمان ماهم مرسوم بود.خخخخ یه همکلاسی داشتیم تو دبیرستان که هرروز کارش همین بود واز قبل اتو زدن اشناییهای بسیارداشت یادش بخیر در ایام جاهلیت دو سه بار با دوستام سوار شدم ولی من (موذیانه)سکوت میکردم وریش وقیچی دست دیگران میدادموکلی خنده وهره وکره تا به مقصد برسیم  مجانی.خخخخخ.
پاسخ:
چه جالب 
واقعا با دوستامون که باشیم مزه میده ولی تنهایی استرس داره
راستی اصطلاح تاکسی مرسی خیللی قدیمی هست وبر میگرده به قبل از انقلاب واصطلاح اتو زدن در نوجوونی من باب شد حدود26یا27سال پیش.......
پاسخ:
من که خودم 7-8 ساله اتو زدنو شنیدم فکر نکنم اینقدر که شما میگین قدمت داشته باشه.شایدم ما نشنیده بودیم
۰۴ تیر ۹۴ ، ۱۳:۱۴ عاشقتم رضا
به به یاشل خانم!!
خجالت بکش!
به وب ما هم سر بزنید
پاسخ:
خجالت واسه چی ؟
چشم زدیم
اتو زدن،تاکسی مرسی تا حالا نشنیده بودم. جالب بود برام
پاسخ:
واقعا نشنیده بودی؟
اینجا همه جور آدمی داریم.یکی مثل تو نشنیده یکی مثل من 10 ساله شنیده یکی مثل مرضیه 27 سال پیش شنیده 
خخخخ
من اولین بار این اصطلاح تاکسی مرسی رو از دوستم وقتی خوابگاهی بودم شنیدم.تا قبل از این شده بود سوار ماشین شخصی بشم بعد پول نگیره ازم،ولی هیچ وقت فکر نمی کردم کار اشتباهی دارم م یکنم آخه تا به حال نشده بود با راننده حرفی بزنم یا چیزی!شاید اینی که من سوار می شدم تاکسی مرسی نبوده :)))
دیگه خود این دوست عزیزمون هم که متوجه شدن چقدر موقعیت آشناییشون اشتباه بوده و خدا رو شکر که وصلتی سر نگرفت!
پاسخ:
وقتی بی هدف باشی بد نیست اما به شرطی که مسیر خطرناک نباشه
آره من فقط خواستم امتحان کنم
به نظرم این کار خطرناک  ، چون اگه یه ادم بد بهت برخوره دیگه خیلی مشکل ساز میشه ...

عکسی که گذاشتی خیلی جالبه ، کلی خندیدم :))
پاسخ:
بله خیلی خطرناکه ولی خب من دیگه در مورد خودم توضیحات لازمو دادم
ممنون خانومی
اتو زدن که اصطلاح جلب ترش همون تاکسی مرسی هست ریسک خیلی بالایی داره حتی واسه دوستی . چون اکثرا فکر میکنند طرف مشکل دار هست  واسه همون رو همچین روابط و اشنایی اصلا نباید حساب کرد مگر اینکه اتفاقی باشه نه به قصد ....
مواظب خودت باش دختر
ما یک بار با دوستهام کنار خیابون وایستاده بودیم هرچی منتظر شدینم تاکسی گیر نمیاومد یکی از بچه ها گفت تعداد زیادیم خطر نداره بیاین اتو بزنیم . سوار یک ماکسیما شدیم بعد تو راه اصلا با پسره حرف نزدیم فقط با خودمون گفتیم و خندیدیم رسیدیم به مقصد پسره گفت کرایتون میشه 4 تومان . هیچی دیگه با ماکسیما از ما پول گرفت . .. البته ما پیاده شدیم کلی خندیدیم به اینکه چقدر زورش گرفته بود بدبخت
پاسخ:
درسته خب خیلیا فکر بد میکنن راجع به آدم 
چشم مواظبم دیگه 
عجب پسری بوده نامرد خب شمام باید یه شماره الکی میدادین بهش دلش خوش شه دیگه بیچاره خخخخخ
دختر تو دل شیر دارییییی...
پاسخ:
خخخخ نه بابا اینطورام نیست به خدا 
چیزیه که الان دهه هفتادیا به راحتی تجربه ش میکنن
۰۴ تیر ۹۴ ، ۲۰:۵۹ ماهی سیاه کوچولو
نشنیدم تا حالا
خط اولو خوندم ک اتو نزدی تو دلم گفتم چه دل گنده اتو نزده میره بیرون:))))
ولی یه بار یه پسره من و مامانمو رسوند چون هم مسیر بودیم
پاسخ:
تو هم نشنیدی؟ای بابا چرا آخه؟این که دیگه خیلی باب شده تو زمونه حالا 
خب همونم میشه تاکسی مرسی دیگه.تو چه مثبت بودی با مامانت زدی خخخخ
البته اتو زدن واسه در و دافاس بیشتر

واقعا 7 یا8ساله شنیدی؟نه . حداقل تو تهران قدمت دیرینه داره.  وقتی بچه خیلی کوچیک و زیر دبستان بودم سال56 خاله دختر عموم که اون موقع دختر جوونی بود مهمونی اومدن خونه عموم .وقتی زن عموم ازش پرسید با چی اومدین ؟با خنده گفت تاکسی مرسی .من کوچیک بودم ومعنیش رو نمیفهمیدم به مرور هرچی بزرگتر شدم وبه مدرسه رفتم به کرات از زبون اینو واون میشنیدم ولی فک میکردم تاکسی مرسی ادمهای خیری هستن که مجانی مسافر سوار میکنن یعنی من انقد بچه ساده ای بودم!خخخ. یه خاطره ام دارم مال سال 67که دبیرستانی بودم همکلاسی داشتیم با نام فامیل یولداشی که هر روز با یه ماشین میومد مدرسه ما (راهشم دور بود چون رشته ما فرهنگ وادب بود وهمه جای تهران این رشته رو نداش)  وهر روز یه اشنایی جدید داشت یادمه همون موقع ریمل  میزد و باموهای سشوار کشیده زیر مقنعه که از جلوی مقنعه مشخص بود.  یه روزی دبیر عربی مون (که الان هم با هاش تماس تلفنی دارم) یه ماشین اسباب بازی تو کلاس دید که بچه ها اویزون کرده بودن پای تخته با خنده وسادگی پرسید این چیه دیگه ؟بچه ها با خنده گفتن اتوی یولداشی! پرسید خب اتو چی هست ...وقتی براش توضیح دادیم بیچاره وا رفته بود ومدام التماس میکرد که  بچه های من سوار اینجور ماشینها نشین! خطرناکه و....غافل ازینکه همون موقعشم بعضیا 7خط روزگار بودن....

پاسخ:
نمیدونم والا
الان این ماهی سیاه هم ماله تهرانه ولی نشنیده.البته واقعا عجیبه تو دوره زمونه حالا کسی نشنیده باشه.ولی زمان شما خیلی باید کم بوده باشه چون ماشینم نسبت به الان کمتر بوده و مردم کم روتر.اما حتما بوده واونی که اون زمان اینکارو میکرده(یولداشی ) چه هفت خطی بوده خخخ
منم با دوستام صرفا واسه خنده و مسخره بازی از اینکارا زیاد کردیم
و میدونم که به هییییچ عنوان نمیشه روی اینجور آشنایی ها حساب کرد. واقعا هر چقدر هم که خوب باشی بازم دید طرف بهت منفیه . حالا انگار عمه اشون واسه ما وایساده ! بگو خودتم یه طرف قضیه ای دیگه 
کلا جالب نیست . 
پاسخ:
آفرین درسته 
اینا همه به هدف دوستی ثواب میکنن بنده خداها خخخخخ

منم نمی‌دونستم این حرکت اسم داره. ولی خدایی خیلی جرات می‌خواد.
البته یاشل تو که موتورشم سوار شدی ۲۰۶ که دیگه چیزی نیست :دی (خدا ازت نگذره هنوزم یادش می افتم خندم میگیره)
پاسخ:
ای بابا پس خوبه ما گفتیم شماها بدونین خخخخ
یعنی سوار موتور شدنم اینقدر خنده داره؟ خخخخخ
من فقط سوار ماشین سنگین نشدم هنوز خخخخ
جالبه که نشنیده .همین الان مامانم کنارمه. اونم جوون بوده شنیده .  این که بعضیها نشنیدن دو حالت داره 1 تهران بزرگه هر قسمتش یه جور  رفتارایی توش جا میافته 2 شاید تو دوره زمونه الان این کار زبونم لال مال قشر خاصی شده(دور ازجون منظورم رو میفهمی که)؟ وقبح داره کسی بگه اتوزدم شاید برداشتها مثه گذشته نباشه .الاایحال منم که بچه بدی نبودم با دوستام تو جوونی چند بار اینکارو کردم و همش به قصد تفریح و تفرج بوده واون زمان شیطنت دخترا تو همین چیزا بود.......و در بیشتر موارد منظوری توش نبود وتو همون چن دیقه خلاصه میشد وتموم میشد میرف پی کارش.
پاسخ:
جالبه واسم که بعضیا نشنیدن .من فکر میکردم همه اینو میدونن 
شایدم به قول شما همین علتش باشه
اون علتشم درسته ولی اونا احتمالا با تیپ خاص و تو خیابونای خاصی وامیستن.بلاخره از تیپ هر کسی پیداست چطور آدمیه 
منم تا حالا نشنیده بودم یعنی سوار که میشی حتما باید شماره بدی؟؟ خودشون میگن شمارت و بده یا خودت باید حواست باشه بدی؟؟؟؟
پاسخ:
حتمنی نیست.کسی خواست میده کسی خواست میگیره ولی اکثرا به این منظور سوار میکنن البته گفتم اکثرا نه همه

وای یاشل این خاطره ات بعد اون موتور سواری خیلی خنده دار بود

من تو دوران دانشجویی این حرکت رو تو دوستام دیده بودم ولی اصلا اسمش رو نشنیده بودم خیلی جالب بود برام

خیلی باحالی دختررررررررررررررررر

پاسخ:
جدی؟
نمیدونستم اینقدر باحاله 
چرا هیشکی نشنیده؟!!واقعا عجیبه واسم 
مرسی 
باحالی از خودتونه
منم فکر کنم 10 سال پیش یا شاید بعدترش برای اولین بار اصطلاح اتو مرسی رو شنیدم
باید تجربه جالبی باشه :D
اولین بار توی خوابگاه دخترهایی که دسته جمعی سوار میشدن رو دیدم خیییییییییلییییییییی شیطون و شاد بودن همش میخندیدن و از اتفاقها و حرفهایی که پیش اومده بود حرف میزدن :D
فکر می کنم توی تهران خیلی بیشتر رواج داره
یه دوست  داشتم همینجوری با یک نفر آشنا شده بود. پسره هم قصدش ازدواج بود. دوستم بعد از چند قرار نپسندیده بودش ولی پسره هر روز عاشق تر میشد :D
پاسخ:
خوبه اقلا تو یکی شنیدی.داشتم نا امید میشدم اینجا خیلیا نشنیدن
به نظر من تو همه شهرا هست آخه چیز عجیبی نیست.شاید بعضیا اسمشو نمیدونن.
اگه غیر عمد آشنا بشن به نظرم بد نیس ولی عمدش اصلا جالب نیس
۰۵ تیر ۹۴ ، ۲۰:۱۷ ماهی سیاه کوچولو
با کامنت مرضیه و مسعود موافقم
دیروز از جایی بر میگشتیم
یه دختره اومد جلو نشست
اولش شونصد بار وول خورد بعد شال بالا پایین کرد
و چیزای دیگه ک زشته بگم
بعدش یه ده تومنی از کیفش بیرون آورد و راننده با انگشت محکم زد به پوله
ک منم دوزاریم افتاد چه خبره
بعدش منکه پشت دختره بودم از تو آینه نگاش کردم خدایی اینقدر بی ریخت بود ک
بعد راننده پولش رو انداخت روی پاش یه جوری ک کسی شک نکنه
چند روز پیش هم با دوستم سوار یه ماشین شدیم ک پسره کنار راننده ک دوستش بودش
بهش گفت اونو بده
بعد پسره یه گرد سبز رنگ بهش داد و اونم گذاشت تو دستمال کاغذی و گذاشت زیر لب بالاش
با اینکه نمیدونستم چیه ولی حس ششم بهمون گفت خطرناکه و کرایه رو حساب کردیم و پیاده شدیم ک به نظرم با این چیزایی ک یاد گرفتم اون پسرا اتو زدن؟
اونباری هم ک پسره از ما کرایه نگرفت اینطوری بودش ک وقتی ک انتهای مسیر رسیدیم گفت منکه مسیرم همین بودش و مسافرکش نیستم واسه همین بی خیال
چند باری هم ماشین سوار شدم مثلن پسرای دانشگاه واسه لوس کردن خودشون دو تا کرایه حساب کردن خودشون اتو خوردن چون من واسه خودمو حساب میکنم


پاسخ:
خب این نوعش معلومه واسه چیه دیگه.ولی خیلی از این دختر دانشجوها هم واسه خنده و تفریح اتو میزنن و هدفشون به قول مرضیه خانم تفریحه
چه تاکسیای خطرناکی سوار شدی تو وای گرد سبز رنگ واوووو
بیچاره پسرای دانشگاه.خب میگفتی نمیخواد پولتونو هدر بدین خخخ
اتو زدن انواع مختلف داره یه موقع مثل شما و مادرتون بدون هدف سوار میشین راننده هم واسه ثواب میبردتون و پول نمیگیره یه موقع هم واسه هدف خاصی طرفو سوار میکنن و الی آخر
متاسفم
پاسخ:
واسه خودت متاسف باش
سلام  .ماشالا چقد تند تند پست میذاری ..دختر اکتیوی هستی..
من دختر میشناسم با همین شماره دادن تو خیابونو و اتو زدن و اینا شوهر گیر آوردن و الان با همسر جانشون استرالیا تشریف دارن..شانس که باشه شوهر از همه طرف پیدا میشه.
پاسخ:
سلام
باور کن بچه ها ازم انتظار بیشتر دارن میگن دیر میزاری
نسبت به تو که ماهی یه پست میزاری اره اکتیوم.من بخوام یه ماه ننویسم که اینا ج ر م میدن خخخخ
منم موافقم تازه آشناییای بدتر از ایناشم شنیدم طرف تونسته دل ببره و ازدواج کنه واقعا شانس چها که نمیکنه
یاشــــــــــــــل ینی دل شیر داریا شیــــــــــــر
من هنو اون موتور سواریو هضم نکردم خخخخخخخخ
منم دوس دارم امتحان کنم
ولی فک میکنم یخورده دیر شده واسم :-((
پاسخ:
وااااا دوباره شروع شد.بخدا من خیلیم ترسوام اگه منو ببینی
برو بچه دیگه از تو گذشته باید بری پوشک بچه تو عوض کنی بجا اینکارا خخخخ
۰۷ تیر ۹۴ ، ۱۲:۱۳ عماد صادق زاده
تجربه یه چندتا خواستگاری باعث شده بود که هی دنباله این باشم که تو کله این دخترا چی میگذره.
خیلی اتفاقی با وبلاگت برخورد کردم و برام جالب بود.
اگه یه کم دقیق تر بگی هم خوبه. مثلا بگی اون مسعود قدش کوتاه بود، من هم باید طرفم حتما 10 سانت یا بیشتر بلندتر از من باشه و ...
درکل خیلی خوبه

پاسخ:
لطف دارید شما
دیگه دقیقتر این نمیتونم.تا حدی که نیازه میگم

۰۷ تیر ۹۴ ، ۱۶:۰۸ مریم (روزهای زندگی من)
خب این پست باعث شد من برم از شوهرم بپرسم اتو زدن و تاکسی مرسی دقیقا ینی چی!
نکن این کارارو خطرناکه دختر!!

ولی چقد پسره شاسکول بوده ینی چی میخواست پفک بذاره دهنت؟؟؟!
وای دلم پفک خواست کووووو تا افطار:((((

عکسه هم خیلی با مزه بود خصوصا اون کصافد که چراغ میزنه:)))
پاسخ:
وای یعنی واقعا این اصطلاح اینقدر عجیب بود.بخدا خودمم نمیدونستم خیلیا نمیدونن.خوب شد این پستو گذاشتم پس خخخ
دیگه یکم بی مزه بازی در میورد
تو هم مثل من پفک دوس داری خخخ
ممنون
منم قبلا ۷.ط۸ابار با دوسام سوار شدم همش شماره هذ
پاسخ:
شما ظاهرا همون ندایی نصفه نوشتی
منم قبلا چن بار با دوستام سوار شدم.همهشمم شماره های الکی میدادیم.یه بار که سوار فاری شده بودیم پیاذده شدنی شماره سی اشتباه گفتیم همون لحظه زنگ زد هیچی دبیه یه خانم گوشی رو برداشت هممون ضایع شدیم ولی آخرش گرفت شماره ازون
پاسخ:
یکم جمله بندیت غلط غولوط زیاد داره ولی مطلبو رسودی
خب شماره الکی باید بدی و در ری نه اینکه وایسی
خب آخه وقتی مینویسم برنمیگردم بخ.ونم ک چی نوشتم.عزیز من وقتی قفلای در فراری رو میزنه وتا شماره ندی نمیزاره  بری چجوری فارار کنم....حالا بمونه ک سکته رو زده بودیم
پاسخ:
اوه اون که دیگه خطریه.باید مواظب بود
۱۳ مهر ۹۴ ، ۰۴:۴۱ سارا دختر خوبی شده
من ترم اول دانشگاه که بودم نمیدونستم تاکسی مرسی چیه اما چشمت نبینه روز بد سال دوم دانشگاه من یبارم کرایه ماشین ندادم 4تا رفیق پایه پیدا کردم که همشون اهل مرسی سوار شدن بودن خلاصه یه خط الکی گذاشته بودیم رو یه گوشی و سوار ماشینای باکلاس میشدیم اخرش شماره همون خط رو میدادیم و پیاده میشدیم طرفو بلاک میکردم یاد اون روزا بخیر
پاسخ:
چه زرنگ بودین شماها.دست پسرا رو از پشت بسته بودین.ولی اینکار اگه همیشگی باشه خیلی خطرناکه چون احتمال دزدین و این صحبتا وجود داره

به پسری که اتو‌ میزنه نمیشه اعتماد کرد 
پاسخ:
درسته
خواهشم اینه چرا
خواهشم اینه چرا یه چنین پستی رو میگذارید بعضی ها فک میکنن معنی اتو همینه یعنی مردم مردن برا ما که قدم رنجه کنیم وسوار ماشینشون شیم یا انقد بیکارن که مارو هرجا خواستیم برسونن هع   نع واقعا چرا یه چنین چیزی وتبلیغ میکنین میدونی مریم خانم با این چیزی که گفتی خیلی ها فک میکنن اینطوریه خواهش میکنم این کارو نکنین شما دخترها ارزش خودتون وبدونید ببینیدمن به  عنوان کسی که چندین بار با دوستام  اتو زدم این تجربه به دست اومده ، تاکسی مرسی سوارشدم باید بدونی وقتی کنار خیابون به یه ماشبن آمار میدی چراغ سبز نشون میدی هیچوقت له عنوان یه مسافر بهت نگاه نمیکنه که بخواهد تو روبه مقصدت برسونه به چشم یه هرزه یه فاحشه  هرچه قدر که پاک باشی هرچه قدر که نخواهی لمست کنن انقدر گرگ ریخته که باهر ترفندی لمست میکنن و هرچی لیاقت خودشه بهت بگه وقتی امار میدی کنار خیابون بهت قیمت پیشنهاد میکنن چون اتو مختص هرزه ها یا دخترای خیابونی که با سوار شدن امرار معاش میکنن باید بدونید وقتی سوار ماشینش شدید درسته وجه نقد پرداخت نمی کنید عوضش باید وجه جنسی پرداخت کنید وقتی دم زدید مث اشغال از ماشین میندازنت بیرون(وقتی خودتو و پایین بگیری میوفتی زیر پای کسی که به اوج رسوندیش) چرا اینو گذاشتی به قران شما قبامت مسئولیت دلیلش چیه مگه افتخاره با یه پسر رفاقت کنی  یا سوار ماشینش بشی چرآآآآآا(تجربه قشنگ تر از این نداشتی که بگذاری) پیش خودت چی فک کردی هان؟؟؟؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">