ماجراهای خواستگاری

ماجراهای خواستگاری

این وبلاگ در مورد خاطرات خواستگاریای من هست
و امیدوارم به درد کسانی که میخوان ازدواج کنن بخوره
و تجربه ایی براشون باشه
سعی میکنم وبلاگایی رو لینک کنم که مطالبش مفید ،پر محتوا ، آموزنده و مرتبط با موضوع وبلاگ باشه.پس لطفا اگه وبلاگتون شامل این خصوصیات نیست ازم درخواست لینک نکنید.قبلا از این بابت عذرخواهی میکنم

فعلا به دلیل نداشتن مورد خواستگاری هفته ای یک بار فالبداهه نویسی میکنم

فقط نظراتی رو تایید میکنم که احساس کنم نیاز به تایید شدن دارند

همچنین به دلیل رک و شوخ طبع بودن بنده،اگه جنبه شوخی ندارید لطفا وارد نشوید

اگه هم مطالب این وبلاگ به مذاقتون سازگار نبود ممنون میشم از ضربدر سمت راست استفاده کنید و بیش از این خودتون و من رو مورد عنایت قرار ندید

متشکرم که با صبوری منو همراهی کردید

پیوندها

زیباترین پسر

شنبه, ۲۳ خرداد ۱۳۹۴، ۰۹:۴۷ ب.ظ



این خاطره مربوط به آشنایی من با یه پسر فوق الاده زیبا از طریق نت در حدود 3 سال قبله.اون موقع در زمان دانشجویی من و تابستون بود و از سر بیکاری میرفتم یاهو و چت میکردم و دنبال کیس مناسب خودم بودم که اگه طرف خوب بود بتونم باهاش ازدواج کنم.شاید زیادی خوش بین بودم ولی خب آشناییای اینطوری که طرف تریپ ازدواج برمیداشت هم داشتم.با این آقا در حد نیم ساعت شایدم کمتر چت کردم و موقعی که عکسشو داد قیافش به نظرم خیلی جنتلمن بود. بعد در اومد گفت من از همه لحاظ ایده آله یه دخترم و هیچی کم ندارم.با خودم گفتم چه سر خودشم معطله. اون موقع زیاد از شرایطش خبر نداشتم ولی بعدها فهمیدم حرفش راست بوده.

بعد قرار شد یه روز همو ببینیم.من طبق معمول همیشه ازش خواستم جایی نزدیک خونمون قرار بزاریم .اون موقع ها به طرز عجیبی تنبل شده بودم و از 100 درصد 99 درصد رو میکشوندم طرف خودم چون اونا ماشین داشتن و واسشون سخت نبود بیان دنبال من.البته صاف دم خونمون قرار نمیزاشتم.جایی اطراف اونجا مثلا یه خیابون بالاتر .ایشون کارشو بهونه کرد و گفت وقت نداره و یه جایی که به محل کار خودش نزدیکتر بود قرار گذاشت و مارو از این سر شهر کشوند طرف خودش.بعد وقتی سوار ماشینش شدم رفت تو یه محله که جای پارک ماشین زیاد بود و میشد ماشینو پارک کرد و نشست به صحبت.یه ساعتی حرف الکی زدیم.قیافش از عکسشم بهتر بود.در واقع من یه آدم معمولی بودم و اون یه پسر شیک پوش، زیبا، خوش هیکل ،خوش تیپ، تحصیلکرده و پولدار.تازه مزایای دیگه ایم داشت ولی میترسم تعریف کنم آب از لب و لوچه تون بچکه فعلا به همینا اکتفا میکنم 

موقع خداحافظی بازم کارشو بهونه کرد و مارو همونجا که سوار کرده بود پیاده کرد و گازو گرفت و رفت واسه محل کارش و من تو این قرار از دو جهت رفت و برگشت طبق روال قبل سود نبردم.توی راه فکر کردم چقدر زرنگه و البته باهوش که واسه من وقتشو هدر نداد.یه دو دو تا چهار تا کردم و دیدم این خیلی خیلی از من سره و وجود رابطه به هر نوعی واسه من سودی نخواهد داشت و به جایی نخواهد رسید.پس رسیدم خونه نظرشو جویا شدم و اونم تعریف الکی در کرد که خوب بودی و ... بهش گفتم ببین من دنبال ازدواجم و دوس دارم رابطه هدفداریو شروع کنم ولی تو ظاهرا اصلا به من نمیخوری و من نمیخوام باهات وقتمو تلف کنم.ایشون گفت من فعلا دنبال ازدواج نیستم ولی چه اشکالی داره حالا باهم باشیم و ... یادمه زود باهاش خداحافظی کردم یعنی نهایتا فرداش ولی جزییات حرفام یادم نمونده.بعد ایشون ول کن نبود و باز اس میداد تا اینکه گفت بیا یه قرار دیگه بزار بیشتر صحبت کنیم شاید به نتیجه رسیدیم.الان دیگه مطمئنم این قرار دیگه 99 درصد اوقات نتیجه ش همون نتیجه اولیه ولی خب اون روز که اینو نمیدونستم پس یه قرار دیگه باهاش گذاشتم.

ایندفعه برخلاف دفعه قبل که قبل ظهر قرار گذاشته بود قرارو 8 شب هماهنگ کرد بازم چون وقتشون پر بود و کار داشتن.نمیدونم چرا خامش شده بودم و حاضر میشدم به هر سازش برقصم.اینبارم خودم تا محل قرار قبلی رفتم که بازم نزدیک محل کار و منزل ایشون بود.یعنی منو مثل بره میکشوند هرجا میخواست.جاذبه عجیبی داشت.خب نشستیم مثل قبل تو ماشین و شروع کرد حرف زدن.انتظار داشتم اینبار اقلا یه چیزی مهمونمون کنه یا ببرتمون کافی شاپی جایی حرف بزنیم ولی زهی خیال باطل این آقا با وجود پولداریش به شدت خسیس بود.کم کم از معایبشم باخبر میشید.نگین این دلیل خساست نیست چون نشونه های دیگه ای هم ازش دیدم مثلا زنگ نمیزد میگفت سرم درد میگیره و ...نه هزینه بنزین میداد نه شارژ نه کوفت و زهرمار.اسم اینو غیر از خسیس چی میشه گذاشت؟

تو قرار دوم ایشون بیشتر از خودشون حرف زدن و گفتن تصمیم دارن برن خارج از کشور ولی یه مشکلی تو مدارکش هست که نمیتونه بره و گیر اینه و قصد ازدواج به این خاطر که میخواد بره نداره و یعنی این فکر و کامل از سرت بیرن کن یاشل .خب من انتظاری بیشتر از این نداشتم ولی اینکه ایشون دست از سر ما بر نمیداشت علت دیگه ای داشت و اون چیزی نبود جز بیا خونمون.راحت بگم این حرفو زد و ازم خواست یه دوست معمولی باشیم و هر از گاهی من برم خونشونو و ...

خب اون زمان من تو این زمینه اصلا احمق نبودم و در نهایت بعد از کلی بحث خواستم خداحافظی کنم .بعد انتظار داشتم اقلا ساعت 9 شب منو برسونه خونه ولی دریغ از یه جو غیرت که تو وجودش باشه .گفت عزیزم من باید برم جایی کار دارم و نمیتونم و خیلی شیک از ماشین های کلاسش که ایندفعه عوض شده بود و مدلش بالاتر رفته بود انداختمون پایین و رفت.به نظرتون اینهمه تحقیر کمه؟مونده بودم اون موقع شب مرکز شهر و نمیدونستم چیکار کنم یهو یادم اومد با یکی دیگه هم شماره رد و بدل کردم نمیدونم چطور شد فقط یادم میاد معجزه وار بهم اس داد الان میخوام ببینمت منم گفتم باشه بیا فلان جا و تا یه مسیری رفتم و اومد سوارم کرد و منو تا خونه رسوند و شد فرشته نجات من. بعدم دیدیم تناسب نداریم بعدا خیلی محترمانه خودش نظر منفیشو اعلام کرد و خداحافظی کردیم.

ولی مونده بودم در حیرت که این بچه پرو خیلی زرنگ تشریف داره.باید بگم این آقا بدلیل زیبایی و همه پوئنای مثبتی که داشت فکر میکرد دختر باید براش غش کنه و لازم نمیدید برای دختر کاری کنه.وقتی رسیدم خونه بعد کلی غر بهش گفتم بره و دیگه اس نده و تمومش کنه.مثلا یعنی چند وقت تمومش کرده بود که بعد 2 هفته اس زد خیلی به یادتم دیشب خوابتو دیدم کاش میشد باهم دوست باشیم.منم گفتم شرمنده خر خودتی (البته تو دلم)و خوابت چپ بوده من به یادت نبودم.تا یک ماهی هی اس میداد و تلاش واسه مخ زنی میکرد.لامصب خیلی رمانتیک حرف میزد و مخ زنی رو وارد بود ولی تهش با دوستام که مشورت کردم دیدم این آقا هدفش فقط یه چیزه و خیلی راحت داره همه چیزو میگه بعد میخواد با حرفاش منو شستشوی مغزی بده که آره همه که نباید ازدواج کنن و از لحظه هات استفاده کن و خوش بگذرون و لذت ببر و ...

اعتراف میکنم داشتم خامش میشدم ولی زود به خودم اومدم و گفتم عطای دوست پسر خوشگل و پولدار و باکلاسو به لقاش میبخشیم و از این منجلاب خودمونو نجات میدیم.

الان که فکر میکنم میبینم چقدر قشنگ خودشو گرگی در لباس میش جا زده بود و راحت میتونست با ویژگیایی که داشت به خواسته ش برسه.چه بسا دخترای بسیاری که بهش پا میدادن فقط واسه زیباییش.راستی یه بار ازش پرسیدم چرا نمیری دختر هم سطح خودت پیدا کنی که نخواد ازدواج کنه و بخواد همینجوری باهات باشه گفت اون دخترا دردسرشون زیاده هر شب میخوان باشون بری مهمونیو پارتی و وقت آدمو میگیرن (احتمالا پولشم میگیرن)معلوم بود به صرفه نبوده براش دنبال دختر از طبقه وسط میگشت.

خب خواستم بگم من با همون مدت کوتاه که با ایشون بودم عقده دوست پسر خوشگلو خالی کردم و فهمیدم اینجور آدما میتونن پشت ظاهر زیباشون چقدر زشت و کثیف باشن.البته که همه اینطور نیستن ولی من نمونه دیگشم دیدم از دور  خخخ




۹۴/۰۳/۲۳
✿✿ یاشل ✿✿

نظرات  (۲۶)

خیلی با حال بود:)
من توی چت هم حتی اگه ببینم کسی خوشگلتره یا پولدار تر دیگه محلش نمیدم!
پاسخ:
من که الان چت نمیکنم ولی اگه میکردم همین کار تو رو میکردم یعنی باید از اول ارتباطو ادامه نداد.البته بعضیام مخالف حرف ما هستن 
اوووووم نظری در مورد رفتار و آشنایت ندارم :)) چون در هر خاطره چهره ای از مردها ی مختلف رو برای خواننده رو می کنی

یک ضرب المثل رو قدیمی ها بیان می کنند و اون اینه که زن و مرد زیبا برای دیگرانند !!!
یعنی عاقبت ، این زیبایی عذاب جونه براشون ! نمونه اش خانم هایی که عاشق یک مرد متاهل خوشتیپ میشن و هررررررررررر کاری می کنند تا اون مرد رو بدست بیارن ! یا یک زن زیبای متاهل که چشم هزار مرد به روی اون می چرخه .


پاسخ:
آره جالب گفتی هر خاطره یه نوع از مرداست
مردای زیبا فقط به درد نگاه کردن میخورن نه بدرد زندگی میخورن و نه دوستی.البته واسه ازدواج با زن زیبا مناسبن
۲۴ خرداد ۹۴ ، ۰۰:۲۹ خاتون بانو
خدا رو شکر عقلت سر جاش بود.
گاهی وقتا دخترا چشاشونو میبندن و بیخیال همه چی میشن.
این آدم اصلا از همون اولشم معلووومه که بی غیرت بود!
آدمی که بی غیرته، بیخیاله که سر دختر و ناموس مردم چی میاد. اگرهم خواهر خودش این طور بشه شاید ککش هم نگزه.
اگر عامل به منجلاب کشیدن پسرا ، دخترای ناجور باشن،89 درصد عامل به منجلاب کشیدن یه دختر خوب هم این جور پسرای کثیفن.
خصوصیت بارز اغلب این مدل آقا پسرا هم غرور و از خود راضی بودنشونه. حالا این دو وجب  پول و زیبایی هم خدا بهش داده  ازشون سواستفاده می کنه.


پاسخ:
درسته یکم زیادی فکر میکرد دختر باید خودش همه کاراشو بکنه و وابسته نباشه
عد یکم حالات رفتاریشم دخترونه بود اینه که غیرت نداشت مثلا با عشوه حرف زدن و احساسی بودن زیاد
دقیقا چیزی که خدا بهشون داده بهش مینازن خوبه خودشون قیافشونو نساختن خخخ
تحفه خوشکلیت بخوره تو فرق سرت هعــــــــــــــــــــــــــــی
پرو هم بوده !!! خسیس
ایشششششششششش
پاسخ:
هعییییییی
آره اصلا به درد نمیخورد 
پیشنهاد میدم رمان میگل رو بخونی
(...)
پاسخ:
جدی؟چی هست؟
از رمان خوشم نمیاد
وبلاگ بهتره
سلام. این هم جواب دوستان که میگند چرا با پسرا قرار میذاری ، خب عزیزان من اگه آدم رفت و آمد نکنه که قلق اینها دستش نمیاد. من قسم میخورم اگر یه الف بچه ی پسر ندیده بجای یاشل بود حتما حتما خام میشد و میرفت خونه پسره. خونه پسر رفتن برای دختری عیب نداره که از اول برایش آینده روشن باشد و بدونه میخواد چکار کنه نه یه جغله که بعدا خودش و خانوادش کاسه چه کنم دست بگیرند:(
اما یاشل جان در مورد این پسر به نظرم علاوه بر خساستش یه عقده یا بیماری روانی داشته که نمیتونسته جواب منفی را از طرف مخصوصا سطح متوسط بپذیره به خاطر همین باز باهات تماس میگرفته تا تو رو بکشونه سمت خودشه. یه جورایی جواب منفی از طرف تو براش افت داشته و  به فکر خودش اون بوده که باید جواب رد میداده نه تو. واقعا فکر میکنم این یک بیماریه.
خدا را شکر عقلیت کرده و امیدوارم در تماس مسیرهای زندگی ات از عقل و درایت چیزی کم نذاری:)
پاسخ:
سلام
والا به خدا 
نیازی نیست هزارتا پسر تست بشه چون هزار و یکمی فرق داره و داستانش چیز دیگه س اما اقلا میشه یه شناخت کلی ازشون پیدا کرد که خامشون نشد و کلکاشونو شناخت
این به جواب منفی فکر نمیکرد چون علاقه ای نداشت که حالا بخواد ناراحت شه.اون از اینکه به هدفش نرسیده بود و نتونسته بود خامم کنه ناراحت بود و تلاش میکرد به اون هدف برسه
ممنون.خوبیش اینه دیگه اصلا دلم واسه پسر خوشگل نمیلرزه 
۲۴ خرداد ۹۴ ، ۱۱:۲۳ همیشه عاشق
عالی بود
شوهر باید زشت باشه
شوهر خوشگل مال مردمه (چشمک)
پاسخ:
والاااا
زشتم نباشه معمولی باشه ما هم ازش سرتر باشیم خوبه
یاشل میگم دوس پسر خوشگلت تو حلق بد خواهات :-))
چه پررو بوده که تو دومین دیدار گفته بریم خونمون !!!
بچه پررو حداقل بذار یه چند بار طرفو ببینی بعد زرتی دعوتش کن خونه
چندش :-((

خوبی یاشل؟
دلم برات تنگ شده دختری!
پاسخ:
خخخخ
بعضیاشون تو اولین دیدار میگفتن این تازه خوب بود
ممنون
منم همینطور عزیزم
بعضی وقتا نمیرسم سر بزنم دیگه ببخش
اصن روایت داریم مرد زیبا نه به درد دوست پسری میخوره نه بدرد شووری:))
پاسخ:
خخخخخ چه روایت قشنگی هر کی گفته راست گفته
قیافه پسر باید فقط دل نشین باشه جوری که بهش میل داشته باشی :)
و به این اصل معتقدم که زن باید خوشگلتر باشه حتی شده یه ذره ...
پاسخ:
منم به خط دومت خیلی معتقدم 
به نظرمن ربطی به خسیسی نداره،فقط نمیخان برای کسی که به صورت موقت باهاشون هستن وقت و هزینه صرف کنن،اما اگه یکیرو واقعا برای زندگی بخان خوب خرج میکنن.
چقدم راحت خاسته هاشونو میگن،نگاه هم نمیکنن ببینن طرفشون اهلش هست یانه.
پاسخ:
قبول دارم اینا واسه کسی دیگه احیانا لارجن ولی خب این از چیزایی دریغ میکرد که نسبت به وضع مالیش خیلی مسخره بود.یعنی کسی که اینقدر پولداره باید نگران خرج موبایلش باشه؟یا یه خوراکی ؟این خساستشونو نشون میده
اینا آدم مثبتم تو راه میارن واسشون فرقی نمیکنه کیه و چیه
نمیدونم چرا اسمم درست نمیشه. نیلوفرم
پاسخ:
آره از آی پیت فهمیدم.
منم نمیدونم چرا
۲۴ خرداد ۹۴ ، ۱۶:۰۳ دریا _ گاه نوشته های من
به نظرم این جور آدمها مشکل روحی دارند و باید ازشون ترسید خدا رو شکر عاقلانه برخورد کردی.
پاسخ:
واقعا مشکل روحی داشت 
مسخره بود کاراش
خدا شفاش بده خخخخ
عزیزم اصولا خود شیفتگی تو آقایون زیادی اپیدمی شده ولی به نظر من بهتر که رد کردی. سعی کن اگر دیدی طرف پررو هست تو قرار اول حسابی اچمز کنی. یعنی قشنگ کارهاشون بزن توسرش بهتر جواب میده ها
پاسخ:
این کلمه اچمز یعنی چه؟نشنیده بودم.ببخشید من با اصطلاحات آشنا نیستم
سرچ کردم این شد :
آچمز وضعیتی در بازی شطرنج است که در آن یکی از مهره‌ها که مهرهٔ آچمز نامیده می‌شود مجبور است برای دفاع از یک مهره یا خانهٔ ارزشمند در جای خود میخکوب شود. آچمز کردن تاکتیکی موثر برای ایجاد محدودیت در توانایی جابجایی سوارهای حریف است.
شطرنج بلد نیستم ولی چشم میکوبم تو سرش خخخخ
۲۴ خرداد ۹۴ ، ۲۰:۵۶ ماهی سیاه کوچولو
اصلن این پسر خوشگلا یه چیز دیگه ن:)
ولی خب پسر بدی نبوده زودی گفته چی میخامو اینا
یعنی اینقدر دچار مکررات شده دیگه موضوع رو کش نمیداده
الان میدونی چطوری کیس پیدا میکنه؟
دیگه صداشو سیو کرده و هر دختری مییابه همونو پلی میکنه تا انرژی کمتری مصرف کنه:))))))

پاسخ:
آره یه چیز دیگن خدا از کره مریخ فرستاده واسه دق دادن ما
زود گفت ولی با کمال پرویی گفت.
احتمالا همینطوره چون حیفه انرژی از صداشه که هدر بره خخخخخ
برخوردتون خیلی خوب و منطقی بوده. 
طرز تفکر کلی این آقا نسبت به زندگی درست نبوده ، ولی من نفهمیدم یه عده ای از دوستان که دیگه خیلی شاکی شدن از اعتماد به نفس این بنده خدا  و خودشیفتگی ، یعنی اگه اونا خوشگل و پولدار و تحصیلکرده و ....(همون مزایایی که نگفتی!) را داشتن ، اعتماد به نفسشون بالا نمیرفت و مثلا برای خواستگاراشون طاقچه بالا نمیگذاشتن؟!!! من که این همه تقوا و خشوع ندارم !!!
کلا این جور طرز تفکر بین پولدارا (بهتر بگم بچه پولدارا) زیاده و من هم موارد زیادی دیدم ، بعضی وقتا با افزایش سن بهتر میشه ، بعضی وقتا هم تا اخر عمر نمیشه. البته از طرف دیگه هم نگاه کنی ، جامعه در خودش این ها را پرورش میده ، و به این ها این اعتقاد به برتری و ... را میده که میتونن به هرچیزی با کمک پول برسن و هرکاری (مودبانه اش کردم این کلمه !) هم دلشون میخواد بکنن ( به عنوان منبع حرفم در خود وبلاگ شما، به اون خاطره دیو و دلبر بود فکر کنم اسمش رجوع شود)
پاسخ:
ممنون لطف دارید
این دوستان از این ناراحتن که چرا این آقا از خوشگلی و بقیه شانسای زندگیش سواستفاده کرده و باهاش دختر اغفال میکرد وگرنه کسی که خوشگله باشه خدا بهش داده ولی نباید به وسیلش یه عده رو خام کنه 
درسته صد در صد اینقدر از جانب دخترا روی خوش دیده بود که به خودش اجازه میداد اینطوری با یه دختر برخورد کنه ولی خب همه مثل هم نیستن من منکر جذابیتش نمیشم ولی دلیلی نمیبینم بخاطرش برده کسی بشم چون از زیبایی اون چیزی به من نمیرسه که هیچ تازه ضررم داره
نمونه داستان دیو ودلبر و منم تو زندگیم داشتم ولی طرف من بیشعور به تمام معنا بود ارزش اینکه حتی باهاش ازدواج کنمم نداشت.داستانش میلیاردر هزار تومنیه
سلام یه بار تو سن 22سالگی والبته تجرد همراه( بیماری) که از اقوام بود تو بیمارستان شدم.بیمار هم اتاقی مون یه همراه داشت که پسر خوشگل وخیللللی جذاب حدود 27سال که بسیار خوشخو واجتماعی بود ودانشجوی دندان پزشکی .وای یاشل ازین خونواده های فوق العاده های کلاس وخوش تیپ وخوش پوش و........بعد شب من واون تنها بودیم وباهم هم صحبت شدیم هربار که به صورتش نیگا میکردم شرر به جونم میریخت ازبس لامذهب جذاب وخوش چهره بود. لحن کلام وصدای خوبی هم داشت . با اتاق پرستارها که روبروی اتاقمون بود و هم سنهای من بودند هم دوست شده بودم وهراز گاهی میرفتم اونجا .همه دخترها شیفته پسره شده بودن وتیکه به من مینداختن که مثلا با پسر خوشگله چطوری و...... بعد وقتی شیفت 6 ساعتش تموم شد وبا باباش جابجا شد کتاب اشعار فروغش  رو تقدیم کرد به من.  بعد رفتنش چشمام میبستم که قیافش یادم نره از تجسمش غرق حیرت وشور عشق  میشدم......... وبا اشعار فروغ بیشتر غرق تخیل میشدم اونجا که میگفت گنه کردم گناهی پر زلذت .....
پاسخ:
ای شیطون
اگه شوهرت بفهمه خخخ
البته که حتما میدونه از بس شما دوستین باهم
واقعا زیبایی یه قدرتی داره که دربرابرش سخت میشه مقاومت کرد بیچاره زلیخا حق داشته
سلام یاشل جون

فقط می تونم بگم آفرین که خام همچین آدمی نشدی

هر کسی این قدرت رو نداره که از پس همچین شرایطی بر بیاد

احسنت به تو دختر
پاسخ:
سلام عزیزم ممنون
تابلو بود از این رابطه چیزی در نمیاد واسه همین سعی کردم وقت و انرژیمو تلف نکنم
این آقا با این‌همه مزایایی ک گفتی،دیگه چی میخواسته ک آماده ازدواج بشه?!
بدبخت زنی ک گیر این میفته
پاسخ:
ایشون کاملا آماده ازدواج بود و مطمئنا میتونست دختری که مناسبشه پیدا کنه ولی برنامه های دیگه ای تو سرش بود که نمیخواست دست و پاشو ببنده
زنی که گیر این میفته پوستشو قلفتی میکنه نگران نباش چون باید سزای کاراشو ببینه
سلام یاشل عزیز
من با نظر سامان کاملا موافقم!مردها همین جوری دنبال برتری میگردن، دیگه وای به اینکه ویژگی های مثبتشون انقدر زیاد باشه و عامه پسند!
تقصیر خود دخترام هست که این دسته از افراد احساس میکنن، با اشارشون بقیه باید بمیرن!
به شخصه سیاستم در برخورد با این افراد فقط و فقط حال گیریه:D
اصلا از نگاه بالا به پایینشون خوشم نمیاد و همیشه جوری رفتار کردم با این افراد که متوجه بشن خصلت های درونی مهم تر از ظاهری که دارن، حداقل برای من! 

پاسخ:
سلام عزیزم
درسته این یعنی باید خیلی اعتماد به نفس داشته باشه همه چی تموم بود
خوب کاری میکنی منم تحویلشون نمیگیرم خودمو میزنم به اون راه که فکر نکنن خیلی تحفه ن


سلام یاشلی
نمیدونم آقایون شناختشون چقد کم هست از خانم ها..به نظرم ما خانم ها اینطوری نیستیم که یه مرد هرچند خوشگل و همه چیز تموم باشه رو صرفا با یکی دو قرار ساده بتونیم بریم خونش و باهاش رابطه صمیمی تر از حد معمول(!)داشته باشیم.باید یه حسی قبلش به وجود اومده باشه حتی اگه اون حس اصلا ربطی به ازدواج نداشته باشه و صرف خوشگذرونی باشه! اون وقت پسره چتی خسیس که هیچ زحمتی حاضر نیست به خودش بده انتظار داره یه دختر سر به راه پاشه همینطوری بره خونش!!
خوب آقای نا محترم شما برو با همون زن های معلوم الحال!
من معتقدم زن هم در دوران مجردیش اگر خودش بخواد حق خوشگذروندن رو داره و نباید همه زندگیش دنبال شناخت و ازدواج و اینا باشه..انتراکت هم لازمه گاهی ولی این دلیل نمیشه که باهاش مثل یه خانم محترم رفتار نشه.
بگذریم..خودت خوبی؟

پاسخ:
سلام
ممنون تو چطوری؟
نظرت کاملا منطقی بود یعنی مثل این ضرب المثل هست که میگن واسه کسی بمیر که برات تب کنه اینکه حاضر نبود هیچ کاری واسه من بکنه تازه چه توقعی داره ؟بیجاست توقعش دیگه
در مورد خوشگذرونی دخترا هم هر کس یه عقیده ای داره من که در این مورد نظری نمیدم چون بحث و انتقاد زیاد به همراه داره.صلاح مملکت خویش خسروان دانند
خوشمان آمد یاشل جووون حالش رو گرفتی :دی
پسریه پرروی بی چشم و رووووو... بیا بریم پیداش کنیم مفصل بزنیمش خخخخخخخخ
ولی فقط خوشگلاش اینجوری نیستنا. زشتهایی هم که مرامشون این باشه، اگه بفهمن دختره ازشون خوشش اومده پررو میشن
این قضیه "می خوام برم خارج واسه همین قصد ازدواج ندارم" هم خداییش دمده شده ولی هنوز ازش استفاده می کنن خخخخخخخ
یه سوال: این پسرا دور همی میشینن فوت و فن به هم یاد میدن؟ همه کاراشون مثل همه! یکم تنوع داشته باشن خووووب خخخخخخخ
پاسخ:
آره دیگه مجبور بودم با جواب رد حالشو بگیرم
درسته
این خیلی عشق خارج بود و همه امکاناتشم داشت فقط نمیتونست بره خخخخ
اتفاقا بهش گفتم چرا میخوای با یه دختر معمولی دوست شی گفت رفیقم بهم گفته خخخخخخخخخ
عزیزم مرسی عالی بود . همین خاطره ها هم مارو با ادمای مختلف اشنا می کنه . دخترا تو دوستیشون هم به این تجربه ها نیاز دارن .
پاسخ:
خواهش میکنم
شما همون نیلوفر خودمون نیستی؟از آی پیت اینجور به نظر میاد
نه عزیزم من برای بار اوله نظر میذارم
پاسخ:
اکی
پس خوش اومدی

وای یاد یکی از همکلاسیام افتادم که از بس پسر خوشگل و مغرور و مرموزی بود هم هدخترا تو کفش بودیم!
بینهایت مغرور و خوشتیپ
تا چند ماه ما اصلا صداش رو نشنیده بودیم
تا اینکه دهن وا کرد و یه سری رفتار های اسف ناک ازش دیدیم که دیگه همه متفق القول ازش بدمون اومد!
اینا چرا اینجورین؟؟
یه دبیر دشتیم می گفت شوهر باید زشت باشه!
پاسخ:
خداییش زشتم نباشه که نشه تحملش کرد مردونه باشه و معمولی خوبه.ولی زیبا نه
البته اینا که شوهرشون خوشگله احتمال اینکه بچه شون خوشگل بشه زیادتره
دو تا از داستاناتو خوندم
خوشم میاد که تو هر داستانت چه تو چه بقیه دخترا خودتونو مظلوم فرشته منطقی با احساس مریم مقدس و حضرت زهرا و پسرا هم دیو و شمرن 
بزار یه چیزی رو به همه ی دخترا بگم از وقتی که شماره گرفتین از وقتی که جواب یه پسر و بیش از حد و لوس و با ناز دادید از وقتی اتو خوردید از وقتی نذاشتید رابطتتون اگه برا ازدواجه؟! ( الکی خر خودتونید) خانوادتون عین شیر تو قضیه باشه و پسره ببینه اگه بخواد دست از پا خطا کنه دهنش صافه از وقتی که لباسای نا جور پوشیدید درست از اون موقع شما از نظر ما پسرا خراب هستید و به عنوان جنس عمومی و مال مفت بهتون نگاه میشه چه خوشتون بیاد چه نیاد و همه می خوان یه سیخی بهتون بزنند شما اینطور نشون دادید و این کارا تو دیکشنری پسرا یعنی دختره خرابه و پسرا ترتیبتون رو میدن چون نمیخوان آخرش سمبل خان صداشون کنند و این کار شما دقیقا عین این میمونه که لخت برین پیش یه عالمه پسر (کیف نکنید) و بگید نکن خوشم نمیاد من که نگفتم
پاسخ:
شما هم که تفکراتت عهد بوقیه
نمیدونم کی میخوان این پسرا یکم از قالب سنتیشون بیرون بیان
اینهمه دختر شماره میگیرن ازدواجم میکنن با همون آقایی که ازش شماره گرفتن
کافر همه را به کیش خود پندارد
احتمالا شما از همون دسته ای هستی که من باهاشون آشنا میشدم و فقط تو فکر سو استفاده از دختر بودن و با حرکت من ناکام میموندن
قبول دارم جامعه بد شده و دخترا خراب شدن و به سمت خیلی از کثافتکاریا میرن خودمم مریم مقدس نمیدونم یه جاهایی حتما منم لغزش داشتم ولی تا جاییکه تونستم عمرمو واسه رابطه ی اشتباه به هدر ندادم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">