ماجراهای خواستگاری

ماجراهای خواستگاری

این وبلاگ در مورد خاطرات خواستگاریای من هست
و امیدوارم به درد کسانی که میخوان ازدواج کنن بخوره
و تجربه ایی براشون باشه
سعی میکنم وبلاگایی رو لینک کنم که مطالبش مفید ،پر محتوا ، آموزنده و مرتبط با موضوع وبلاگ باشه.پس لطفا اگه وبلاگتون شامل این خصوصیات نیست ازم درخواست لینک نکنید.قبلا از این بابت عذرخواهی میکنم

فعلا به دلیل نداشتن مورد خواستگاری هفته ای یک بار فالبداهه نویسی میکنم

فقط نظراتی رو تایید میکنم که احساس کنم نیاز به تایید شدن دارند

همچنین به دلیل رک و شوخ طبع بودن بنده،اگه جنبه شوخی ندارید لطفا وارد نشوید

اگه هم مطالب این وبلاگ به مذاقتون سازگار نبود ممنون میشم از ضربدر سمت راست استفاده کنید و بیش از این خودتون و من رو مورد عنایت قرار ندید

متشکرم که با صبوری منو همراهی کردید

پیوندها

خواستگاری با یک نگاه

يكشنبه, ۱۰ خرداد ۱۳۹۴، ۰۹:۳۰ ب.ظ


خواستگاری دوستان 18 :

دو تا دخترای بزرگ من فقط یک سال اختلاف سنی دارن واز بچگی همه کارشون مثل هم  بود و در واقع دومی بنحوی دنباله رو اولی بود.وقتی بزرگه در دانشگاه با یکی اشنا شد و ازدواج کرد و خدارا شکر زندگی خوبی پیدا کرد ،دومی هم به یکی از عشاق همکلاسی جواب مثبت داد ودوست شدن.پسره واقعا دخترمو دوست داشت ومن اینو از نامه هایی که بهش میداد واس ام هاش ودفتر خاطرات دخترم میفهمیدم.حالا جوونا به من ایراد نگیرن که اینا چه کارای بدی بوده که من کردم!.میخواست دم دست نذاره و احتیاط کنه.شما هم احتیاط کنید.

ولی بعد از مدتی که شور عشق از سر دخترم افتاد ،احساس کردم پشیمون شده ومیگفت که این همسن منه وهیچ برنامه ای برای آینده نداره وغیر از حرفا وحتی شعرای عاشقانه که گاه خودش می سرود هیچی نداره ومن میخوام دیگه کات کنم .ولی چون تو یک کلاس بودن و چش تو چش نمتونست کامل کات کنه .منم بخاطر عشق پاک پسره سعی نمیکردم منصرفش کنم تا اینکه شد بهار سال 86 .دخترم  که حالا سال آخر دانشگاه بود بعداز تعطیلات عید رفته بود پیش خواهرش در شهر دیگه وقرار بود مدتی بمونه.ولی وقتی فهمید که براش خواستگار پیدا شده زود برگشت واز من خواست که قرار بذارم.باور نمیکردم به این زودی همکلاسیشو فراموش کنه.گفت میخوام خودمو محک بزنم و ببینم میتونم یکی دیگه رو جایگزین کنم. به اونم مدتهاس که گفتم من دیگه نمیخوام ادامه بدم .
حالا این دامادمون چه جوری دیده بود دخترمو.یه روز سرد زمستون که دخترم از دانشگاه میومده حالش بد میشه .جایی که از سرویس پیاده میشن تا خونمون نیم ساعت راهه.اینم سر راه میبینه ماشین باباش جلوی یک اداره ای هست (اداره دامادم)با خودش میگه حتما بابا اینجاس برم بگم منو برسونه خونه.میره وباباهه هم متوجه نمیشه حالش بده و میگه من اینجا کار دارم وکارم طول میکشه وخودت برو(من اونروزو که دخترم با گریه ودل درد اومد خونه خوب یادمه همش میگفت بابای بی انصاف).نگو تو همون یه لحظه دامادم فقط یک نگاه دخترمو میبینه و اسم همسرمو یاد میگیره وچند ماه بعد که مادرش دنبال دختر بوده براش اولین جا میان خونه ما ودر مدت کمی دل دخترمو به دست اورد وهمکلاسی هم فراموش شدودر عرض یک ماه عقد شدن.امیدوارم اون همکلاسیش هم هر جا باشه خوشبخت بشه.


با تشکر از دوست خوبم زرین خانوم 







۹۴/۰۳/۱۰
✿✿ یاشل ✿✿

نظرات  (۲۹)

نارحت نشین از حرفم ولی ب نظر من دختر شما حتی از همکلاسیشم بی برنامه تر بوده به علاوه خیلیم بچه بوده
از همون اول ندید پسر بیچاره اول راهه و چیزی نداره?
اینکه فک کنیم فقط دختران ک تو چنین رابطه هایی ضرر می‌کنن و دلشون میشکنه و زندگیشون بهم میریزه،فکر اشتباهیه
ب قول دوستان"البته این فقط نظر من بود"
پاسخ:
خب اینا همش طبیعیه که هم بچه بوده و هم بی برنامه چون اکثر دخترا تو اون سن نمیدونن چی میخوان.مثل بعضی از موردای من که بعد اینکه آشنا میشن میفهمن دنبال چی هستن
اما شکستن دل اون پسر به نظرم تاحدودی درسته ولی این دختر عاقل بوده و بخاطر ترحم به کسی زندگیه خودشو خراب نکرده.من فکر میکنم کار درستو کرده.چون قولیم واسه ازدواج نداده بوده اگه یه رابطه دوستی بوده باشه
ممنون واسه نظرت
چه زود فراموش کرده
اهای پسرا یاد بگیرین که عشق کشک و دوغه :))))
زودی دل ندین که ته ش تلخه (دل نده که تش تلخیه) واسه پسرا
(...)
پاسخ:
پسرا بهتر بلدن
در کل عشق وقتی با منطق جور نیاد نتیجه ش میشه شکست.اکثر عشقا هم با شکست مواجه میشه تا بوده همین بوده
عجب!

عامو شدید خوشبخت شن ایشون و او همکلاسیه شون.


پاسخ:
ایشالا
افرین کار عاقلانه ای کرد
که اون همکلاسی رو فراموش کرد
پسری که اهل دوستیه شرایط ازدواج نداره
ولی اونی که شرایط ازدواج داره مثل یک اقا میاد جلو و خواستگاری.
 قصدش ازدواجه، اینه که درسته
براوو
ان شالله که خوشبخت شن
پاسخ:
کلا ازدواج با دانشجوهایی که آماده ازدواج نیستن زیاد عاقلانه نیست مگر اینکه حمایت خانواده رو داشته باشن
ایشالا
من برخلاف بعضی ها ازدواج رو یک قرارداد نمیدونم . فراتر از یک قرارداد هست . پیوند میان دو قلب و روح
برای دخترتون آرزوی خوشبختی دارم . ای کاش در جایگاه یک مادر همون اول کار اندک اشاره ای به وضعیت اون پسر می کردید تا قلب یک جوون شکسته نشه. بالاخره دختر شما میدونست این پسر یک دانشجوی ساده است . و از شرایطش با خبر بوده . شما باید کمی اون رو روشن می کردید تا این قضیه 4 سال طول نکشه .من به شما و دخترتون حق میدم اما نمیدونم چرا دلم برای اون جوون که 4 سال قلبش در گرو دختر شما بوده و بعد از 4 سال جواب نه رو شنیده ، یه جورایی سوخت

در هر حال برای دختر شما و همه پسر دخترای جوون آرزوی خوشبختی دارم
پاسخ:
درسته مادرش چون میدونسته باید کمی راهنماییش میکرد ولی شاید نوع تربیتشون بر آزاد گذاشتن بوده که خودشون تصمیم بگیرن.البته این کار اشتباهیه و بچه ها نیاز به مشاوره و راهنمایی از طرف والدین دارن.
نگفتن 4 سال فقط گفتن آخر تحصیلشون باهاش تموم کردن شاید کمتر بوده این رابطه.
در حق آقا پسر کمی ظلم شده ولی اکثر این رابطه های قبل ازدواج به ازدواج نمیرسه
ممنون
وای چقدر سخته رعایت مرز بین رابطه دوستی و رابطه ای که برای ازدواجه.به قول دوستان این دخترخانم که از اول میدونسته این پسر چیزی نداره پس شاید دلیل دیگری برای برهم زدن رابطه داشته. از اون طرف هم کش دادن رابطه به مدت چهارسال فقط بدلیل اینکه چشم تو چشم میشیم یه خرده بی انصافیه. ایکاش به قول فرنگی ها این جاست فرند درست بین ماها جامی افتاد:-)  just freind
پاسخ:
درسته
دختر باید از اول میفهمید چی میخواد که این میسر نیست چون تا آشنایی نباشه آدم از معیاراش و شناخت خودش با خبر نمیشه
سلام دوستان میدونستم که نتونستم خوب توضیح بدم وممکنه برداشت های دیگه ای بشه.اولا این دوستی چهار سال نبود وتقریبا یک سال بیشتر نشد.از سال سوم دانشگاه شروع شدودیگه از اواسط سال چهار پشیمون شد.تازه دخترم خودش خیلی حساسه وهینجور رک نگفت که که چون تو هیچی نداری من به هم میزنم. چندین بار بهش میگفت تو برنامه زندگیتو بگو من ده سال هم باشه صبر میکنم واونم میگفت هیچی قابل پیش بینی نیست.
داماد اول منم اولش هیچی نداشت .ولی برنامش این بود که عقد میکنم وبعد میرم سربازی وبعد که استخدام شدم،عروسی میکنم...ولی اون حتی این قول الکی رو هم نمیداد.
واما اینکه چرا من اشاره ای بهش نکردم.برمیگرده به اینکه برای خود من دیگران تصمیم گرفتن وحالا با اینکه زندگی بدی ندارم  ولی حس خوبی ندارم به اینکه مادرم به جای من فکر کرد وتصمیم گرفت.وقسم خورده ام که سرنوشت دخترانم رابه خودشون بسپارم.اگه من منعش کرده بودم ،ممکن بود که هنوز چشمش دنبال اون پسر مونده باشه.تازه مگه چی شده یک دوستی پاکی بوده که بعداز مدتی به این نتیجه رسیده به درد هم نمیخورن
چقد این ازدواجای با یه نگاه به نظرم عجیب و دور از ذهن میاد نمیدونم چرا؟!! البته عشقای با یک نگاه زیاد شنیدما ولی خواستگاری با یه نگاه نه!
قسمته دیگه چی بگه آدم
پاسخ:
هنوزم این مدل خواستگاری هست.ولی کمه.احتمالا دختره باید خوشگل باشه که در یه نگاه چشم پسرو بگیره
درضمن یاشل جون یادم رفت تشکر کنم؛ازاینکه لطف کردی واین خاطره منو گذاشتی تووبت.از دوستات  هم ممنونم برانظراتشون.چه موافق چه مخالف.در ضمن پاسخهایی که دادی تقریبا همونیه که اگه خودم هم بودم همون جوابو میدادم.
جالبش اینه که تقریبا مشابه همین اتفاق برا دخترای دیگرم هم افتاده .به نظر من اینم یه جور تجربه اس دیگه.بهتر از اینه که برن زیر یک سقف وبعد ببینن تفاهم ندارن.درسته دل اون پسر هم شکست.ولی خوب دختر من که به اون پیشنهاد نداده بود اون اومده بود وابراز عشق کرده بود ودختر منم از اون حرفای عاشقانه ورمانتیک خوشش اومده بود وجواب مثبت داده بود ولی بعدش وقتی دید هیچ صحبتی از ازدواج نمیکنه ..............
پاسخ:
خواهش میکنم.خیلیم خوب نوشتین و ممنون
ما فکر کردیم پسره قصدش ازدواج بوده یعنی حرفشو زده بوده اگه اینطوره که اصلا خوب کرد دخترتون.چون از این پسرا زیادن میان میگن دوست داریم و حرف ازدواج نمیزنن.اینا تکلیفشون با خودشونم معلوم نیست و میخوان فقط با احساس دختر بازی کنن.خودم نمونشو زیاد داشتم فکرم میکنن زرنگن.آخه عشق بدون ازدواج اصلا چه معنی داره؟اقلا تو کشور ما این مسئله ایراد داره حالا هی میگن مگه هرکی عاشق یکی شد باید باهاش ازدواج کنه؟
پس چیکار کنه؟والا نمیدونم.
حالا احتمالا این پسر از شرایطش ترسیده که حرفی از ازدواج بزنه و بیخود دخترو مچل خودش کرده
دخترتونم خوب کاری کرده.دوست خود من با کسی که حتی شرایط ازدواجم داشت و نمیومد ازدواج کنه همینکارو کرد با یه خواستگار سنتیش ازدواج کرد تا به اون پسر بفهمونه دخترا مسخره اونا نیستن.الانم خوشبخته
mr point  
همین کارها رو میکنن که بعضیا از شدت عمق شکست عشقی
 آهنگای شکست عشقولانه سوزناک بخونن دیگه!


بسوزه پدر عاشقی 

خخخخ


کاری ندارم که دل کی شکسته چون هردوشون با آگاهی از احتمال بهم خوردن پا تو رابطه گذاشتن من معمولا هم دل برای دخترا نمیسوزونم چه برسه به پسرا که یه هفته بعد یادشون میره 
کلن ازدواج با پسر دانشجو احتمال خوشبختیش کمه نه فقط به خاطر وضع مالی بلکه تو این سن اصلا ثبات عقیده ندارن (اکثریت قاطعشون)من خودم چند تا هم کلاسی دارم که با دانشجو ازدواج کردن همه هم یا طلاق گرفتن یا در شرف طلاق هستن دوستای خواهرمم همینطورن دلیلیش هم اینه که اکثرن تازه از یه فضای صرفن پسرونه وارد یه محیط مختلط شدن سنشون و تغیرات هورمونی هم که مزید برعلته و همشون یه چیزیو با عشق اشتباه میگیرن! بعد که ازدواج کردن تازه میگن ای وای ما حیف شدیم جوونی نکردیم!! 
یه مورد دیگه هم که راجب پسرای دانشجو صادقه اینه که هیچی ندارن دختره میاد باهاشون زندگی میکنه اینام یا از جیب پدر و مادر میخورن یا دختر با بخور و نمیر میسازه اما تهش چیه؟ اگر از جیب والدین بخورن مجبورن دخالت های اونا رو هم تحمل کنن که معمولن دخالت سمت و سوی آزاردهندش فقط مال دختراست و کسی به پسر کار نداره و همین زمینه ساز اختلاف هست اگر خود پسر کار داشته باشه به خاطر تحصیل درآمدش کمه و بعد از چند سال معمولن آقایون ایرانی اصلن این چیزا رو نمیبینن(به تجربه تو اطرافم دیدم شاید یک درصدشون زیر 30 سال این چیزا رو بفهمن و قدردان باشن همشون وقتی پا به سن بذارن شاید شاید شاید این چیزا رو بفهمن ولی تو جوونی فقط زنشون رو اذیت میکنن چه کلامی چه با رفتار)
یه گروه دیگه هم دارن که من تازه گیا زیاد تو اطارفم میبینم یعنی پدر و مادره همه جوره حمایت مالی میکنن و میگن تو فقط درس بخون ما خرج زندگیت رو میدیم دختره هم از ذوق بهشو جواب مثبت میده اما بعدش اینجوریه: باور کن من چند نمونه این شکلی تو اقوام و آشناها دیدم همه هم عین هم حرف میزنن یکیش دوست خواهرم پسره کارشناسیش تموم شد بعد رفت ارشد بازم خرجش رو باباه میداد بعد رفت دکترا که بازم باباهه خرجش رو میداد این هم فقط درس میخوند و مادر و پدر عزیزش هم خرجش رو میدادن و بهش افتخار میکردن امااا این وسط دختره بعد از یه دت کم اورد چون پسری که همچین روحیه ای داره یه سری اخلاقای خاص خودش رو هم دراه مثل پر توقعی! مثل خود بزرگ بینی ! یعنی والدین اون پسر  برای این براش زن گرفتن که پسرشون در حین تحصیل از نطر جنسی هم تامین بشه(تنها کاری که خودشون نمیتونستن انجام بدن همین بوده!!) و با خیال راحت درس بخونه اگر هم دختر اعتراض کنه که بیا مستقل بشیم و یا اینکه چرا همش سرت تو کتابه جواب میشنوه که ما که از اول بهت گفتیم میخواد درس بخونه و تو چه مرگته خرجت رو که میدیم دیگه چی میخوای؟؟ در حالیکه زن نیازهای مهم تری هم اره مثل نیاز به حمایت نیاز به مردی که قابل اتکا باشه نه اینکه به عوان دستگاه رفع شهوت ازت استفاده کنه تا روی درسش بهتر تمرکز کنه!!!!
پیزی که دخترا معمولن تو این نوع اردواج در نظر نمیگیرن اینه که 10 میلیون پولی که خود پسر در میاره به 100 ملیون پولی که از والدینش میگیره می ارزه چون پسری که کار میکنه واجد شرایط و خصوصیات اخلاقی هست که پسری که کار نمیکنه نداره و در واقع سالها از رشد طبیعیش عقبه!و یه پسر که کارشناسی داره و سر کار میره می ارزه به پسری که در حال دکتری گرفتنه و والدینش خرجش رو میدن( یا کمک میکنن فرقی نداره)
چقد حرف زدم سر دلم مونده بود:)
پاسخ:
نظرتو کامل قبول دارم.البته اگه مثلا تا 2 سال خانواده خرجشو بدن و بعد بره سر کار اشکالی نداره ولی اینکه بخوان سالیان طولانی زیر چتر خانواده باشن مشکل سازه چون پسر اینجوری مرد بار نمیاد.یه ننر و لوس میشه که نمیشه بهش تکیه کرد.از نظر روحی هم سالم نیستن و مشکل دارن 
زرین خانم همون عروس دهه شصت رو میگی
پاسخ:
بله
در ادامه نظر مریم
ایول همه حرفاتو قبول دارم

دوست خودم با ی اقای 34 ساله ازدواج کرد
فقط ایشون دکترن!!!
از خودش نه کاری نه پولی نه چیزی داشت
ولی باباعه پولدار بود همه خرجاشونو داد حتی الان ی خونه هم بشون داد
ولی من شخصا توی چنین شخصی، مردی ای نمی بینم
مردی که تو این همه سال بخودش نیومده ی پولی ی شغلی دست و پا کنه 
و اینکه برم توی ی زندگی حاضر اماده برام هیچچچ  لذتی نداره

با اینکه تحصیلات خودم بالاعه 
ولی ی لیسانس کاری رو ترجیح می دم به دکترهای بی عرضه
کاش پسرا خیلی چیزا رو می فهمیدن
که مرد بودنه دل دخترا رو می بره 
مرد زندگی کم شده تو این دوره زمونه 
منکه اینجورم
پاسخ:
درس خوندن پسرا اگه همراه با کار نباشه  خوب نیست.شاید تا یه سنی بشه توجیحش کرد ولی به سن بالاتر مثلا24 به بعد که میرسه دیگه واقعا باید بتونه از فکر یا بازوی خودش پول در بیاره تا شخصیت مردونه ش شکل بگیره
کلا باید دخترا یکم تو تحصیلات طرف سخت نگیرن و به کمتر از خودشون قانع بشن چون آمارا تو کشور اینو میگه که پسرا کمتر رفتن دانشگاه
۱۱ خرداد ۹۴ ، ۱۳:۵۹ ماهی سیاه کوچولو
ای مامان بد
تو این چاردیواریا ما هیچ امنیت نداریما
حتی جیب مانتو قهوه ییه پارسال هم بازبینی میشه
اصلن صد رحمت به این بازرسای آژانس هسته یی
خخخخ
خودم یالمه راهکار بلدم برای اینکه بفهمم کی رفته سراغ وسیله هام

پاسخ:
هههه تو هم مچ میگیریا
واقعا منم اگه مامانم از کارام سر در میوورد جوش میوردم
حتما یواشکی بوده خودش نفهمیده
۱۱ خرداد ۹۴ ، ۱۴:۰۳ ماهی سیاه کوچولو
دوستانی ک گفتن چه زود فراموش کرده
خب ببینین دوستیا هر دختری یه برنامه یی واسه زندگیش داره
یکی ک همش داره شعر میگه و نگاهی به آینده نداره خب نشد ک زندگی
بعضی دخترا دوست دارن دوست بمونن بعضیا هم دوست دارن مزدوج بشن
بعضی پسرا هم تو رویا هستن و خیالبافی میکنن بعضی پسرا هم از دیدن دوست دخترشون خودشون رو محروم میکنن تا هر چه زودتر برن سراغ زندگیشون
البته مدل های زیادی از دخترا و پسرا داریم ک چند تاش رو نامبردم
پاسخ:
درسته 
۱۱ خرداد ۹۴ ، ۱۴:۵۴ خانوم ریزه
آفرین به دختره که افسارشو نداد دست احساسش و خیلی خوب تصمیم گرفت،مررررحبا
پاسخ:
بله درسته دختر عاقلی بوده.تونسته بر احساسش غلبه کنه

تصمیمی کاملا منطقی
یک رابطه کاملا شکل نگرفته تموم شه خیلی بهتره تا شکل بگیره و تموم شه
پاسخ:
درسته
یاشل جون دوستات چقدر خوب تحلیل میکنن.دست همتون درد نکنه.مخصوصا مریم جون که کامل این مسئله را تحلیل کردن.البته هدف من ا ز نوشتن این خاطره بیشتر از این جنبه بود که نتیجه گیری کنم در ازدواج قسمت سهم بزرگی دارد.اگه دختر من اونروز مریض نمیشدوبه اون اداره نمیرفت وهمسرش اونو نمیدید،این ازدواج سر نمیگرفت.یا اگه همون موقع که دامادم دخترم را دیده بود خواستگاری میکرد ممکن بود اصلا در بارش فکر نکنه.قسمت بود که زمانی خواستگاری کرد که دخترم دیگه تصمیمشو گرفته بود.
درجواب تارا جون هم باید بگم زیاد هم خواستگاری در یک نگاه نبود. یعنی دامادم در سنی نبود که با یک نگاه عاشق بشه 28 سالش بود.یه چیزی مابین ازدواج سنتی ومدرن.داماد من مهندس ناظر اداره ای هست که شوهرم پیمانکار شه.درسته مستقیم باهم سروکارنداشتن ولی دورادور میشناخته همسرمو ومیگه ازش خوشم میومد.دخترم راهم که میبینه از نظر ظاهر میپسنده واومدن خواستگاری وخیلی سریع چند جلسه حرف زدن  وقرار ومدار گذاشتن.            
پاسخ:
بعله از همه زوایا به قضیه نگاه میکنن.خوبیش اینه
مثلا من اصلا به اون زاویه قسمت که شما اشاره کردین توجه نکردم.واقعا قسمت چه میکنه
خدا قسمت کنه خخخ
فکر میکنم چون اینجا بیشتر خواننده هاش جوونن به بعد عشق وعاشقی قصه بیشتر توجه شد.البته اینم بگم که بعداز ازدواج دخترم همسرم دیگه از اون اداره کار نگرفت.
فردا هم تولد این دخترمه....
پاسخ:
بله درسته
پس تولدشون مبارک
۱۱ خرداد ۹۴ ، ۱۷:۱۱ خواهر زرین
من خواهر زرین و خاله دخترک این پست هستم . تحلیلهای همه دوستان خوب بود. ولی باید من هم به این نکته اشاره کنم که سحر خیلی دختر حساسیه و مطمئنم تمام سعی رو کرده که دل پسره نشکنه.  ولی یادمه خود پسره تلاشی برای موندن سحر نکرد و به اصطلاح جیلیز ویلیز نکرد. چنین شخصیتی ارزش صبر کردن نداره . در ضمن سحر بعد از کات کردن اون رابطه به این خواستگار فکر کرد نه همزمان. و از نظر من که خوشبختی الانشو میبینم  بهترین انتخاب رو کرد.
در آخر ممنون از یاشل عزیز . 
پاسخ:
خیلی خوش اومدین به وب من خاله جان
پس نشون میده که عشق پسر واقعی نبوده و از همین عشقای آب دوغ خیاری الانه که شب میخوابن صبح پا میشن یادشون میره.یعنی همون ارزش صبر نداشته.خیلی ممنون که توضیح کاملتر دادین
خواهش میکنم
۱۱ خرداد ۹۴ ، ۱۷:۲۰ شیلای قدیم
چقد زندگی دختر این خانوم شبیه زندگی من بود.البته با کمی تغییرات,منم همسرم توی یک نگاه عاشق شد و اومد خواستگاری و توی سه هفته ازدواج کردم اما واقعا این کار نه عاقلانس نه عاشقانه,واقعا به هیچ کس ازدواج بدون شناخت چند ماهه رو توصیه نمیکنم.....خوشبخت بشن انشالا
پاسخ:
جدی؟چه جالب
درسته شمام در نوع خودت عقلانی عمل کردی و خیلی خوب کاری کردی.کلا دختر عاقل باشه خوبه
ایشالا
بسیار زیبا بود . ازدواج بی درد سر باشه چه عشق در یه نگاه چه عشق وعاشقی طولانی مدت چه ازدواج سنتی وعشق بعد از ازدواج.  دعامیکنم همه جوونها عشق بی شائبه پس از ازدواج رو حتما  تجربه کنند.
پاسخ:
درسته ازدواجای عشقی اکثرا پر دردسرن.ولی سنتیا دردسرشون کمتره
واقعا کاش عشق بعد از ازدواج حتما باشه
منم فکر کردم آقا پسر گفته ک قصد ازدواج داره و اینکه دختر شما با وجود آگاهی از شرایط هی کشش میداده
با توضیحات تکمیلیتون فکر می‌کنم دخترتون کار درستی کردن ولی کاش تو همون دوره بیشتر راهنماییشون میکردین
در مورد پسر  دانشجو هم ب نظرم اگه اون پسر مثلاً برنامه مشخصی برای آینده داشته باشه یا رشته تحصیلیش آینده خوبی داشته باشه،و بقیه شرایطشم مطابق با خواستتون باشه،سختگیری بی مورده
همسر خود من،دانشجو بود،ولی علاوه بر اینکه من واقعاً از اخلاقش خوشم میومد و معیارای اولیم رو داشت،رشته ای داشت ک آینده شغلی خوبی داشت
خداروشکر مشکلی هم پیش نیومد
پاسخ:
پس خدا رو شکر با یه دانشجوی با هدف و موفق ازدواج کردی
یه بار منم به یه پسر که البته دانشجو نبود گفتم برنامت برای آیندت چیه نمیتونست جواب بده برنامه ای نداشت .این خیلی بده آدم بدون هدف باشه
چه جالب!!! یه بارم یه آقایی منو در حالی که به شدددددددت داغون و عصبی بودم پسندید و تو خیابون ازم خواستگاری کرد ....

 گفت به عشق در یک نگاه اعتقادی ندارم اما فک کنم عاشقت شدم :-D 
منم یه جلسه باهاش حرف زدم تلفنی... دیدم تو دوران عقد جدا شده دیگه پیشو نگرفتم :-D 
و اینگونه است که ما روز به روز ترشی تر شده و بیشتر ناشکری میکنیم....
پاسخ:
اینا که تو خیابون مستقیما خواستگاری میکنن مشکوک میزنن وگرنه میشه طور دیگه رفتار کرد.
والا منم تو کار خدا موندم قسمت ما چی میشه خدا میدونه.منم بعضی وقتا ناشکر میشم کاریش نمیشه کرد

اینی که می گی قولی نداده و اینا که خب می شه همون ماجرای پسرای الان که می گن حالا دوست باشیم و ببینم چی می شه بعدم می رن با یه دختر دیگه ازدواج می کنن.

به نظرم این درست نیست که حالا چون دختره این کار رو کرده طرفش رو بگیریم. اون موقع که با پسر همسنش دوست شده باید فکر اینم می کرده. طبیعیه که با پسر همسن بیشتر خوش می گذره. واقعیتش اینه که ایشون خوش گذرونی ش رو با پسر همسن خودش کرده منتها واسه ازدواج با بزرگتر از خودش ازدواج کرده! این هم غیرمنطقی نیست اما خب پسرا هم می تونن مثلا با یه دختر همسن یا بزرگتر از خودشون دوست شن و کلی لذت ببرن اما موقع ازدواج با یه دختر چند سال کوچیکتر که حالا خیلی نظری نداره و طرز فکرش هم چندان شکل نگرفته ازدواج کنن! کار پسره رو اسمش رو می ذاریم زرنگی اما واسه دختره به به چه چه می کنیم! خب فرقی با هم ندارن دیگه :) (نگفتم بد یا خوبه فقط گفتم اگه اینو نمی گیم بد اونم نباید بگیم!)
پاسخ:
در مورد پسرا درسته نظرت
ولی درباره دختره قبول ندارم چون دختر تو اون سن نمیتونه از قبل پیش بینی کنه که این آدم که ادعای عاشقی کرده واقعا راست میگه و قصدش ازدواجه یا سرکاریه چون تجربه و علم غیب نداره
اگه دختر باشی حتما اینقدر با نمونه این عاشقیای سر کاری  سر کار داشتی که به دختر حق بدی
در ضمن اصلا تضمینی نیست که بگی با پسر هم سن بیشتر خوش میگذره.بعدم پسره درخواست دوستی و عاشقی و آشنایی کرده پس دختر نمیخواسته بهش خوش بگذره که باهاش آشنا شده
من هم اولش فکر کردم قصد پسر ازدواج بوده... ولی حالا که مشخص شد یک رابطه بی هدف بوده، به نظرم دخترتون بهترین کار رو کردن. ان شاا... همیشه خوشبخت باشن
*******
منم نمی دونم چرا روزهایی که هر چی ساده تر و داغون تر و خسته تر باشم بیشتر پسندیده می شم :دی
قضیه چیه؟ خداییش اگر دلیلش رو می دونید بگید شاید بختمون باز شد خخخخخخخ
پاسخ:
ایشالا
حتما پسره از سادگیت خوشش اومده خخخ
اینم کار خداست نمیدونم چی بگم والا
خیلی هم عالی
به به
خوشبخت بشن ایشالله

پاسخ:
ایشالا
اصلا دوست شدن و آشنایی با پسره همسن توی سن پایین اشتباهه... مثلا پسر بیست ساله نه ثبات عاطفی داره نه ثبات عقلی داره نه ثبات مالی باز اگه تو سی سالگی با یه پسر سی ساله آشنا شی اون پسر به یه ثبات کمی رسیده هر چند نود و نه درصد اون پسرا هم دنبال دخترای زیر بیست سالن برای ازدواج اما به نظرم توی دوستیایی که قراره به ازدواج ختم شه بهتره شرایط پسر در نظر گرفته بشه که اصلا این آدم ارزش سرمایه گذاری عاطفی داره یا نه؟؟؟
پاسخ:
درسته
 البته نمیشه واسه همه یه دستور صادر کرد.بعضیا مشکلی ندارن.ولی ثبات نداشتنو درست میگی آفرین
فکر می کنم همونطور که قبلا گفته بودی، وقتی آرایش می کنیم و به خودمون می رسیم، اعتماد به سقفمون میره بالا :دی
افاده ای می شیم خخخخخخ
پاسخ:
ههه.آره شاید همینطوره
مردا از آرایش خوششون میاد ولی خیلی دوست دارن دختری که میپسندنو بدون آرایشم ببینن اونوقت میدونن ظاهر و باطنش همینه و ممکنه جذب بشن

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">