ماجراهای خواستگاری

ماجراهای خواستگاری

این وبلاگ در مورد خاطرات خواستگاریای من هست
و امیدوارم به درد کسانی که میخوان ازدواج کنن بخوره
و تجربه ایی براشون باشه
سعی میکنم وبلاگایی رو لینک کنم که مطالبش مفید ،پر محتوا ، آموزنده و مرتبط با موضوع وبلاگ باشه.پس لطفا اگه وبلاگتون شامل این خصوصیات نیست ازم درخواست لینک نکنید.قبلا از این بابت عذرخواهی میکنم

فعلا به دلیل نداشتن مورد خواستگاری هفته ای یک بار فالبداهه نویسی میکنم

فقط نظراتی رو تایید میکنم که احساس کنم نیاز به تایید شدن دارند

همچنین به دلیل رک و شوخ طبع بودن بنده،اگه جنبه شوخی ندارید لطفا وارد نشوید

اگه هم مطالب این وبلاگ به مذاقتون سازگار نبود ممنون میشم از ضربدر سمت راست استفاده کنید و بیش از این خودتون و من رو مورد عنایت قرار ندید

متشکرم که با صبوری منو همراهی کردید

پیوندها

جواب

چهارشنبه, ۶ خرداد ۱۳۹۴، ۰۲:۵۳ ب.ظ
دوستای گلم واقعا از همراهیتون ممنونم همین چند کامنت واسه اون شخص کافی بود که جوابشو بگیره
من هدفم این بود که جواب سوالاشو بگیره که گرفت
حقیقتش اینقدر از این دست کامنتا دیدم که پوستم کلفت شده و ناراحت نمیشم ولی خب دوس دارم طرف یه طرفه به قاضی نره و منصفانه در موردم قضاوت کنه.
این آقا اوایل وبلاگ اولم با وب من آشنا شد و ظاهرا از همون پست همسریابی به اونور دیگه وبو نخونده که ذهنش رو همون موضوع میچرخه.
 سنشون 6 سالی از من کوچیکتره.من انتظار پختگی ازش ندارم ولی به وضوح آثار بچگی رو در رفتار و حرفاش میبینم درحالیکه دورو برم کم سن تر از ایشون ولی پخته تر دیدم.موضوع از این قراره که ایشون اون اوایل به طرز کودکانه ای تریپ لاو برداشت واسه من.وقتی با تندی از خودم روندمش رفت پی کارش و دیگه آفتابی نشد تا همین چند روز پیش که باز سر و کلش پیدا شد و وقتی من رفتار قبلشو فراموش کردم و باز با احترام جواب کامنتاشو دادم پرو شد.یعنی همه اینطور نیستن ولی ایشون بی جنبه هستن منم از اینکه باز بخواد حرفای قبلو تکرار کنه جوش اوردم و باهاش تند حرف زدم.گفتم حد و حدودتو حفظ کن جواب سلام علیکه نه بیشتر و ایشون این کامنتو گذاشت که به حساب خودش منو ناراحت کنه یا شایدم جواب سوالاشو بگیره.بازم میگم من اصلا نارحت نشدم ولی باید خیلی خیلی رو ذهنش و طرز تفکرش کار کنه همونطور که دوستان گفتن کمی عقب ماندگی و رفتارای غیرنرمال در ایشون دیده میشه.رک گفتم چون بازم میخوام بفهمه چی میگم.در ضمن دیگه هم جوابی برای ایشون ندارم.

اینم کامنتای آخرش که روش نشد عمومیش کنه خصوصی داده :



الان که جملات دیروزمو می بینم حقو به جانب مخاطبات میدم
جملاتی که در ناراحتی نوشتم خیلی ها نابه جا بود
البته بی فایده هم نبود
الان نگا کن ببین چه قد مخاطبهات دوستت دارن
چشم و دل خیلی ها شدی
همه واسه خوشبختیت دعا میکنند ...
.
.
.
.
.

تو راست میگفتی من مخاطب خوبی نیستم ...
حداقل ادبیاتشو یاد نگرفتم ...
از نگاه خیلی هام یه نویسنده و یه مخاطب خوبم ...
هرکسی یه جور فک میکنه ...
دیگه از من نوشته ای نخواهی دید ...
من راه خودمو پیدا کردم و به رویای خودم نزدیکم ... امسال نشد سال بعد ... راه موفقیتو پیدا کردم ...
سه سال آینده شاید خبر روزهای خوبمو بهت دادم ...
ببخش اگه با کلامم تورو ناراحت کردم ...
بدی دیدی حلال کن .

۹۴/۰۳/۰۶
✿✿ یاشل ✿✿

نظرات  (۲۳)

همه اینها،نشون دهنده عواقب بیکاری و سرگرمی نداشتنه!
پاسخ:
بله فکر کن وقتش آزاد شده بود
۰۶ خرداد ۹۴ ، ۱۵:۴۲ خانوم ریزه
اینارو بیخیال،من از صبح معتاد وبلاگت شدم،مثلا انتحانم دارم،دلم نمیاد برمممن،چه خوبی تو،ندیده دوستت دارم
پاسخ:
برو درستو بخون بعدا واحدارو میفتی نیای یقه منو بگیری
ممنون لطف داری

یاشل مدیریت وبلاگت با توئه .جمعش کن و اجازه نده هر کامنتی باعث مسمومیت فضای وبت شه . ما از سر تفنن ، بیکاری ، علافی ، تفریح ، تنهایی ، هر چی که (بعضی ها ) اسمشو میزارن
میایم اینجا و تو رو میخونیم .
مساله (بعضی) نقطه گیرها اینه که باید به همه چیز دیگران کار داشته باشن . بیخیال بابا .این چیزا در دنیای مجازی دیگه کهنه شده و برا کسانیه که تازه با نت آشنا شده و دائم همه چیز براش عجیب و تازه و توام با شگفتیه
پاسخ:
فضای وب همونطور می مونه بزار این جوونم به جواب سوالاش برسه/.شاید این سوالا ذهن خیلیارو به خودش مشغول کرده باشه ولی مثل این جرئت نداشتن بپرسن.
نت که دیگه فراگیر شده نمیشه گفت کسی به چه هدفی میاد.هرکی یه هدفی داره
ایشون ظاهرا چندین ساله تو فضای وبه ولی ذهنش هنوز باز نشده
سلام
یاشل از دست من ناراحتی ؟
خیلی دلم میخواد بنویسم حیف که بلگفا درست نمیشه :( 
پاسخ:
سلام عزیزم نه.واسه چی ؟
یه وب دیگه بساز بنویس.بلاگفا روبیخیال شو دیگه درست نمیشه
۰۶ خرداد ۹۴ ، ۱۸:۳۰ مهسا خانوم
اهوووووووووووم
حالا شد
یاشل جون ایندفعه دیدی کسی اینجوری باهات حرف زد بگو با بچه ها راهپیمایی مجازی راه بندازیم (نگاه اینطوری)
پاسخ:
چشم حتما
راهپیمایی مجازی ؟
یعنی این اصطلاحاتو تو از کجا در میاری موندم من
(نگاه اونطوری)
همیشه باید چوب رو سرمون باشه ها :))))))
==============
بازم جای شکرش باقیه طرف یکم عقب نشینی کرده
مورد داشتیم بدتر شده پاچه مونم گرفته :))))
==============
و این است نشانه ای برای کسانی که تعقل میکنند (هم فیها خالدون)
(...)
پاسخ:
خط اول کاملا تو ایران صدق میکنه
بله بچه احساساتیه زود تسلیم شد
آیه قرانو مسخره نکن گناه داره
آخی گفتم این سوالات عجیب و منظوردار هستن :دی
اشکال نداره یاشل جوون پیش میاد
ایشالا اون آقا هم توی زندگیش موفق باشه و شخص مناسب خودش رو پیدا می کنه
و همینطور خودت و خودمون خخخخخخخخخ
پاسخ:
آره دیگه هر از گاهی پیش میاد عادت کردم
ایشالا خودم و خودتو و بقیه
واقعا ادبیات این آدم نا پختگی شو نشون میداد.حالا خوبه عقب نشینی کرد.
میخواستم بنویسم که ازدواج نه به عیب وایراد ربطی داره ونه چیز دیگه وفقط دست خداس وقسمت،که دیدم خودت در جواب یکی از دوستان در پست قبلی نوشتی.اینو من با داشتن چهار تا دختر ودیدن خواستگارای زیاد میگم .واقعا قسمت یک چیز دیگس.انشالا سر فرصت میام  و از ازدواج وخواستگاری دخترام میگم ............
پاسخ:
بله کاملا درسته.قسمت دست خداست
ایشالا بنویسید خوشحال میشم.مخصوصا اگه در قالب پست باشه بزارم اینجا

سلام ...
یه چند تایی از پستاتو خوندم:-)  
جالب مینویسی:-)  یاد وب یکی از دوستان افتادم اونم در مورد خواستگارهاش مینوشت و الان منتظر نی نیشه :-) 
زمان ازدواجشم سنش از من و شما بیشتر بود :-) 
امیدوارم به زودی یه ازدواج خوب داشته باشی :-) 
پاسخ:
سلام
ممنون
وب اون خانمم رفتم ولی یه بار کامنت گذاشتم جوابی نداد دیگه نرفتم.سرد بود برخوردش
درحالیکه جواب بقیه رو میداد
به هر حال امیدوارم همه خوشبخت بشن
خوب به سلامتی در جریان قرار گرفته که چقدر نظرش اشتباه هست . به نظر من وبلاگ یک دفتر خاطرات هست که اجازه میدی یک عده بیان توش دلیل نداره دیگران به خاطر نظرات ادم انتقاد کنند . خیلی سخته نیان نخونند دیگه چیکار دارند چی مینویسی یا چرا ؟
البته نظر من بود انتقاد بهش وارده
پاسخ:
نظرت خیلیم خوب بود ممنون
سلام ببخش درگیر درس ودانشگاه بودم. 
چطوری مردم خیلی فضولن بیخیال شو یعنی اینجور نوشته ها همیشه ازاین انتقادا توش زیاده فکرتو درگیر نکن. 
بلاگفاهم که هنوز درست نشده. 
من همیشه میخونمتا هیچ پستی رو از دست نمیدم.. مراقب خودت باش
پاسخ:
سلام
خواهش
مگه دانشجویی؟
ممنون که میخونی
خب یه وب بساز دیگه شاید بلاگفا دیگه درست نشد
چشم ممنون
وای من از وبلاگای گوشه وبت میخوندم چراپاک کردی اصن حالم گرفت کاش نوشته بودم ادرساشونا
پاسخ:
بعضیاش بلاگفا بود که دیگه نمینویسن
بگو کدومو میخوای آدرسشو بهت بدم
تو هیستوری مرورگرتم بزنی پیدا میکنی
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
عروس دهه شصت. دلنوشته های مهربانو. 
مال منم پاک کردی *** ***** ** *** **** ****.... افسوس
پاسخ:
عروس دهه شصت و لینک کردم
مهربانو رو باید پیداش کنم چون بلاگفایی بود
تو هم باید وب بسازی
اگه بلاگفا درست شد برشون میگردونم که امیدی بهش نیست
نمیدونستم لینکامو میخونین وگرنه پاک نمیکردم

طفلک جوون مردمو شکست عشقی دادییییییییییییییییییی واااااااااااااااااااااا مصیبتاااااااااا وااااااااااااا عجباااااااااااااا وااااااااااااااای :)))))))))))))))))) به قول خودت خخخخخخخ
پاسخ:
هههه
آخه پسری که 7 سال از من کوچیکتره عاشق من میشه مگه؟
همش چرت و پرته
این خخخ بخاطر تنبلیمه حال ندارم شکلک کپی کنم راحت یه خخخ میزنم میره
اون وبی که mina میگه کدومه؟
پاسخ:
http://khatere88.persianblog.ir/
۰۷ خرداد ۹۴ ، ۲۱:۵۱ داستانهای یک فروشگاه
درود بر شما
حال شما؟ احوال شما؟
بعلت پنچر شدن بلاگفا! به بلاگ اسکای هجرت فرمودیم!
لطفا در صورت تمایل ادرس را تغییر دهید
ممنون از لطف شما
پاسخ:
سلام
ممنون خوبم
خیلی لطف کردین اطلاع دادین
واقعا کاش همه دوستان وب جدید بسازن و خبر بدن
خواهش
۰۷ خرداد ۹۴ ، ۲۱:۵۶ رضا علی پور
ما که در جریان نیستیم!!
پاسخ:
نوشتم در جریان شی
البته به درخواست خودش پست گذاشتم
یاشل بانو!
با شدتی که من از این کامنت دیدم خیلی خطرناکه ایطوررفتنا!

ای حرف و ای حدیثا که خو هست ولی ای دوستی هاست که در نهایت می مونه
حالا ای دستمون رفت 3 سال دیگه بیاد خبر موفقیتاشو بده؟

ایشالله که همه جونا و بچه ها موفق باشن

----------------------------------------

شکلک من چطور میتونم اینجا بذارم؟سوال مهم!
پاسخ:
اگه به موفقیت برسه خیلیم خوبه.ولی اول همه باید رو طرز فکرش کار کنه از آکی درش بیاره.همش درس خوندن و زندگی تک بعدی به درد نمیخوره
اینجا فقط من میتونم شکلک بزارم
این امکان فقط واسه مدیر هست اونم با کپی پیست
من 32 سالمه لیسانس کارمند شهرداری تهران هستم یه منزل کوچولو و یک ماشین در حدکارمندی دارم راستش اینجا چون کسی نمیشناسه کسیو خواستم راهنماییم کنند مدیر وبلاگ و دوستان . من 9 ماهه نامزد کردم از طریقه سنتی ازدواج کردم خواستگاری . . . همسرم همه چیش خوبه فقط یه مورد هست اونم قده ک مادرم با علمه اینکه من کوتاهم امسر خواستگاریایی ک رفتیم دختر کوتاه بود قدش اما به دلایلی نمیشد این مورد که معرفی کردن معرف گفت قد دختر خیلی خیلی بلنده اما بر عکس همه چیش اونه که شما میخواین چادریه تک دختر خانواده مذهبی تحصیلکرده اما غیر شاغل که مهم بود برام مومنه واقعی خوش اخلاق و . . . . اما متاسفانه با همه خوبیا همسر یا بهتر بگم نامزدم بسکتبالیست هستند در حد لیگ استانی و این ورزش عشق ایشونه البته از سنه رشد گذشتن که حالا نره یا بره تاثیری رو قدش بزاره قد خودشو کشیده و بگفته خودش چون قدش خیلی خیلی بلنده دیگه ایتمه قد براش مهم نبوده و قبول کرده بوده که امکان داره از همسرش بلندتر باشه به احتمال زیاد اما خوب اول که منو دیدن جا خوردن چون خیلی کوتاهو ریز نقشم اما باب آشنایی که باز شد بقول خودشون ایمان اخلاق موقعیت اجتماعی سالم و پاک بودن البته بقوله اونا باعث شد بهم جدی فکر کنه و بعدن تو دوماهه نامزدی بهم علاقمند بشه اما خوب قد ایشون 185 سانتی متر و. ورنشون 82 کیلو گرمه و قده بنده 154 سانت و وزنم 51 کیلو هست نمیدونم دیگه الان عقدیم و محبت بینمون ریشه کرده اما واقعن کنارش که می ایستم یه حس بدی دارم این حس فقط وقتیه که کنار هم می ایستیم نه وقته دیگه اما کنارش که می ایستم خیلی حس حقارت میکنم قشنگ یه سروگردن کوتاهترم و در مقابلشون خیلی ریزم مشکلی بعدن پیش میاد؟ دوستان لطف کنند راهنمایی حرفی کمکی نظری
پاسخ:
به نظر میاد شما قبل اینکه مشورت کنین کار خودتونو کردین.البته اختلاف قدتون خیلی زیاده ومعکوس ولی بودن کساییکه اینجوری ازدواج کردن.البته باید خیلی عاشق هم باشید که مشکلی بوجود نیاد.من کارشناس نیستم در این زمینه و مشاورم نیستم که بتونم نظری بدم.باید حتما پیش مشاور برید چون موردتون خاصه
ممنونم عزیزم ارامش پس ازطوفانو خوندم
پاسخ:
خواهش خانمی
۰۸ خرداد ۹۴ ، ۲۱:۱۴ نیلوفر فروتن

با سلام

قالب دوزی- با میل سرکج بافتن

فایل به صورت PDF در 100 صفحه  است که شامل عکس و مطلب به زبان لاتین می باشد.

برگرفته شده از essa.ir
سلام 
ولشون کن اصلا لازم نیست وتو درگیر این چیزا کنی به قول یه دوست حرص بیشعوری یکی دیگه رو من باید بخورم
ببخش که کمتر میام سر میزنم واقعا این روزا حوصله خودمم ندارم
پاسخ:
سلام
خودش خواست پستش کنم منم کردم
گفتم بزار این و شاید بعضیای دیگه جواب سوالاشونو بگیرن
خواهش عزیزم سعی کن بری سر کار کمتر اذیت میشی و فکر درگیرت میکنه
میشه منو به عنوان مخاطب وبلاگت قبول کنی؟
یعنی اینقد تحمل من سخته واست؟
پاسخ:
همه رو برق میگیره مارو چراغ نفتی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">