ماجراهای خواستگاری

ماجراهای خواستگاری

این وبلاگ در مورد خاطرات خواستگاریای من هست
و امیدوارم به درد کسانی که میخوان ازدواج کنن بخوره
و تجربه ایی براشون باشه
سعی میکنم وبلاگایی رو لینک کنم که مطالبش مفید ،پر محتوا ، آموزنده و مرتبط با موضوع وبلاگ باشه.پس لطفا اگه وبلاگتون شامل این خصوصیات نیست ازم درخواست لینک نکنید.قبلا از این بابت عذرخواهی میکنم

فعلا به دلیل نداشتن مورد خواستگاری هفته ای یک بار فالبداهه نویسی میکنم

فقط نظراتی رو تایید میکنم که احساس کنم نیاز به تایید شدن دارند

همچنین به دلیل رک و شوخ طبع بودن بنده،اگه جنبه شوخی ندارید لطفا وارد نشوید

اگه هم مطالب این وبلاگ به مذاقتون سازگار نبود ممنون میشم از ضربدر سمت راست استفاده کنید و بیش از این خودتون و من رو مورد عنایت قرار ندید

متشکرم که با صبوری منو همراهی کردید

پیوندها

سفرنامه مشهد

جمعه, ۱ خرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۴۰ ب.ظ


همونطور که میدونید یه سفر یه هفته ای به مشهد  داشتم و سعی کردم همه چیزای جالب و تغییرات شهر بعد 9سال و به خاطر بسپارم و براتون از نگاه خودم توصیف کنم.

ما با کاروان و خانوادگی و با اتوبوس رفتیم و اتوبوس ما از 45 نفر حدود 35 نفر پیرزن پیرمرد بودن چون فصل مدرسه ها بود و بچه کوچولو فقط چندتایی زیر 7 سال بودن و جوونم که شاید 5-6 تا،یعنی من تو این اتوبوس نتونستم یه هم سنو سال و کسی که بشه باهاش دوست شد پیدا کنم.یکی دونفرم بودن که از بس چادر چاقچور داشتن به تیپ ما نمیخوردن و کلا انگار تو این سفرا همه تیپ مذهبین شایدم واسه من اینطور بود.خلاصه تک و تنها در رفت و برگشت سرم تو لاک خودم بود .حتی هم سوئیتیا که اتاقاشون نزدیکمون بود هم همین وضعیت بود.اما عوضش دوتا دوست خوب تو مشهد داشتم که ازم استقبال کردن و منم رفتم به دیدنشون و واقعا خوش گذشت.

خب این از وضعیت هم سفریا.میرسیم به بقیه موارد.هوای اونجا واسه این موقع خوبه ولی من فکر کنم اگه 10-20 روز زودتر میرفتیم خیلی عالی تر بود چرا که هوا هنوز گرم نشده بود و شاید خلوتتر هم باشه.البته مشهد از نظر من هیچوقت خلوت نیست ولی گاهی کمتر شلوغه گاهی بیشتر.بین راه رفتنی یه جایی واسه نماز صبح نگه داشت پر ملخ بود یعنی تو دستشوئیا تو نمازخونه خلاصه همه جاش ملخ بود من یه جیغ بنفشی کشیدم با دیدنشون و سریع دورکعت نمازو خوندم و در رفتم. ما واسه صبح جمعه رسیدیم اونجا.

اولین چیزی که واسم جالب بود و تعجب کردم این بود که از دور همیشه وقتی داشتیم وارد شهر میشدیم گنبد طلای امام رضا معلوم بود ولی الان دیگه از بس ساختمان سازی کردن چنین چیزی نبود.وقتی خواستیم وارد شهر بشیم راننده برامون شعر : آمدم ای شاه پناهم بده رو گذاشت و حال و هوای خاصی بهمون داد.



دومین چیزی که واسم جالب بود این بود که رسیدیم مهمانپذیر من رفتم یکماز شیر آب بخورم  دیدم آبش یه جوریه فهمیدم شوره.فکر نمیکردم مشهدم اینجور باشه.قمو میدونستم ولی مشهد شهر به این بزرگی عجیب بود اینجوریه.واقعا این چندوقت سخت بود واسم.گفتم بیچاره مشهدیا چی میکشن.البته بهترین آب ماله تهرونیاس به ترتیب انگار بدتر میشه.اینم یه نمونه تبعیض 

بعد از اون یه استراحتی کردیم و واسه عصر رفتیم حرم.شب عید بود و حسابی شلوغ منم دیدم چراغونیش زیباست از فرصت استفاده کردم و این کلیپ کوتاهو واستون گرفتم شما هم لذت ببرید:


یکم حجمش بالاست نتونستم تبدیلش کنم و حجمشو کم کنم هر کی دوس داشت ببینه ضرر نداره


شب عید مبعث حرم امام رضا


بعد از اون من 9 سال پیش که مشهد بودم از یه خانمی شنیدم هرکی حاجتی داره یه کاسه از سقاخونه طلای اونجا ببره و وقتی به حاجتش رسید بیاره جاشو مثلا 10 تا بخره بزاره.منم اون موقع از کسی نپرسیدم کارم درسته یا غلط و برداشتم اینم عکسش:

بعد حالا که رفتم میبینم دیگه از اون کاسه ها خبری نیست و این لیوانا جاشو گرفته :

خب مجبور شدم برم قسمت نذورات و بگم حاجاقا مسئلتن ؟ایشونم گفتن اینکار از نظر شرعی درست نیست چون وقف بوده و باید برگردونیش منم کاسه رو دادم دیدم کنار اونجا یه جعبه هست پر از اینا اینم رفت باقی بقیه فکر کنم خیلیا مثل من کاسه کش رفته بودن خخخ.بعدم واسه نذرم یکم پول (بیعانه)دادم که امام رضا راضی باشه و بعدا که حاجتم روا شد بیام بقیشم بدم.(حاجتمم که همه میدونین چیه خخخ)

بعد از اون نشستیم با مامانم واسه نماز که چندتا خانم ازم خواستن ازشون عکس بگیرم منم شدم عکاس خخخ گوشی خوب داشتن ولی بلد نبودن عکس بگیرن باهاش.میگفتن پسرمون برامون خریده گفته حتما بده یکی ازت عکس بگیره.وقتی عکسارو گرفتم واسم کلی دعا کردن و بهم خوردنی دادن.با خودم گفتم ممنون ولی اخه این دعاها به چه درد میخوره اگه راست میگین پسراتونو معرفی کنین خخخ


خب بعدش قرار شد فردا یکی از دوستای خوب وبلاگیمو ببینم با هم دم پاساژ پروما قرار گذاشتیم و من پرسون پرسون پیدا کردم


 ولی وقتی همو دیدیم و وارد پاساژ شدیم دیدیم خیلی شلوغه پس بعد کمی قدم زدن تصمیم بر این شد بریم پاساژ الماس شرق

رفتیم اونجا و من خیلی خوشم اومد چون جاهای جالبی واسه عکس انداختن درست کرده بودن.منم که عاشق عکسم از سانیا جون خواستم عکس بگیره ازم ولی متاسفانه فراموش کردم عکس دوتایی با هم بگیریم


اونجا واسه سرگرمیه بچه ها از این ماشینا تهیه کرده بودن که میشد کرایه کرد :

ما هم واسه بچه سانیا سنجد جون یکیشو گرفتیم :


بعد از اون روز سوم رو به حرمگردی و سپس بازارگردی گذروندم که از بس راه رفتم دیگه نای برگشتن نداشتم دلم میخواست پر در بیارم پرواز کنم به سمت خونه.یه دور کامل دور حرم زدم و دیدن همه صحناش و چیزای جالبی که به نظرم اومد اینا بود :

ماشین تمیزکننده زمین


رنگ و لعاب این کاشی کاریارو دوس داشتم


نمیدونستم شخصیتای سیاسی هم رواق دارن


دوس داشتم بدونم این اذن ورود از کجا اومده؟آیا الان نوشته شده یا ماله زمان امامانه؟آخه معنیشو که خوندم مخصوص خود مشهد بود



اینم ماشین کوچولوهای جالب که من ندیده بودم قبلا،ندید بدیدم خودتونید 


تازه سوارشم شدم


با این وسیله هم لوسترا رو تمیز میکردن


اینم یه عکس یواشکی از ضریح

نمیدونم چی از این ضریح کم میشه من ازش عکس بگیرم که هی تذکر میدادن عکس نگیر.کلا اینقدر از خادمای زنش که الکی دنبال گیر دادن بودن بدم اومد که حد نداشت


از اینا هم فت و فراوون بود

اینم خانمش از بحرین بودن



اینم دارالحجه که یه زیرزمین خنک و دنجه 


اینجا هم میگن نزدیکترین جا به قبر امام رضاست

به این دیوار میچسبیدن و حاجت میخواستن و گریه میکردن و دیوارو میبوسیدن.من زیاد اعتقادی به اینکارا ندارم. امام رضا همه جا هست


اینم یک مهمانپذیر درجه یک که هیچ جای دنیا پیدا نمیکنید خخخ

 

سپس رفتم به بازار رضا و تا آخرش رفتم و برگشتم.اگه بازار رضا نرفتین و خواستین برین بگم از اول تاآخرش مثل همه و مغازه اول هرچی داره آخریم داره مثل من تا آخرش نرین که تمومی نداره این بازار.بعد فروشنده هاش از بس لهجه ما تابلوس با یه سلام میفهمیدن کجاییم و از شهرمون حرف میزدن خیلی باحال بودن.دیگه اینکه هم فروشنده خوش برخورد دیدم هم بد برخورد و هیچ نظری راجع بهشون نمیدم چون همه جا همه جور آدمی هست.ولی جالب بود واسم که به زور میخواستن بهت بفروشن نمونه شو تو تهرانم دیدم.کلا چون فروشنده های شهر خودمون مغرورن این موضوع واسم جالب و عجیبه اینا به زور باهات سلام و احوالپرسی میکنن و ازت دعوت میکنن بری داخل مغازشون و ... منم که انگار نه انگار خخخخ خودمو میزدم به نشنیدن.کلا چون تنها بودم باحال نبودم 

خلاصه من به یه سختی خودمو رسوندم مهمانپذیر و تا فردا صبح استراحت نمودم فردا صبح با یکی دیگه از دوستای خوبم که وبلاگ نداره ولی خیلی با معرفته قرار داشتم.همدیگه رو تو حرم دیدیم و بعد رفتیم دارالحجه که خلوت و خنک بود و منم هنوز کشفش نکرده بودم.بعد اونجا دوس جون اینجا رو بهم نشون داد :


 وای کلی ذوق کردم یعنی مطمئنم خیلیا بلد نیستن اینجا رو .سالن عقد عروس داماداس.بعد یه نگاهی انداختیم و برگشتیم یکم نشستیم صحبت کردیم و رفتیم بیرون اون نزدیکا یه آبمیوه فروشی پیدا کردیم و بستنی خوردیم و بعد از کلی صحبت باهم خداحافظی کردیم.



عصر اون روزم تنهایی رفتم حرم و اول همه رفتم اون سالنی که دوستم بهم نشون داده بود و دیدم 2 تا عقد داره انجام میشه.از خادم اونجا اجازه گرفتم و از دور عکس از مراسم گرفتم :


بعدم رفتم نشستم پشت سرشون نظاره گر شدم منتظر بودن عاقد عقد اون یکیو بخونه و بیاد واسه اینا.مادر عروس تا منو دید که غریبه م و نشستم گفت بیا نزدیکتر ولی من گفتم کار درستی نیست خودمو قاطی فامیلشون کنم پس تشکر کردم و همونجا نشستم.با اینکه به آرایش واسه ورود گیر میدن انگار عروسا حکمشون فرق داره و عروس آرایش ملیحی داشت نا سلامتی عروس بود دیگه.بعد تا آخر عقدشون بودم و تبریک گفتم و اومدم.خیلی واسم جالب بود.تو حرم پر بود از تازه عروس دامادا خب آدم حسودیش میشه گفتم منم شوهر کنم حتما دست در دست همسرم میرم اونجا میگردم عقده م خالی شه خخخ.

  دیگه بعد چند روز رفتم بجای گردش و بیخودی خسته شدن نشستم بست تو صحن جمهوری و اونجا به یه دختر گفتم ازم عکس بگیره و اینطوری باب آشنایی باز شد و نشستیم تا آخر شب حرف زدیم و حرف زدیم.اهل ارومیه بود و خیلی شیرین فارسی صحبت میکرد عاشق حرف زدنش شدم.با باباش تنهایی اومده بود مشهد یکی یه دونه دختر بود و بابایی.اونم عاشق بود و فقط حول محور ازدواج حرف زدیم از من 10 سال کوچیکتر بود و هرچی نصیحتش میکردم گوش میکرد.


فردا صبح باید تا ظهر میرفتیم حرم و ظهر حرکت میکردیم منم دیگه رفتم تا میتونستم گشتم و جایی که تا اون موقع نرفته بودم یعنی حرم پایینیم از نزدیک دیدم حیف ترسیدم از این یکی عکس بگیرم.واقعا مشهد شهر فرنگه و آدم از همه رنگی موجوده ولی بیشتر از همه این عربا خودنمایی میکنن که ماشالا زیادن.از یکیشون آدرس پرسیدم نمیدونستم عربه گفت عرب عرب گفتم اکی خخخ اصلا قیافه بعضیاشون به عربا نمیخوره.به نظر من توریستی ترین شهر ایران مشهده از بس مسافر از همه جا حتی خارج میاد البته خارجیاش یا افغانین یا عرب ولی همونم خوبه و باید از نظر درامدی همه مشهدیا بخاطر وجود این زائرا(توریستا)وضعشون خوب باشه.نمیدونم همینطور هست یانه؟


دیگه چیزی که واسم جالب بود این بود که من فکر میکردم شهر خودم ارزونه دیدم مشهد از اینجا هم ارزونتره .خلاصه خوشا به حالتون مشهدیا.منم تا میتونستم خوراکی جات و سوغاتیای مشهدو خریدم واقعا همه چی ارزونتر بود.من نتونستم همه جای مشهدو بگردم ولی همون جاهایی که رفتم به نظرم مردم شهرش بخاطر وجود مذهبی بودن شهر نسبت به سایر شهرا مردم مذهبی تری هم دارن اقلا از نظر ظاهر که اینطوره و بایدم اینطور باشه مخصوصا خیابونای اطراف حرم اکثرا از نظر تیپی رعایت میکنن.

از بناهای اطراف حرم بگم که نسبت به قبل یکی دوتا صحن به نام های غدیر و کوثر اضافه شده بود و بازارایی هم همون نزدیک بود که ابتکار خوبیه واسه افراد مسنی که نمیخوان زیاد پیاده روی کنن و مامان خودم از همینا همه خریداشو کرده بود.یه عیبی که به نظرم داشت این بود که ساختمان و بنای نیمه کاره زیاد داشت و کاش زودتر اینارو بسازن مثلا صحن گوهرشاد به دلیل معماری و تعمیرات بسته بود.


این صحنه ها از همه بیشتر تو حرم متاثرم کرد و باعث شد چند دقیقه ای برم تو فکر.مشهدیا به نظرم این کارشون خوبه :

 مرده هاشونو دور حرم میگردونن و واسش دعا میخونن 


من که زیاد نتونستم لهجه مشهدیو یاد بگیرم فقط همین بس که فهمیدم به میره میگن : مره و به بگم میگن :

 بُگُم.

من بخاطر اینکه بیشتر میرفتم مغازه و با مغازه دارای مشهدی سر و کار داشتم از یه دید کلی اینطور به نظرم اومد که پسرای این شهر اکثرا تپلن و زیاد به اندامشون اهمیت نمیدن شایدم نظرم اشتباه باشه ولی خب این برداشت من بود.برخلاف پسرای اینجا که همه نی قلیونن خخخ.

خب دیگه بگم براتون که من تو این چند روز با وجودیکه از همیشه بیشتر تو دید مردم بودم و جایی بودم که پر آدم بود هیچ مورد و کیس و خواستگار و حتی شماره ای چیزی نیافتم یعنی از همیشه خشک تر بود اوضاع خخخ .دلیلشو نمیدونم ولی فکر کنم واسه من آشناییا یا نتی اتفاق میفته یا خواستگار رسمی.خیلی کم میشه حضوری با کسی آشنا شم اینم تقدیر منه.البته خودمم پررو نیستم و عشوه نمیام و کرم نمیریزم وگرنه شاید کسی جذبم میشد.فقط و فقط شوفر راننده اتوبوس برگشتنی نگاهای ملیحی بهم میکرد فکر کنم فقط همون ازم خوشش اومده بود خخخ.یادمه یه دختری 15 سال پیش همسفرمون بود هرجا میرفت یه پسر پیدا میکرد میومدن تا دم مسافرخونه شون دنبالش حالا رفتارشو که بررسی میکنم خودش بهشون چراغ سبز نشون میداد. ولی من از این چراغ سبزا بلد نیستم نشون بدم واسه همین کسی دنبالم نمیاد.شبا هم دورو بر حرم خوب امنیتی داره من با خیال راحت شب ساعت 10.5 برگشتم خونه(مسافرخونه)


اینم یکی از سوغاتیا یویو واسه نوه ها که الان متلاشی شده 


در آخر ایشالا که زیارتمون قبول افتاده باشه 


آخرین چیزی که تو این سفر واسم جالب که چه عرض کنم بد بود شب برگشتنی راننده بدی گیرمون افتاده بود ناشی یه جاهایی نگه میداشت افتضاح.بعد واسه شام یه جا نگه داشت.بعد از ما چندتا اتوبوس پر افغانیایی که گرفته بودن برشون گردونن کشورشون بود.بعد اتوبوسو برده داخل جایی که واسه دستشویی بود که فرار نکنن.افغانیای دختر ندیده هم هی به من متلک مینداختن اصلا ترس همه رو برداشته بود که خفمون نکنن اونجا با سلام و صلوات نماز خوندیم و شام خوردیم و اومدیم.موقع برگشت دیدم یکی با شوکر وایساده مواظبشون.رفتم دستمو بشورم پسره مثل فیلما ازم بازجویی کرد و گفت زود برگرد منم خیلی زود برگشتم خطری تهدیدم نکنه.


اینم از سوغاتی من به دوستای وبلاگی عزیزم


میگم من برم سفر خارج چه سفرنامه ای بیرون میدم خخخ 



۹۴/۰۳/۰۱
✿✿ یاشل ✿✿

نظرات  (۳۵)

زیارتت قبول یاشل عزیز. انشاا.. بازم بری و نذرهات قبول باشه

ای کاش به جز پاساژ گردی و صحن گردی جاهای دیگه هم میرفتی، مشهد جاهای دیدنی زیاد داره، مثل خود موزه ی رضوی، که بعد از ایران باستان دومین موزه ی ایرانه، یا آرامگاه فردوسی، کاخ نادری..... این جاها محشرن!
و یه چیزه دیگه، اینکه گفتی کیفیت آب مشهد پایینه و مال تهران بالا و بهترین چیزا مال تهرانیا، قبول ندارم، تهران یه منطقه خوش آب و هواست(جدای از آلودگی ای که الان داره) توی کوهپایه است، الان بخاطر آلودگی بارشش کم شده و گرنه بخاطر کوه های اطرافش آب شیرین خوبی داره و آب های زیرزمینی فراوون (داشت البته، الان همه رو خشک کردن!)
ولی مشهد یه منطقه ی کویریه، آب زیادی نداره و بخاطر کویری بودنش آبش نمک زیادی از خاک جذب میکنه و تصفیش برای اینکه به کیفیت آب تهران برسه هزینه ی چندبرابری از تصفیه آب تهران رو تحمیل میکنه، بخاطر همین عملا مقرون به صرفه نیست. درصورتی که شهرهای شمالی و شمال غربی ایران هم آب شرب خیلی خوبی دارن.
پاسخ:
ممنون عزیزم
کامنت تو ظاهرا جا مونده جواب ندادم
میدونم مشهد جاهای دیدنی زیاد داره ولی خب ما زمانمون کم بود و بدون ماشین و با خانواده نسبتا مسن.اونا که تمایلی به دیدن شهر نداشتن منم تنهایی مگه میتونم چندجا رو ببینم؟ایشالا در فرصتای بعدی جاهای دیدنیشم میبینم
موزه رو حقیقتش دیدم تو صحنا ولی زیاد از موزه و آثار باستانی خوشم نمیاد دیگه کج سلیقم بیشتر پاساژ و خریدو اینا دوس دارم
در مورد آبش ممنون که اطلاعات دادی نمیدونستم.درست میگی آب هر شهری نسبت به طبیعتش فرق داره
بازم ممنون
سلام عزیزم زیارتت قبول باشه با خوندن متن زیبا ودیدن تصاویر گرفته شده ات اشک تو چشام جمع شد علتش رو نمیدونم اما از فرصت استفاده کردم ومخصوصا اول برای تو دوست خوبم وبعد خواهرم وهمه جوونای دم بخت از ته دل دعا کردم.
پاسخ:
سلام خانومی ممنون
آخی ببخش احساساتتو تحریک کردم
واقعا ممنون بابت دعاتون ایشالا بگیره به همه جوونا
یاشل جان، توی همه عکسها خیلی نورانی بود صورتت ؛)، مطمئن باش زیارتت قبول شده، نذرهات همه قبول شده، دفعه دیگه ایشالا با همسر عزیز میرین مشهد - به قول خودت خخخ
پاسخ:
خخخ خب حتما دیگه اونجا رفتم نورانی شدم
ایشالا شده باشه
وای نگو ایشالا همینطور بشه خخخ
۰۱ خرداد ۹۴ ، ۱۴:۴۹ Moozhan Nemigam😜
گلم زیارتت قبول باشه
چقدر خوب کردی از حرم عکس گرفتی😘
چقدر دلم میخواد برم مشهد پابوس اقا😢
ایشالا اقا حاجت دلتو بده😇
یه حاجت خوشتیپ ، خوش قد و بالا ، پولدار ، خانواده دار ...😜😀😉

پاسخ:
ممنون
ایشالا شمام بری زود زود
ایشالا
کلک تو فهمیدی حاجتم چیه خخخ
۰۱ خرداد ۹۴ ، ۱۵:۰۸ مهسا خانوم
به به عجب سفر نامه ای
زیارت قبووووووووول
خودمونیما شبیه سفرنامه ناصر خسرو بود (نیشخند)
هنوز در حال تجزیه تحلیلم حرفم نمیاد
یه حالی شدم (دلم مشهد خواست)
پاسخ:
ممنون
راست میگی خیلی طولانی شد ولی دلم نمیومد عکسارو نذارم
ایشالا تو هم بری خیلی زود
سلام یاشل جون زیارتت قبول و دعاهات مقبول . من 3 سال پیش مشهد رفتم آب هتل ما خیلی خوب بود تعجب کردم گفتی شور بوده .اصفهان هم اومدم آب هتل خیلی خوب بود تقریبا مثل تهران! کلک این ماشین کوچولوها که شهر خودتون هست چرا میگی ندیدی؟:)))))
عزیزم از کامنتات ممنون خیلی بهم کیف داد:))
پاسخ:
سلام عزیزم ممنون
فغکر کنم جا تا جا آبش فرق داره.ما نزدیک حرم بودیم اون منطقه ظاهرا اونطوره
درباره آب تهران شنیدم بهتر از شهرای دیگس البته از خود تهرونیا شنیدم.
کجا هست این ماشینا؟من که ندیدم
خواهش عزیزم قابلی نداشت دوست خوبم
سلام
خوش اومدی(:
آب مشهد بد نیست ولی تو مناطق پایین شهر متاسفانه مزه دار میشه آبش،من خودم آب بعضی از مناطق رو اصلا نمیتونم بخورم|:
درباره ارزونیم ک چون مشهد شهر زیارتیه و زوار زیاد داره خب طبیعتاً بودجه شهر بالا رفته و قیمتاش اومدهپایین خداروشکر(:
اون جا ک تو حرم عروس و داماد عقد میکنن،عقد منم همون جا بود،ما بهش میگیم عقد بالا سر حضرت،بعد از اونجا میریم محضر و عقد محضری میکنیم(:
من ک بزرگ شده این شهرم،لهجه این شهرو بلد نیستم ولی همکلاسیام هر وقت تو کلاس میگم إناش همه بهم میگن مشهدی و میخندن((: شوهرمم اوایل معنی کخ نریز و کاله،جوش نزن رو متوجه نمیشد ک حالا دیه خودش حسابی تو این لهجه اوستا شده((:
انشالله ک زیارتت قبول باشه و حاجتتم بگیری((:
پاسخ:
سلام مرسی
همین دیگه دورو بر حرمم منطقه پایین شهر محسوب میشه ظاهرا .من سعی میکردم آب از خود حرم بخورم بهتر بود انگار نسبت به مهمانپذیر
کاش همه جاهاش یه جور بود.پس شهر شما تبعیض قائل میشه
درسته.
چه خوب پس تو هم اونجا عقد کردی صفای خاصی داره.البته دلیل بر این نیست که حتما خوشبخت شن.دیدم کسایی که اونجا عقد کردن و بعد 6 ماه طلاق گرفتن
اا چرا پس؟باید لهجه رو گرفته باشی که.
ممنون ایشالا
تو هنوز داستان ازدواجتو واسمون نگفتیا وبتم که خرابه نمیشه کامنت بدیم.من دوس داشتم بدونم 
سلام. زیارتت قبول. یاشل جان من اصلا اعتقادی به پول انداختن یا نذر امامزاده ندارم. حالا شاید قدیم ها که اوضاع اقتصادی بیریخت بود برای اداره نیاز داشتند ولی الان که اقتصاد خیلی کلان شده به نظرم این کار اداره اوقاف و ... است که این هزینه ها را بکنه . حتی به نظرم وقتی به قول تو مغازه هاشون اونقدر فروش دارند بایستی بخشی از هزینه های نگهداری حرم از اونها در قالب مالیات گرفته بشه و .... . اصلا نمی خوام نظر و فکر تو را نقد کنم، سوءتفاهم نشه. میدونی یاشل جان من ترجیحم بیشتر بر اینه که نذر یه شخص مشخص و یه مصرف مشخص کنم. مثلا بخشی از هزینه درمان یا مدرسه یا جهیزیه ی یه آدم ندار. به هر حال عزیزم، الاعمال بالنیات. انشاالله مقبول میافتد.
پاسخ:
سلام
منم اعتقاد ندارم اتفاقا جایی پول نمیندازم و مثل خودت نذرمو به نیازمند میدم ولی اینو چون از قبل نذر کرده بودم و اون زمان طرز فکرم فرق داشت با حالا گفتم بدم گردنم نباشه مبلغشم ناچیز بود.ایشالا دفعه بعدی همون نذرو به نیازمند میدم حرف شما کاملا درسته
ممنون ایشالا
۰۱ خرداد ۹۴ ، ۱۶:۲۵ شیلای قدیم
عزیزم بیا تابستون یه سفر باهم بریم ترکیه.اونجا اینقد کیس هست که کیف میکنی.حالا به شوخی بگیر اما واقعا همینطوره,منم که خوش سفر
پاسخ:
خخخ ترکیه اوه اوه خیلیم عالی ولی اگه میتونستم مجردی راحت برم سفر که میرفتم نه با خانواده.خیلی دوس دارم برم خارج ولی ایشالا با همسر آینده
کیس تو ترکیه واسه ازدواجه؟مطمئنی؟نه بابا
اتفاقا سفر با دوست کیف دیگه ای داره ولی باید پیش بیاد
باز هم زیارت قبول یاشل جان
در مورد آب مشهد باید بگم اولین باره می شنوم آب مشهد شوره .آخه ناحیه ای که ما هستیم آب فوق العاده شیرین و خنکی داره .من این روزا درگیر مدرسه بودم انشاالله سری بعد خواستی بیای خودم میبرمت مشهد گردی !آخه شوهر بنده مشهدی می باشد و بنده عروش مشهدیها هستم. حدست راجب مردای مشهد تا حدی درسته یکی از اون تپلی های جیگرررررررررررررر شوهر اینجانب می باشد (فدای قد و بالاش شم من ).از نظر تنوع در پوشش و ..باید بگم اکثرا اطراف حرم با چادر و ...هستند . جاهای دیگه این شهر سانتی مانتال و ...هم می بینی . من که از اینجا و مردمش راضیم و خیلی کم پیش میاد دلم برا شهرم تنگ شه چون جای دیدنی زیاد داره

پاسخ:
دوستان گفتن همه جا آبش یه جور نیست.ولی واقعا مهمانپذیر ما آبش نه که شور باشه ولی مزه دار بود به قول دوستان.اتفاقا بابامم گفت آب مشهد گرم و شوره
به به نکنه معلمین شما؟خیلیم خوب.پس پسر مشهدی تور کردی آفرین
خداروشکر که حدسم درست بود آخه با یه نگاه کلی اینطور حس کردم
چه قربون صدقه ایم میره خخخخ
درسته دوستمم گفت بالاشهر سانتی مانتالم هست ولی من کم دیدم
دل اونجا خوشه که یار هس  همین کافیه و بس  خخخ
زیارت قبول!
موزه نرفتی. اونجا هم خیلی زیباست+ مسجد گوهرشاد
پاسخ:
ممنون خیلی
تو که منو میشناسی زیاد علاقه به آثار باستانی ندارم
مسجد گوهرشاد از شانس من بسته بود وگرنه تا دمش رفتم
۰۱ خرداد ۹۴ ، ۱۷:۵۷ ماهی سیاه کوچولو
سلام یاشل جان

رسیدن بخیر و زیارت قبول
من پارسال رفتم مشهد یه مشترکاتی داشتیما
یعنی عاشق اون ماشینای تو حرمم یه حالی داد سوار شدیم با دوستانم
وای اون خانوما خیلی به ما هم گیر دادن خیلی ناراحت شدم
مشهدیا خوب بودن و خودم عاشق بازار قدیم مشهدم
اون زیرزمین خنک هم مورد توجه من بودش یعنی اونجا و مسجد گوهرشاد خیلی حال داد... خخخخخ منم عکس یواشکی از حرم گرفتم و نکته مورد توجه من مردهای خادم حرم بودن یعنی ناز و ماه
دیگه اینکه رفتم مشهد و برگشتم یه بختی  بهم چسبیده ک خخخخخخ
پاسخ:
سلام خانوم کوچولو
جالبه پس مثل خودم بودی
من فقط یه دور سوارش شدم ترسیدم بگه تو که جوونی برو خخخ
گیرای الکی میدن بازار قدیمو ندیدم دیگه.ولی همه بارارای دور حرمو کامل رفتم
پس رفتی بختتو گرفتی خخخ ایشالا به خوبی و خوشی باشه
خیلی سفرنامه عالی بود چسبیدددددددددد حسااااااااااابی
بازم زیارتت قبول عزیزم. میگم چادرت مدل عربیه؟
قسمت دستاش شبیه دانشجویی اما سرش عربی.دییییییییی شاید من چادرشناس نیستم.
وزنت چقدره؟ چون هم قدتم نسبتا اما احساس میکنم کوتاه ترم  شاید بخاطر اینکه لاغرم!
پاسخ:
خواهش میکنم قابل شما رو نداشت
ممنون
آره از اون عربیای قدیمه همونا که اول اومده بود ماله 10 سال پیش.من چون چادری نیستم چادر نخریدم همینو همه جا سرم میکنم بهم میاد.
53 هستم.تو عکس قد و وزن درست معلوم نمیشه روش حساب نکن.از نزدیک فرق داره
اگه لاغری بلندتر نشون میدی نه کوتاهتر.راستی چندسالته شما؟
مشهد چند قسمته :
اطراف حرم
بقیه ش

منطقه ی ما توی شهر تا حرم با ترافیک فقط یه ساعت راهه ولی هر بار میریم اون قسمت از شهر انگار رفتیم سفر به یه جای دیگه
پاسخ:
درسته منم قسمت اولو رفتم
شرایط اجازه نداد همه جاشو بگردم ولی مطمئنا جاهای دیدنی زیاد داره
مشهد خیلی بزرگ شده از روی نقشه میدیدم
سلام یاشیل
ایشالله سفرت پر از خوبی بوده باشه برات
به طرف ما سفر کردی :)
هر کدوم از عکساتو که نگاه میکردم یه خاطره ای برام زنده میشد
بر عکس خیلی ها که دیر به دیر میتونن بیان حرم ما راهمون با حرم خیلی کوتاهه و هر از گاهی سر میزنیم به آقامون
عکس اون زیر زمینه هست دارالحجه
خیلی باهاش خاطره دارم
یادمه وقتی داشت ساخته میشد هیچوقت از اون صحن وارد نمیشدیم و یهویی هی روز دیدیم همچین چیزی هم هست
چه جای زیبایی هستش
منم عکس از حرم دارم البته چون زیاد از خودم و محیط عکس نمیگیرم عکس جالبی نداشتم
http://bayanbox.ir/view/8892017047784536426/IMG-20141126-154849.jpg
اینم مترو هستش (چون مترو تا حالا از نزدیک ندیده بودم و خیلی هم ترس داشتم خواستم فقط یک عکس داشته باشم :)) )
http://bayanbox.ir/view/1479126945966524645/IMG-20141127-150702.jpg
هتل درویشی
http://bayanbox.ir/view/5006774103335328354/IMG-20141126-161516.jpg
موزه حرم
کتابخانه شم میرفتی خوب بودا
جاهای دیدنی زیادی هم داره
پارک ملت , طرقبه شاندیز , موزه کاخ نادر و ...
(...)
پاسخ:
سلام
نمیدونستم مشهدی شما
اهل موزه و اینا نیستم زیاد
چون با خانواده بودم و بدون ماشین سخت بود همه جا روبگردم.ایشالا سری بعد اگه با ماشین بودیم
۰۱ خرداد ۹۴ ، ۲۲:۲۵ معرفی وبلاگای خش
سلام خانومم

زیارت قبول ...خوش گذشت؟

دلم واست تنگولیده بودکیلی کیلی زیاد
پاسخ:
سلام عزیزم
ممنون
خیلی جای دوستان خالی خوب بود
دلت چقدر کوچولوعه تو
سلام یاشل جان
زیارتت قبول باشه

ان شا اله که امام رضا حاجتت رو بده بزودی...

منم دانشجوی مشهدم اوایل خیلی می رفتم حرم الان که درگیر پایان نامه هستم کمتر میرم مشهد..

دلم برای امام رضا تنگ شده..
پاسخ:
سلام عزیزم ممنون ایشالا حاجت همه رو بده
پس توفیق داشتی.ایشالا بازم بری
اخی دلم خواست
پاسخ:
ایشالا شمام بتونی بیای ایران و بری
البته از هرجا به یادشون باشی میفهمن بلاخره امامن
سلام عزیزم...... ماشاالههههههههه عجب سفرنامه ی خخخخ حال کردم ..خیلی قشنگ نوشته بودی ... منم پارسال که با همسرم رفته بودم یه مرده اوردن تو حرم ... بعدش من و همسرم رفتیم پشت سرش نماز خوندیم... خیلی بد بود ادم حس بدی داشت....در مورد لهجشونم خوب گفتی خخخ ... اتفاقا من کلمه مره را خیلی دوست دارم خیلی قشنگ میگه.. ایشالا عزیزم حاجت روا بشییییییی.... سال دیگه با همسرت ماه عسل برید همه جا رو دو نفری ببینید اینطوری لذتش چند برابره...عکساتم عالی بود
پاسخ:
سلام خانومی قابلی نداشت خخخ
پس تو از اون عروس دومادا بودی که دست در دست هم اونجا راه میرن.ایشالا بازم باهاش بری
حس بدیه وقتی نزدیکت مرده باشه
منم از همین مره خوشم اومد که یادم موند
ایشالا خدا از دهنت بشنوه خواهر
ممنون
پس هم وزنیم دییییییییی من نهایت چاق بشم 55 البته یه بار تا مرز 60 رفتم دیگه از عجایب بود
منظورم اینه یکم ادم پر باشه قدوقامتش بهتر دیده میشه لاغر باشه جمع میشه دییی.

پاسخ:
اا خوبه .از 55 بیشتر نشو واسه ما که مجردیم خوب نیست
اگه استخونبندی درشت باشه قد بلندتر نشون میده مثلا منو خواهرم هم قدیم ولی اون شونه هاش پهن تر بلندتر نشون میده من ظریفترم کوتاهتر نشون میدم
سلام. یاشل جان یه پیشنهاد، ایکاش عکس هارا میذاشتی تو ادامه مطلب، آخه اینجوری هر وقت میاییم اینجا سر بزنیم اینها را همه اش را باید باز کنه:)
پاسخ:
واقعا ممنون که گفتی
کلا زیاد با ادامه مطلب میونه خوبی ندارم ولی واسه این پست لازمه

چه سفرنامه دلپذیری!
دسست درد نکنه یاشل جان،خاطرات مشهد برام زنده شد.
من اولین بار 4 یا 5 سالم بود که مشهد رفتم.از صدقه سری طالبان!
باورت می شه؟تو مرز درگیری پیش اومده بود پدرم مجبور شد یه ماموریت خیلی طولانی بره.بعد ما رو با هواپیما فرستادن مشهد،بابام هم اومد اونجا همدیگه رو دیدیم!
پاسخ:
ممنون چشات دلپذیر میبینه عزیزم
خواهش
آخی میگن عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد نمونش این
حالا خوبه بابات به سلامت از اون ماموریت بیرون اومدن
۰۳ خرداد ۹۴ ، ۱۷:۳۱ محمود شاهسواری
با سلام وب خیییییییلی جالبی داری اگه میشه و زحمت نیس وبلاگ منو تو پیوند هات بزاربا تشکر www.fastdownload.blog.ir
یعنی من تو عمرم یه همچین پستی ندیده بودم که کسی از سفرش داشته باشه:)))
دمت گرم یاشل عزیز

خیلی گُلی فداتشم.
 (بوس )
پاسخ:
ای جان ممنون دوست خوبم لطف داری عزیزم
ناقابل بود واسه دوستای گلم
بوس
سلام.
خسته نباشید.
زیارتتون قبول باشه!

خوشحال میشم سر بزنید.
ممنونم.
پاسخ:
سلام
ممنون
چشم حتما
ممنون یاشل جون
هم سفرنامه قشنگ بود و هم عکسات
[بووووس قلب گل]
پاسخ:
خواهش میکنم عزیزکم
بوسسسسسسس

خواهش میکنم بیاید اینجا برای مشکلات همدیگه دعا کنیم

مالی ، ازدواج ، و.....

پاسخ:
چشم حتما
ایشالا مشکلات همه حل شه
تو همه رو دیدی پس چرا ندا نداد من بیام ببینمت:(((
پاسخ:
خب آخه اونا هم خودشون ازم خواستن ببینمشون عزیزم بعدم 4 روز بودم دیگه همش نمیشد به قرار مدار بگذره دوستات حسابی مهمون نواز بودن
ایشالا اگه بازم اومدم و بودیو اینا
خیلی قشنگ تعریف کردی خوشمان امد بازم برو بیا تعریف کن
تو یه سور به ناصر خسرو در سفرنامه نویسی زدیا
پاسخ:
ممنون چشم ایشالا سفر پیش بیاد حتما
راست میگی خیلی طولانی شد خخخ
۱۰ خرداد ۹۴ ، ۰۷:۰۲ دختری از تبار تسنیم ...
سلام زیارت قبول 
دلتنگ مشهدم 
ان شاالله به همه آرزوهای قشنگت برسی به حق امام مهربانی ها...
پاسخ:
سلام
ممنون
ایشالا بزودی بری
ممنون همچنین شما
سلام سلام
من مشهدی ام
یکی از دوستان دوران دانشگاهم دوسال پیش یهویی اومد مشهد و اصرار داشت حتما موجهای آبی بریم. منم کلهم از آب بدور .شاید بدونی مشهد بیشترین مجموعه های آبی رو داره...
منم اولین بار از شما شنیدم تغییر مزه آب اطراف حرم رو... البته حرم و اطرافش جدا از شهرداری مشهد اداره می شود آن ناحیه معروف به ناحیه ثامن است و صدالبته حرم آقا (آب و برق و ... ) هم جداست وگرنه با مصرف انرژی آنجا مشهد دچار مشکل می شد.
 دیدم اهل رفت و آمدی... خوو ببم جان اگر از باب الجواد خارج می شدی اتوبوس هایی بود که راحت به چندمرکز خرید و گردشگری می رفت مثل خط62 که تقریبا از مناطق متوسط رو به بالا و بالاشهر عبور می کند تا پارک ملت. یا کوهسنگی که آنهم انتهایش پارک کوهسنگی ست. البته اگر از باب‌الرضا خارج می شدی ابتدای خیابان امام رضا اتوبوس یا تاکسی بود تا ایستگاه مترو بعد سریعتر بدون معطلی مسیر سه ربع رو بیست دقیقه با هزینه ایی کم می رفتی و راحت تماشا می کردی این دومین کلان شهر کشورمون رو.
 ارزانی رو نمی دانم منتهی به قول بزرگترهامون مشهد شهرفراوانی و بابرکتیه. خوو تقریبا از جنوب و شمال و غرب تره بار و کالا میرسه اینجا...
و سری بعد برای خوردنی یا قرار با دوستانت برو بوفه کتابخانه آستانقدس... برای ناهار هم روزانه یه منو جداگانه دارد.( ماکارانی و شویدپلو با مرغش که خوشمزه بود) بستنی و نسکافه و سایر هم مثل بوفه دانشگاه میشه سفارش داد. اگر از سمت درشهدا وارد شوی، زیر ساعت سمت چپ درب ورودی کتابخانه است.

پاسخ:
سلام
به سلامتی
میدونستم ولی نشد برم دیگه
همه اینا رو قبل رفتن میگفتی بهتر بود که.یکی دوبار اتوبوس سوار شدم ولی زیاد نتونستم دور بشم میترسیدم گم شم تو شهر غریب
ارزانی هست ولی چیزای اطراف حرمش با کیفیت نیستن فقط ارزونن.به درد همون سوغاتی میخورن.الان وقتی برگشتم میبینم خوراکیا مونده س و طعم خوبی نداره.به هر حال هر ارزونی بی حکمت نیست
این کتابخونه رو ندیدم.یعنی میگی تو خود حرم غذاخوری هست؟من فکر کردم فقط مهمانسرا هست که به اشخاص خاصی میدن
دیگه که گذشت ممنون از اطلاعاتت
سلام
اگه دوباره گذرتون افتاد اینورا حاضرم تور لیدر بشم :D
پاسخ:
سلام
مرسی از لطفتون :D
سلام دیدمت اون عکس آخریه...گفتی بلد نیسی چجوری پسر دنبال خودت راه بندازی؟من دوست پسرم میگفت اگه میخای یکی بیاد دنبالت باید بهش خیره شی ونگاتون به هم چند دقیقه گره بخوره واگه دیدی طرف دیگه ادامه نداد یعنی ازت خوشش نیومده اگه هم تو نگاهتو ازش بدزدی فکر میکنه خجالتی وول میکنه میگه باید گستاخانه نگاش کنی تا ازت خوشش بیادوراه بیوفته دنبالت..تو روانشناسی هم اومده گفته خیلی کارسازه.....
پاسخ:
سلام
دوست پسرم داری شیطون؟
این که میفرمایید درست ولی خب نگاهش کنم که بیفته دنبالم که چی؟بعضی وقتا اونا از این نگاه برداشتای بد میکنن.حوصله این مرحله شو ندارم .چون اکثرا دنبال سواستفاده ن
بعدم نگاه میکنم بهشون ولی عادی.خیره نمیشم.به نظرم پسرا دیگه اینقدرا خر نیستن که با نگاه خیره کسی عاشق بشن .اگه خوششون بیاد با همون نگاه عادیم میاد.من فکر کنم سنم از این حرفا گذشته
عالی بود 
خوشمان آمد
قشنگ نوشته بودی 
باید نکاتی را هم از مشهد بگوئیم که شاید کمتر بهش توجه شده است 
امام رضا خودش یه امام ساده بود یعنی تقدس انچنانی نداره که اینطور بزرگش میکنند
فقط چون نواده پیامبر است مهم است و گرنه خود امام رضا هم یه ادم معمولیست که
دکان شده است برای خیلی ها اینرا هم در نظر داشته باشیم که امام رضا بوسیله ی 
انگور مسموم شد یعنی اگر خیلی میتوانست کاری بکند برای خودش میکرد و انگور را
نمیخورد و مسموم نمیشد و این نکته ی قران هم جالب است که به مرده توسل نجوئید
حتی اگر مرده ی پیامبر باشه که کاری از دستش بر نمیآید !!!

دیگر انکه نگاه کنید مشهد با اینهمه درآمد چقدر در در و دهاتش فقیر دارد حتی در خود
مشهد این یعنی دزدی کلان در این شهر بوسیله ی عوامل حکومتی چه از زمان شاهش
که تولیت استان قدس رضوی یعنی حکومت خودمختار و بدزد و بدزد که سعادتش نصیب
هر کسی نمیشد و چه الان که دیگه نگیم !!!

بعد مالیات که گفته بودی از این استان هیچگونه مالیاتی گرفته نمیشود معلوم نیست این
پولهای حرم و در امد توریستی این شهر کجا میره و کجا خرج میشه !!!

چندین سال پیش بمبی در حرم منفجر شد که بعدا یکی سعید امامی از وزارت اطلاعات 
گفت که اینکار خودمان بوده است ....این خیلی نکته ی مهمی است که حتی به این 
مکان ها رحم نمیکنند و برای دو روز حکومت حتی حاضرند ما ملت رامفت مفت به کشتن بدهند و گناهش را بیاندازنند گردن مخالفین !!!


چقدر ما ملت ایران بدبختیم که اینجوری با این خرفات سرکار مانده ایم !!!
ملل دیگر که امام و امامزاده ندارن چرا اینقدر پیشرفت کرده اند و ما پس و پس مانده ایم !!!؟؟

در این مسائل باید خیلی دقت کرد و دقیق شد زیرا اندنیا از همه اتان سوال میشویم مگر 
ما به شما عقل و شعور نداده بودیم و برایتان کتاب نفرستاده بودیم !!؟؟؟؟

حالا خود دانید و این دکانهایی که برای تعمیق تان ساخته اند !!!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">