ماجراهای خواستگاری

ماجراهای خواستگاری

این وبلاگ در مورد خاطرات خواستگاریای من هست
و امیدوارم به درد کسانی که میخوان ازدواج کنن بخوره
و تجربه ایی براشون باشه
سعی میکنم وبلاگایی رو لینک کنم که مطالبش مفید ،پر محتوا ، آموزنده و مرتبط با موضوع وبلاگ باشه.پس لطفا اگه وبلاگتون شامل این خصوصیات نیست ازم درخواست لینک نکنید.قبلا از این بابت عذرخواهی میکنم

فعلا به دلیل نداشتن مورد خواستگاری هفته ای یک بار فالبداهه نویسی میکنم

فقط نظراتی رو تایید میکنم که احساس کنم نیاز به تایید شدن دارند

همچنین به دلیل رک و شوخ طبع بودن بنده،اگه جنبه شوخی ندارید لطفا وارد نشوید

اگه هم مطالب این وبلاگ به مذاقتون سازگار نبود ممنون میشم از ضربدر سمت راست استفاده کنید و بیش از این خودتون و من رو مورد عنایت قرار ندید

متشکرم که با صبوری منو همراهی کردید

پیوندها

خواستگار اول و آخر

دوشنبه, ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۹:۴۲ ب.ظ


خواستگاری دوستان 17 :

تواین شهری که ماهستیم،رسمه که اول مادر و خواهر میرن خونه دختر،اگه خودشون لطف کنن و بپسندن،آقاپسرشونو میارن. منم خیلی بدم میاد،به خاطر همین تا 26 سالگی نذاشتم کسی بیاد.

یه روز که با خواهرم ازبیرون میومدیم،یه خانومی باهامون هم مسیر بود،ازم آدرس و شماره خواست برای پسر یکی از دوستاش اما من ندادم،کلی سوال پرسید و بعد فهمید که همسایه هستیم و گفت میام از مادرت میپرسم.
ازش که جداشدیم،خواهرم خیلی دعوام کرد،میگفت تاکی میخای بمونی؟و کلی حرف بارم کرد.
صبح که شد خانومه اومد دم درخونمون و منم شمارمونو دادم،ایشونم دادن به دوستشون.
ظهرش زنگ زد و مادرپسره اومدخونمون،من ازش خیلی خوشم اومد،خیلی شیک پوش و خوش قیافه بود.
جالبه تو این مدتی که تو اون محله بودیم،اصلا همدیگر رو ندیده بودیم،با اینکه هر روز از جلوی خونه اونا رد میشدیم.
مادره پا شد رفت و چند روزی ازش خبری نشد،منم کلی بهم برخورده بود،تصمیم گرفته بودم دیگه کسی رو راه ندم.
امایه روز زنگ زد و قرار شد با آقا پسر تشریف بیاره.
وقتی اومدن،آقاپسر زمین تا آسمون با چیزی که میخاستم فرق داشت،قدش کوتاه بود،کارش آزاد بود،شلوار پارچه ای پوشیده بود،اما خوش تیپ بود،یه کوچولو هم شکم داشت. امانمیدونم چی شد که من بله رو دادم،انگاری یکی جلوی چشم و گوش من رو گرفته بود. بدون هیچ فکر و تحقیقی ما بعد دو هفته از روز خواستگاری عقد کردیم.
اصلا سخت گیری های یه عده رو نمیفهمم،هرچقدم قبله عقد با یکی در ارتباط باشید،بازهم نمیشه به شناخت رسید،من تو این سه سال،ذره ذره دارم به شناخت میرسم،بعضی وقتا شرایطی پیش نمیاد که طرف خودش رو نشون بده. به نظرم اون چیزهای اساسی رو اگه داره،نباید سخت گرفت.

خداروشکر زندگیه خوبی دارم، باتمام تفاوتهایی که داریم.


با تشکر از دوست خوبم نیلوفر جان 






۹۴/۰۲/۲۱
✿✿ یاشل ✿✿

نظرات  (۲۱)

سلام نیلوفر جان موضوع سخت گیری نیست ببین شما گفتید با همه ی ایراداش انگار یکی جلوی چشم و گوش شمارو گرفته بود یعنی حس بد نداشتی این حسه خیلی مهمه که اگه نباشه ادم برای خودش بهانه و دلیل میتراشه که نه این خوب نیست درست میگم بچه ها؟
پاسخ:
به نظر من چون نمیزاشته کسی بیاد ایرادگیر نشده بوده و با وجودیکه با معیاراش فرق داشته قبولش کرده.تفاوت ما و ایشون همینه.منم واسه اولین خواستگارم ایراد نمیگرفتم ولی به مرور بیشتر شد
بلاخره یه روز جلو چشم و گوش ما هم گرفته میشه تارا جون باید صبر کنیم تا اینو به عینه ببینیم
ایشالله زندگی خوبی داشته باشی
یه جوری تعریف کردی
فکر کردم آخراش به هم میخوره خواستگاری و ...
(...)
چه خوب بود این! به به :دی
در ضمن به نظرم اینکه اول مادر و خواهر میان..واسه شناخت دوطرفس.. و موضوع این نیست که اونا بیان بپسندن یا نع... :)
پاسخ:
هنوز این رسم پا بر جاست ولی خوب نیست 
منم توی دو سه هفته عقد کردم اما خیلی هم به این کار افتخار نمیکنم چون شناخت بیشتر بهتره.اگه به گذشته بر میگشتم هیچ وقت اینقد هول زده عمل نمیکردم
پاسخ:
منم فکر میکنم با زمان بیشتر آدم خیالش جمع تر و از انتخابش مطمئن تر میشه
نیلوفر جان شما شانس آوردید که کسی که تحقیقی هم در موردش نکرده بودین خوب بوده. دلیل نمی شه این رو تعمیم بدین به همه و بگید سخت گیری بعضیا رو نمی فهمم. چه خوب که همسر شما خوب هستند. 
پاسخ:
منم همین نظرو دارم
اینجور ازدواج شاید واسه شهر کوچیک خوب بشه ولی تو مراکز استانها و شهرهای بزرگ به این راحتی نمیشه اعتماد کرد
پاسخ:
احتمالا اون حس مثبت اولیه تو همون جلسه خواستگاری براش ایجاد شده که قبولش کرده.ولی واقعا نباید با جامعه الان بی گدار به آب زد
من با نظر دوستان موافقم
 این خیلی خوبه که تونستین با تفاوت هاتون کنار بیاین  خوشبخت بشین
پاسخ:
ممنون
ایشالا
راجه به تحقیق بگم،هرچقدم بخاییم بریم تحقیق،همسایه ها و دوست و آشناها میخان  بگن خانواده خوبین،پسر خوبیه و ماچیزی ازشون ندیدیم،اصلا نمیشه به تحقیق اعتماد کرد،حتا دکتر میثاق هم همینو میگفت.
راجه به اینکه شناخت باید طولانیتر باشه هم بگم،بعضی مسائل تو عرض چندماه خودشو نشون نمیده،بعدشم قرار نیست اون کسی که قراره شریک زندگیمون میشه بی عیب و نقص باشه که،ماخودمون وخانواده هامون مگه بی عیبن؟به نظرمن یه عده خیلی کمال گرا فکر میکنن.
یه عده هستن شاید خوشگل نباشن اما باطن خوبی دارن،شاید بلد نباشن تو جلسه خاستگاری از رو خجالت حرفی بزنن امادلیل نمیشه بگن بلد نبود یا اجتماعی نبود.خیلی ایراداته دیگه که دخترا رو پسرابی جهت میذارن
پاسخ:
ای جونم نیلوفر جون
با حرفت در مورد تحقیق موافقم واقعا کسی راست نمیگه و نباید با حرف مردم ازدواج کرد.اما در مورد شناخت من میگم هرچی بیشتر بری و بیای یه چیزایی بیشتر ازش میفهمی.کلا عجله تو هر کاری اشتباهه دیگه ازدواج که جای خود داره
ایرادایی که رو پسرا میزارن حتما باب میلشون نبوده.بعضی آدما سختگیرن بعضیا آسون گیر.وقتی همه مثل هم نیستن پس همه هم نمیتونن یه جور تصمیم بگیرن
در کل واسه ازدواج بدترین کار نسخه پیچیدنه.هرکسی بنا به عقاید و نظرات خودش باید تصمیم بگیره.ایشالا همه بهترین تصمیمو بگیرن
راستی شهر ماکوچیک نیست،ما توویکی از استانا زندگی میکنیم.
پاسخ:
ایشون اشتباه متوجه شدن.ببخشش
آره خب قرار نیست کسی نسخه بپیچه. تحقیق خوبه به شرطی که راستشو بگن.
شناخت قبل هم خوبه به شرطی که خود واقعیشون باشن،یا بعدش احساس جلوی عقل رو نگیره.
امابه نظرتون درسته هرکی میاد خاستگاری،شرایطشم خوب باشه،بشینین باهاش چندماه درارتباط باشین و بعدبه نتیجه برسین باهم جور نیستین،بعد دوباره یه خاستگاره دیگه و یه ارتباط دیگه؟
من حرفم با اوناییه که خیلی وسواس به خرج میدن. مثل دوسته من،که الان پشیمونه از اون همه سخت گیری،الانم افسرده شده،امادیگه خاستگاراش نه مثل قبل عالین،نه مثل قبل زیاد. اولش یه عده ای از دخترا وقتی میبینن خاستگارای خوب دارن،مغرور میشن،دنباله بهترینش،اونارو بیخیال میشن،تا اینکه نه به بهترین میرسن نه به هم خوبش.
من دلم از اون دوستم خیلی پره،وقتی میبینمش ناراحت میشم. به خاطرهمین اینارو از زندگیه اون و چندتای دیگه گرفتم و گفتم.
به دل نگیرین.
پاسخ:
وای اصلاا یه اتفاقی جدیدا افتاد دیگه به تحقیق خوش بین نیستم
نه در دراز مدت ولی یه تایم یه ماهه زمان خوبیه.زیادم وقتی نمیگیره
دوست شما فکر کنم مثل منه.ولی نیلوفر جون یه خواهشی ازت دارم اصلا دوستتو قضاوت نکن میدونی چرا؟چون هرکیو منع کنی به سرت میاد.حالا به نوع دیگه
اصلا به دل نگرفتم عزیزم بلاخره بحث بالا پایین داره.
تو هم به دل نگیر

من به سی و ششمین خواستگارم پاسخ بله رو دادم و اصلا پشیمون نیستم چون بهترین انتخابم بود .
دلیل نمیشه به بهونه سخت نگرفتن سریع ازدواج کنیم .
انشاالله همیشه خوشبخت باشی نیلوفر جون
پاسخ:
یکی واسش زود جور میشه یکی دیر
همشم بازیه روزگاره
بهتره قضاوت نکنیم و خودمونو به خدا بسپاریم
ایشالا
سلام به یاشیل خانوم خوشتیپ و خوشگل و باربی و ...
خوبی خانوم؟
خدا خیرت بده یاشیل جان از نگرانی من و در آوردی !!باور کن فک میکردم ک سیستم من مشکل داره!اخه باز نمیکرد قسمت نظرات وبلاگشون رو!!
خلاصه خیر ببینی [گل]
در مورد داستان ها هم واقعأ آدم حیرت میکنه میخونه مث اون شکاک یا مرموز!
اما خب تا یه جایی هم قبول دارم حرفت رو ک کیگی چشم و گوش ادم بسته میشه اما نه این بسته شدنی ک نیلوفر جان گفت!
خلاصه ممنون
پاسخ:
سلام عزیزم اینقدرام تعریفی نیستیما نگو خخخخ
ممنون
فکر میکردمهمه بدونن.پس خوبه غرمو زدم که شما بفهمی مشکل سراسریه خواهر
میگن تا آخر اردیبهشتم ادامه داره خدا بخیر کنه
درسته داستانا جالب و آموزنده س
خب هر کس عقیده ای داره.این چشم و گوش بسته شدنو از زبون خیلیا شنیدم.ولی خودم هنوز تجربه ش نکردم خخخخ

چه جالب ....

من سرفرصت بیام ماجرای خواستگاری 

رو بنویسم ...فعلا برم مطالب قبلی رو هم بخونم
پاسخ:
مرسی لطف میکنی بنویسی
وقت کردی تعریف کن حتما.
قضاوتش نمیکنم،فقط براش نگرانم. تووقتایی که از زندگیه مشترکم خیلی لذت میبرم،که زیادپیش میادبرام،براش دعامیکنم که تجربش کنه.
خدایه پسرخوب،باخانواده خوب ،قسمت تمام دخترا بکنه. الهی آمین
پاسخ:
آخه موضوع خواستگاری نیس کاریه.ولی شایدم گفتم
میدونم چی میگی.
ایشالااااااااااا
چه جالب نه ازون همه سختگیری ک کسیو راه نمیدادن ب خونه نه از ازدواجشون. جالب بود. خوشبخت باشن


پاسخ:
بله جالب بود
ایشالا
سلام
ان شاءالله خوشبخت بشید
پاسخ:
سلام
ایشالا
۲۲ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۰:۳۵ ماهی سیاه کوچولو
دوستی قبل ازدواج بین دختر پسر واقعن لازمه و دوستی و رفت و آمد خانواده ها حیاتی تر
چشم و گوش بسته ک نمیشه ازدواج کرد
پاسخ:
الان دیگه به ندرت کسی فلسفه بدون آشنایی اولیه ازدواج کردن رو میپذیره.ولی اونایی که با این عقیده(بدون آشنایی) ازدواج کردن خدا هم کمکشون کرده ولی همیشه اینطور نیست.
۲۲ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۱:۱۴ معرفی وبلاگای خش
سخت گیر نیستیم اگه اوکی باشه و به دل بشینه  که بله رو میگیم.....

ولی اگه اوکی نباشه و یا به هر دلیلی میگیم نه.


بعدها که مورد کم میشه یا به دلخواه نیست میگیم عه اون شرایطش بهتر بود دیگه به خودمون نمیگیم اون موقع  تو اون شرایط اونم مورد مناسبی نبوده.


مسئله اینه که نباید مقایسه کرد


پاسخ:
درسته این حس که بعدها به سراغ آدم میاد که اونم بد نبودا درست نیست من صد بار وقتی اون حس سراغم اومد رفتم سراغ طرف ولی بازم همون ایرادا باعث شد ردش کنم پس نباید به اون حس اعتنا کرد.به نظر من وقتی یکیو رد میکنیم دلایلش حتما مهم بوده و بعدها هم باز نخواهد توانست به نتیجه مثبت برسه
سلام یاشل جان
این داستان خوندم یاد بدبختی خودم افتادم فردا قراره یه خواستگار بیاد ههههه !!!خواستگار اونم بدون پسره!اول قراره مادر و پدر پسره منو ببینند هرکی همچین رسمی رو گذاشته خدا لعنتش کنه.
اخه بی بوووق مگه قراره شما با دختره ازدواج کنید اون پسر بوووووق تونو بیارید اون مثلا میخواد زن بگیره...خیلی اعصابم داغونه.نمیتونمم بگم نیان چون اینجا تقریبا رسم اینه ...البته مادر وخواهر دختره اما یه مورد هم قبلا داشتم مادر و پدر پسر اومدن بنظرم اینجور مردای که میان مردای سنتی ودیکتاتورن. وگرنه اصل پسره نه پدر که....بوووووق
پاسخ:
سلام عزیزم.خدا به من رحم کرده این رسم تو شهر ما کمرنگه خداروشکر.اما اگه رسمش بود من زیر بار میرفتم چون مطمئن باش باید همرنگ جماعت شی و اگه میخوای این ساختارو بشکنی باید از طریق سنتی ازدواج نکنی.به هر حال حس منفی نداشته باش.اقلا اینا که میگن پسرمون پایینه و بعد صداش میکنن بهتره یه دفعه دیگه میبینن
اینا که باباشون میان همیشه هم دیکتاتور نیستن یکم خاله زنکن.چون رسمه معمولن جلسه اول پسر بامادرش میره.حالا شایدم باباهه حوصلش سر میره میبرنش خخخ
ولی درکل حس منفی رو از خودت دور کن تا بیانو برن شاید قسمتت باشه و خوب باشن بووووق
امیدوارم همیشه احساس خوشبختی کنن
هرچند چنین شرایطی رو درک نمیکنم چون تو شهر ما از این خبرا نیست ولی امیدوارم این رسم مسخره برداشته بشه یه جورایی توهین آمیزه انگار دختره پسر رو هر چی که باشه قبول داره همه این رفتارا نشونه اینه که هنوزم پدر و مادرا عقده های ازدواجشونو میخوان سر بچه هاشون خالی کنن میترسن پسر رو ببرن که یه وقت اون خوشش بیاد و خودشون راضی نباشن!!!
این رسم دقیقن مثل همون رسم مسخره ای هست که پسر اول می رفت تا پدر و برادر و بعضی وقتا عموهای دختره ببینن و پسند کنن بعد دختره ببیندش!!! 

پاسخ:
این یه فرهنگ غلطه که امیدوارم کم کم ریشه کن بشه
علتشم میتونه از مرد سالاری قدیم باشه که مرد اول حق انتخاب داشته بعد زن
۰۵ خرداد ۹۴ ، ۲۱:۴۸ رضا علی پور
خوبه
خوشبحال دوتاتون
پاسخ:
بله

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">