ماجراهای خواستگاری

ماجراهای خواستگاری

این وبلاگ در مورد خاطرات خواستگاریای من هست
و امیدوارم به درد کسانی که میخوان ازدواج کنن بخوره
و تجربه ایی براشون باشه
سعی میکنم وبلاگایی رو لینک کنم که مطالبش مفید ،پر محتوا ، آموزنده و مرتبط با موضوع وبلاگ باشه.پس لطفا اگه وبلاگتون شامل این خصوصیات نیست ازم درخواست لینک نکنید.قبلا از این بابت عذرخواهی میکنم

فعلا به دلیل نداشتن مورد خواستگاری هفته ای یک بار فالبداهه نویسی میکنم

فقط نظراتی رو تایید میکنم که احساس کنم نیاز به تایید شدن دارند

همچنین به دلیل رک و شوخ طبع بودن بنده،اگه جنبه شوخی ندارید لطفا وارد نشوید

اگه هم مطالب این وبلاگ به مذاقتون سازگار نبود ممنون میشم از ضربدر سمت راست استفاده کنید و بیش از این خودتون و من رو مورد عنایت قرار ندید

متشکرم که با صبوری منو همراهی کردید

پیوندها

خواستگار شکاک

جمعه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۹:۳۲ ب.ظ


خواستگاری دوستان 15 :

این جریان برای سال 90 هست من اونموقع 26 سالم بود . از طریق یه معرف این خواستگار اومد جلسه ی اول وقتی اومدن هم ما اونارو پسندیدیم هم اونا مارو کلا همه چیمون با هم متناسب بود هم فرهنگی هم سطح اقتصادی و اجتماعی و مذهبی. این آقا 38 سالش بود و فوق لیسانس مهندسی شیمی و کارمند رسمی وزارت نفت بود خونه و ماشین تکمیل توی یه منطقه ی خوب تهران هم خودش هم خانوادش یه برادر هم بیشتر نداشت که برادرش هم دکتر بود. اهل نماز و روزه و با خدا هم بود.
ما همیشه وقتی خواستگار میاد اگه طرفین همو بپسندن پیشنهاد میدیم که حدود یک ماه بدون هیچ جوابی رفت و آمد خانوادگی و آشنایی داشته باشیم هم خانواده ها و هم دختر و پسر تحت نظر خانواده ها. چون غریبه هست و واقعا توی این دوره زمونه تحقیق هم جواب نمیده چون هیچ همسایه ای اون یکی همسایه رو نمیشناسه که آدم بپرسه.
قرار بر این شد هر چند روز درمیون این آقا بیان دنبال من و بیرون بریم و صحبت کنیم و بیشتر آشنا بشیم . هردفعه عین یه پرنسس میومد دنبالم با چند شاخه گل رز هلندی و میرفتیم شیکترین کافی شاپا و رستورانای تهران.هیچ وقت دست خالی نمیومد یا گل یا کتاب یا سی دی خلاصه یه چیز بود دستش برام
منم عین این بدبختا گلها رو خشک میکردم که در آینده یادگاری از دوران آشناییمون باشه:)))))
طرف یک دل نه صد دل میگفت عاشق من شده منم دلم قیلی ویلی میرفت دیگه . توی اون حدودا چهارهفته همه ی حرفامون رو زدیم و دیدیم که واقعا همه چی اوکی هست دیگه جلسه ی آخر تصمیم گرفتیم به خانواده هامون بگیم که همه چیز رو رسمی کنن و بله برون و اینا و وقتی از ماشین میخواستم پیاده بشم  قبل از جلسه ی رسمی خواستگاری،
گفت من یه آشنا دارم توی مخابرات میخوام پرینت موبایلتو بگیرم گفتم چرااااااااا ؟گفت همینطوری شاید همزمان با من با یکی دیگه هم باشی . اصن من شاخام داشت درمیومد از حرفاش ولی خودمو کنترل کردم و گفتم اشکالی نداره من که حسابم پاکه (خری بودما باید میزدم توی دهنش بی هیچ دلیلی این حرفو زد)
بعد گفت با اجازت میخوام پرینت تا تاریخ 2 سال قبلتو دربیارم ببینم اصن با کیا بودی چه ارتباط هایی داشتی .دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم گفتم چرا مگه چیزی دیدی ؟ گفت نه برای تحقیق و تکمیل آشنایی لازمه .بازم خریت کردم گفتم باشه!!!
اومدم خونه تا فرداش فکر کردم دیدم این خواسته نرمال نیست و برام خیلی عجیب میومد تصمیم گرفتم که مشورت کنم .به هر کی دهن واکردم گفتم اینکارو میخواد کنه سریع بدون فکر گفتن این ادم شکاکه شدییییییییید .هم خانوادم هم دوستای متاهلم از هر کی پرسیدم اینو گفت.
بهش زنگ زدم و گفتم کارت دارم بیا .اومد و ماجرا رو براش گفتم و همش میترسیدم ناراحت شه بهش میگن شکاک ولی خیلی راحت گفت آره همه بهم میگن شکاکم!!!!
اصن وا رفتم گفتم حالا چیکار کنیم گفت شرط من برای ادامه و جدی شدن اینه .اومدم خونه با خانواده مشورت کردم و قرار بر جواب منفی شد جواب منفی که گرفت به دست و پام افتاد و اصرار به من که یه قرار دیگه بذاریم و صحبت کنیم.من برام خیلی سخت بود فراموش کردنش به خاطر اینکه همه چیمون باهم جور بود و هیچ ایرادی نبود جز این مورد وحشتناک .
برای آخرین بار رفتم ببینم چی میگه .بهش گفتم چرا شکاکی خب برو دکتر خودتو درمان کن که یه واقعیت وحشتناک دیگه رو برام بازگو کرد که مخفی کرده بود.
و اون این بود که با یه دختری قبلا بله برون کرده بوده و  وقتی با دختر محرم میشه روی قفسه ی س ی ن ه دختره جای بخیه دیده و دختره گفته عمل قلب باز در بچگی انجام داده و این موضوع رو از این اقا مخفی کرده و این آقا خیلی سریع همه چیز رو بهم زده و از اون موقع دیگه حالت شک و وسواس به دخترا داره و فکر میکنه سرش داره کلاه میره.
جالبه خودشم این موضوع رو از من مخفی کرده بود .که دیگه اومدم خونه و همه چیزو تموم کردم ولی هی زنگ میزد تا یه مدت که دیگه جواب ندادم هیچ ووقت.
درس عبرت : 1-خدا واقعا بهم رحم کرد که این موضوع در دوران آشنایی مشخص شد وگرنه الان زندونی توی خونه ی این آقا بودم خدایی نکرده
2- دخترا حتما حتما قبل از هر تصمیم و جوابی مدتی برای آشنایی بذارید و سریع سراغ بله برون و عقد نرید چون هر کی که شرایطش خوبه لزوما بدرد نمیخوره
با آرزوی خوشبختی برای همه:))


با تشکر از دوست خوبم تارا جان 





۹۴/۰۲/۱۸
✿✿ یاشل ✿✿

نظرات  (۲۴)

خدمت دوستان عرض کنم که منم خواستگاری دختری رفته بودم که شرایطش تقریبا خوب و قابل قبول بود. یبار بهش گفتم چندتا از خصوصیات مثبت و منفیتو بگو. اونم گفت یکی از خصوصیات بدم اینه که به تمیزی حساسم!  خلاصه بعد از اینکه علائم آدم های وسواسی رو پیدا کزدم و اونارو توی اون شخص دیدم از ازدواج باهاش منصرف شدم اما اگه اون سوالو نمیکردم یا خودش اینو نمیگفت و عقد میکردیم واقعا معلوم نبود چه اتفاقی میفتاد. توصیه میکنم همه قبل از عقد چند هفته صیغه محرمیت بخونن و با هم رفت و آمد نزدیک داشته باشن تا با سبک زندگی هم آشنا شن.
پاسخ:
درسته این آشنایی خیلی لازمه تا حدی که تقریبا از هم شناخت نسبی پیدا کنن.شما قبل اینکه بفهمی طرف خودش لو داده ولی بعضیا لو نمیدن تا بعد خود آدم کشفشون کنه
سلام عزیزم 
وای ... 
برای این موضوع آزار دهنده وبلاگ درست کردی؟ 
من دوست دارم از دست خاستگار و خاستگاری بمیرم .... واقعا دوست دارم اگه قرار زنده باشم مجرد بمونم ولی دیگه با هیچ خاستگاری صحبت نکنم ... اه اه اه 

پاسخ:
سلام خانومی
درسته خود مقوله خواستگاری پر استرس و به قول تو آزاردهنده س ولی شتریه که در خونه همه میخوابه و نمیشه ازش فرار کرد.واسه به اشتراک گذاشتن تجربه ها اینکارو کردم.
شما هم امیدوارم بدون خواستگار بازی به نیمه گمشدت برسی حالا که اینقدر بدت میاد
ازین موردا زیاد دیدیم خداروشکر قبل رسمیت و محرمیت متوجه شدن. این عاغا از قبلش مشکل داشته حالا طرف عمل کرده اونم در بچگی دیگه بهم زدن چی بوده؟!!!!
ممنون آموزنده بود
پاسخ:
بعضیا جنس سالم سالم میخوان یعنی یه خش نباید خورده باشه.خب حتما خودشونم همینطورن.به نظرم اشتباه دخترم هست که پنهان میکنن و فکر میکنن میتونن سر پسرا کلاه بزارن
خواهش
من میگم اینجور موقع ها باید فرار کرد خخخ

حالا اصن گیریم پرینت تلفنای 10 سالشم گرفت تازه کلی سوال پیش میاد که اون شماره های ناآشنا کیا بودن بعد بعدش میثه به مقابله به مثل کرد دیگه خب پسره خوشش میاد؟


پاسخ:
واقعا برخوردی که این کرده پسرم باشه فرار میکنه
گذشته آدم به اون چه آخه؟
یعنی خودشون 2 سال تموم با کسی نبودن که این انتظارا رو دارن؟
والا
این خانوم 26 سالش بوده و اون آقا 38 سالش بعد همه چیشون جور جور بوده؟!! وقتی اون آقاهه رفته دانشگاه این خانوم رفته اول دبستان!
پاسخ:
درسته تفاوت سنیشون زیاد بوده ولی مانع نمیشده.بعضی وقتا همه چی اکی هست نباید به یه مسئله ایراد گرفت
سلام یاشل جان
خاطرات خاستگاری خودم رو چطوری بفرستم واستون؟

از طریق همین قسمت نظرات؟
پاسخ:
سلام خانومی
هم از این قسمت میتونی بفرستی هم قسمت تماس با من 
واااااااااااااای چقد شکاک !!!!
پرینت دوسال!!!!
12 سال اختلاف سنی هم همچین قابل قبول نیست البته استثنا هم داریم!!!

واقعا اینو موافقم که یه مدت برای اشنایی تعیین بشه
اصولا اونایی که زود بله میگن و ازدواج میکنن اگه یکی از طرفین مشکل داشته باشه میگن قسمت بوده یا قربون خدا برم این چه بخت و اقبالیه من دارم !!!!

حمیده خانوم کجای خواستگاری ازار دهنده ست؟؟؟!!!!!!! درسته یکم استرس داره ولی ازار دهنده نیست به نظر من البته!!!
پاسخ:
خوبه نگفته پرینت کل مکالماتت از اول خلقتت.خخخخ
بعد از خودشون یه آمار بگیری خدا میدونه چیکارا کردن
این حرف غیر منطقی ترین چیزی بود که شنیدم
شاید بعضیا از خود مراسمش بدشون بیاد ولی از بعدش مسلما خوشش میاد که عقد و عروسیه خخخ
شک افت زندگی مشترکه.خدارو شکر که  اون اقا  هنوز وصلتی صورت نگرفته خودشون رو لو دادن.
پاسخ:
بله درسته
۱۹ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۴:۱۷ ماهی سیاه کوچولو
انتخاب عکسا عالیه
پاسخ:
ممنونم
راستی من تازه متوجه اختلاف سنشونم شدم. 12سال اختلاف سن خیلللللی زیادیه.دخترای عزیز باید متوجه باشین اختلاف سن بالای نهایت 6 یا 7 سال اختلاف نسلها رو بوجود میاره اختلاف دوتا نسلی که گذشته شون خیلی با هم فرق داره  در نتیجه زبان مشترک وحرفهای مشترکی زیادی باهم ندارن و زیاد تو تصمیمگیریهاشون همراه و همفکر نیستن وتو تفریحاتشونم همپا نیستن و......خیللی حرف وحدیثای دیگه .البته منکر استثنائات نیستم بالاخره در هر زمینه  همیشه استثنائاتی  وجود داره............
پاسخ:
بله کاملا درسته
ممنون از خصوصیت عزیزم..اصلا فکرشو نمیکردم.
پاسخ:
دیگه چه کنیم

خیلی رفتار زننده ای بوده!
قطعا بعدا گوشی ایشون رو مدام چک میکرده و خیلی کارهای دیگه...
واقعا تلفن همراه یه وسیله ی شخصیه....

البته یکی از کارهایی که من شنیدم که برای مشاوره ی قبل از ازدواج انجام میدن،اینه که طرفین یک هفته گوشی هاشونو جا به جا میکنن،ب اصرار مشاور!!!نمیدونم این کار خوبه یا بد!!...امااا باعث میشه طرفو کامل بشناسی!!:)))خخخخ
پاسخ:
وای من همینم قبول ندارم.همونطور که گفتی موبایل وسیله شخصیه.من به محض ازدواج خطمو عوض میکنم که مزاحمین قبلی سروکلشون پیدا نشه

چه شکاک بوده،خوبه زودمتوجه شدن.
امامن خیلی قبول ندارم این حرف زدن های قبل عقد تاثیر زیادی تو شناخت داشته باشه،چون خیلیها خود واقعیشونو نشون نمیدن.
پاسخ:
به نظر من وقتی باهاش یه سفر یه روزه با خانواده بری و یکم بیشتر نشست برخواست کنی میشه یه چیزایی فهمید
سلام.داست ان خواستگاریا خوبه ها فقط یه جوری خلاصش.داستانای خودتونو بیشتر دوس داشتم.با جزئیات بود و یه جورایی به راحتی تصور می شد.راستی رمزو اگه دوس داشتید و خواستید بفرستید ایمیلم.ممنون
پاسخ:
وقتی داستانای من تموم میشه دیگه چه کنم؟اینم یه ایده بود که باعث شد وبم فعالتر قبل بشه
ایشالا مورد باشه خودم مینویسم.بهم لطف داری ولی کم پیدا بودیا.واسه رمز روشن شدی کلک؟خخخخخخ
با پرینت نمی شه فهمید باید بره سیگنالایی که از خونشون رد شده رو در بیاره!!!!))))
یه دوستی دارم 3 سال پنهونی با یه پسره دوست بود  تمام مکالمات و اس ام اس هاشون با ی شماره ایرانسل میداد که هیچکس از اون شمارش خبر نداشت.
در هر صورت خدا شفاش بده این آقا رو!
پاسخ:
واقعا
منم یه مدت خطی دستم بود که به نامم نبود از قبل داشتمش خب اگه آدم بخواد کسیو دور بزنه میتونه.ولی اعتماد و شناخت مهمتر این حرفاس
یاشیل جان
ازت تشکر می کنم بخاطر ساختن این وبلاگ.
خوندن تجربیات دوستان بخصوص این خانم عزیز،باعث می شه متوجه بشیم گاهی از چه مسائل مهمی چشم پوشی می کنیم!
دست تو و همه خانم هایی که خاطراتشون رو می نویسن درد نکنه.

پاسخ:
خواهش میکنم عزیزم
امیدوارم همه جوونا با اگاهی ازدواج کنن و خوشبخت شن.این وبم هم جنبه سرگرمی داره هم آموزنده س
طرف چه خری بوده ها :)))))
پرینت دو سال قبل = به قول دوستمون باید میرفت سیگنالای خونه رو در میاورد.
آخه مومن آخه عزیز آخه خر با پرینت میخوای چی رو اثبات کنی؟ بیا من الان میرم با کارت ملی ننه قمر یه ایرانسل میگیرم همه کارامو میکنم آخر سرم میزنم میشکونمش و تمام.
تو اگه مرد ازدواجی اگر اصلا مردی لازم به اینکارا نیست
وقتی پا پیش میزاری برای ازدواج درسته باید بری تحقیق کنی و طرفتو قشنگ بشناسی ولییییییییییی به نظر من باید بنا رو بر درستی بزاری (حتی اگر بقیه هم بدش رو گفتن دلیل نمیشه که تو هم بدش رو بگی = بدون تحقیق = یکی از پست های همین وبلاگ هم پسره به دختره گفته بود که همه میگن فلان)
=============
یکی از بدترین مسائل و خصوصیت ها شکاکیه
ببنیدی بزارید اعتراف کنم
الان خود من به هیچ دختری به چشم یه دختر پاک نگاه نمیکنم یعنی دختری وجود نداره که قبلا با کسی دوست نبوده باشه = چه یک اس ام اس چه ...
ولی باید با این واقعیت رو به رو باشیم که کی با همون دوست شده؟ ما خودمون بودیم دیگه
یا من بودم یا برادر من بوده یا پسر عمو یا ... بالاخره یکی از همین مردای دورو برمون با همون دوست بوده
ولی بنا رو بر درستی و کمترین میزان خطا میزاریم :)
=============
یک پیشنهاد
مراقب باشید
اگر آدمی هستید که همسرتون براتون خیلی مهمه
اگر کسی هستید که روابط آزاد ندارید
به جای یکبار تحقیق صد بار تحقیق کنید
قبل از درخواست ازدواج دادن زیرنظرش بگیرید
دوستانش رو بشناسید
خانواده و فامیلشون رو بشناسید
قبل از ابراز علاقه و خواستگاری به نظرم مهمتر از خود جلسه خواستگاریه :)
(...)
سلام...متشکر ازشما.....این تاراخانم همون خاطرات یک ماهی  هستند؟این خواستگار رو فکر میکنم بالای 90درصد خواستگار خالم بودن در اسفند 93
پاسخ:
بله همونه.جدی؟چه جالب.تارا کجایی این پسره خواستگاری خاله ایشونم رفته

وااااااااااای فرح جون راس میگیییییییییییییی؟ نوچ نوچ نوچ چه خطری از سرم رد شده!!!!
بیا خصوصیم فرح اسمشو بگو ببینم دقیق همونه یا نه؟
قضیه جنایییییییی شداااااااااا یا خداااااااااااااا:))))
پاسخ:
جنایی چیه؟
نترسون منو
ایشالا که خیره
یاشل ازم خصوصی درخواست شده که بازم تجربه های خواستگاری دیگه ام رو هم بذارم اینجا خیلی جالبه:)))))
چشم دوستان در اولین فرصت میفرستم برای یاشل
یاشل وبلاگتو رونق دادمااااااااااااا:)))))))))))) پورسانت من فراموش نشه!!!!
پاسخ:
بزار بزار تو هم میتونی آفرین
ممنون عزیزم
هرچی من میگیرم نصفه ش ماله تو خخخخ
در مورد خاطره اون قسمت گل خشک کردنش خیلی ملیح بود :دی

یه سوال برام پیش اومده... یک دختر با کسی آشنا شده باشه و مثلا حداقلش اس ام اس و تماس تلفنی داشته باشه مشکلش چیههههه؟ خوب بالاخره باید از یک راهی آشنایی صورت بگیره دیگه. اگر قرار باشه این چیزا نباشه خوب احتمال ازدواج خیلی کم میشه. همه که کاملا سنتی ازدواج نمی کننن. کاملا سنتی می دونین چطوریه دیگه: با یک جلسه خواستگاری تصمیم به ازدواج می گیرن و ...
این پسرهایی که این چیزها رو ملاک پاک یا ناپاک بودن دختر می دونن خودشون هم در مورد اعمال خودشون اینقدر دقیق هستند؟
بالاخره یه اولین بار وجود داره دیگه...
والا باید کلا با کسی آشنا نشیم، ازدواج هم نکنیم تا مریم مقدس باقی بمونیم...
آخ حرص خوردم :دی
پاسخ:
ایشون میگفته باید دختره 2 سال نشسته باشه تا من بیام خواستگاریش خخخ
یعنی از اون آفتاب مهتاب ندیده ها میخوان اونوقت نمیدونم چرا نمیرن خواستگاری همونا.میان خواستگاری دخترای اجتماعی و انتظار نامعقولشونو عنوان میکنن
منم حرص خوردم.ببین خود تارا چقدر حرص خورده بیچاره

آره فرح خود خودشه . ببین چقد خواستگاری رفته که من اینجا ماجراشو گذاشتم یه نفر شناختش حالا باور کن شاید در روزهای آینده موردای دیگه هم پیدا شد:))
برای خالت اسفند 93 اومد ؟ پس هنوز مجرده عوضی ؟ به خالت بگو خطر از سرت رد شده برن نماز شکر بخونن واقعا . نامزد داشته شکاک که بوده شدید به اضافه ی اون چیزایی که خصوصی گفتی برام وای فاجعه بوده . خدایا شکرت واقعا قربون حکمت خدا برم من دیگه از این به بعد تسلیم اراده ی خدا هستم واقعا
یاشل جالبه این موضوع رو پست کن به قلم خودت  اینجا
پاسخ:
پس از همینجا اطلاع رسانی میکنیم چنین موردی واستون اومد حواستونو جمع کنید خخخ
چیو پست کنم اینجا؟بیخیال هر کی بخونه میفهمه.دیگه جنجالیش نکنیم
واقعا وحشتناک ....
پاسخ:
بله خیلی
این آقا بخیۀ سینه رو بهانه کرده برای توجیه شکاک بودنش . اگر نگران سلامتی دختر هست باید دنبال پرونده های پزشکی ایشون باشه و دنبال یک تست کامل بیمارستانی . این که دنیال تلفن ها و سابقۀ دوستیهاست واقعاً خطرناکه و دختر این ماجرا بسیار کار درستی کرده که بهم زده . امروز دنبال تلفنه و فردا در خونه رو قفل میزنه و پنجره ها رو با روزنامه میپوشونه که مبادا یک کلاغ مذکر برای زنش قارقار کنه . 
من اگر چه که صد در صد با " صیغۀ محرمیت " مخالفم ولی کلاً نامزدی طولانی رو میپسندم . خودم سی سال پیش ، پنج ماه رفت و آمد کردم تا نامزد شدیم ( فقط انگشتر رد و بدل کردیم ، صیغه محرمیت و عقد نبود ) هفت ماه هم نامزد بودیم تا ازدواج کنیم . دوران نامزدی حالا با صیغه یا بدون صیغه باید و الزامیه که طولانی باشه برای هر دو طرف که قشنگ با هم آشنا بشن . 

پاسخ:
قاقار کنه رو خوب اومدی.شکاک بودن خیلی چیز بدیه و متاسفانه مردای متعصب گرفتارشن
منم میگم حتما نامزدی و شناخت باشه حالا زمانش بستگی به دو طرف داره که بعد چه مدت میتونن تصمیمشونو بگیرن.یکی زودتر یکی دیرتر

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">