ماجراهای خواستگاری

ماجراهای خواستگاری

این وبلاگ در مورد خاطرات خواستگاریای من هست
و امیدوارم به درد کسانی که میخوان ازدواج کنن بخوره
و تجربه ایی براشون باشه
سعی میکنم وبلاگایی رو لینک کنم که مطالبش مفید ،پر محتوا ، آموزنده و مرتبط با موضوع وبلاگ باشه.پس لطفا اگه وبلاگتون شامل این خصوصیات نیست ازم درخواست لینک نکنید.قبلا از این بابت عذرخواهی میکنم

فعلا به دلیل نداشتن مورد خواستگاری هفته ای یک بار فالبداهه نویسی میکنم

فقط نظراتی رو تایید میکنم که احساس کنم نیاز به تایید شدن دارند

همچنین به دلیل رک و شوخ طبع بودن بنده،اگه جنبه شوخی ندارید لطفا وارد نشوید

اگه هم مطالب این وبلاگ به مذاقتون سازگار نبود ممنون میشم از ضربدر سمت راست استفاده کنید و بیش از این خودتون و من رو مورد عنایت قرار ندید

متشکرم که با صبوری منو همراهی کردید

پیوندها

خاطرات خواستگاری (1)

چهارشنبه, ۲۶ آذر ۱۳۹۳، ۱۰:۱۷ ب.ظ

اوایل تابستون امسال یه خواستگار اومد واسم.اتفاقا از اون افاده ایا بود داستانشو تو پست برادران دالتون (خواستگار دومی) نوشتم .

کنار خونه ما یه زمین رها شده هست که مردم بعضی وقتا آشغالایی مثل برگ درخت یا چیزای دیگه رو میریزن توش چون دیوار کشی دورش داره کسی از داخلش خبردار نمیشه که چه خبره .اول تابستون خونه ما بخاطر این زمین و کلا بخاطر ویلایی بودن خونه و گرمی هوا مگس بارون میشه هرچقدرم درو ببندیم بلاخره راهی پیدامیکنن بیان داخل.اون روز مامانم سعی کرده بود این مگسا نیان داخل خونه ولی خب چندتایی ظاهرا از دستش فرار کرده بودن و واسه خواستگار محترم کمین کرده بودن

وقتی خواستگارا اومدن و نشسته بودیم همون اولاش که سکوت سنگینی حکمفرماست این مگسه شروع کرد به پرواز تو پذیرایی ما از این ور سالن  میرفت به اونور و من هم حرص میخوردم هم خندم گرفته بود که این از کجا پیداش شده صدا هم میکرد ویززززززز  ویززززززززززز دیگه پاشدم رفتم تو آشپزخونه اونجا بخندم تا این از پرواز کردن بر فراز خونه ما خسته بشه بشینه.مامانمم میگفت بخاطر این زمین خالی کنار خونمون اینا میان هرچیم تلاش میکنیم فایده نداره آخرش میان داخل .خواستگارم زیر زیرکی میخندید مامانشم میگفت بله دیگه اشکال نداره





۹۳/۰۹/۲۶
✿✿ یاشل ✿✿

نظرات  (۱۳)

۲۶ آذر ۹۳ ، ۲۳:۲۶ ıllıllı آویــژه ıllıllı
از اقوام خواستگار نبوده؟
از کجا معلوم شاید با اونا اومده بودن
هههههه
پاسخ:
از دست تو 
بعیدم نیست
سلام
بلاخره با اینهمه خاستگار جور وا جور ازدواج کردی یا نه؟؟؟!!!
پاسخ:
سلام
یا نه 
:)))))))))))))))))
پاسخ:
شیطون 

سلام

باید خیلی سخت باشه وقتی که موقع خواستگاری، همه ی نگاه ها از سر تا پای شما رو برانداز می کنند [نیشخند]

من که تو یک مجلس عقد به عنوان فامیل عروس حضور داشتم، داشتم از خجالت آب می شدم؛ حالا ببین خود عروس چی کشیده موقع خواستگاری [ناراحت]

 

اما شما معلومه که خیلی خوب می تونید از پس اینجور مجالس بربیاید [نیشخند]

اینو برای هر دو تا پست جدیدتون فرستادما

نگید این پسره چرا برای دو تا پست، یکی کامنت گذاشته [نیشخند]

پاسخ:
سلام
شما لطف دارین 
راستش هرچقدرم این مراسم خواستگاری برگزار بشه بازم برام بار بعدی استرسش هست.
 اون لحظه اگه چنین مسائلی هم پیش بیاد دیگه بیشتر ادم حرص میخوره و اذیت میشه
ایشالا شماهم برید خواستگاری تجربه شه این برانداز کردن
این نوشتن شکلکاتون هم جالبه 
۲۷ آذر ۹۳ ، ۱۴:۴۱ شمس البانو
ویزززززز چه اکویی داشته صداش تو اون سکوت :)))
پاسخ:
خیلی رو اعصاب بود

وای آؤه کصافطا تا همه جای آدمو سرویس نکنن نمیمیرن خبر مرگشون

پاسخ:
باید حتما کشتشون و الا به این راحتیم نمیمیرن
سلام خوب هستین؟ راستش تو پست خواستگار صفر کیلومتر نوشته بودین اون اقا اومده بود تو صفحه تون... منظورتون فیس بوکه دیگه؟ خب ببخشید چوری متوجه میشین کی اومده تو صفحه تون یا پروفایلتون... من هر چی سرچ می کنم نمی تونم راهش رو پیدا کنم. بعضی سایتها می گن نمی شه... اگر لطف کنین بگین ممنون میشم...
پاسخ:
سلام ممنون
نه منظورم سایت همسریابیه طوبی بود.تو این سایت واستون گزارش کسایی که از پروفایلتون بازدید کردن رو میده.ولی فیس بوک اینطور نیست
ممنون که جواب دادین
پاسخ:
خواهش میکنم
چه جالب!!! نکنه واسه اون مگسا رفتن و نیامدن!!!خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

پاسخ:
آره جالبه که واسه همینا که کلاس بالا بودن این اتفاق افتاد.کسی که بخاطر یه مگس بره همون بهتر که بره
ای خواهر منم کلی ماجرا دارم اما اولش گریه میکنم بعدها خاطره میشه ...
آی بدم میاد از خواستگارایی که بیخبر میذارن میرن . خیلی رسم بدیه همونجور که زنگ میزنید میخواین بیاین همونجورم بزنگید بگید چرا دیگه نمیایدددددددددد ...

ماجراهای تو رو میخونم منم دلم میخواد تعریف کنم ...خخخخخخ

ای خواهر چی بگم ...
حالا هنوزم این سایتای همسریابی عضوی ؟ من عضوم میترسم حس میکنم همشون یه ریگی به کفششونه ... حالا با یکی در ارتباطم از شهرستان نزدیک ماست !! اما ندیدمش و زیادم صحبت نکردیم ....


چی میشد خدا ما رو هم پسر میافرید یا مرسوم میشد ما هم دنبال نیمه گمشده کوفتیمون خودمون بگردیم .... شاید نیمه گمشده نمیتونه پیدامون کنه ...

تو خواستگاریام یادم نمیاد مگس بوده یا نه ... اما کلا موجودات رو اعصابی هستن ... مزیتش اینه که سکوت سنگینو شکسته و مامانت و مامانش به ی بهونه ای حرفیدن...
پاسخ:
من نمیدونم چرا همون روزی که خواستگار دارم گریه میکنم از بس خسته شدم ازشون
اینا که زنگ نمیزنن روشون نمیشه زنگ بزنن بگن نظرمون منفیه خخخخخ
خب تعریف کن اگه وبلاگ داری تا ما بخونیم
عضوم ولی نمیرم دیگه واسه من فایده نداشت خسته شدم ازش.بعضیاشونم واقعا دنبال ازدواجن اما این سایت تنوع طلبیشونا بالا میبره به این راحتی راضی نمیشن
اگه میشد خوب بود ولی فعلا تو فرهنگ ماجانیفتاده و پسرا جنبشو ندارن 
آره دیگه حواسمون رفت به مگسه به جای صحبتای اصولی
دوست هنرمند عزیز
با سلام و عرض ادب
از شما دعوت می شود تا کتاب دلنوشته های خود را در کشور آمریکا جهت عرضه جهانی منتشر نمایید.
به طور خلاصه شما می توانید با کمک امکان نشر جهانی آثار ارزشمند هنری فرهنگی، احساسات و افکار خود را در قالب
کتاب، موسیقی و فیلم در آمریکا و اروپا منتشر نموده و آنها را از طریق شبکه عرضه معتبر بین المللی مانند وب سایت آمازون به همه علاقه مندان در سراسر جهان معرفی نمایید.
در نهایت تقاضا داریم با لینک به ما این تسهیلات را با عنوان نشر جهانی کتاب موسیقی و فیلم ایرانی به دیگر دوستان فرهیخته خود نیز معرفی نمایید.

با احترام فراوان
آسان نشر
تسهیلات نشر جهانی آثار ارزشمند ایرانی

۲۸ آذر ۹۳ ، ۱۴:۵۱ ıllıllı آویــژه ıllıllı
ااااااااااااااااااااهههههههههههههههههه
یاشل جهانی شدی رفت
پس فردا اسمتو تو گینس ثبت میکنن
اهههههههههههههههههههههههههههه
اووووووووووووووه
نهههههههههههههههه
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
پاسخ:
اههههههههههههههههههه
بابا جهانی کجا بود؟
فقط یه کامنته من که پول ندارم برم کتاب نشر کنم
از این خوابا نبین واسه ما
دیدی راست میگفتم یاشل خانم؟حالا من حی میگم بیا این خاطرات رو کتاب کن تو بگونه .باور کن کتاب طنز پر فروشی میشه. تازه میتونی  بایه خورده شاخ وبرگ وکمی خالی بندی بهش جذابیت بیشتری بدی.
پاسخ:
واقعنیییییییی؟خودم باور نمیکنم اینقدرام جالب باشه تازه کتاب کردن پول میخواد نصفشم باید سانسور کنم فکر کنم.حالا اینم یه چیزی گفته واسه تبلیغه کار خودش من که چیزی از اینا سر در نمیارم.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">